تاريخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | | نویسنده : گمنام

 قدس نوشت:«منبر» کلمه‌ای است که برای نسل گذشته یا حتی نسل جوان امروز که حالا دارد پا به میانسالی می‌گذارد، نوستالوژی خاصی دارد؛ نشستن پای سخنان یک روحانی که از دین و زندگی می‌گوید و آیین دینداری و درست زیستن.

اما «منبر» شاید برای نسل نوجوان امروز که در عصر رسانه‌ها متولد شده و در دوره فراگیر شدن اینترنت و گوشی‌های هوشمند بزرگ شده است، آن مفهوم سابق و آن حس و آب و رنگ را ندارد. نوجوان امروز، بسیاری از آموخته‌های خود را از همین گوشی‌های هوشمند، اپلیکیشن‌ها، پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های مجازی دریافت می‌کند و شاید فرصت و فراغت کمتری برای نشستن پای «منبر» داشته باشد.
اکنون پرسش این است که آیا در چنین زمانه‌ای برای تبلیغ دین می‌توان به «منبر» به شکل سنتی آن - با همه برکاتی که دارد- اکتفا کرد؟ آن هم در شرایطی که اینستاگرام و تلگرام، بطور کامل نوجوانان ما را محاصره کرده‌اند و گوشی‌های هوشمند و اینترنت پرسرعت و همراه، همدم شب و روز بسیاری از نوجوانان شده است؟

* شناخت ظرفیت‌های تبلیغی جدید
محسن خالقی، از طلاب خوش ذوق حوزه علمیه که نویسنده نرم‌افزار و تولیدکننده اپلیکیشن‌های مذهبی نیز هست، در این باره می‌گوید: در زمانه ما اثرگذاری رسانه‌های دیجیتال در بستر فضای مجازی از هر ابزار دیگری بیشتر است. امروزه، گوشی‌های هوشمند و اپلیکیشن‌ها، دیگر یک ابزار ارتباطی نیستند، بلکه رسانه‌هایی هستند که به صورت مستقیم و غیرمستقیم کار تبلیغ را ضد دین و در موارد اندکی برای دین انجام می‌دهند. بنابراین، شناخت این فضا و در اختیار گرفتن امکانات و ظرفیت‌های آن از ضروریات فوری است که متأسفانه در کشور ما از آن غفلت جدی شده است.
تلگرام و اینستاگرام فضاهای خطرناکی هستند که امروز بیشتر نوجوانان و جوانان ما را درگیر کرده‌اند و کمتر نوجوانی را می‌بینید که یا عضو اینستاگرام نباشد یا دوست نداشته باشد در این شبکه مجازی عضو شود. شبکه‌ای که محتواهای خطرناک در آن براحتی در دسترس قرار می‌گیرد و متأسفانه امکان نظارت چندانی هم نیست.
خالقی با اشاره به اینکه در برابر دشمن باید از ابزارها و سلاح‌های خودش استفاده کرد، می‌افزاید: اگر ما در این میدان عقب‌نشینی کنیم، دشمن فرهنگی ما روز به روز پیشروی خواهد کرد و فکر و ذهن نسل آینده ما را در اختیار خواهد گرفت.

* برای تبلیغ دین بودجه نداریم!
این تولیدکننده محتواهای مذهبی البته گلایه‌های زیادی هم دارد. گلایه از بی‌مهری‌ها و کم‌توجهی‌های مسئولان. مسئولانی که درک درست و دقیقی از زمانه و اقتضائات آن ندارند و هزار جور خرج و برج دارند، اما وقتی سخن از هزینه‌های فرهنگی برای نوجوانان و دانش‌آموزان به میان می‌آید، با بهانه همیشگی «کمبود بودجه» میدان جهاد فرهنگی را خالی می‌کنند.
خالقی می‌گوید: مسئولان از ما و کارمان هیچ حمایتی نمی‌کنند. نه آموزش و پرورش بودجه‌ای برای این کار دارد و نه دیگر نهادها مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نه حتی حوزه علمیه. ما جلسات زیادی هم با این بزرگوران داشته‌ایم و قول‌های زیادی هم داده‌اند، اما این قول‌ها به بودجه تبدیل نشده است.
این طراح برنامه‌های آنلاین مذهبی با ارائه پیشنهادی می‌گوید: خوب است مسئولان با درک شرایط خطیر کنونی، مرکز یا مراکزی را با محوریت یکی از نهادها، برای حمایت از تولید محتواهای فرهنگی ویژه فضای مجازی، دیتاها و مدیاهای لازم فراهم کنند تا تولیدکنندگان محتوا اعم از برنامه‌نویسان، طراحان وب‌سایت، فیلمسازان و مستندسازان، تهیه‌کنندگان کلیپ‌ها، موشن‌گرافیک، گردانندگان کانال‌ها و... بتوانند زیر چتر چنین مرکزی گرد هم بیایند و با هم گفت و گو و تشریک مساعی کنند و البته از حمایت‌های مالی لازم نیز بهره‌مند شوند. وگرنه با حرف زدن و جلسه گذاشتن و حمایت‌های مقطعی، راه به جایی نخواهیم برد.

* ضرورت معرفی بازی‌های آنلاین مذهبی به دانش‌آموزان
وی به علاقه و گرایش دانش‌آموزان به اپلیکیشن‌ها بازی‌های آنلاین و فعالیت‌های خود در این حوزه اشاره می‌کند و می‌گوید: ما با طراحی یک اپلیکیشن آنلاین ویژه مسابقه و سرگرمی و نیز تهیه نرم‌افزاری برای انجام مسابقات در مدارس و اجتماع‌های دانش‌آموزی، بازخوردهای شگفت آوری دیدیم. دانش‌آموزان در مدارسی که ما برایشان برنامه اجرا کردیم، چنان شور و هیجانی نشان دادند که مدیران مدرسه شگفت‌زده شدند و اذعان کردند، تا به حال چنین شور و نشاطی را در جمع دانش‌آموزان ندیده بودند. همین موضوع باعث شد، ما از سوی مدارس مختلف برای اجرای برنامه‌ دعوت شویم. برنامه‌هایی که محور اصلی آن تبلیغ معارف دینی و آموزش قرآن و احکام به صورت جذاب همراه با مسابقه و سرگرمی برای بچه‌هاست و نه تنها آن‌ها را خسته نمی‌کند، بلکه موجب علاقه آن‌ها به معارف دینی می‌شود و فضایی سالم برای تخلیه هیجانات آن‌ها فراهم می‌کند. بنابراین معرفی و ارائه بازی‌های آنلاین مذهبی به دانش‌آموزان در برهه کنونی ضرورتی انکارناپذیر است.

* «منبر» نامبارک نوظهور!
چه بپذیریم چه نپذیریم، اینستاگرام و تلگرام به «منبر» فرهنگ مهاجم غرب تبدیل شده است. خدا نکند نوجوان ما در اثر کنجکاوی، کلمات ناجوری را در «اینستا» جست‌وجو کند. آن وقت است که تربیت اخلاقی، دینی و اجتماعی او شکل دیگری پیدا می‌کند و آهسته آهسته کنترلش از دست خانواده و مدرسه خارج می‌شود. براستی ما چقدر برای در اختیار گرفتن این منبر نوظهور تلاش کرده‌ایم؟
حجت الاسلام محمدعلی محمدی، مدیر تولید محتواهای چند رسانه‌ای که سابقه فعالیت‌های اثرگذاری در فضای مجازی دارد، نگاه جالبی نسبت به موضوع دارد. او معتقد است، بزرگ‌ترین مشکل ما در این حوزه، سواد اندک مسئولان و نگاه نادرست آن‌ها به موضوعات روز است.
محمدی می‌افزاید: مسئولان ما نه سواد رسانه دارند، نه رایانه و نه اینترنت؛ به همین دلیل نوجوانان و جوانان همیشه از مسئولان جلوترند. در حالی که اگر این سواد رسانه‌ای در مسئولان وجود داشته باشد، خود به خود این آگاهی به نوجوانان و جوانان نیز سرایت می‌کند.
این فعال فضای مجازی با تأکید بر اینکه امروز ما باید دستگاه تبلیغ خود را در زمینی بنا کنیم که متعلق به دشمن است، می‌گوید: تا کنون در این زمینه خوب عمل نکرده‌ایم و از نقطه مطلوب خیلی عقبیم.
محمدی با اشاره به کندی حرکت حوزه علمیه در این زمینه، تصریح می‌کند: باید بین نهاد حوزه و حوزویان تفاوت قائل شد. نهاد حوزه، از سرعت تحولات روز عقب است، اما حوزویانِ بسیاری داریم که همگام با تحولات و اقتضائات روز حرکت می‌کنند و در فضای مجازی، در بخش تولید محتوا، مستندسازی و تولیدات چند رسانه‌ای، بخوبی وارد میدان شده‌اند و تولیدات ارزشمند و موفقی هم داشته‌اند که آثار آن حتی فراتر از مرزها رفته است.

* مسئولان سواد خود را ارتقا دهند
محمدی در پاسخِ این پرسش که «به عنوان یک تولیدکننده محتواهای دینی چه انتظاری از مسئولان دارید»، با لبخند می‌گوید: لطفاً فقط فضا را خراب نکنند، ما نه پول می‌خواهیم نه بودجه! مسئولان محترم فقط تلاش کنند سواد رسانه‌ای خود را بالا ببرند، آن وقت همه چیز خود به خود درست می‌شود. ما و هنرمندان و تولیدکنندگان آثار هم به کمک مردم، گلیم خود را از آب بیرون می‌کشیم و مشکلات مالی این حوزه هم نخواهد توانست تولیدکنندگان را از پا بیندازد. اگر مسئولان نگاه حرفه‌ای و دانش کافی داشته باشند، محصولات خلاقانه‌تری تولید می‌شود و مردم نیز از این محصولات استقبال می‌کنند و همین استقبال، اقتصاد این حوزه یعنی تولید محتوای دینی و فرهنگی را رونق خواهد داد.
مدیر مسئول پیشین شبکه تبلیغ و عضو شورای فعالان سایبری انقلاب اسلامی در پایان تأکید می‌کند: هم مسئولان و هم تولیدکنندگان محتوا نباید در برخورد با مدیوم‌های جدید رسانه‌ای، جَوزده شوند و مثلاً ناگهان همه به سمت تولید اینفوگرافی یا موشن گرافیک بروند بدون اینکه شناخت دقیقی از این ابزارها داشته باشند. اینجاست که دانش و سواد رسانه‌ای در امر تبلیغ نوین، یک بار دیگر اهمیت پیدا می‌کند و درمی‌یابیم که آگاهی و دانش مسئولان، بیشترِ مشکلات ما را حل خواهد کرد و کار را در مسیر درست قرار خواهد داد.


* بی مایه فطیر است!
بازی های آنلاین، پیام رسان‌ها، شبکه‌های اجتماعی و دیگر ابزارهای رسانه‌ای، نسل امروز و فردای ما را احاطه کرده‌اند. تنها در یک نمونه می‌توان به بازی آنلاین «کلش آف کلنز» اشاره کرد که در سال‌های گذشته وقت و سرمایه هزاران جوان و نوجوان ایرانی را گرفت و البته امروز هم «اینستاگرام» به همراه شب و روز نوجوان ایرانی تبدیل شده است. این در حالی است که اگر پیشتر از این‌ها و همگام با اقتضائات روز وارد این میدان‌ها شده بودیم و تبلیغ دین در این حوزه‌ها را جدی گرفته و برای آن هزینه می‌کردیم، به طور قطع امروز دستمان پرتر و جلوتر بود. پس تا دیرتر نشده باید چاره‌ای اندیشید و ردیف بودجه‌ای هم برای نیازهای روزافزون این بخش در نظر گرفت.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 16 فروردين 1394 | | نویسنده : گمنام

شاید برای پیدایش تب خرید «برند» و مارک خارجی برای اجناس، نتوان آغاز دقیقی پیدا کرد اما به جرات می توان گفت با پیشرفت ابزارهای ارتباطی و تکنولوژی های این چنینی و باز شدن راه فرهنگ غرب به کشور، این پدیده که گاهی به شکل بیماری بزرگی در بین جوانان خودش را نشان می دهد، ظهور و بروز پیدا کرد.

با مهم شدن مد و تمایل به مدگرایی، ناخودآگاه توجه به مارک خارجی و برندهای مطرح نیز بیشتر و بیشتر شد تا به آن جا که برخی صرفا به این خاطر که فلان لباس و یا محصول برای یک شرکت خاص خارجی است آن را تهیه می کنند و جنس، مدل و یا حتی علاقه شخصی در این تصمیم گیری دخالتی ندارد.

این پدیده که به معضلی برای جوانان جامعه تبدیل شده نگرانی هایی را به وجود آورده است تا به آن جا که مقام معظم رهبری در راستای توصیه های اقتصادی خود به جامعه و مسئولین، این مسئله را بارها مطرح می کنند.

ایشان مردم را به مصرف کالای داخلی دعوت می کنند و نسبت به اقبال به این مارک های خارجی هشدار می دهند: «دل‌بستگی به تولیدات بیگانه و بی‌اعتنایی به تلاش کارگران ایرانی بیماری و عادت بدی است که پول و ثروت کشور را به جیب کارگر خارجی سرازیر می‌کند».

ایشان روز اول سال 91 در جمع مردم مشهد در همین رابطه می فرمایند: شما بايد كالاي ايراني بخواهيد. اين افتخار نيست؛ اين تفاخر غلطي است كه ما مارك‌هاي خارجي را در پوشاكمان، در وسايل منزلمان، در مبلمان‌مان، در امور روزمره‌مان، در خوراكي‌هايمان ترجيح بدهيم به مارك‌هاي داخلي؛ در حالي كه توليد داخلي در خيلي از موارد بسيار بهتر است. من شنيدم پوشاك داخلي را كه در بعضي از شهرستان‌ها توليد مي‌شود، مي‌برند مارك خارجي مي‌زنند، برمي‌گردانند! اگر همين‌جا بفروشند، ممكن است خريدار ايراني رغبت نكند اما چون مارك فرانسوي دارد، خريدار ايراني همان لباس را، انتخاب مي‌كند؛ اين غلط است.

همین امر نشان می دهد که هر چه سریعتر باید به فکر این معضل بود. یک مارک معروف خارجی که توسط آن ور آبی ها تبلیغ شده و مورد پذیرش قرار گرفته، می شود قبله ی آمال جوان و این برند هر محصولی بیرون دهد، مقبول واقع می شود.

این آسیب آن قدر پیشرفت کرده که در حال حاضر خیلی ها فقط به مارک توجه می کنند و نه کیفیت و نه مدل برای آن ها مهم نیست. اما این که چطور شد که این اتفاق در کشور افتاد، و این تب چرا این قدر تند شد، از آن دست مسائلی است که نیاز به بررسی دارد.

قرایی مقدم، کارشناس جامعه شناسی درباره این موضوع و تعریف برند و چگونگی نفوذ این تقاضا می گوید: برند آن برچسب یا لیبلی است که به اصطلاح بر کالا اعم از صنعتی و لباس و پوشاک و همه ی اجناس تولیدی زده می شود که هم شاخص کیفیت و هم شاخص معروفیت و وجهه ای است که کارخانه ای تولید کننده ای بر اثر سال ها تجربه و کار و در بازار آزاد سرمایه داری ایجاد کرده است.

بنابراین برند، معرفی کننده کالا و خدمات یک محصول است. اما در مورد این که چرا این برند و مارک مورد توجه قرار گرفته باید گفت که عمده ای اتفاق، بر اثر تبلیغاتیست که این گونه کارخانه ها و صاحبان تولیدی در رسانه های مختلف به عمل می آورند و به عبارتی جذب افکار عمومی می کنند.

قرایی مقدم می افزاید: « در جامعه شناسی بحث تبلیغات را داریم. در برخی از کشورها مثل آمریکا نیمی از درآمد یک کالا را باید صرف تبلیغ و معرفی آن بکنیم. امروز به منظور جلب افکار عمومی، کشورهای دیگر علاوه بر زمینه های سیاسی اقتصادی فرهنگی و غیره صرف تبلیغات در مورد گرایش خانواده ها و مردم به مارک و تولیدی خاصی می کنند.

این کارشناس جامعه شناسی ادامه می دهد: « در ایران هم این مسئله بر اثر رسانه های بیگانه چه از نظر پوشاک و چه فیلم سینمایی و سریال از شرق و غرب بر گشور ما وارد می شود و چندهزار ماهواره روی ایران به انحاء مختلف کالا یا خدماتی را تبلیغ می کنند. این برندها و مارک ها را در لباس هنرپیشه و یا شخصیت موجه یا خواننده به خورد جوانان و مردم می دهند و چون مردم و جوانان احساسی فکر می کنند، این برند را قبول می کنند.»

علی اسکندری، جامعه شناس، فرهنگ را دلیل این اقبال می داند. معتقد است که فرهنگ خودنمایی به فرهنگ اصیل ایرانی نفوذ کرده و باعث شده این اتفاق بیفتد. او با ارائه آماری از کالاهای تقلبی در ایران می گوید: طبق آمار بیشترین مارک کالاهای تقلبی در جهان در ایران است ایجاد می شود. و این به دلیل تمایل ایرانی ها به نام برند است و نه کیفیت محصول. بودریار، از این معضل به نام وانمایی واقعیت یاد می کند.

این جامعه شناس می‌افزاید: باید قبول کنیم که جامعه ما یک جامعه مصرف گراست. مردم با خرید کالای با کیفیت ارضا نمی شوند و تنها با خرید عنوان یک برند احساس بزرگی به ان ها دست می دهد. این حس، که اکثر جهان سومی ها را درگیر خود کرده باعث می شود تا آن ها از پرسه زنی در پاساژها بیشتر احساس رضایت کنند تا خود خرید! و خرید برند برایشان ارزش بیشتری داشته باشد تا جنسی که نیاز دارند و یا محصولی که کیفیت لازم را دارد.»

نظرات کارشناسی این جامعه شناس را کاملا در جامعه مشاهده می کنیم. بسیاری از مغازه دارها اعتراف می کنند که روی اجناس ایرانی و تولید داخلشان اسم خارجی می گذارند تا خریده شود. می گویند اگر خریدار بفهمد که این جنس مارک خاصی ندارد به آن توجهی نشان نمی دهند.

رییس اتحادیه پیراهن‌دوزان و پیراهن‌فروشان در این باره می گوید: برخی از فروشگاه‌های معروف با گذاشتن مارک تقلبی روی پیراهن‌های ایرانی، آنها را به چند برابر قیمت می‌فروشند؛ به گونه‌ای که پیراهن‌های 50 هزار تومانی ایرانی در فروشگاه‌های برند‌دار به قیمت 140 هزار تومان فروخته می‌شوند.

او با بیان اینکه مردم وقتی متوجه می‌شوند پوشاکی دوخت ایران است از خرید منصرف می‌شوند، تاکید می کند: مردم به سمت خرید پوشاک و به طور کلی اجناس مارک‌دار هستند و به دلیل این‌که در داخل تولید شده، تمایلی به خرید آن نشان نمی‌دهند.

قرایی مقدم علت این پدیده را «شیء سروری» نامگذاری می کند. وی می‌گوید: «حاکم شدن پدیده شیء سروری در جامعه باعث شده که مردم شخصیتشان را از کالا و اشیا بگیرند و به این وسیله شخصیتشان را به رخ دیگران بکشند. آن ها با نشان دادن یک شیء به دیگران، می خواهند بگویند که دارای شخصیت بالا، ثروت بالا و مقام بالا هستیند و از موقعیت اجتماعی بالایی برخوردارند. چشم و هم چشمی و تمایل به رخ کشیدن، باعث می شود که افراد خودباخته، تازه به دوران رسیده و نوکیسه برای مطرح کردن خود یک برند خاص معروف را خریداری کنند و در معرض دید دیگران قرار دهند.

این جامعه شناس، این افراد را برده و غلام «مارک خارجی» می خواند و می گوید: «در علم روانشناسی آمده است که انسان هر چه می بیند را می خواهد و تبلیغات باعث می شود که بخواهد!؛ تکرار تبلیغات باعث نهادینه شدن آن می شود و همین تبلیغات انسان را وادار به خرید می کند. این برند از طریق ماهواره ها و اینترنت در مغز جوانان ما جاخوش کرده و هر وقت بخواهد خرید کند، ناخودآگاه به سمت برند متمایل می شود.

کارشناسان مسائل اقتصادی یکی دیگر از دلایلی تمایل به برند خارجی را فقدان برند خوب داخلی می دانند و معتقدند که اگر محصول داخلی با قیمت خوب و کیفیت مناسب در اختیار قرار بگیرد، خیلی از این مشکلات حل می شود. این مسئله در کلام مقام معظم رهبری نیز وجود دارد که ایشان بارها مسئولین را به تولید کالای خوب و مردم را به خرید کالای داخلی تشویق کرده اند.

قرایی مقدم در این رابطه این طور اظهار نظر می کند: «مسئله ی توجه به مارک خارجی، یک مسئله تک بعدی نیست. وقتی که به برند خارجی روی بیاوریم، پول از کشور خارج می شود، کارگر بیکار می شود، فقر و بسیاری از آسیب های اجتماعی در پی می آید ... پس تولید کالای داخلی خوب و بی اعتماد نکردن مردم نسبت به تولیدات داخلی، از مهمترین وظایف مسئولین است.»

وی با اشاره به کشور هند و بیان این که در این کشور حتی یک جنس خارجی مشاهده نمی شود گفت: « من در این زمینه نه تنها مردم که مسئولین را مقصر می دانم. وقتی قرآن و تسبیح را از چین وارد می کنند چه انتظاری از مردم دارند؟ در حال جاضر بیگانگی با کالای ایرانی وجود دارد و از آن طرف رسانه های بیگانه با تبلیغاتشان باعث شده اند کسی قبول نکند که کالای ایرانی خوب است. مسئولان نباید همه تقصیر ها را گردن مردم بیاندازند. وقتی 24 میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشور می شود، چه انتظاری از مردم دارید که سراغ کالای ایرانی بیایند؟»

خوب یا بد، درست یا غلط، تمایل به مارک پوشی و خرید برند، در بین جوانان اپیدمی شده است. لباس های مارک دار حس هویت و برجسته شدن در گروه همسالانشان را به آن ها می دهد و چنانچه یک الگو و چهره ورزشی مثل هنرپیشه، مانکن و یا ورزشکاری از یک برندخاص استفاده کند، به آن سمت تمایل پیدا می کنند.

در این بین، نقش خانواده ها پررنگ تر از سایرین به نظر می رسد. قرایی مقدم، جامعه شناس در این رابطه می‌گوید: «اگر خانواده ای به حال فرزندش می اندیشد و آینده ی او برایش مهم است، می بایست از کودکی به او تفهیم کند که کالای ایرانی و جنس داخلی از همه نظر بهتر است. وقتی مادری خودش اهل چشم و هم چشمی و پز دادن است، چطور می تواند از فرزندش انتظار داشته باشد که او چنین رفتاری را تقلید نکند؟ »

علاوه بر والدین، نقش رسانه ها را نمی توان نادیده گرفت. تبلیغ برندهای موفق داخلی در کنار ساخت برنامه هایی که مصرف گرایی را تقبیح کند، می تواند در فروکش کردن این تب اثرگذار باشد.

همچنین ارائه الگوهای مناسب و نشان دادن آن ها به جوانان برای تغییر ذائقه ی نسل جدید و توجه به مسائل عالی تر و والاتر، در شرایط فعلی جامعه ضروری به نظر می رسد.

 
منبع: خبرگزاری دانشجو
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 19 تير 1393 | | نویسنده : گمنام

خبرنامه دانشجویان ایران نوشت:

برخی کشورها برای ازدواج و بچه‌داری جایزه می‌گذارند و برخی سیاست‌های سوبسیدی برای خانواده‌هایی قرار داده‌اند که گرایش به بچه‌داری دارند اما آنچه امروز در فضای مجازی تامین‌کننده این نیاز فطری بشر غربی شده، موجودی تخم‌مرغی، قهوه‌ای رنگ، آرام و با چشمان بزرگ است که مظلومانه به والدینش نگاه می‌کند.

«پو»  (pou)که بازی برای گوشی و تبلت با سیستم‌عامل‌های اندروید و‌ ای‌او‌اس و... است که طراحی و فرآیند آسانی دارد. فرزندی مجازی که وقتی مادر یا پدرش شدی، دیگر همه مسؤولیتش بر گردن تو است. باید سر وقت به او غذا بدهی، سر وقت با او بازی کنی، بخوابانی‌اش، تمیزش کنی و... .

pou درحال ازدواج

رفته رفته که این فرزند مجازی بزرگ‌تر شد؛ با جمع‌آوری سکه می‌توانی برایش خرید کنی و توقعاتش را برآورده کنی و خلاصه هر کاری که می‌شود برای یک بچه انجام داد!

حقیقت آن است که هر پاسخ برای جواب به یک مساله داده می‌شود و «پو» راه‌حل مساله فرزند برای جامعه بی‌فرزند غربی بود. جامعه غربی که امروز بشدت با تکنولوژی عجین است و از سویی بنیان خانواده در آن تقریبا از بین رفته، حس فطری والد بودنش را با پو تجربه می‌کند اما از آنجا که شارش تکنولوژی بدون سواد رسانه‌ای در کشور ما بالا است، بسیاری از افراد درگیر این بازی مجازی شده‌اند و زندگی واقعی خود را فراموش کرده‌اند. در مسیر بزرگ شدن پو، والدینش حاضر به هر کاری می‌شوند، قمار، بی‌خوابی، انزوا و حتی در خانواده ایرانی که فرزند واقعی نیز وجود دارد، فرزند فراموش می‌شود چرا که فکر و ذهن زن و مرد می‌شود این «فرزند مجازی»! خطرناک‌تر از آن عجین شدن کودکان 6 الی 15 ساله با این موجود مجازی است که انزوا و تجرد را از سن کودکی در آنها نهادینه می‌کند.

رحیمی، کارشناس روانشناسی درباره تاثیر اینگونه بازی‌ها در زندگی انسان، می‌گوید: «یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های این بازی‌ها این است که افراد گذشت زمان را به هیچ‌وجه احساس نمی‌کنند و وقتی به خود می‌آیند که ساعت‌های زیادی از وقتشان صرف این بازی‌ها شده‌است. علاوه بر آن طبق تحقیقات، افرادی که وابسته به این بازی‌ها می‌شوند، درونگرا شده و در جامعه منزوی و رفته‌رفته در برقراری ارتباط اجتماعی کم‌تمایل یا ناتوان می‌شوند». این روانشناس خطر خیالپردازی و دور شدن از دنیای حقیقی را مهم و غیرقابل انکار می‌داند و می‌گوید: «وقتی بچه مجازی جز نیازهای مادی توقعی از پدر و مادرش ندارد و با اندکی غذا و کمی بازی می‌توانی راضی نگهش داری، ناخودآگاه این تفکر و این ذهنیت در زندگی عادی برای انسان نهادینه می‌شود. تحملش در برابر خواسته‌های دیگر را از دست می‌دهد و توجه به نیازهای معنوی اطرافیان بویژه فرزند را از دست می‌دهد».

رحیمی معتقد است: «پیشرفت تکنولوژی سبب دور شدن اعضای خانواده از یکدیگر می‌شود، طوری که هر یک از افراد خانواده به خاطر مشغول بودن به تماشای تلویزیون یا درگیر بودن با رایانه، اینترنت و بازی‌های رایانه‌ای، کمتر وقت می‌کنند با یکدیگر بنشینند و صحبت کنند و این خود باعث سرد شدن روابط بین والدین و فرزندان شده‌است، به‌گونه‌ای که آنان کمتر حوصله یکدیگر را دارند». ابهری، روانشناس و آسیب‌شناس اجتماعی نیز می‌گوید: «بازی رایانه‌ای «پو» باعث بروز استرس در افراد می‌شود و شدت و ضعف آن با توجه به حساسیت سنی و موقعیت فیزیکی افراد متفاوت است«.

وی می‌افزاید: «ابعاد منفی بازی رایانه‌ای «پو» سبب مشکلات عصبی، روحی و رفتاری در افراد به صورت هدفدار می‌شود که آثار مخربی را به دنبال داردکمبود سرگرمی و تفریح در میان خانواده‌ها، بازی رایانه‌ای «پو» را به خانواده‌ها کشانده است». وی ادامه می‌دهد: «پر کردن اوقات فراغت، نیاز به ابزار و مهارت‌های شایسته‌ای دارد که در دوران کودکی و نوجوانی اهمیت و جایگاه این ابزار بیشتر محسوس است. در حال حاضر بازی‌های رایانه‌ای یکی از ابزار اصلی پرکردن اوقات فراغت شده که با نسل جدید برخی نرم‌افزارها، این فعالیت با تلفن همراه نیز مقدور است».

به گفته این روانشناس و آسیب‌شناس اجتماعی، 80 درصد افرادی که اقدام به بازی رایانه‌ای «پو» می‌کنند، نیاز به توجه دیگران دارند. این بازی رایانه‌ای در تمام کشورهای دنیا متداول است اما از نظر تعداد علاقه‌مندان به آن، ایران در رتبه سوم قرار دارد.

امروز میهمانی‌ها، گعده‌های دورهمی و محفل خانواده تحت‌الشعاع تکنولوژی‌های همراه، واقع شده است که به خودی خود به آسیب زدن بنیان خانواده کمک می‌کند اما اینگونه نرم‌افزارها علاوه بر آن زندگی مجردی را نیز تقویت می‌کند و همه نیاز انسانی مادر شدن یا پدر شدن را در یک بازی رایانه‌ای خلاصه می‌کند. شاید برای جامعه غربی که بنیان خانواده در آن سست است یا وجود ندارد؛ پو چندان خطری محسوب نشود و حتی نقش مُسکنی برای درد بی‌فرزندی باشد اما قطعا پو و امثال آن برای جامعه ایرانی یک خطر بزرگ محسوب می‌شود که لحظه به لحظه جامعه ایرانی را آسیب‌زا می‌کند.

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 17 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام

حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی مسئول دفتر مقام معظم رهبری در حاشیه بازدید از نمایشگاه کتاب و سالن یاس در پاسخ به این پرسش فارس که آیا رهبر انقلاب امسال در نمایشگاه کتاب شرکت می‌کنند یا خیر؟ گفت: «تراکم کارها و مسئولیت های ایشان به حدی زیاد است که وقتی برای حضور در نمایشگاه کتاب باقی نگذاشته است.»

به گزارش رجانیوز، وی در پاسخ به سؤال دوم فارس که آیا شما امسال به نمایندگی از ایشان به نمایشگاه آمده‌اید، گفت: «بنده خودم علاقمند کتاب هستم و حضورم در نمایشگاه کتاب به نمایندگی از ایشان نیست.»
 
 
این در حالی است که طی سالهای گذشته رهبر معظم انقلاب در تمامی ادوار نمایشگاه بین المللی کتاب حضور داشته اند، به جز دو دوره 84 و 88 که همزمان در سفر به کرمان و کردستان بوده اند و 6 دوره دیگر در زمان وزارت ارشاد مهاجرانی و مسجد جامعی که به نشانه «اعتراض» به عملکرد وزارت ارشاد، در نمایشگاه کتاب حضور نیافتند.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 17 ارديبهشت 1393 | | نویسنده : گمنام
حجت الاسلام آقاتهرانی:
خیلی تلاش کردیم بودجه‎ای برای فعالیت‎های فرهنگی مردمی بگذاریم اما نشد/ از بچه حزب‎اللهی‎ها احساس شرم می‎کنم
 

 

گروه فرهنگی – رجانیوز:حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی گفت: حمایت از حرکت‌های فرهنگی خودجوشِ بچه‌های حزب‌اللهی، آنقدر مهم است که رهبر معظم انقلاب برای این‌که برای اینها فکری کنیم، قبلا به ما (مجلس) گفته بودند اما متأسفانه هنوز مجلس به این ضرورت نرسیده که برای اینها فکر جدی کند.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی، نایب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، در پاسخ به سؤالی درباره اظهارنظرات برخی مسؤولان که از تساهل و تسامح در زمینه فرهنگ حکایت دارد، گفت: چنین افرادی معلوم می‌شود که فرهنگ را نمی‌فهمند؛ فرهنگ اسلامی یک فرهنگ خاصی است، باید ابتدا آن را شناخت، اگر شناخته شد، سیاست، اقتصاد، مبانی دیگر و تمام مسائل روی این سوار می‌شود، اگر فرهنگ اسلامی را ندانیم چیزی حاصل نمی‌شود.

وی با اشاره به این‌که اقتصاد غرب، شرق و اروپا را تجربه هم کردیم اما جواب نداده است، بیان داشت: باید فرهنگ اسلامی را بدانیم و بر مبنای آن اقتصاد را ببندیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین آقاتهرانی افزود: سیاست هم همینطور است؛ آنها که سیاست را عین دیانت ندانستند، ببینید جامعه را به چه روزی می‌کشانند اما اگر سیاست را عین دیانت بدانند، ببینید چه می‌شود؟ مدرس‌ها و امام خمینی‌ها حاصل آن می‌شود.

نایب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سؤالی مبنی بر ضرورت حمایت از حرکت‌های فرهنگی خودجوشِ بچه‌های حزب‌اللهی، تأکید کرد: آنقدر مهم است که رهبر معظم انقلاب برای این‌که برای اینها فکری کنیم، قبلا به ما (مجلس) گفته بودند اما متأسفانه هنوز مجلس به این ضرورت نرسیده که برای اینها فکر جدی کند، ما خیلی تلاش کردیم که بشود حتی برای اینها یک بودجه درستی بگذاریم اما متأسفانه نشد، خیلی هم متأسفیم و از بچه حزب‌اللهی‌ها احساس شرم می‌کنم.

وی به نامگذاری امسال از سوی رهبر معظم انقلاب مبنی بر «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» اشاره کرد و ابراز داشت: عزم ملی همین بچه حزب‌اللهی‌ها هستند؛ این بچه‌ها باید ایستادگی کنند؛ شدنی است، نباید ترسید یا احساس کرد نمی‌شود، منتها سختی‌های خودش را هم دارد و البته به تحمل دشواری ها می‌ارزد.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | | نویسنده : گمنام

بسم اله الرحمن الرحیم

حدود ده سال پیش و همزمان با سالروز میلاد با سعادت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) پنجره ای با نام بهشت از کرانه نورانی آستان حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) در قاب دنیای مجازی گشودیم تا پایگاهی گردد برای اطلاع رسانی جلسات هیئت الرضا محفل بسیجیان و رهروان شهداو اینک مفتخریم تا در چنین روزهایی که به استقبال میلاد با سر سعادت حضرت زینب(سلام الله علیها) میرویم به اعتبار آرای مردمی منتخب و برگزیده ششمین جشنواره سالانه وب و موبایل گردیم.

ضمن تشکر و احترام به آرای مخاطبین و رای دهندگان گرامی که همواره در طی این سالها یار و یاورمان بوده و با ارشاداتشان مسیر صحیح اطلاع رسانی را هموار نموده اند امید آن داریم تا با جدیت بیشتر و در راستای تبلیغ و اطلاع رسانی هرچه بیشتر و بهتر مجالس اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) تلاش نموده و از عهده این مسئولیت سنگین و گاه پر مخاطره با موفقیت برآییم.

خبرگزاری فارس

پایگاه خبری وبنا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 
 

بی‌رغبتی جوانان برای ازدواج به‌هنگام/بخش‌های فرهنگی برای تحکیم خانواده فعالیت نمی‌کنند
 

حجت‌الاسلام مرادی:

بی‌رغبتی جوانان برای ازدواج به‌هنگام/بخش‌های فرهنگی برای تحکیم خانواده فعالیت نمی‌کنند

حجت‌الاسلام و المسلمین مرادی گفت: عدم رغبت جوانان به ازدواج به موقع و به‌هنگام، بحث موضوع تلخ آمار روبه رشد طلاق و شدید شدن تجملات و رسم و رسوم جاهلانه از مشکلات عمده است که باید رفع شود.
 

 

 حجت‌الاسلام‌ والمسلمین شهاب مرادی،کارشناس مسائل خانواده در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با توجه به هفته ازدواج به نظر شما برای کاهش طلاق در جامعه چه باید کرد و عمده مشکلات زوج‌های جوان چیست، اظهار داشت: مشکلات ما را مناسبت‌ها حل نمی‌کند؛ در واقع مشکلات ما را رفتارها و اقدام‌های شعارگونه و تبلیغی کاهش نمی‌دهد بنابراین باید کاری اصولی انجام داده و برنامه‌های بسیاری داشته باشیم.

وی ادامه داد: اینکه در یک روز مثلاً دفاتر ثبت طلاق، طلاق ثبت نکند این مشکلی را کم نمی‌کند؛ مشکل ما این است که فرزندان در دوران رشد در خانه و مدرسه، مسئولیت پذیری و علاقه‌ورزی را نمی‌آموزند همچنین دوست داشتن و دوست داشته شدن را آموزش ندیده و تمرین نمی‌کنند بنابراین دختران و پسران بیش از هر چیز باید در بحث وفاداری، تعهد و فداکاری آموزش ببنند.


*سینما، تئاتر و موسیقی کشور ما به نفع تحکیم خانواده عمل نمی‌کنند

این کارشناس مسائل خانواده با اشاره به اینکه ما باید در حوزه‌های تربیتی و در تمام دستگاه‌های فرهنگی در زمینه ازدواج مناسب کار کنیم و از اثر‌بخشی و خروجی آن در کف جامعه و خانواده‌ها بهره ببریم، عنوان کرد: بخش‌های مختلف فرهنگی ما مانند کتاب، رمان، سینما، تئاتر و موسیقی در کشور به نفع تحکیم خانواده عمل نمی‌کنند. به طور مثال اگر 50 سریال و تئاتر اخیر را در جامعه رصد کنیم، متوجه خواهیم شد که تعداد اندکی در راستای تحکیم خانواده گام برداشته است.

مرادی گفت: آیا سریال کلاه پهلوی به تحکیم خانواده کمک می‌کند؟ واقعا به نظر بنده ادامه پخش این سریال هیچ توجیه  فرهنگی و شرعی ندارد بنابراین باید دست به دست هم داده و مشکلات را رفع کنیم چرا که متاسفانه امروز، از 52 ازدواج ، 10 طلاق داریم و همچنین میل به فرزندآوری در گروه‌های مختلف جامعه کم شده است که این امر نگران‌کننده است.

وی با بیان اینکه در حال‌حاضر از انسان‌های پاک و مومن گرفته تا افرادی که در قید و بند مسائل دینی نیستند، تمایل عمومی نسبت به فرزند‌آوری ندارند و این موضوع مشکلات ماست، ادامه داد: امروز در جامعه ما بحث عدم رغبت جوانان به ازدواج به موقع و به‌هنگام، بحث موضوع تلخ آمار روبه رشد طلاق و شدید شدن تجملات و رسم و رسوم جاهلانه و تنوع و تکثر اقدامات اضافه و دست و پا گیر فرهنگی از مشکلات عمده است که باید رفع شود.

* تجملات از عوامل خطرناک در جامعه محسوب می‌شود

این کارشناس مسائل خانواده با اشاره به اینکه تجملات زیادی، بسیار خطرناک است، در حقیقت تجملات از عوامل خطرناک در جامعه محسوب می‌شود، اظهار داشت: برای ده سال آینده باید نگران فروپاشی خانواده و خانه‌های مجردی و تک نفره باشیم چرا که همه باید در خصوص جلوگیری از این امر جدی بوده و کار کنیم.

مرادی در راستای ترویج  ازدواج آسان و ازدواج دانشجویی گفت: بنده با ازدواج آسان مخالف هستم انتخاب همسر و مراحل قبل از عقد باید سخت باشد ولی باید در آسان‌کردن جشن‌ها و مراسم‌ها اقدام شود؛ ازدواج به معنای فرآیند انتخاب همسر باید خردمندانه و هوشمندانه باشد ولی برگزاری جشن‌ها را کم و آسان کنیم و تنها یک ولیمه با یک نوع شام ساده داده شود چرا که تجملات در این زمینه فایده‌ای ندارد.

مسئولان به جای تکرار دغدغه‌های مقام معظم‌ رهبری، آنها را عملی کنند

وی افزود: مسئولان با روحیه جهادی آنچه که خیر و صلاح جامعه است، تحت رهنمود و دغدغه مقام معظم رهبری در خصوص سبک زندگی اسلامی اقدام کرده و به جای تکرار فرمایشات رهبری، این فرمایشات را به عنوان یک دستورالعمل اجرایی تبدیل به برنامه و پیاده کنند و بعد به رهبری گزارش کار دهند، نه اینکه تکرار کنند، متاسفانه در حال حاضر مقام معظم رهبری دغدغه جامعه را بیان می‌کنند و مدیران رتبه دستگاه‌های فرهنگی همه تکرار می‌کنند پس چه کسی باید این فرسمایشات را عملیاتی کند!

مرادی بیان کرد: مشکل این جاست که همه مسئولان طلبکار هستند و خود را بهتر می‌دانند ولی باید گفت که مسئولان باید دغدغه مقام معظم رهبری را عملیاتی کنند، افزود: بحث جوانان بحث چالشی و مهم است که همه دستگاه‌ها به آن توجه کنند.

وی در خصوص تبصره قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که در آن مطرح شده است ازدواج سرپرست با فرزنده خانواده ممنوع نیست، اظهار داشت: بنده با این امر مخالف هستم بنده تاکید می‌کنم این موضوع درست نیست و باید ممنوع باشد.

این کارشناس مسائل خانواده با اشاره به اینکه ما کتاب خدا را بستیم و با عقل ناقص کار می‌کنیم بنابراین باید براساس دین تمام مشکلات راه حل کنیم وگرنه باید باید برای حل مسائل خانواده سراغ آمریکا برویم و به راه اشتباه کشیده شویم، گفت: مشکلات فرهنگی ما  پیچیده است که باید به فکر حل باشیم و همفکری کنیم تا به نتایج خوبی برسیم.

تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 19 تير 1392 | | نویسنده : گمنام

به نقل از تریبون مستضعفین، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در ۱۳۷۰/۱۲/۱۳ در در دیدار اعضاى گروه ویژه و گروه معارف اسلامى صداى جمهورى اسلامى ایران‌ به نکات جالبی درباره موسیقی مذهبی و اذان و مناجات‌های صدا و سیما اشاره کردند و نکاتی گفتند که متاسفانه اکنون بعد از گذشت ۲۰ سال هنوز به آنها توجه جدی نشده است.
 
ایشان در این سخنان «ربنا»ی شجریان را اثری هنری می‌خواند که فاقد حس و حال مناسب برای اذان ماه مبارک رمضان است و بهتر است با نمونه‌های مسجدی جایگزین شود: «آن «ربّنا»هایى که شجریان خوانده و در ماه رمضان قبل از اذان مغرب مى‌گذارند، یک کار هنرى است؛ یک کار حالى نیست؛ مناسب نیست که بعد از اذان، کسى بخواهد آن‌طور چیزى را بگذارد؛ نه، بعد از اذان، به نظرم مى‌رسد که همین صداى معمولىِ مسجدىِ ما بهتر و مناسب‌تر باشد.»
 
آیت الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود درباره لحن دعاخوانی و قرآن‌خوانی فرمودند: «اگر این دعاها را با سبک قرآن‌خوانىِ فارسى بخوانند – همین سبکى که در مسجدها مى‌خوانند – مطلوبتر است؛ آن آهنگ‌هاى کشیده خیلى مناسب نیست. البته همین دیروز یا پریروز بود که دیدیم بعد از اذان دعایى با لحن عربى خوانده شد که خوب و دلنشین بود؛ اما اگر بخواهند آن را بِکِشند، چیز مطلوبى نخواهد شد. البته استثناهایى هم وجود دارد.»
 
ایشان در بخش دیگری از نظرات خود به اشکالاتی درباره اذان‌های پخش شده از صدا و سیما پرداختند و اذان گلدسته‌ای را به عنوان جایگزین اذان استودیویی طرح کردند: «یک نکته را هم در خصوص اذان‌هایى که از صدا و سیما پخش مى‌شود، متذکر مى‌شوم. شما به اذان غلوش اشاره کردید؛ اما عیب اذان غلوش این است که آهسته گفته شده است؛ اذان استودیویى است؛ مثل این‌که براى خودش حدیث نفس کرده است. اذان ابوزید هم همین‌طور است؛ او هم براى خودش گفته است؛ اینها براى دیگران اذان نگفته‌اند. ما در این‌جا به آقایان قرّاء مصرى گفتیم که اذان باید از دل کنده بشود؛ یعنى اذان گلدسته‌یى بگویند؛ اذان استودیویى به درد ما نمى‌خورد! اذان گلدسته‌یى، مثل همان اذانى است که شما گفته‌اید؛ یا اذان آقاى شریف که انصافاً از آن اذان‌هاى بسیار خوب و درجه‌ى یک است. البته این اذان آقاى شریف، نسخه‌ى بدل است؛ اصلش را یک عرب گفته است و من سالها پیش این اذان را شنیده‌ام. مرحوم عطاءاللَّه زاهد مى‌گفت که موسیقى متن فیلم محمّد رسول‌اللَّه را از اللَّه‌اکبر آن اذان گرفته‌اند. اذان طوخى و اذان مؤذن‌زاده هم خوب است؛ اذان پُرحرارت و پُرمغزى است. بناى ما بر این نبوده که در رادیو و تلویزیون، از اول تا آخر، همین چهار تا اذان را بگذاریم؛ نه، بنا بر این بوده است که اذان گفتن را نظمى بدهند؛ منتها براى این‌که خیلى شلوغ نشود، گفته شد که مرزى بگذارند. البته ممکن است گاهى بعضى از اذانها را هم بگذارند؛ اما توجه داشته باشید که اذان رسمى و دایمى رادیوى ایران که ما مى‌خواهیم در دنیا پخش بشود، باید – به قول شماها – یک اذان استاندارد باشد؛ یعنى بتوانیم آن را عرضه کنیم و بگوییم ما این‌طورى اذان مى‌گوییم.»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

یک نفر از لزوم وجود کتابخانه‌های تخصصی گفت. آقا جواب دادند شما حوزه‌ هنری و سازمان تبلیغات هستید، شما باید کاری کنید؛ «إذا عَلِمتَ فَاعمَل». وقتی می‌دانید کاری خوب و درست است، اقدام کنید.

دست‌اندرکاران دفاتر ادبیات مقاومت و ادبیات انقلاب اسلامی حوزه‌ هنری هفته گذشته با رهبر انقلاب دیدار کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir گزارشی از این دیدار را به قلم مهدی قزلی منتشر کرده است که در ذیل می‌خوانید:

کمی دیر رسیدم به جلسه. گویا ابتدا قرار بود این دیدار، نشست گزارش «رمان انقلاب» باشد به رهبر انقلاب که با کوتاه‌شدن دست «امیرحسین فردی» از دنیا، برنامه تغییر کرد به دیدار و گزارش دفاتر ادبیات و هنر مقاومت و ادبیات انقلاب اسلامی. همان‌طور که امیرحسین فردی محور رمان و داستان انقلاب بود، ستون خیمه‌ این دو دفتر هم سرهنگی و بهبودی و کمری و ... هستند. ای‌کاش حوزه فکری بکند برای ساختار این دفاتر که با فقدان افراد محوری، کارها از رونق نیفتد.

دیدار اردیبهشتی و اخوانی دفاتر با آقا با سلام و تشکر محسن مؤمنی شروع شد. او از طرف خانواده‌ مرحوم فردی هم مأمور به تشکر از آقا برای پیام تسلیت ایشان بود. پس از سلام و تشکر، فیلمی کوتاه پخش شد که یک‌جور گزارش کار مصوّر و موجز از فعالیت‌های این دو دفتر بود. رهبر انقلاب فیلم را به‌دقت همراه با بقیه نگاه کردند. حاضران در جلسه حدود ۳۰ نفر می‌شدند که اعضای این دو دفتر و البته معاونان و مدیران حوزه بودند. یک سمت رهبر انقلاب، آقایان سرهنگی و بهبودی و کمری و محسن مؤمنی نشسته بودند، سمت دیگر هم حاج‌آقای خاموشی و آقای حمزه‌زاده.

از فیلم اگر قرار بود فقط یک جمله را انتخاب کنم، همین جمله‌ سرهنگی را انتخاب می‌کردم که: «چیزی که نوشته نشود، انگار اصلاً وجود نداشته.» بعد از فیلم، باز هم محسن مؤمنی رشته‌ کلام را به دست گرفت که: «مهم‌ترین موضوع حوزه‌ هنری، انقلاب اسلامی است؛ انقلاب اسلامی نه‌فقط به عنوان اتفاقی در ظرف زمان، بلکه در حوزه‌ مفهوم و گفتمان.»

مؤمنی تأکید کرد که با همکارانش تلاش می‌کنند چهره‌ «آدم اهل این انقلاب» را ترسیم کنند. مؤمنی به انتقاداتی اشاره کرد که به ادب و هنر انقلاب می‌شود و گفت با تمام این انتقادات، با طیّ مسیری پر پیچ و خم، سبک هنر انقلاب دیگر دارای شأن غیر قابل انکار شده است و نمونه‌اش جریان شعر انقلاب است. اهمیت این شأن و سبک هم در امیدوار شدن هنرمندانِ وابسته و دلبسته به انقلاب است، چرا که در دوره‌هایی حتی مسئولان درجه‌یک فرهنگ کشور هم نظرشان این بود که جنگ و انقلاب دیگر تمام شده و ادب و هنری هم ندارد و قائل به تعطیلی این دفاتر بودند. امروز اما می‌بینیم با وجود افت نسبی رونق نمایشگاه کتاب و عدم رضایت عمومی ناشران از استقبال مردم، غرفه‌ حوزه‌ی هنری از رشد فروش تیراژی و ریالی برخوردار باشد که باعث امیدواری است.

مؤمنی صحبتش را کوتاه کرد و جلسه را به سرهنگی سپرد. آقای سرهنگی  سلامی ساده کرد و بی‌حاشیه رفت سر اصل مطلب: «به خاطر همه محبت‌هایی که به دفتر و حوزه هنری دارید، تشکر می‌کنم. شما از گذشته‌ دفتر خبر دارید. جسارت می‌کنم و چند کلمه درباره‌ امروز دفتر و فردای خودمان می‌گویم. ما امروز روزهای خوبی داریم. شاید در ۲۵ سال گذشته هیچ‌وقت دست ما این‌قدر از خاطرات پر نبود. هم نگاه جامعه‌ خودمان به سمت این ادبیات و خاطرات چرخیده و هم نگاه بین‌المللی. فرهنگ هم از راه تجارت و مهاجرت از مرزها عبور می‌کند و هم از طریق جنگ  و طریق جنگ، یک بخشش همین محصولات است و خاطرات. امروز حال خوبی داریم، ولی باید جای خوشحالی به فکر فردا باشیم.»

سرهنگی ادامه داد که: با دانش و تجربه‌ای که در این ۲۵ سال انباشته شده، هر دو ادبیات مقاومت و انقلاب باید راه خودشان را به سمت قسمت‌های پژوهشی‌تر باز کنند. دفترها هم صاحب‌اثر هستند و هم صاحب‌نظر. دوستانِ هر دو دفتر برای ورود به مرزهای فکری و اندیشه‌ای برنامه‌هایی دارند که بعضی را انجام داده‌اند. حالا دنبال تأسیس سومین دفتر هم هستیم؛ دفتر ادبیات اسارت. داربستش را هم زده‌ایم تا ببینیم کی از آن بالا می‌رویم. ما حدود ۵ هزار نامه از اسیران عراقی به مسئولان خودمان داریم. همین‌طور چندین هزار نامه از اسیران خودمان به خانواده‌هایشان. ارتش هم خیلی خوب با ما همکاری کرده و به‌جرأت می‌توانم بگویم که قوانین و مقررات حاکم به اردوگاه‌های آنها از کنوانسیون‌های ژنو هم متعالی تر بوده.

سرهنگی هم مثل مؤمنی، کوتاه و مختصر حرف‌هایش را زد؛ بدون مقدمه‌ طولانی و تعارف و بدون مؤخره‌ای شبیه به انشاءهای دوران مدرسه که: پس ما نتیجه می‌گیریم فلان و بهمان!

اصلا جلسه اخوانی‌تر از این بود که بخواهد صرف حواشی بشود.

علیرضا کمری نفر بعدی بود. صحبت‌هایش را دسته‌بندی کرده بود و کاغذی که دستش گرفته بود، نشان می‌داد حرف‌های بسیاری دارد. نخست اشاره‌ای کرد به سابقه‌ شکل‌گیری دفتر و انتخاب اسم توسط آقای بهبودی برای آن و درآمدن دفتر ادبیات انقلاب از دل دفتر ادبیات مقاومت و بعدتر، درست‌شدن نام و نهادی به نام مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری. او توضیح داد در انتخاب همین نام هم معلوم می‌شود که کار دفاتر کمی رویّه‌ پژوهشی‌تر گرفته سمت‌و‌سوی تا در کنار تولید متن، امر فکر کردن و پژوهش هم محل توجه باشد.

آقای کمری تأکید کرد که جنگ را باید اندیشید و مطالعه کرد؛ کاری که از نیمه‌ی دوم سال ۱۳۶۷ آغاز شد. کارهای دفتر را هم دسته‌بندی کرد: اول  تصحیح متن‌های بازمانده از اهل جنگ، دوم نقد و بررسی آثار موجود، سوم  توجه و اهمیت‌دادن به دانش اطلاع‌رسانی، کتابشناسی و کتابداری که نهایتاً منجر به تأسیس کتابخانه تخصصی جنگ شده، چهارم مرجع‌پژوهی در آثار جنگ.

آقای کمری ادعا کرد که دفتر ادبیات مقاومت و پایداری  گرانیگاهی شده برای اهل پژوهش در حوزه‌ی جنگ. تازه همه‌ی این حرف‌ها شد مقدمه‌ او برای رسیدن به حرف‌های اصلی‌تر که مؤمنی تذکر داد بحث را جمع کند. کمری هم تیتروار نکاتی را گفت؛ از جمله این‌که: تجربه‌ جنگ سزاوار این است که بیشتر از حوزه‌ ادبیات مورد توجه قرار بگیرد و بیش از ادبیات ظرفیت دارد. او تأکید کرد که زمینه‌های مختلف علوم انسانی باید جنگ و تجربه‌هایش را مورد توجه قرار دهد.

نکته‌ بعدیِ آقای کمری، تعدد نهادهای مختلف در مورد جنگ بود که پراکنده و غیر مرتبط هستند و احتیاج دارند به مرکزیتی برای متمرکز‌کردن و هماهنگ‌کردن آنها. آخر سر هم تأکید کرد که تحقیق و پژوهش با تعارف به جایی نمی‌رسد و از آقا خواست که جلسات شبانه‌ گپ و نشست -که ۱۷-۱۸ سال پیش دایر بود- دوباره احیا شود تا آنها بتوانند در زمانی موسّع درباره‌ همه‌ مسائل با ایشان به جمع‌بندی برسند.

رهبر انقلاب موافقتشان را با برگزاری آن جلسات اعلام کردند و به مسئولین دفتر تذکر دادند که برنامه‌ریزی شود.

خانم جمشیدی بعد از آقای کمری صحبت کرد: جنگ آزمایشگاه علوم انسانی است. ما باید یاد بگیریم چطور از جنگ سؤال کنیم که علم از آن دربیاید. این برای ما یک امر وجدان‌شده است که جنگ سرمنشأ علوم بسیاری است. خانم جمشیدی هم کوتاه و مؤثر صحبت کرد. کلمات در بهترین شکل ممکن در خدمت انتقال مفاهیم به کار می‌رفت و این نشان از ادیب بودن جمع داشت.

بعد از جمشیدی، خانم سیده‌اعظم حسینی صحبت کرد. سلام خانواده‌های شهدا و ایثارگران را رساند و گفت خیلی تلاش می‌کند که سُرور و ابتهاجش را از این دیدار کنترل کند. سیده اعظم حسینی پدیدآورنده‌ کتاب «دا» است؛ کتابی که به همت او کتاب شده. او هم نکاتش را کوتاه و دسته‌بندی ارائه کرد: عدم به رسمیت شناختن حقوق مؤلفان و پدیدآورندگان حوزه‌ جنگ، در دسترس نبودن اسناد و مدارک جنگ که یا در اختیار مراکز نظامی است یا در اختیار کسانی که با آن به مثابه کالای تجاری رفتار می‌کنند، بی‌رغبتی و کم‌حوصلگی کسانی که در صحنه‌های جنگ حضور داشته‌اند و به خاطر عدم درک صحیح از اهمیت موضوع، در بازگویی آن نمی‌کوشند. خانم حسینی از گفتن بقیه‌ حرف‌هایش امتناع کرد تا نوبت به بقیه هم برسد.

بعد از خانم حسینی، آقای بهبودی رشته‌ی کلام را به دست گرفت. بعد از سلام، از اتفاقات نهضت مشروطه و جنبش ملی شدن صنعت نفت و نهضت ۱۵ خرداد به عنوان مهم‌ترین وقایع انقلابی معاصر یاد کرد که اولی با کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ کارش تمام شد، دومی با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۲۲ نافرجام ماند و نهضت به‌ظاهر ناکام ۱۵ خرداد هم به سرانجام ۲۲ بهمن ۵۷ رسید. هر سه این نهضت‌ها قابل بررسی است و از حیث تفاوت قابل مقایسه.

آقای بهبودی ادامه داد که: «امسال در ۵۰اُمین سالگرد ۱۵ خرداد هستیم. به مناسبت اظهار نگرانی‌ای که  سال پیش درباره‌ این حوزه فرموده بودید، نکاتی را به عرض می‌رسانم. وقتی انقلاب پیروز شد، در نقطه‌ صفر بودیم و شاید مبهوت از سرعت اتفاقات. یک‌دفعه دور و اطرافمان پر شد از آثار ترجمه‌ای که بیشترشان خاطرات سفرای داخل ایران بود و البته بعضی هم مال محققین دانشگاهی خارجی. دهه‌ی ۶۰ به همین منوال گذشت، ولی در دهه‌ ۷۰ کمی اوضاع عوض شد. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مرکز بررسی اسناد تاریخی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی و ... به وجود آمدند و با رشد و بلوغ محققین و پژوهشگران در پایان دهه‌ی ۷۰ توازنی بین آثار داخلی و خارجی برقرار شد. دهه‌ی ۸۰ دوره‌ی چربش آثار داخلی نسبت به آثار خارجی بود. اسناد منتشر شد. منابع کافی و وافی برای نگارش تاریخ وجود دارد. الان دست ما برای این کار دست بالاست. بین مؤسسات مختلف رقابت درگرفته برای انتشار کتاب که خیلی خوب است. تاریخ‌های محلی انقلاب در حال نگارش است. الان انقلاب اسلامی حیثیت ملی ما شده است، چون اتفاقات آن دوره در سیستان و هرمزگان و مازندران و کردستان همه شبیه هم است.

ما کار بسیار سختی پیش رو داشتیم، یک سرِ این انقلاب در آسمان بود و یک سرش در زمین. زبان آکادمیک نمی‌فهمید که «انقلاب ما انفجار نور بود« یعنی چه  و ما باید با او با زبان علمی‌تر صحبت می‌کردیم. با توجه به جمیع جهات، موقعیت امروز ما از دیروز خیلی بهتر است و فردا خیلی بهتر از امروز خواهد بود

صحبت‌های آقای بهبودی که تمام شد، آقا پرسیدند من چه اظهار نگرانی‌ای کرده بودم؟ بهبودی گفت: در مقایسه با ادبیات جنگ، شما برای ادبیات انقلاب کمی نگران بودید. رهبر انقلاب با خنده گفتند: اگر نگرانی‌ای هم بوده برای کارهای شما نبوده، چون همین مقداری هم که دارد کار می‌شود، کار شماست.

نوبت به آقای فخرزاده رسید؛ مسئول واحد تاریخ شفاهی. توضیح داد که در سال ۱۳۷۲ کار را شروع کرده‌اند و سه برنامه را پیگیری کرده‌اند؛ اول ثبت خاطرات افراد مختلف که حدود ۶۵۰۰ ساعت مصاحبه با ۹۰۵ نفر شده است. دوم انتشار ۳۵ کتاب از همین مصاحبه‌ها و سوم ساماندهی و مدیریت اطلاعات جمع آوری‌شده برای ارائه به محققان: «اوایل خاطرات را فردمحور جمع‌آوری می‌کردیم و بعدتر موضوع‌محور شدیم؛ مثل ۱۵ خرداد، تسخیر لانه‌ جاسوسی، جنبش‌های دانشجویی داخل و خارج از کشور. اولین نتیجه‌اش کتاب جنبش دانشجویان تبریز شد و ماجراهای نوفل‌لوشاتو در حضور 4‌ماهه‌ امام خمینی.»

بعد از آن نوبت محسن کاظمی شد. آقای کاظمی اگر فقط با کتاب خاطرات عزت‌شاهی هم شناخته شود، به نظرم بسیار پرارج و قرب باید باشد. او هم درباره‌ تاریخ شفاهی صحبت کرد که وجه غالب تاریخ امروز است هم در ایران و هم در دنیا: «تاریخ شفاهی در دنیا هم مدیون جنگ است. بعد از جنگ جهانی دوم در دانشگاه کلمبیا جریانی راه افتاد برای ثبت خاطرات جنگ. در ایران هم همین طور است، با این تفاوت که هیچ‌وقت دانشگاه‌ها وارد این عرصه نشدند و نهادها و سازمان‌های انقلابی‌تر بار این کار را به دوش گرفتند. با این حال، وضع تاریخ شفاهی ما باید از این بهتر شود. مثلاً فقط دو ساعت از مرحوم مرتضایی‌فر مصاحبه وجود دارد که این یک ضایعه است. ضد انقلاب و اپوزیسیون بی‌کار نیستند. آنها که عرصه‌ سیاسی را به‌کل باخته‌اند، حاضر نیستند عرصه‌ تاریخ را هم ببازند. از طرفی چون دستشان خالی است، با دروغ مشغول تاریخ‌سازی و تسویه‌حساب‌های گروهی و لااقل پاسخ‌دادن به شبهات هستند.

تاریخ شفاهی در دنیا در دانشگاه‌ها متمرکز است. الان از محدوده‌ جغرافیای کشورها هم خارج شده و منطقه‌ای شده است؛ مثلاً تاریخ شفاهی منطقهی آمریکای لاتین. پروژه‌های این دانشگاه‌ها هم با ثبت تاریخ شفاهی همان دانشگاه‌ها شروع می‌شود. در ایران فقط دانشگاه اصفهان به همت دکتر نورایی کارهایی کرده و کلّاً دانشگاه‌ها نسبت به این موضوع بی‌مهر بوده‌اند. ما هم انجمنی هیأتی و اخوانی به نام انجمن تاریخ شفاهی در حوزه راه‌انداخته‌ایم که به دلیل بروکراسی پیچیده، ثبت هم نشده. کارهایی هم انجام داده‌ایم و نشست‌هایی هم برگزار شده که خبر بعضی از آنها بین‌المللی شده است. حتی گروهی از کسانی که در آمریکا کار تاریخ شفاهی می‌کردند، با دیدن کارهای ما تعجب کردند و گفتند با این‌که شما ۳۰ سال از ما دیرتر شروع کرده‌اید، ولی عقب‌تر از ما نیستید.» آخر صحبت هم درخواست کرد که «شفاهی‌کارها» دیداری با ایشان داشته باشند.

آخرین نفر هم دکتر غنی‌یاری بود که درباره‌ دانشنامه‌ سیاسی زندان‌های دوره‌ پهلوی توضیح داد و این‌که این دانشنامه مبتنی بر تاریخ شفاهی است و به سرانجام رسیده. همین‌طور دانشنامه قیام ۱۵ خرداد که تازه شروع شده است.

جلسه که رسید به این‌جا، همه‌ی توجه‌ها جلب شد به رهبر انقلاب؛ جلسه‌ ساده‌ای که روی صندلی‌هایی ساده در سالنی ساده برگزار می‌شد و پذیرایی‌اش هم چای و آب و شیرینی خشک ساده بود.

آقا بسم‌الله گفتند و شروع کردند: «خیلی جلسه‌ پرفایده‌ای بود برای من و خیلی استفاده کردم. این را هم بدانید اگر امر دایر باشد به اختیار شخصی خودم که جلسه با امثال شما داشته باشم یا جلسه‌ سیاسی و اقتصادی و ... حتماً اولویت اول و دوم و سومم جلسه با شماها خواهد بود

شنیدن این جمله روی صورت همه‌ حاضران لبخند کاشت. شاید هم از گرایش‌های رهبر انقلاب به حوزه‌ فرهنگ همین انتظار هم می‌رفت. آقا ادامه دادند که: «وقتی شما با کمترین و بهترین کلمات، معانی و مفاهیم عمیق را منتقل می‌کنید، از عمق جان لذت می‌برم. گزارش دفتر خودمان و گزارشی را که آقای مؤمنی فرستاده بودند، صبح مطالعه می‌کردم. در پایان سجده‌ شکر بجا آوردم از این همه اتفاقات خوب.

و اما نکاتی که از بین صحبت‌های شما یادداشت کردم و نکاتی که از قبل نوشته بودم؛ من طرفدار تحقیق علمی هستم، ولی نکاتی در کار شما هست که نباید از آن غفلت کرد. مثلاً استدلال قیاسی در کار علمی پذیرفته نیست، ولی در کار خاطره گاهی لازم است. مثلاً گاهی خاطره‌ای از نظر زمانی و مکانی با اطلاعات صحیحی همخوان نیست، خوب حتماً باید اصلاح شود. مسأله‌ شما اصلاح متون تاریخی نیست و باید ابتکارات و خلاقیت خودتان را هم به کار ببرید.

مسأله‌ بعد این‌که کار را به سمت دانشگاه پیش ببرید، ولی شما محدود به دانشگاه نیستید. دلیل این‌که خارجی‌ها کار را بردند داخل دانشگاه، این بوده که نهادهای جهادی و انقلابی مثل حوزه‌ی هنری نداشتند. از امکان دانشگاه استفاده کنید، ولی کار را رها نکنید. خودتان را تقویت کنید و پیش بروید. زبان دانش و خرد را هم حفظ کنید، ولی طبیعت کار ادبی شما با زبان احساس و صمیمیت هم رابطه‌ای دارد. این دو را با هم جمع کنید.

در صحبت‌ها شنیدم در مورد حقوق مؤلف و پدیدآورنده صحبت شد. من به این حقوق اعتقاد دارم. هر چند مواد خام کتاب متعلق به صاحب خاطره است، ولی آن‌چه آن خاطرات و مواد خام را جذاب و خواندنی و کتاب می‌کند، تلاش نویسنده است. من وقتی کتابی را که آقای بهبودی زحمت کشیده و درباره‌ حقیر نوشته بود خواندم، متوجه شدم خودم حتی با کمک اطرافیان هیچ‌وقت نمی‌توانستم چنین کاری را انجام دهم. من از کارِ هنرمندانه‌ این نویسندگان لذت می‌برم، ضمن این‌که خانم‌ها هم زیاد شده‌اند بین این نویسندگان. همین‌جا هم باید از آقای سرهنگی تشکر کنم که دفترشان نیروسازی هم داشته. من موافق حفظ حقوق نویسندگان هستم، ولی در مورد چگونگی‌اش نظری ندارم.

چیزی فرمودید که ماجرای ۱۵ خرداد را با انقلاب‌ها و نهضت‌های داخلی مقایسه کنید، این البته کار خوبی است، ولی قیاس با انقلاب‌های خارجی را هم مد نظر داشته باشید. در مورد مشروطه و ملی‌شدن صنعت نفت هم رمان و تاریخ زیاد است، ولی ما درباره‌ انقلاب اسلامی هنوز کم اثر داریم و باید بیشتر کار کرد.

دو نکته‌ اساسی درباره‌ حوزه‌ هنری و دفتر ادبیات انقلاب هست. اول این‌که شما ظرفیت برآمده از انقلاب را مورد توجه قرار دادید در برابر جمعی که انقلاب را بایکوت کردند. روشنفکرانی که اهل ادبیات و شعر و ... بودند، در تصمیمی نگفته و ننوشته بنا گذاشتند انقلاب و بعد جنگ را ندیده و مکتوم بگذارند. کارهای شما یک ادعانامه‌ تاریخی است در برابر سکوت آنها. جریان‌های معاند با کارهای شما باید به تاریخ جواب بدهند. این‌ها می‌خواستند نگویند تا این‌جور به چشم بیاید که انگار اصلاً اتفاقی نیفتاده.

نکته‌ دوم هم این است که شما توانستید با این کارِ طولانی و مستمر  یک حرکت عظیم فرهنگی در مملکت راه‌بیندازید. شما با این کارها کشور را از کارهای وارداتی در حوزه‌ جنگ و انقلاب مستغنی کردید. تولید محتوا کردید؛ برعکس جریان روشنفکری که همه‌ کارهایش مبتنی بر ترجمه است، حتی وقتی تاریخ ایران می‌نویسند. این سنت غلط را شما به هم زدید.

چیز دیگری که در چشم من اهمیت دارد و آن را تحسین می‌کنم، این است که در کار پایداری کردید. گاهی کسی کار خوبی را شروع می‌کند، ولی رنگ و بوی کارهای دیگر جذبش می‌کند. در قرآن هم مکرر درباره‌ ثبات و استقرار توصیه شده است. باز هم توصیه می‌کنم همه‌ عمرتان را بگذارید برای این کار، هم در جریان فرهنگی جامعه مؤثر است و هم آخرت دارد.

به مسأله‌ نشر و توزیع کارهایتان اهمیت بدهید. نمایشگاه کتاب چند روز است. باید کاری کنید همیشه استقبال از آثارتان وجود داشته باشد. باید فضا را پرکنید. اصلاً یک قرارگاهی برای نشر و توزیع درست کنید. زمینه هم زیاد دارید؛ این همه جوان بسیجی، این همه دانش‌آموزان خوب، حلقه‌های مستعد، حوزه‌های علمیه، این مخاطبین بالقوه را دریابید. من غصه‌ام می‌شود که می‌گویند تیراژ دو-سه هزار جلدی. چاپ‌ها باید برسد به سی-چهل هزار جلد. امیدوارم به تیراژ میلیونی در چاپ و تیراژ برسید.

مسأله‌ ترجمه هم مهم است. کتاب‌های شما اگر ترجمه شود، خیلی مخاطب بین‌المللی دارد. یکی از عواملی که فرهنگ و سبک زندگی غربی در کشور ما حضور دارد، ترجمه‌ آثار آنهاست که همه‌اش علمی هم نبوده؛ رمان، نمایشنامه، سفرنامه و ... هم بوده. جریان ترجمه را برگردانید به سمت بیرون از مرزها.

مسأله‌ فوریت‌ها را هم جدی بگیرید. کار شما قوامش به آدم‌هاست. آد‌م‌ها هم در معرض مرگ و میر و فراموشی هستند. مطالب را جمع کنید از آدم‌ها؛ هرچند بعداً تنظیم کنید.

مطالعات تطبیقی و مقایسه‌ای را بین جنگ خودمان و دیگران انجام بدهید. از کارهای خوب و آدم‌های خوبتان هم در مراسم‌هایی تجلیل کنید. چند سال پیش جلسه شب خاطره‌ای با همین شماها داشتم. بعد از آن در کتابخانه‌ام با یکی از شاعران بزرگ جلسه‌ای داشتم. در آن جلسه آن شاعر گفت شعری بخوانم. گفتم من شاعر نیستم که شعر بخوانم، ولی اگر بودم در وصف کسانی که در این شب خاطره شرکت کردند، قصیده می‌گفتم.»

آقا رسیده بودند به آخر صحبت‌ها. وقت اذان هم نزدیک بود. جلسه‌ مفید و پرمطلب و کم‌حاشیه با بلند‌شدن آقا از روی صندلی‌شان رو به اتمام بود. یکی دو نفر برای ایشان نامه و کاغذ بردند. دور رهبر انقلاب پر شد. کسی هجوم نیاورد. همه به رسم ادب و برای خداحافظی جلو آمدند. کاظمی گفت: رتبه‌ ما در تاریخ شفاهی آسیا دوم است. آقا بی‌درنگ جواب دادند: در دنیا باید اول باشید. یک نفر از لزوم وجود کتابخانه‌های تخصصی گفت. آقا جواب دادند شما حوزه‌ هنری و سازمان تبلیغات هستید، شما باید کاری کنید؛ «إذا عَلِمتَ فَاعمَل». وقتی می‌دانید کاری خوب و درست است، اقدام کنید.

بالأخره دقایقی مانده به اذان جلسه تمام شد و آقا رفتند. جمع خندان با هم خوش‌و‌بش می‌کردند. بعضی که عجله داشتند، رفتند و بقیه ماندند و نماز خواندند و نهار میهمان لوبیا‌پلوی بیت رهبری بودند.


رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 24 فروردين 1392 | | نویسنده : گمنام

آیت الله جوادی آملی با توصیه بر تولید محصولات فاخر جهانی در حوزه هنر بیان داشت: هنرمند، یک وقت هنرمند محلّی است یک وقت هنرمند منطقه‌ای است و یک وقت هنرمند بین‌المللی. ما اگر بخواهیم حرف‌هایمان به خارج برسد و با این ماهواره‌ها، با این اینترنت‌ها، مقابله بکنیم باید هنرمند بین‌المللی باشیم, وگرنه هنرمند محلّی مشکل را حل نمی‌کند.

 

 به نقل از تسنیم، رئیس سازمان بسیج هنرمندان و جمعی از هنرمندان بسیجی با حضور در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با آیت الله جوادی آملی دیدار و گفتگو کردند.

در این دیدار آیت الله جوادی آملی در سخنانی با عرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه و گرامیداشت سالروز شهادت شهید آوینی گفت: در آستانه شهادت صدیقه کبرا(سلام الله علیها) هستیم این سوگ را هم به پیشگاه ولیّ عصر تعزیت عرض می‌کنیم و سالروز شهادت آن سیّد بزرگوار جناب آقای آوینی را هم ارج می‌نهیم و حشر ایشان را با شهدای کربلا و پایان کار شما هنرمندان الهی, اسلامی را هم به سعادت و صلاح و فلاح مسئلت می‌کنیم!

وی با تبیین جایگاه انگیزه و اندیشه در هنر افزود: کاری که به عهده هنر و هنرمندان است البته محدود است بخشی از انسان با اندیشه اداره می‌شود که حوزه و دانشگاه متولّیان این بخش‌اند بخشی هم با انگیزه اداره می‌شود که رهبران هنرمند و هنردوست متولّی این کارند.

استاد برجسته حوزه علمیه قم ادامه داد: مسئله انگیزه را با فکر نمی‌شود رهبری کرد, چه اینکه مسئله اندیشه را هم خیلی با هنر نمی‌شود هدایت کرد. حرف اول در عمل را انگیزه می‌زند؛ یعنی بخش اراده, نیّت, اخلاص, تصمیم, قصد. خیلی از موارد است که انسان به چیزی جزم دارد ولی از جزم کاری ساخته نیست [بلکه] از عزم کار ساخته است.

وی با اشاره به این مطلب که بخش انگیزه, اراده, تصمیم, نیّت و اخلاص را هنر به عهده دارد، افزود: هنر, کار اساسی که دارد آن کلید اساسی دست هنر است که این متولّی انگیزه را، یا نگذارد به بند کشیده بشود یا اگر به بند کشیده شده کم کم این بندها را یکی پس از دیگری باز کند، دست و پای دل را باز کند تا او بتواند خوب تصمیم بگیرد. اینکه می‌بینید کسی حالا یا شعر آئینی یا غیر آئینی اشک می‌ریزد اشک برای آن انگیزه است نه برای اندیشه, علم که آدم را نمی‌گریاند اینکه می‌گریاند این عاطفه است و انگیزه است و عزم است.

آیت‌الله جوادی آملی در فراز دیگری از فرمایشات خود با تقسیم هنر به هنر نازل و متنزل گفت: هنر نازل بیش از محدوده خیال را تعریف نمی‌کند، لذت زودگذری دارد یا تأثیر زودگذری دارد اما هنر متنزّل از جای بلند آمده، دست آدم را می‌گیرد بلند می‌کند و به بالا می‌برد.

وی بیان کرد: فرق هنر نازل و هنر متنزّل همان فرقی است که برای مثال بین اشعار منوچهری دامغانی و اشعار مرحوم حافظ است. ما یک شعر نازل داریم یعنی از همین‌جا برخاست یک شعر متنزّل داریم که از جای بلند آمده پایین, این هنر یک معنای عقلی را خوب فهمیده بعد این را پایین آورده در محدوده متخیّله از متخیّله داده به خیال از آ‌نجا داده به حس شده یک غزل چون از بالا آمده این مثل یک طناب آویخته است به انسان می‌گوید این طناب را بگیر و برو بالا این انسان و جامعه را عاقل می‌کند.

وی با توصیه به هنرمندان در تولید هنر متنزل گفت: هنر آن است که متنزّل باشد از جای دیگر بیاید نه از حس به خیال و از خیال به حس نظیر بعضی از این فیلم ها که پیامی ندارد این مثل دیوان شعر دامغانی است او خیلی هنرمندانه شعر می‌گوید انسان را متحیّر می‌کند [اما] پایانش می‌بینیم یک خمر است و یک مدح سلطان.

این مرجع تقلید با بیان این مطلب که رسانه‌های گروهی باید دلیل مردم باشند نه دلاّل, خاطر نشان کرد: رسانه های گروهی و سینماها باید دلیل مردم باشند نه دلاّل؛ بسیاری از این رسانه‌های گروهی، گاهی دلاّلی می‌کنند یعنی می‌بینند چه کسی پول بیشتری می‌دهد چه کسی خدمات بیشتری ارائه می‌کند, این نمی‌تواند جامعه را زنده نگه بدارد اما اگر جامعه را راهنمایی بکند و دلیل باشد، در این صورت حرف‌های متنزّل را می‌زند.

وی راهکار اسلامی شدن سینماو دیگر هنرها را مورد اشاره قرار داده ، گفت: برای اینکه سینماهای ما, هنرهای ما، اسلامی بشود یک سواد درس‌خوانده کامل می‌خواهد یا آدم خودش داشته باشد یا از یک دانشمند یاد بگیرد (یک) بعد از اینکه این را یاد گرفت در عاقله خودش بپروراند (دو) بعد بدهد به متخیّله (سه) بعد خروجی‌اش می‌شود هنر دینی (چهار) می‌شود هنر متنزّل.

آیت الله جوادی آملی با توصیه بر تولید محصولات فاخر جهانی در حوزه هنر بیان داشت: هنرمند، یک وقت هنرمند محلّی است یک وقت هنرمند منطقه‌ای است و یک وقت هنرمند بین‌المللی. ما اگر بخواهیم حرف‌هایمان به خارج برسد و با این ماهواره‌ها، با این اینترنت‌ها، مقابله بکنیم باید هنرمند بین‌المللی باشیم, وگرنه هنرمند محلّی مشکل را حل نمی‌کند.

 

 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

به نقل از ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمين محسن قرائتی، رئيس ستاد اقامه نماز كشور و مفسر قرآن عصر امروز در آئين اختتاميه ششمين جشنواره بهار در جمع برگزيدگان و مسئولان جهاد دانشگاهی به آيه 29 سوره فتح كه می‌فرمايد:«اسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ؛ و بر ساقه‏هاى خود بايستد» اشاره و اين آيه را آيه‌ای در خصوص خود كفايی تفسير كرد.


وی در ادامه با اشاره به تغيير قبله مسلمانان گفت: به سوی قبله نمار خواندن ما به اين معنی نيست كه خدا در آن سو است، بلكه ابتدا پيامبر برای اينكه به سوی بت‌ها نماز نخواند و بت‌پرستان مدعی احترام پيامبر(ص) به بت‌هايشان نشوند، به سوی بيت‌المقدس نماز می‌خواندند، اما پس از هجرت به مدينه چون در مدينه يهوديان حضور داشتند و به پيامبر (ص) می‌گفتند كه به سوی قبله ما نماز می‌خوانی و معلوم است كه دنباله‌رو ما هستی، خداوند آيه نازل و قبله را تغيير داد.

حجت‌الاسلام قرائتی ادامه داد: يهوديان با مطرح كردن اين سؤال كه آيا نماز ايشان طی 15 سال گذشته رو به سوی بيت‌المقدس درست بوده يا خير تلاش كردند پيامبر (ص) را به چالش بكشند اما خداوند با نازل كردن اين آيه كه مشرق و مغرب عالم از آن خداست به آنها پاسخ داد و اجازه نداد كه يهوديان و بت‌پرستان مدعی وابستگی مسلمانان به آنها شوند.

وی دليل حرام بودن تشبّه به كفار از ديدگاه مراجع را خودباختگی معنی دادن تشبّه به كفار دانست و گفت: تشبه به كفار حرام است چون به معنی خودباختگی است و ما حق اين مطلب را نفهميده‌ايم.

حجت‌الاسلام قرائتی با انتقاد شديد از اينكه حتی برخی از خواص نيز به دليل خودباختگی در برابر علم بيگانگان جايگاه علمی قرآن را نمی‌دانند، گفت: يكی از اساتيد دانشگاه از دانشجويان خود خواسته است كه آيات قرآن را در متن پايان‌نامه و تحقيقات خود نياورند بلكه در پاورقی بياورند تا ارزش علمی كارشان كم نشود.

وی در ادامه سخنانش به مقايسه علم قرآن و علم بشری پرداخت و گفت: در علم حقوق هنوز مسئله تجاوز به آبرو مطرح نشده است در حالی كه بيشترين تجاوز در جوامع به آبروی افراد صورت می‌گيرد و هيچ كس نمی‌تواند به دليل اينكه فردی از او غيبت و آبروی او را برده شكايت كند، در حالی كه حفظ آبرو در اسلام به عنوان يك حق آمده است.

اين مفسر قرآن كشورمان آرايش كردن دختران در دانشگاه را از نظر حقوقی ظلم تعبير كرد و گفت: اگر زمانی من توان اين كار را داشته باشم می‌گويم حجاب در خيابان آزاد اما در دانشگاه لازم است. چرا كه آرايش دختران موجب سلب تمركز علمی ساير دانشجويان می‌شود.

وی با تأكيد بر اينكه بی‌هويتی ما را به بی‌ريشگی كشانده است، و داريم مليت خود را از دست می‌دهيم، از عدم توجه به علوم مطرح در مباحث دينی انتقاد كرد و گفت: هنوز در علوم تربيتی دنيا به حدی پيشرفت نكرده است كه بتواند تأثير لقمه حلال و حرام را در تربيت انسان‌ها بررسی كند و علم تربيتی دنيا در اين خصوص سكوت كرده است.

قرائتی افزود: به يك رئيس جمهور سردار سازندگی می‌گويند، اما سردار سازندگی ذوالقرنين بود كه سدی ساخت كه هيچ ميخی درون آن فرو نمی‌رفت، به يك رئيس جمهور مبدع گفت‌و‌گوی تمدن‌ها می‌گويند در حالی كه در قرآن هر چه «قالو، قل» مطرح شده به معنی گفت‌و‌گوی تمدن‌ها است و به يك دولت دولت عدالت‌محور می‌گويند در حالی كه عدالت مطرح را قرآن در حق حيوانات باركش نيز مطرح كرده است و حتی گفته است اگر ناخنتان بلند بود حق نداريد شير بدوشيد چرا كه حيوان را اذيت می‌كند.

وی ضمن بيان اينكه اول بايد انسان‌ها را ملی كنيم حمايت از سرمايه ملی پيشكش، در تشريح مطلب خود، گفت: اكنون در جامعه ما علامت روشنفكری كاشتن چمن به جای سبزی است و برخی دانشجويان ما به حدی بی‌فكر شده‌اند كه وقتی مطرح می‌شود تقليد، ادعا می‌كنند به دليل روشنفكری حاضر به تقليد نيستند در حالی كه تمام مراجع تقليد ما از اساتيد كت‌وشلواری تقليد می‌كنند و هيچ مرجع تقليدی به بهانه اينكه دليل تجويز يك دارو را نمی‌داند از دستور پزشك تخطی نمی‌كند.

حجت‌الاسلام قرائتی اعلام كرد: اگر می‌توانيد يك حرف تازه بياوريد كه در قرآن مطرح نشده باشد. قرآن مطرح كرده است كه بهترين غذا شير مادر است و اكنون بعد از مدت‌ها استفاده از شير خشك، همايش‌های بين‌المللی شير مادر برگزار می‌كنند.

وی ادامه داد: اسلام می‌گويد آب انار نخوريد بلكه انار را با هسته آن بخوريد، چرا كه برای معده خوب است، در حالی كه اكنون آب انار می‌خورند يقيناً چندين سال بعد نيز همايش‌هايی با محوريت فوايد هسته انار برگزار می‌شود.

قرائتی به تشريح نقص‌های علوم جديد ادامه داد و گفت: هنوز هيچ كس نتوانسته است به اين سؤال من پاسخ دهد كه چرا در هر كشوری دانشگاه بيشتر است، آمار جنايت نيز در آن كشور بالاتر است. روانشناسان ما به پسرهای افسرده به عنوان درمان می‌گويند كه با يك دختر دوست شويد و به دخترها تجويزهای بدتری ارائه می‌كنند؛ ما چون از اسلام دور شده‌ايم سيلی می‌خوريم و نمی‌دانيم از كجا سيلی خورده‌ايم.

وی تصريح كرد: مهم‌ترين سرمايه ملی خودتان هستيد، خودتان را باور كنيد. اكنون سرطان اخلاقی در دانشگاه‌های ما رواج پيدا كرده است و از نظر اخلاقی در حال سقوط هستيم. پوك شده‌ايم و پوكمان كرده‌اند و حاضر نيستيم مستقل باشيم به نحوی كه فكر می‌كنيم چون چند كتاب خوانده‌ايم بايد كفش، لباس، رفتار، گفتار و ... متفاوت از سايرين باشد.

حجت‌الاسلام قرائتی در پايان خطاب به دانشجويان حاضر در جلسه گفت: هويت خودتان را كشف كنيد، شما خليفه خدا در زمين هستيد، قيمت شما بهشت است و به كمتر از آن راضی نشويد. استعداد ايرانی بالاتر از متوسط جهانی است و ما كشور خوبی داريم.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 15 دی 1391 | | نویسنده : گمنام

توهم، جنسیت، لذت‌گرایی و خشونت 4 فاکتور اصلی انیمیشن‌ها و کارتون‌های بازار است که فراوان تر از نان شب مردم هستند.

اگر سالها پیش کودکان این سرزمین، لی لی، گرگم به هوا و خاله بازی می‌کردند، الآن بیشتر وقت خود را پای انیمیشن های رنگین می‌گذرانند و مادران خرسند از کمتر نگران بودن هستند! اما ای بسا که باید نگران‌تر بود.

در وسطی و گرگم به هوا اگر نگران خراش پای کودکمان بودیم در موج انیمیشن های هالیوودی باید نگران زخم‌های فکری و روحی بود.

 اگر کودکان ما ساعت‌ها جلوی تلویزیون می نشینند و انواع آن موهومات 1500 تومانی را می‌بینند به تبعات آنها نیز باید فکر کرد. سری به محتوای فرهنگی این کارتون‌ها بزنیم و با درنگی گاهی کنار کودکمان بنشینیم و در دیدن همراهش باشیم. آنگاه است که شاید به عمق یک فاجعه فرهنگی پی ببریم.

تمایلات جنسی پنهان در بسیاری از این انیمیشن‌ها و اباحه‌گری‌های خاص آنها ذهن سلیم و پاک کودکان را آلوده می‌سازد. خشونت لجام گسیخته آنها هر کودکی را از خود بی خود می‌کند، شاید بسیاری از حرکات کودکان برای ما سؤال برانگیز باشد و گاهی خنده آور اما آثار مخرب فرهنگی و اخلاقی این انیمیشن‌ها بسیار بالاست.

نهیبی که انیمیشن های هالیوودی یا 1500 تومانی از جایی که فکرش را نمی‌کنیم به فرهنگ کودکان ما آسیب‌های جدی وارد می‌کند و اباحه‌گری محض آنان در تضاد کامل با فرهنگ ایرانی و اسلامی ماست.

منبع: شبکه ایران

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 2 آذر 1391 | | نویسنده : گمنام

آیت الله جوادی آملی با تمایز قائل شدن بین اسلامی کردن دانشگاه و دانشجوی مسلمان پروراندن بیان کرد: مسئله اسلامی کردن دانشگاه یک صورت مسئله است، معنای اسلامی کردن دانشگاه این نیست که دخترها از پسرها جدا بشوند، نماز اول وقت داشته باشیم، نمازخانه داشته باشیم، دعای کمیل شب جمعه داشته باشیم، دعای توسل شب چهارشنبه داشته باشیم، اینها مسلمان تربیت کردن است همه ما مسلمانیم این کارها را باید بکنیم اینها کار دانشگاه نیست اما اگر دانشگاه این کارها را بکند موفق‌تر است ولی معنای اسلامی شدن دانشگاه این نیست.

مهر نوشت: یکی ار مراجع تقلید شیعیان با تمایز قائل شدن بین اسلامی کردن دانشگاه و دانشجوی مسلمان پروراندن بیان کرد: اسلامی کردن دانشگاه غیر از تربیت دانشجوی مسلمان است.

آیت الله عبدالله جوادی آملی در دیدار با جمعی از اعضای هیئت علمی و مسئولان دانشگاه علامه طباطبایی به موضوع اسلامی شدن دانشگاه از طریق اسلامی شدن دانش پرداخت و بیان کرد: دانشجویان این کشور امانت‌های فکری این مملکت‌اند.

این مرجع تقلید با بیان این مطلب که یکی از بهترین راه‌های تحقیق، تقریر صورت مسئله است اذعان داشت: اگر کسی موضوع را خوب بررسی کند، محمول را بررسی کند، ربط موضوع و محمول را بررسی کند، آنگاه از چند جهت می‌تواند برهان اقامه کند.

اسلامی شدن دانشگاه غیر از پرورش دانشجوی مسلمان است

 وی در ادامه با تمایز قائل شدن بین اسلامی کردن دانشگاه و دانشجوی مسلمان پروراندن بیان کرد:  مسئله اسلامی کردن دانشگاه یک صورت مسئله است، معنای اسلامی کردن دانشگاه این نیست که دخترها از پسرها جدا بشوند، نماز اول وقت داشته باشیم، نمازخانه داشته باشیم، دعای کمیل شب جمعه داشته باشیم، دعای توسل شب چهارشنبه داشته باشیم، اینها مسلمان تربیت کردن است همه ما مسلمانیم این کارها را باید بکنیم اینها کار دانشگاه نیست اما اگر دانشگاه این کارها را بکند موفق‌تر است ولی معنای اسلامی شدن دانشگاه این نیست.
 
آیت الله جوادی آملی تاکید کرد: اسلامی شدن دانشگاه غیر از پرورش دانشجوی مسلمان است. چهار موضوع باید کاملاً از حریم این بحث بیرون برود، هر علمی که برای اداره کشور ضروری است تحصیلش واجب است چون این علم جزء واجبات نظامی است آدم فرا می‌گیرد می‌شود اسلامی این نیست! هر استادی برای رضای خدا باید درس بگوید این یک عمل دینی است نه علم دینی، هر دانشجویی باید برای رضای خدا درس بخواند نه برای مدرک این یک عملِ دینی است نه علمِ دینی، کاربرد و خروجی علوم باید در نفع جامعه باشد نه به زیان جامعه این کار خوب است و واجب است و دینی است ولی یک عمل دینی است نه علم دینی.

وقتی دانشگاه اسلامی می‌شود که دانش اسلامی شود

  وی در ادامه افزود: وقتی دانشگاه اسلامی می‌شود که دانش اسلامی شود و باید دانش ثابت شود که اسلامی است؟ که این را باید از فلسفه سؤال کرد.

 آیت الله جوادی آملی با بیان این مطلب که فلسفه وقتی وارد صحنهٴ علمی می‌شود اول سکولار است بیان کرد: سکولار یعنی بی‌تفاوت نه نفی دین، یک فیلسوف وقتی که می‌خواهد وارد بحث بشود و بحث کند که آیا جهان خود ساخته است یا مبدیی دارد این آزادانه بحث می‌شود اول عاری از هر دو تفکّر است نه الهی است نه الحادی مبادی بدیهی دارد.
 
وی ادامه داد: اجتماع نقیضین دارد، اصل تضاد دارد، اصل تناقض دارد، اصل دور دارد، اصل تسلسل دارد، اصل علیّت دارد که با این ابزار وارد بحث می‌شود اگر کج‌راهه رفت و الحادی شد آن وقت تمام علوم زیرمجموعه خودش را الحادی می‌کند فیزیک می‌شود الحادی، زمین‌شناسی می‌شود الحادی، طب می‌شود الحادی، داروسازی می‌شود الحادی، برای اینکه وقتی خدایی نیست و آغاز و انجامی نیست و قیامتی نیست الحادِ محض است همه می‌شود الحادی آن وقت آنچه در خارج است به نام طبیعت است ماورای طبیعت هم فسون و فسانه است طبیعت هم رهاست و هیچ متولّی ندارد لذا به شانس اکتفا می‌کنند و می‌گویند شانس آوردیم یا شانس نیاوردیم چون مبدأ فاعلی را نتوانست ثابت بکند.
 
 مفسر قرآن کریم اذعان داشت: ولی اگر فلسفه کج‌راهه نرفت و به لطف الهی به راه صحیح رفت اوّلین خدمتی که می‌کند به خودش خدمت می‌کند و فلسفه الهی می شود و بعد همه زیرمجموعه خودش را می‌کند دینی، برای اینکه ثابت می‌کند این نظمی که در عالم هست ناظمی دارد حکیمی دارد آفریدگاری دارد که این را اداره کرده و آفریده است و  آن خدایی که عالَم را آفرید این صحنه می‌شود فعل خدا، می‌شود خلقت، ما دیگر چیزی به نام طبیعت نداریم ممکن است کسی بگوید ما علوم طبیعی و ریاضی و فلسفی داریم ولی وقتی می‌گوید طبیعی یعنی خلقت‌شناسی، چیزی در جهان به نام خلقت وجود دارد  که حکیم مدبّری آن را آفریده، چنین کسی هم آفریدگار است هم پروردگار.


 این مرجع تقلید ادامه داد: بنابراین علم دینی این شناسه خود را از معلوم می‌گیرد مستحضرید که علم ارزش خود را از معلوم می‌گیرد و روش خود را از معلوم می‌گیرد و شناسه خود را از معلوم می‌گیرد و همچنین ارزش خود را از معلوم می‌گیرد، حال آیا این علم دینی است یا غیر دینی نیست معلوم ما باید چه باشد جواب را باید از معلوم بگیریم معلومِ ما فعل خداست زیرا فعل خدا را تفسیر می‌کنیم چون فعل خدا را تفسیر می‌کنیم یقیناً دینی است.
 
 وی با اشاره به این نکته که سرّ اینکه مرحوم آقای قاضی و امثال قاضی توانستند علامه طباطبایی و این بزرگان را تربیت کنند این بود که اینان بندگیشان در زندگی مندرج بود ادامه داد: این آقایانی که با اصول آشنا هستند و شما هم آشنایید می‌دانید که عقل، حجّت الهی است و هیچ فرقی عقل و نقل ندارند اگر خبر زراره است روایت زراره است حجّت شرعی است اگر برهان عقلی است چه از راه تجربه، چه نیمه‌تجربی، چه تجرید کلامی، چه تجرید فلسفی، چه تجرید عرفان نظری همه اینها اگر برهانی شد حجّت شرعی می شود، حجّت شرعی یعنی عمل برابر آن واجب است و هیچ فرقی ندارد که این را زراره از امام نقل بکند یا کسی با تجربه بفهمد به شرطی که قیاس و خیال و گمان و وهم نباشد که منطق می‌خواهد ثابت کند که چه چیزی علم است و چه چیزی خیالِ علمی اگر علم بود و باور بود و حقیقت بود این می‌شود حجّت شرعی آن وقت مبادا کسی خیال کند که عقل در برابر وحی است، عقل در برابر نقل است نه در برابر وحی، عقل در برابر دین نیست، عقل در برابر نقل است ما دین را از دو راه می‌فهمیم یا می‌گوییم فلان راوی از امام چنین نقل کرد که این می‌شود نقل یا خودمان با کشف، تجربه یا تجرید به این مطلب رسیدیم عقل و نقل زیرمجموعه وحی‌اند و عقل در برابر وحی نیست، عقل در برابر شرع نیست و این تعبیر هم نارساست که این مطلب عقلی است یا شرعی باید بگوییم عقلی است یا نقلی و اگر عقلی شد عمل به آن واجب است.

آیت الله جوادی آملی عقل را در برابر نقل دانست و بیان کرد:عقل در برابر وحی نیست بلکه عقل در برابر نقل است یعنی آ‌ن وحی الهی که به وسیله انبیا آمده ما از دو راه می‌توانیم بفهمیم که خدا به پیغمبر چه فرمود یا از راه عقل می‌فهمیم یا از راه نقل می‌فهمیم بنابراین چه از راه عقل بفهمیم که دانشگاه اساسش این است چه از راه نقل بفهمیم که حوزه‌های اساسش این است هر دو می‌شود شرعی، هر دو می‌شود دینی و هر دو می‌شود امانت الهی دیگر نمی‌گوییم ما خودمان فهمیدیم برای خود ماست اگر ما برای خودمان بود برابر آن می‌توانستیم مختار باشیم عمل بکنیم یا عمل نکنیم در حالی که واجب است به آن عمل بکنیم اگر علم شد انسان واجب است که برابر علم عمل بکند.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: اسلامی کردن دانشگاهها, رایه الهدی, علامه جوادی آملی,

علامت‌سوال‎های مهم رهبرانقلاب درمقابل«سبک‎زندگی» کنونی/ برای دستیابی به پیشرفت باید «سبک زندگی‎مان» را تغییر دهیم

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در جمع پرشور هزاران نفر از دانشجویان، دانش آموزان و دیگر جوانان خراسان شمالی، «سبک زندگی» را بخش اساسی و حقیقی پیشرفت و تمدن سازی نوین اسلامی خواندند و با دعوت از نخبگان و صاحبان فکر و اندیشه برای «پرداختن به این مفهوم مهم، آسیب شناسی وضع موجود سبک زندگی در ایران و چاره جویی در این زمینه» تأکید کردند: پیشرفت در علم و صنعت و اقتصاد و سیاست که بُعد ابزاری تمدن اسلامی را شکل می دهد وسیله ای است برای دستیابی به سبک و فرهنگ صحیح زندگی و رسیدن به آرامش، امنیت، تعالی و پیشرفت حقیقی.

به گزارش رجانیوز، ایشان، مفهوم پیشرفت را تداعی کننده حرکت، راه و صیرورت دانستند و افزودند: در هر برداشتی (چه مادی و چه معنوی) از مفهوم توقف ناپذیر پیشرفت، سبک زندگی، رفتار اجتماعی و شیوه زیستن اهمیت فراوانی دارد.
 
رهبر انقلاب برای تبیین بیشتر اهمیت سبک زندگی به تشریح جایگاه آن در تمدن نوین اسلامی پرداختند و افزودند: اگر پیشرفت همه جانبه را به معنای تمدن سازی نوین اسلامی بگیریم این تمدن دارای دو بخش ابزاری - و «حقیقی و اساسی» خواهد بود که سبک زندگی بخش حقیقی آن را تشکیل می دهد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، تحقق هر دو بخش تمدن نوین اسلامی را ضروری خواندند و افزودند: بخش ابزاری، یا سخت افزاری این تمدن، موضوعاتی است که در فضای امروز، به عنوان نمودهای پیشرفت مطرح می شود از قبیل علم، اختراع، اقتصاد، سیاست، اعتبار بین المللی و نظائر آن.
 
ایشان، خاطرنشان کردند: در این زمینه البته پیشرفتهای خوبی داشته ایم اما باید توجه کرد که این پیشرفتها، وسایل و ابزاری است برای دستیابی به بخش حقیقی و نرم افزاری تمدن اسلامی یعنی سبک و شیوه زندگی.
 
رهبر انقلاب اسلامی، در تشریح مفهوم سبک و فرهنگ زندگی، به مسائلی نظیر خانواده، ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، تفریحات، کسب و کار و رفتارهای فردی و اجتماعی در محیطهای مختلف، اشاره کردند و افزودند: در واقع سبک زندگی به همه مسائلی بر می گردد که متن زندگی انسان را شکل می دهند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به توجه عمیق اسلام به مفهوم سبک و فرهنگ زندگی افزودند: در معارف اسلامی، اصطلاح عقل معاش در مفهوم جامع خود، مترادف مفهوم سبک و فرهنگ زندگی است و در قرآن کریم نیز آیات فراوانی در این زمینه وجود دارد.
ایشان با تأکید بر اینکه بدون پیشرفت در بخش حقیقی تمدن سازی نوین اسلامی یعنی «سبک و فرهنگ زندگی»، اهداف این تمدن بزرگ محقق نخواهد شد افزودند: متأسفانه ما در این بخش، پیشرفت چشمگیری نداشته و مثل بخش اول یعنی علم و صنعت و نظائر آن پیشرفت نکرده ایم.
 
رهبر انقلاب اسلامی، آسیب شناسی و علت یابی در زمینه عدم پیشرفت لازم در بخش سبک و فرهنگ زندگی را ضروری خواندند و با دعوت از اندیشمندان حوزه و دانشگاه، نخبگان سیاسی و فکری، دستگاههای مرتبط با فرهنگ و تعلیم و نیز جوانان خاطرنشان کردند: در این زمینه باید همه به خود نهیب بزنیم و ضمن تلاش جدی برای آسیب شناسی، به چاره جویی و جستجوی راههای علاج بپردازیم.
 
ایشان ابراز اطمینان کردند: اگر گفتمانی در زمینه آسیب شناسی و چاره جویی مشکلات موجود در سبک و فرهنگ زندگی بوجود آید، با توجه به نشاط و استعداد جوانان، حتماً درخشندگی ملت ایران در این زمینه نیز، چشم جهانیان را متوجه خود خواهد کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، با توجه به نو بودن بحث "سبک زندگی" در ادبیات و فضای گفتمانی کشور، سخنان خود را با نوعی آسیب شناسی عینی ادامه دادند و به طرح سؤالات متعدد پرداختند.
 
چرا فرهنگ کار جمعی در ایران ضعیف است؟ چرا در روابط اجتماعی، حقوق متقابل رعایت نمی شود؟ چرا در برخی مناطق، طلاق زیاد شده است؟ چرا در فرهنگ رانندگی انضباط لازم رعایت نمی شود؟ الزامات آپارتمان نشینی چیست آیا رعایت می شود؟ الگوی تفریح سالم کدام است؟ آیا در معاشرتهای روزانه، همیشه به هم راست می گوییم؟ دروغ چقدر در جامعه رواج دارد؟ علت برخی پرخاش گریها و نابردباریها در روابط اجتماعی چیست؟ طراحی لباسها و معماری شهرها چقدر منطقی و عقلانی است؟ آیا حقوق افراد در رسانه ها و در اینترنت رعایت می شود؟ علت بروز بیماری خطرناک قانون گریزی در برخی افراد و بعضی بخشها چیست؟ چقدر وجدان کاری و انضباط اجتماعی داریم؟ توجه به کیفیت در تولیدات داخلی چقدر است؟ چرا برخی حرفها و ایده های خوب در حد حرف و رؤیا باقی می ماند؟ ساعات کار مفید در دستگاهها چرا  کم است؟ چه کنیم ریشه ربا قطع شود؟ آیا حقوق متقابل زن و شوهر و فرزندان در خانواده ها بطور کامل رعایت می شود؟ چرا مصرف گرایی، برای برخی افتخار شده است؟ و چه کنیم تا زن هم کرامت و عزت خانوادگیش حفظ شود و هم بتواند وظایف اجتماعی خود را انجام دهد؟
 
رهبر انقلاب اسلامی پس از طرح فهرست وار این سؤالات افزودند: دهها سؤال و مسئله اساسی دیگر نیز وجود دارد که همه آنها با سبک و فرهنگ زندگی مرتبطند و به علت اهمیت این مسائل در زندگی انسان است که قضاوت در مورد یک تمدن با توجه به پیشرفت آن در بخش سبک و فرهنگ زندگی صورت می پذیرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، پس از تبیین اهمیت عینی «سبک و فرهنگ زندگی»، به مبانی کارگشای این مبحث از منظر اسلام پرداختند و تأکید کردند: اسلام، «خردورزی، اخلاق و حقوق» را مایه های اصلی فرهنگ صحیح می داند و ما نیز باید بطور جدی به این مقولات بپردازیم وگرنه پیشرفت اسلامی و تمدن نوین اسلامی شکل نخواهد گرفت.
 
ایشان در ترسیم چگونگی شکل گیری سبک و شیوه زندگی افزودند: فرهنگ زندگی، متأثر از تفسیر ما از زندگی است و هر هدفی را برای زندگی تعیین کنیم، سبک خاصی را به همراه می آورد.
 
ایشان، تحقق هدف اصلی تعیین شده در هر «مکتب و نظریه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی» را نیازمند اعتقاد و ایمان به آن هدف دانستند و افزودند: بدون اعتقاد جدی و تلاش هیچ هدفی محقق نمی شود.
 
رهبر انقلاب در همین زمینه به مغالطه ای اشاره کردند که برخی فیلسوف نماهای غربی و مقلدان داخلی آنها مطرح می کنند.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: این افراد می گویند جامعه را با ایدئولوژی و مکتب نمی شود اداره کرد اما تمام تجربیات تمدن ساز، نشان می دهد که مکتب، هدایت کننده و اداره کننده حرکات عظیم اجتماعی است و بدون داشتن مکتب و ایدئولوژی، و بدون «ایمان و تلاش و پرداخت هزینه های لازم»، هیچ تمدنی امکان تحقق نمی یابد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته برخی کشورها، مقلد تمدن غربند. این ها ممکن است به پیشرفتهای صوری نیز برسند اما زیانهای بی انتهای ذلت تقلید، آنها را دچار آسیبهای جدی می کند و ریشه آنها را از بین می برد بنابراین اگر طوفانی بپا شود توانایی استقامت ندارند.
 
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: برخلاف این کشورهای مقلد، ملتهایی که در مقابل تمدن غرب، مکتب توحید را انتخاب می کنند هم به پیشرفت حقیقی و همه جانبه دست می یابند و هم تمدنی عمیق و ریشه دار می سازند که فکر و فرهنگ آنها را در جهان گسترش می دهد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از کسانی که در محیطهای شبه روشنفکری، ملت ایران را از شعارهای مکتبی می ترسانند، افزودند: آنها می خواهند ترس و واهمه خود را به مردم منتقل کنند به همین علت مدام می گویند شعارهای مکتبی، دردسر و تحریم و تهدید می آورد.
 
ایشان افزودند: اگر خوشبینانه به این گفته ها نگاه کنیم باید بگوییم این افراد از تاریخ بی خبرند.
 
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: در بحث سبک و فرهنگ زندگی، اسلام عزیز همه نیازهای انسان را برآورده می سازد و دانشوران حوزه و دانشگاه باید علاوه بر تلاش در فقه و حقوق، در بحث اخلاق اسلامی و عقل و سلوک عملی اسلام نیز کارهای متراکم و با کیفیت انجام دهند تا نتایج این تلاشها مبنای برنامه ریزی و تعالیم نسلها قرار گیرد.
حضرت آیت الله خامنه ای بحث مهم امروز را با تأکید بر یک نکته اساسی دیگر ادامه دادند: پرهیز کامل از تقلید از سبک و سلوک زندگی در تمدن غربی.
 
ایشان خاطرنشان کردند: ما البته بنای بر غرب ستیزی نداریم اما براساس بررسی و تحقیق تأکید می کنیم که تقلید از غرب، هیچ ملتی را به جایی نمی رساند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، با استناد به تجربیات مکرر چند قرن اخیر خاطرنشان کردند:  فرهنگ غرب، اصولاً فرهنگی مهاجم است و به هر دلیلی در هر کشوری رواج یابد بتدریج فرهنگ و هویت آن ملت را نابود می کند.
 
ایشان، با اشاره به عادی شدن گناه بزرگ هم جنس بازی در غرب، فروپاشی خانواده ها و بحرانها و مشکلات عمیق دیگر در کشورهای غربی و کشورهای مقلد فرهنگ غرب افزودند: پوسته فرهنگ غربی پیشرفت ظاهری است اما، باطن آن «سبک زندگیِ مادیِ شهوت آلودِ گناه آفرین هویت زدایِ ضد معنویت» است.
 
ایشان، با اشاره به تقلید از فرهنگ غربی در برخی مظاهر زندگی در کشور افزودند: باید با فرهنگ سازی لازم، یک حرکت تدریجی در زمینه اصلاح این مسئله ایجاد شود.
 
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، سوء استفاده گسترده غرب از ابزار هنر بویژه هنرهای نمایشی و سینما را مورد اشاره قرار دادند و افزودند: سیاستمداران  غربی با استفاده از این روش، بدنبال سلیقه سازی و ترویج سبک زندگی غربی در جوامع دیگر هستند.
 
رهبر انقلاب به استناد تحقیقات به عمل آمده افزودند: آنها در پروژه هایی تعریف شده، و با استفاده از جامعه شناسان، روانشناسان و مورخان، نقاط ضعف ملتها بویژه ملتهای اسلامی را بررسی می کنند و با شناخت راههای تسلط بر آنها، ساخت فیلمهای خاصی را به فیلم سازان سفارش می دهند که در این زمینه همه مسئولان و مردم باید از فرهنگ اصیل خود و کشور، مراقبت کنند.
 
رهبر انقلاب با اشاره به نکته ای دیگر، پرهیز همزمان از «سطحی گرایی و تحجر» و نیز سکولاریزم را ضروری دانستند و افزودند: برخی حرفها و تبلیغات ظاهر دینی دارد اما در باطنش جدایی دین از زندگی را دنبال می کنند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان در جمع پرشور جوانان خراسان شمالی تأکید کردند: انقلاب اسلامی دارای توانایی، ظرفیت و انرژی متراکمی است که می تواند همه موانع را از سر راه بردارد و تمدن «ممتاز، متعالی، برجسته و باشکوه» اسلامی را در مقابل چشم همه جهانیان برپا سازد.....
 
بقیه در ادامه مطلب....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 21 مهر 1391 | | نویسنده : گمنام


 

 

 

 استاد حمید سبزواری ، شاعری است که خاطرات خوش شعرهای انقلابی و آیینی‌اش برای نسل سوم  و دوم انقلاب، یادآور ایام دفاع مقدس، مناسبت‌های معنوی و سرودهای زیبا و خاطره انگیز آن ایام است. «این بانگ آزادی است کز خاوران خیزد..» را شاید خیلی‌ها از هر روز ظهر از رادیو شنیده باشند ولی شاعرش را نشناسند، شاعری که باید او را پدر شعر انقلاب اسلامی و یکی از بزرگترین شعرای شعر آیینی معاصر به حساب آورد.

 این روزها شهر سبزوار زادگاه استاد حمید سبزواری شاهد برگزاری همایشی است در بزرگداشت او. به همین مناسبت سایت سلام سربدار مصاحبه‌ای با این شاعر معاصر انجام داده است که بخش هایی از آن را می خوانید:

 

*ماجرای تخلص به حمید سبزواری

اسم من حمید نیست حسین است. حسین را نمی خواستم ملقمه قرار دهم؛ چون شاعر است گاهی به این جهت و گاهی به آن جهت می رود. حمید سبزواری را انتخاب کردم. عمدا سبزواری را آوردم که همیشه بدانند سبزواری هستم. اگر هم مدتی این جا نبودم بهم خوش نگذشت. همیشه فکرم اینجا بوده است. سال های دراز پدرم این جا بوده، خودم در این جا بودم و خاطراتی از این جا دارم. خبردار شدم که دوستانی رفتند خبرش برایم سنگین بود.  

*اولین شعر
اولین شعرم را برای معلم گفتم. با بچه ها که در کوچه بعضی وقت ها دعوایمان می شد من را می زدند. من هم می رفتم هجوشان می کردم. "چه خوب بود در کوچه غوغایی نمی شد    حسن بختی نیز پیدا نمی شد". 


*
آرزو داشتم کسی بیاید
خدا رحمت کند امام را. می دیدم مملکت مان را یک عده که در راس امور هستند به فساد می کشند . درکی داشتم از این جریان که مردم را به کوچه های تنگی دارند می برند. آرزویم شده بود که یک کسی پیدا شود و این وضع را به هم بزند. خدا راحمت کند امام را، وقتی که امام آمد با خودم عهد کردم که در این جا دخیل باشم. "خوش آمدی اماما  تو رهبر قیاما" این را در آن موقع سرودم

*
جلسات شعر در منزل آیت الله خامنه ای
آقای خامنه ای قبل از این که مسئولیت بگیرند متوجه جلسات ما شده بودند. در مجالس ما شب های شنبه حضور پیدا می کردند. بعد ازاین که ایشان رئیس جمهور شدند، شب های شنبه ما به خانه ی ایشان می رفتیم. علت هم این بود که دیگر نمی رسیدند به مجالس ما بیایند

*
مقدمه ی آقا
به فکر این که کتاب منتشر کنم نبودم. آقا پرسید که :"چرا شعرهایت را چاپ نمی کنی؟" من به شوخی گفتم:"منتظر مقدمه ی شما هستم". یک روز یک نفر را فرستاده بود که آثارتان را بدهید می خواهم مقدمه بنویسم، من همه ی شعرهایم را فرستادم. مقدمه را نوشتند

*
شاخصه ی ادبیات
آقای خامنه ای خودشان یکی از شاخصه های ادبیات ما هستند. یکی از آنهایی است که بر ادبیات و فرهنگ ما اشراف دارد. سواد کامل و ذوقیات خاصی هم دارد. این جور نیست که خشک باشند شخصیت بسیار بسیار ممتازی است. اگر غفلتی است از طرف ماست که با خودمان فکر می کنیم نرویم مزاحم شان نشویم. ایشان در این راه کار راه انداز است

*
هم زبان با مردم
من در شعر نرفتم دنبال کاری که نان داشته باشد، دنیا پسند باشد. سعیم بر این بوده که همیشه با مردم هم زبان باشم و همکار باشم. چند کتابی که من منتشر کردم بخوانید بینید هم از نظر این که حیثیت شهر خودم، مردم و دوستان خودم را در نظر داشتم و هم این که یک کار فرهنگی کردم که مردم می پسندیدند، جایی دیگر هم می پسندند. سرود درد، سرود سپیده، سرود دیگر کتاب هایی است که من منتشر کردم. انسان باید به تقاضای زمان درک کند فهم کند و آن زبان را آنجوری که مردم آمادگی پذیزشش را دارند ارائه کند.


*
شعر باعث شد کمتر غصه بخورم
الان دیگر شعر نمی گویم، اقتضائات پیری نمی گذارد، حالش را دیگر ندارم. من متولد ۱۳۰۴هستم وقتی که پشت سرم را نگاه می کنم هیچ کس از هم سن و سال هایم را نمی بینم. تنها چیزی که از هم سن و سال های خودم بیشتر داشتم همین مسائل ادبی بود. سر و کار با این ها داشتم کمتر غصه خوردم، آنها رفتند خودشان را غرق کردند. می خواهم این را بگویم که وقتی که انسان با مسائل فرهنگی و ادبی سر و کار دارد خودش لذت می برد و به دیگران هم لذت می رساند. این حال وقتی که ترویج می شود یک ملت زنده می شود. زنده شدن ملت و فرهنگ ملت، پیشرفت ملت است.

* اولین شعر کودکانه

پدرم گاهی سر به سرم می گذاشت، چون می دید که من در کوچه با بچه ها رو به رو می شوم و مشکلاتی برایم پیش می آید، اگر زورم به بچه ها نمی رسید، برای آنها شعر می گفتم و هجوشان می کردم. پدرم می خواست مرا از این کار باز دارد و راه دیگری پیش پای من بگذارد. بنابر این در یکی از ایامی که ما در منزل، ده شب فقرا را اطعام می کردیم –باوجود تمام ناراحتی های پدرم و موقوفاتی که تولیت آن به پدرم رسیده بود که ما خودمان احق از همه بودیم، ولی پدرم آن را صرف عزاداری بر امام حسین(ع) می کرد –به نظرم نهم محرم(تاسوعا) بود که پدرم پیشنهاد کرد که تو بیا امشب یک شعر برای حضرت علی اصغر بساز. 
من یک شعر آنجا سرودم شعری که کودکانه بود:
آه از آن دم که شاه تشنه و بی یار
آمد و آمد به نزد زینب افگار

گفت ای خواهر ستم کش و زارم
روبه حرم طفل شیرخوارم برم آر

زینبش طفل شیر خوار برِِشاه
شاه گرفتش به بر چو گهر شهوار

دید کبود از عطش شده لب لعلش
مرغ خوش الحانش اوفتاده ز اظهار

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 10 مهر 1391 | | نویسنده : گمنام

نام؟
سعید.

نام خانوادگی؟
حدادیان.

شغل؟
کارمند دانشگاه تهران.

تحصیلات؟
کارشناس‎ارشد علوم قرآن و حدیث. یک دوره آموزش مدیریت هم دیده‎ام. مطالعات دینی هم از نوجوانی داشته‎ام.

شغل پدر؟
بازنشسته   هستند.

اولین شغلی که داشتید؟
شاگرد لحاف‎دوزی. اول دبستان را که تمام کردم، مادربزرگم مرا برد به یک دکان لحاف‎دوزی و مشغولم کرد. چند تجربه بزرگ زندگی‎ام را در همین شغل آموختم.

و آن تجربه‎ها؟
یکی این‎که فهمیدم دزد همیشه از دیوار بالا نمی‎آید. یک روز استادکارم نبود. یکی آمد و گفت: «اوستات گفته اون زنبوری رو بده» و من دادم. تا همین الان که با شما صحبت می‎کنم، زنبوری را نیاورده! یکی این‎که فهمیدم پولی که با تلاش به دست می‎آوری، مزه دیگری دارد. یک شب استاد لحاف‎دوز و شریکش حساب و کتاب کردند اما سه تومن و پنج‎زار هفتگی‎ام را ندادند و گفتند هفته دیگر می‎دهیم و من تا خانه گریه می‎کردم. مادربزرگم گفت خودم پنج تومن تو را می‎دهم. گفتم نه، پول خودم را می‎خواهم.

پس تجربه کار در کودکی و نوجوانی داشته‎اید؟
فراوان. از آب زرشک فروختن تا نیمچه‎وردستی در کار کفاشی در پاساژ ولی و پاساژ سیدوحید در بازار تهران، و البته تجربه‎‎های نمایش و سرود. از پیش از دبستان تئاتر کار می‎کردم. من می‎شدم مش‎رمضون و برادر کوچکم می‎شد مش‎شعبون و دایی‎ام از ما بازی می‎گرفت.

و کار اداری و فرهنگی؟
من دیپلمم را یک سال زودتر گرفتم و بلافاصله مربی تربیتی شدم. گروه سرودی داشتیم که با وجود کمبود امکانات خوش درخشید و گروه تئاترمان هم اول شد و مدتی بعد برای کار به تلویزیون دعوت شدم. پیش از آن درس‎‎های قرآن را منظوم کرده بودم که این بندش را خاطرم هست: آ‎های آ‎های من مدم/ نگاه بکن به قدم/ تنبل بیش از حدم/ هر سال تو پنجم ردم/ با هر صدا بیایم/ کشیده‎اش نمایم! شعر «آی بچه‎‎ها بخندین، زمستون هم بهاره» هم کار گروه ما بود. یکی دو سالی در کنار آموزش و پرورش، در برنامه‎‎های کودک هم کار کردم. آقایان طهماسب و جبلی و خانم معتمدآریا هم همان وقت‎‎ها در گروه کودک تلویزیون کار می‎کردند. حتی یکی دو بار نریشن هم خواندم. در یکی از همین نریشن‎خوانی‎‎های بدون تمرین، یک‎بار از تصویر جلو افتادم. یک ماهی در تصویر بود که من جلو جلو معرفی‎اش کردم. از اتاق فرمان اشاره می‎کردند که نگو. سکوت کردم. تصویر که آمد و ماهی را که نشان دادند، گفتم «ایناهاشم  دیدی؟!»

چرا در تلویزیون نماندید؟
جلساتی هفتگی در تلویزیون برگزار می‎شد درباره ماهیت تلویزیون و رسانه که من کم سن و سال‎ترین عضوش بودم. آن حرف‎‎ها در نظام‎بندی سیستم فکری من خیلی تأثیرگذار بود و خیلی مرا با رسانه آشنا کرد. اما من بیشتر با ذکر اهل بیت خو گرفته بودم و دوران جنگ هم بود. ماندن در آن فضا برایم سخت بود.

اولین دستمزدی که بابت کار هنری گرفتید؟
بابت نگارش متن سریال پرستو که اولین عروسکی انیمیشن بود در سیزده قسمت ده دقیقه‎ای و خانم فریال بهزاد کارگردانی‎اش کرد، هجده هزار و پانصد تومان دستمزد دادند که با همان ازدواج کردم.

و چطور شد که به دانشگاه تهران رسیدید؟
غیر از آموزش و پرورش و فعالیت‎‎های هنری، مدتی مدیر آموزش شرکت سقزسازی ایران بودم و مدتی هم مدیر آموزش شرکت داروسازی لقمان و مدتی هم در سازمان فنی و حرفه‎ای مسئول آموزش قرآن. از سال 76 هم در دانشگاه تهران شاغل شدم. تا سال 79 مسئول قرآن بودم و از آن تاریخ تا الان مسئول دفتر ادبیات.

دورترین تصویری که از کودکی در ذهن دارید؟
تصویری است از تعزیه. دو عزیز که از هم جدا شده بودند، در یک تعزیه همدیگر را ملاقات کردند. به‎خاطرات کودکی‎ام در شعر «باز دلتنگ زنگ مدرسه‎ام» اشاره‎‎هایی کرده‎ام.

بزرگترین اشتباه جوانی؟
شهید نشدن.

مهم‎ترین تفاوت‎تان با ده سال پیش؟
خیلی پخته شده‎ام.

اولین بیتی که گفتید؟
پدر و مادرم از خانه بیرون رفته بودند و مرا نبرده بودند. ناراحت شدم و چندتا «چرا» ردیف کردم و گفتم: «این چرا‎ها را جوابی نیست.» این را که گفتم در کوچه می‎دویدم و احساس می‎کردم کوه جابه‎جا کرده‎ام!

و آخرین بیتی که گفتید؟
تسبیح از دست آسمان افتاد/ باران چکید و خوشه گندم شد.

اولین‎بار که روی صندلی روضه‎خوانی نشستید؟
سه چهار ساله بودم. حاج‎آقا مرتضای روضه‎خوان که از روی صندلی بلند شد، جایش نشستم و دو سه تا روضه و حکایت را که شنیده بودم، قاطی کردم و با لحن روضه خواندم! و البته مادربزرگم دعوایم کرد.

اولین‎بار که به‎عنوان مداح در مجلسی روضه خواندید؟
خدا بیامرز برادرم یک شب احیاء در مسجد سیدالشهداء سر نازی‎آباد گیر داد به آقای قنبری که داداش من باید بخواند. یک کم گردن‎کلفتی هم کرد! دو سه بیتی خواندم و مجلس ‎گر گرفت. البته صدای کودکانه هم در ایجاد این فضا بی‎تأثیر نبود. خجالت می‎کشیدم به پدرم بگویم می‎خوانم. ده یازده سالم بود که شب جمعه‎ای در هیأت جوانان شرق نازی‎آباد، که حاج مجید فرسادی در آن می‎خواند، روضه حضرت رقیه خواندم. اولین‎بار که پدرم خواندنم را شنید، با خوشحالی گفت: «پسرجان، تو که می‎خواهی بخوانی به خودم بگو تا شعر تو بدهم.» و برایم خواند: «سری به نیزه بلند است در برابر زینب/ خدا کند که نباشد سر برادر زینب.»

اولین‎بار که هیأت‎دار شدید؟
ما سه برادر بودیم که برادر وسطی زود از دنیا رفت. برادر کوچک‎مان از پدرم یاد گرفته بود و طبل زیر می‎زد. برادر دوم هم یک‎کم قلدرمآب بود و کار‎ها را راست و ریس می‎کرد. من هم که می‎خواندم. یک‎بار همین‎طور که داشتم می‎خواندم، دیدم دسته‎ای درست شد و راه افتاد! از سر نازی‎آباد رفتیم داخل کوچه پس‎کوچه‎ها. درِ خانه‎ای باز شد و داخل شدیم و در را بستند. زن‎‎ها می‎گفتند تا حاجت نگیریم در‎ها را باز می‎کنیم! ما از ترس پدر و مادر گریه می‎کردیم و آن‎ها از گریه ما!

کوتاه درباره دشتی؟
دشتی را کوتاه نمی‎شود گفت. هزارتا واژه هم برایش کم است. در جبهه هر وقت حال خوشی بود، دشتی می‎خواندیم؛ در اوقات مناجات، دشتی می‎خواندیم؛ الان هم در اوج روضه، دشتی می‎خوانیم: غم عشقت بیابون‎پرورم کرد... امام که از دنیا رفت، باز هم «نمی‎دونم دلم دیوونه کیست» بود که گرفت. شلمچه و دوکوهه و فکه و شب عاشورا و شام غریبان، همه دشتی‎اند. البته الان صدای من یاری نمی‎کند که خیلی دشتی بخوانم. من به اندازه ده‎تا مداح خوانده‎ام و حالا صدایم فرسوده‎ شده. بنایم این بوده که همه تشییع جنازه‎‎های شهدا را بروم و بخوانم. آن اوایل که هنوز صدا و سیما خبر نشده بود و میکرفونی نبود، با بلندگوی ماشین حاج‎بخشی می‎خواندم.

کوتاه درباره  میکروفن؟
هیچ‎وقت دنبالش نبوده‎ام. به خودم باشد، دوربین‎‎های تلویزیون‎ را هم راه نمی‎دهم به مجلس.

درباره امام خمینی؟
بابا‎مان بود. واقعا نمی‎دانم به کسانی که امام را ندیده‎اند، از ‎شأن آسمانی امام چطور بگویم.

حاج منصور ارضی؟
پیر عشق.

حاج‎محمد طاهری؟
قلب من است که روی زمین راه می‎رود.

مرتضی امیری  اسفندقه؟
مظهر تواضع. معلم مهربان شاعری.

قیصر امین‎پور؟
محبوب. محبوب همه اهل ذوق و شعر و عاطفه.

حبیب‎الله  چایچیان؟
پیر دلسوخته آل‎الله.

محمدحسن حدادیان؟
مغز بادام.

علیرضا  قزوه؟
همه‎کاره  شعر.

مرحوم آیت‎الله حق‎شناس؟
آبشاری که نمی‎شد جلوی بارش فیضش را گرفت.

محمود فرشچیان؟
ذوالجناح وقتی به خیمه‎‎ها رسید، سفیدی بدنش از خون سرخ بوده. در یک حمله فقط چهارهزار تیرانداز تیر انداخته‎اند که اگر صدتایش هم اصابت کرده باشد، تصویر چیز دیگری می‎شود. از استاد فرشچیان باید ممنون بود که تصویر عصر عاشورا را مستور اجرا کرده است.

از کدام شاعر بیشتر شعر حفظید؟
از آقایان حسان، مؤید، انسانی، سازگار و... البته حافظ، که همه در حافظه داریم.

بهترین نمونه عشق در ادبیات فارسی؟
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی/ عشق محمد بس است و آل محمد.

بهترین نمونه تشیع در شعر فارسی؟
شعر بعد از انقلاب. ما در دوره انقلاب و جنگ با ترافیک بالای قهرمان مواجهیم و تشیع یکی از بی‎نظیرترین صحنه‎‎های حیثیتی خودش را به منصه ظهور رسانده. از حسین فهمیده بگیر تا مصطفی چمران و البته امام خمینی، که این قهرمانان هرچه داشتند از او داشتند.

آیا شعر آیینی همان شعر مدح و مرثیه است؟
خیر. مفصل‎تر از این حرف‎هاست. جناب استاد مجاهدی و جناب دکتر سنگری در این‎باب سخنانی گفته‎اند و عناوین مختلف شعر آیینی را برشمرده‎اند.

با این گزاره موافقید که «مداحان جای واعظان را گرفته‎اند»؟
این سؤال دیگر از مد افتاده و دیگر حتی کلیشه هم نیست. توضیحش مفصل است؛ اما ما همیشه زیر سایه علما و وعاظیم. گاهی پیش می‎آید که مداحانی به واسطه هنر فوق‎العاده‎شان و سوز و اخلاص‎شان و توجهی که حضرات معصومین به آنها داشته‎اند، جلوه بیشتری دارند؛ اما همین‎‎ها هم هر شناختی از ائمه دارند، از پای منبر وعاظ کسب کرده‎اند. ما پله اولی هستیم، نه بالای منبری. اختلاف بین وعاظ و مداحان اصلا پیش‎آمدنی نیست. امثال بنده هم به‎خاطر دفاع از شئون علماست که این‎روز‎ها متهمیم.

با این گزاره که «منبر کمرنگ شده است» چطور؟
خیر. حرف غلطی است. به برکت نماز‎های جمعه که در تمام شهر‎های کشور برقرار است، منابر حضوری شایسته دارند. کجا در گذشته چنین چیزی بوده است؟ منبر اتفاقا دیگر تکه‎ای چوب نیست و شده است چشم تلویزیون. بسیاری از وعاظ مثل آقایان فاطمی‎نیا و انصاریان نیز منابر بسیار پرمخاطبی دارند.

پاسخ‎تان به کسانی که می‎گویند «برخی مداحان هیأت را به دیسکو تبدیل کرده‎اند»؟
یک‎ذره تحمل و یک‎ذره تأمل و یک‎ذره توجه به این‎که در مقابل هالیوود و دیگر جلوه‎‎های هجمه فرهنگی غرب، آن‎چه بیشترین موفقیت را داشته است، همین جلسات است. بعضی از مداحان جوان در حالِ شدن هستند. سعی‎شان هم این است که از هر عمل مباحی که می‎تواند برای جذب مخاطب مفید باشد، استفاده کنند. تا وقتی که حرامی صورت نگرفته است، باید صبر و تحمل داشت.

سه چیز که همیشه همراه‎تان است؟
خدا که همیشه هست. دوتا هم فرشته هستند روی شانه‎هایم. یک شیطان هم همیشه همراه همه ما هست که امیدواریم طرد شود.

اهل اینترنت هم هستید؟
پای کامپیوتر نمی‎نشینم. یک وبلاگ دارم که آن را هم دوستان درست کرده‎اند و گاهی شعرهایم را در آن انتشار می‎دهند.

معمولا چی عصبانی‎تان می‎کند؟
ریزش بیش از اندازه مردم روی سرم بعد از مجالس. عصبانیت آزاردهنده‎ای است، چون احساس می‎کنم با این عصبانیت، فیض مجلس را هم از دست می‎دهم. اخیرا در حرم رضوی بودم؛ آن‎قدر با من عکس گرفتند که حس حضور از کف رفت. کسی هم که نیستیم ما. اما هر عکسی که می‎انداختند، خجالتم از امام رضا بیشتر می‎شد.

اهل خرید خانه هستید؟
بله. اهل آشپزی هم هستم و هفته‎ای یک‎شب غذای خانه را من می‎پزم. بیشترین چیزی هم که برای خانه می‎خرم گل است و هدایای دیگر. مناسبت‎‎ها و تولد‎‎ها را هم، هم شمسی و هم قمری‎اش را حساب می‎کنم.

باارزش‎ترین هدیه‎ای که تا امروز گرفته‎اید؟
آخرینش را می‎گویم. چند روز پیش در حرم امام رضا یک پر طاووس ضریح را به من هدیه کردند.

باارزش‎ترین چیزی که از دست داده‎اید؟
امام خمینی.

غم‎انگیزترین گوشه تاریخ؟
لابد فکر می‎کنی کربلا را می‎گویم؟ نه. پیچ کوچه بنی‎هاشم. اصلا غم‎انگیزترین گوشه تاریخ، گوشه‎ای بود که امیرالمؤمنین نشسته بود و حضرت زهرا را در بستر بیماری نظاره می‎کرد.

به یادماندنی‎ترین نوای عاشورایی که خوانده‎اید؟
هیچ خواندنی خواندن جبهه‎‎ها نمی‎شود. اما «یاحسین»ی که در 9 دی خواندم، چیز دیگری بود.

سخت‎ترین تجربه درد؟
پنج عمل در دو بیهوشیِ پشت سر هم و شانزده روز بستری شدن در بیمارستان. دکتر می‎گفت دردی که تحمل کردی، چهل برابر درد زایمان بوده است.

اگر بخواهید وصیت کنید یکی از کار‎هایی را که خوانده‎اید در کفن‎تان بپیچند، کدام را انتخاب می‎کنید؟
حضرت زینب در گودال قتلگاه فرمود «اللهم تقبل منا هذا القلیل من القربان.» سلمان که ماحصل عمر رسول اکرم بود، وقتی از دنیا رفت، امیرالمؤمنین روی خاکش نوشت سلمان دست خالی آمده است و کسی که به خانه کریم می‎رود، شایسته نیست دست ‎پر برود. آن‎وقت من چهارتا چیز را که خوانده‎ام، بدهم در کفنم بپیچند؟ هرگز چنین کاری نمی‎کنم.

بزرگترین حسرت‎تان؟
این‎که کم گفته‎ام «حسین.»

مهم‎ترین کلمه عالم؟
الله. حسین هم فدایی الله است.

اگر جای حاج کاظم آژانس شیشه‎ای بودید چه می‎کردید؟
زدی به خال! ما که تا حالا هر کار کرده‎ایم، کار حاج‎کاظمی بوده است! اما هیچ‎کس حاج‎کاظم و حاج‎کاظم‎‎ها را نشناخت و نمی‎شناسد. در فتنه 88 تعدادی شهید دادیم و البته تعدادی هم از مردم کشته شدند که پاره‎تن ما و اولاد ما بودند. کی گفته وکلا و وزرا و رؤسای قوه ما از یکی از این شهدا بالاترند؟ این‎ها که در فتنه بصیرت نشان دادند و در غربت شهید شدند و یک ختم درست و حسابی هم برای‎شان گرفته نشد. کم‎کاری‎‎ها و ماست‎مالی‎کردن‎‎ها و دسته‎بندی‎‎ها و احتیاط کردن‎‎ها برای حفظ موقعیت‎‎های آینده و بی‎عقلی‎‎های بعضی و دگردیسی‎‎های بعضی و... برای‎مان غیرقابل‎باور بود. حاج‎کاظم‎‎ها در این موقعیت‎‎ها چه باید بکنند؟ گاهی فکر می‎کنم بعضی کار‎های ما اصلا منبعث از رفتار و منطق حاج‎کاظم آژانس شیشه‎ای بوده است.

اگر به ده سال زندان محکوم شوید؟
بعید هم نیست همین روز‎ها محکوم شوم! استقبال می‎کنم. اگر ادای حق‎الناس باشد، می‎روم زندان و پاک می‎شوم. اگر مظلوم‎نمایی هم باشد، برایم قشنگ است. اما فارغ از همه این‎ها، من به خلوت احتیاج دارم. لااقل مجموعه شعر‎هایم را جمع می‎کنم!

اگر بدانید 24 ساعت بیشتر زنده نیستید ؟
اگر یک ساعت مانده باشد، نماز امیرالمؤمنین می‎خوانم. اگر 24 ساعت وقت داشته باشم، بخش اعظمش را صرف طلب حلالیت و وصیت می‎کنم و اگر بتوانم مشهد می‎روم؛ البته به شرطی که هواپیما سقوط نکند !

دوست دارید آخرین کلمه‎ای که بر زبان می‎آورید چه باشد؟
تا بخواهیم بفهمیم کدام را باید بگوییم برده‎اندمان. آن‎چه بر دل می‎گذرد شرط است، نه آن‎چه بر زبان می‎آید. رفیقی داشتیم که می‎گفت دوستی داشتم که وقتی گلوله به پشت سرش خورد، ناخودآگاه گفت «کی بود؟» و بلافاصله شهید شد. یعنی ما باید فکر کنیم آخرین کلمه این شهید «کی بود» بوده؟ اگر این‎طور نگاه کنیم که خیلی از مرحله پرتیم! اما من دوست دارم «بک یا الله» را تا «بالحجه» بگویم. دوست دارم شعبانیه و آل‎یاسین و زیارت عاشورا را خوانده باشم و بمیرم؛ و دوست دارم آخرین کلمه‎ام، چیزی باشد که خدا دوست دارد؛ و دوست دارم کمی پیش از مردن، کمی برای امام حسین گریه کرده باشم. گریه برای امام حسین جان دادن را آسان می‎کند...

و حرف آخر؟
حرف اول حسین، حرف آخر حسین  

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 22 مرداد 1391 | | نویسنده : گمنام

کشوری گفت بیخود می‌کنی نقشم را بازی نکنی/برای بازی ریشم را نمی‌زنم

خبرگزاری فارس: سیدجواد هاشمی که خودش را معلم می‌داند و نه مجری و بازیگر و کارگردان و آهنگساز، می‌گوید برای بازی در یک فیلم ریش‌هایش را نمی‌زند...

 

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «سیدجواد هاشمی» هنرمندی است که بازیگری، اجرا، نویسندگی، آهنگسازی و کارگردانی همه در کارنامه‌اش جمع‌‌اند، اما از او که بپرسی چه‌کاره‌ای، خودش را تنها یک معلم می‌داند و بس.

 وی که این روزها به گفته خودش از ابتدای ماه مبارک رمضان شاید یک شبانه روز کامل نخوابیده، هم اجرای تئاتر دارد، هم پخش زنده برنامه تلویزیونی؛ خواب نیز برایش دست ‌نیافتنی شده به فراخور. اما با همه این اوصاف در این تنفس‌های چند ساعته بین کارهایش، برایمان وقتی خالی کرد تا با هم گپی بزنیم.

مشروح گپ‌وگفت فارس با سیدجواد هاشمی در ادامه می‌آید:

 

* خودتان رو معرفی کنید؟

سیدجواد هاشمی  پو‌راصل.

 

* اهل کجائید؟

 من تهران به دنیا آمدم، صادره از تهران. اما اصلیتم تالشی است، آن طرف بندرانزلی.

 

* پدرتان چه کاره بود؟ 

 پدرم قبل از انقلاب آهنگساز و بعد از آن وکیل دادگستری.

 

* شغل خودتان؟

 معلم هستم.

 

* چند سال است که معلم هستید؟

 29 سال. 

 

*  خودتان چند سال دارید؟ 

 من 47 سالم است به شرطی که زمستان بیاید.

 

* ازدواج کردید؟ 

 بله

* فرزند هم دارید؟ اسم‌هایشان چیست؟‌

 دو فرزند، محسن و فاطمه

 

 همیشه درس زبان را از روی دست سعید آقاخانی می‌نوشتم

 

* در مدرسه چه درسی می‌دهید؟

 من جز ریاضی و فیزیک و زبان انگلیسی همه چیز درس داده‌ام.

 

* چرا؟ 

 من در دانشگاه همیشه زبان را از روی دست «سعید آقاخانی» می‌نوشتم. البته با اجازه استاد! چون اهل تقلب نبودم. جالب اینجا بود که یک بار سعید برگه‌اش را با من عوض کرد من شدم 17 و او 16؛ چون وقت نکرد برگه خودش را پر کند!

همیشه می‌گویم «سعید آقاخانی» در پاس کردن زبان، خیلی در زندگی‌ام نقش داشته. من ضرب‌المثل بودم در کلاس زبان، اگر استاد ساده‌ترین سوال‌ها را می‌پرسید و کسی بلد نبود می‌گفت: «واقعا که! این که ‌جوابش رو هاشمی هم بلده!» من ضرب‌المثلی بودم، برای خودم.

 

یک سال است که در تعلیقم

 

* هنوز بازنشسته نشدید؟ 

 (کمی مکث می‌کند) خیر اما یک سالی است که در تعلیقم.

 

* چرا؟ 

 من به شدت از مسئولان آموزش و پروش منطقه 11 دلخورم، به خاطر اینکه بعد از 28 سال خدمت، تازه یادشان آمد که من را از کار تعلیق کنند.

 * شاید کلافه‌شان کردید؟

نه این طوری نیست، چون من اوایل کارم که زیاد مدرسه نمی‌رفتم، همه‌اش جبهه بودم. بعد از جنگ هم، مدرسه که تمام می‌شد می‌رفتم سر فیلمبرداری.

  

سالی 600 پیشنهاد مجری‌گری دارم

 

* به نظرتان این طور کار کردن، کمی عجیب نیست؟ 

خب، من در کانون‌ها کار می‌کردم و آموزش موسیقی و سرود و تئاتر می‌دادم. من بچه‌هایم را از 6 عصر تا شب آموزش می‌دادم و کسری‌ها جبران می‌شد.

فکر می‌کنم با من لج کردند و از آن‌ها گله‌مندم، مخصوصا از رئیس آموزش و پروش منطقه 11 سرکار خانم ماجد. من فکر می‌کنم ایشان می‌توانست قدر و منزلت این همه آدم‌های بزرگ‌ را که در عرصه هنر تربیت کردم را در نظر بگیرد و بعد این کار را کند. البته حقوق آموزش و پرورش برایم هیچ اهمیتی نداشت. این را می‌گویم و با افتخار می‌گویم که من با ماشین آخرین سیستم وارد محل کارم در میدان راه‌آهن می‌شدم.

 

* حقوق آموزش‌ و‌ پرورش در یک ماه، یک چهارم یک ساعت حقوق مجری‌گری من است

 

شما فکر کنید، حقوق آموزش و پرورش در یک ماه، یک چهارم یک ساعت حقوق مجری‌گری من است. من اگر من فقط مجری‌گری کنم میلیاردر می‌شوم! سالی 600 پیشنهاد برای اجرا دارم. به طور متوسط روزی 2 تا، به هیچ کس این قدر مجری‌گری پیشنهاد نمی‌دهند. 

 

* اولین فیلمی که بازی کردید چه بود؟ 

 فیلم «پرواز در شب» رسول ملاقلی پور در سن 19 سالگی.

 

* تئاتر، سینما، تلویزیون کدام را ترجیح می‌دهید؟ 

 تئاتر

 

* چرا؟ 

 من سالی دو تئاتر کار می‌کنم، اما سالی دو فیلم بازی یا کارگردانی نمی‌کنم؛ بنابراین تئاتر را بیشتر دوست دارم.

 

* جنگ رفتید؟

 بله.

 

* در کدام گردان و لشکر یا دسته؟ 

لشکر 27 محمد رسول‌الله، گردان مقداد. در تبلیغات هم بودم، اما برای اولین بار که به جبهه رفتم در تیپ قدس لشکر خوزستان بود، من 15 سالم بود و چون قدم کوتاه بود، شنیده بودم که بچه‌های کوتاه را هم در شادگان اعزام می‌کنند، برای همین به شادگان رفتم و با بچه‌های آن‌ها اعزام شدم. 

 

* چه سالی بود؟

سال 61

 

پدرم حاضر بود برایم «بی‌.ام.‌و» بخرد تا جبهه نروم

 

* پدرتان راضی بودند که به جبهه بروید؟

 نه، اصلا. حاضر بود یک «بی.‌ام‌.و» زیر پایم بگذارد که من نروم جبهه، البته پدرم هم دوست دارم‌، او واقعا بزرگوار است.

 

* ایشان را راضی کردید یا در شناسنامه‌تان دست بردید؟ 

 پدر و مادرم از هم جدا شده بودند، مادرم من را به اصرار راهی جبهه کرد. البته اصرار که نه تشویق، چون خودم هم خیلی دوست داشتم.

 بقیه در ادامه مطلب...

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 25 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

مهم‌ترین راهبردی که در نبرد رسانه‌ای می‌توانیم اتخاذ کنیم گرفتن نقطه‌ضعف‌های حریف است. ما امروز در جهان با پدیده‌ی نوظهور بی‌بند‌و‌باری و بی‌حجابی مواجه نیستیم، بلکه بی‌حجابی، به نتایج شوم خودش رسیده است. کسی نیست که از این فرصت برای تقویت بنیان‌های حجاب و عفاف استفاده کرده باشد.

برخی این شبهه را وارد می‌کنند که بر اساس نص صریح قرآن حجاب مخصوص زنان مؤمن است و زنان غیرمسلمان یا افرادی که ایمان معمولی دارند می‌توانند حجاب نداشته باشند. این افراد همچنین معتقدند که حکومت نباید در این خصوص دخالت کند. نظر شما در رابطه با این شبهه چیست؟
 
ممکن است صریحاً حکمی در رابطه با اینکه حکومت باید در امر حجاب دخالت کند (به صورت خاص و جزئی) نداشته باشیم، ولی طبیعتاً حکومت دینی فلسفه‌ای دارد و بر اساس آن فلسفه وظایفی بر عهده‌اش هست که یکی از آن وظایف زمینه‌سازی برای رشد معنوی آحاد جامعه و ایجاد امنیت روانی لازم برای برخورداری از حیات طیبه است. در شرایطی که کسانی راهِ از بین بردن امنیت روانی یا رشد معنوی جامعه را ترویج بی‌حجابی می‌دانند و با انواع و اقسام ابزار‌ها به اغواگری می‌پردازند تا زمینه‌های فساد را در جامعه تقویت کنند، طبیعتاً حاکمیت دینی وظیفه پیدا می‌کند که نسبت به این موضوع عکس‌العمل نشان دهد.
 
یکی از دلایل اینکه در صدر اسلام حکومت‌ها دستورالعمل روشنی برای دخالت در امر حجاب نداشتند می‌تواند این باشد که اساساً حجاب به عنوان یک امر فرهنگی در میان مسلمانان و حتی جوامع غیراسلامی کم‌وبیش رواج داشت و غیر از برخی موارد، حجاب به عنوان یک امر ارزشی در جامعه مطرح بود. در چنین شرایطی، بی‌حجابی‌های فردی صرفاً باعث محدودیت فرد می‌شد که معمولاً فرهنگِ علاقه‌مندِ به حجاب آن جامعه می‌توانست با آن مقابله کند و نیازی به دخالت حکومت دینی نبود.
 
این در حالی است که ما امروز با پدیده‌ی حجاب یا بی‌حجابی به عنوان یک موضوع نسبتاً جدید مواجه هستیم و بر اساس مصالح جامعه و عموماتی که امنیت و سلامت جامعه را حفظ می‌کنند، حکومت دینی مجبور است که در امر حجاب دخالت کند.اگر شما به سخنان حضرت امام (رحمت الله علیه) و دیدگاه‌های ایشان در این باره مراجعه کنید، می‌بینید که امام (رحمت الله علیه) با پدیده‌ای که توسط رژیم طاغوت آغاز شده بود، یعنی فساد و در نقطه‌ی شروع آن بی‌حجابی، برخورد می‌کنند و در چند سخنرانی‌شان صریحاً متذکر می‌شوند که حکومت باید در اجباری بودن حجاب دخالت کند.
 
خیلی از امور در احکام اسلامی هستند که ممکن است صریحاً برایشان دستوری نباشد؛ ولی تابع مصالح و مفاسد، چه در زمینه‌ی فردی و چه در زمینه‌ی اجتماعی، دستوراتی برای آن‌ها صادر شده است. زمانی نه تنها در مورد سیگار عکس‌العمل خاصی از طرف فقها دیده نمی‌شد، بلکه بالاتر از سیگار هم در بین مسلمانان رواج داشت و حکمی درباره‌ی آن‌ها صادر نشده بود، ولی اخیراً می‌بینید که بعضی از فقها حتی نسبت به حرمت سیگار هم فتاوایی داده‌اند. چون امروز سیگار آغازگر جریانی است که منجر به فساد و تباهی جامعه می‌شود.
 
در حال حاضر انواع مواد مخدر صنعتی به بازار آمده‌اند و ریشه‌ی سلامت جامعه را از بین می‌برند. طبیعتاً فقها نسبت به این مسئله حساسیت نشان می‌دهند. این نظر شخصی فقیه یا سلیقه‌ی فردی حاکمان نیست، بلکه هر مسلمانی که ببیند موضوعی به سلامت او یا جامعه ضرر می‌زند، به صورت جدی باید برای خودش حریم‌هایی قائل شود. دین از او چنین انتظاری دارد. بحث باید پیرامون مصالحی باشد که اقتضا می‌کند حاکمیت در امر حجاب دخالت کند. مطمئناً اگر در این باره بحث شود، خیلی‌ها متقاعد می‌شوند که ورود حاکمیت دینی به این مسئله امر معقولی است. در فضای بین‌المللی امروز که با بی‌بندوباری زمینه‌ی به استثمار کشیدن ملت‌ها فراهم می‌شود، دخالت حکومت در این عرصه مشروع به نظر می‌رسد.
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: استادپناهیان, رایه الهدی, حجاب,

ادامه مطلب


رهبر انقلاب از نعمات الهی هستند

به گزارش رسا، در آستانه ماه مبارک رمضان همایش بزرگ «طلایه داران هدایت» به منظور تبیین راهبردهای کلی تبلیغ و با دو محوریت نقش زیارت در ارتقای فرهنگی اجتماعی و تولید ملی حمایت ازکار و سرمایه ایرانی روز گذشته با حضور بیش از 400 تن از مبلغان خراسان رضوی در تالار همایش های بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد.
 
حضرت آیت الله سبحانی از مراجع تقلید در این مراسم، تبلیغ را یک ماهیت ذات الاضافه و چهار جانبه دانست و گفت: جوانب تبلیغ عبارتند از مبلغ، کسی که مبلغ از طرف او آمده است، محتوای تبلیغ و مخاطب تبلیغ.
 
وی در ادامه با اشاره به آیه شریفه تبلیغ اظهار داشت: به فرموده قران کریم، هر فردی شایستگی تبلیغ ندارد و از مهم‌ترین ویژگی های یک مبلغ، ترس از خدا و عدم ترس از غیرخدا و سخن گفتن به حق است. البته این معنای گفتن هر سخنی نیست به گونه ای که برای خود گرفتاری ایجاد کند اما اگر وظیفه شرعی تشخیص داد حتما باید حقیقت را بگوید و کتمان نکند و بداند که بالای سر او حسابگری دقیق است که حساب عمل او را دارد.
 
این استاد سطح عالی حوزه علمیه قم ادامه داد: از آنجا که مبلغان جانشینان انبیا و اولیای خدا هستند، می توان گفت که از جانب خدا به سوی مردم و انسان های مکلف اعزام می شوند.
 
محتوای تبلیغ باید مستند به کتاب خدا و سیره معصومین باشد
 
حضرت آیت الله سبحانی افزود: محتوای تبلیغ نیز در عبارت «رسالات الله» به خوبی تبیین شده است که باید پیام های الهی و همه به خدا مستند باشد، کمال اعتماد بر کتاب و سنت باشد اگر هم از دیگران سخن می گوید به عنوان استشهاد بگوید نه اعتبار.
 
 
وی تأکید کرد: منبر، جایگاه انبیا و اولیاست؛ مبلغ باید ابتدا احراز مصداق و موضوع کند که آیا مسأله ای که می خواهد بگوید جزو رسالات الله هست یا خیر، با شک و تردید مطلبی را بیان نکند، مطلعه نکرده تفسیر نکند. آیت الله فلسفی بیش از 50 سال در تهران منبر رفت اما منبرش هرگز کهنه نشد ومشتری داشت، چرا؟ برای اینکه ایشان برای هر منبر 8 ساعت مطالعه می کرد.
 
این مرجع تقلید در خصوص شیوه های تبلیغ، ابراز داشت: مبلغ ابتدا باید در مخاطب آمادگی ایجاد کند وگرنه سخنش اثرگذار نخواهد بود.
 
حضرت آیت الله سبحانی همچنین بر لزوم مخاطب شناسی در تبلیغ تأکید کرد و گفت: باید دنبال کسانی رفت که شخصیت آن ها شکل نگرفته و هنوز در مسیر تکامل هستند.
 
 
وی با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) که می فرمایند «آن کس که زمان شناس باشد مورد هجوم شبهات قرار نمی گیرد»، افزود: این به دلیل داشتن آمادگی در چنین افرادی است، این‌که ما گاهی عقب می مانیم به دلیل عارف نبودن به زمان است. امام رضا(ع) نیز می فرمایند «در درجه اول انسان باید خود را هدایت کند و کاری که از دستش می آید همان را انجام دهد.». مبلغان هم باید عارف به زمان باشند و بدانند تقاضا چیست و عرضه و تقاضا را رعایت کنند، بدانند در برابر تبلیغات زهرآگین دشمن چه پادزهری ارائه دهند که اثرگذار باشد.
 
وی خاطرنشان کرد: البته آگاهی از افکار مختلف در مدارس و دانشگاه ها به معنای تصدیق این افکار نیست، بلکه منظور این است که از این طریق بتوانیم به گونه ای سخن بگوییم که ایجاد تنش نشود.
 
آقای قرائتی به دو اقیانوس قرآن و روایات متصل است و به زبان مردم تبلیغ می‌کند
 
استاد سطح عالی حوزه علمیه قم ، قرآن و سنت پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) را تنها منابع متقن تبلیغ دانست و گفت: گاهی عده ای می گویند چطور آقای قرائتی سی سال است منبر می رود ولی هنوزهم مشتری دارد؟ برخی دلیل این امر را لهجه شیرین ایشان می دانند در حالی که علت این است که ایشان به دو اقیانوس قرآن و روایات متصل است و در کنار این دو، منطق مردم را می داند و به زبان آنان تبلیغ می کند.
 
وی ادامه داد: جامعه امروز یک جامعه بسته مثل صد سال قبل نیست، اکنون تمام عالم یک دهکده است و هر اندیشه ای تولید شود به سرعت منتشر می شود، در چنین جهانی باید با در سطح فهم و درک مردم سخن گفت.
وی در پایان در پاسخ به سوالی نسبت به نحوه تبلیغ در مناطق تلفیقی، اظهار داشت: در این مناطق باید روی مثبتات تکیه کنیم.

رهبر انقلاب از نعمات الهی هستند
 
حضرت آیت الله سبحانی در ارتباط با چگونگی توجه به نامگذاری سال در تبلیغ، یادآور شد: رهبر معظم انقلاب از نعمات الهی است که علم، دیانت، تقوا و سیاست را جمع کرده است و باید قدردان حضور ایشان باشیم. اما در مورد تحقق شعار سال باید گفت تا زمانی که دروازه کشور باز است و واردات بی کیفیت چینی وارد می شود این پیام محقق شدنی نیست، باید دروازه ها را به روی کالاهای غیرلازم بست .
 
قوه مجریه باید حساسیت بیشتری نسبت به بدحجابی داشته باشد
 
وی در خصوص نحوه برخورد مبلغان با مساله بدحجابی، تصریح کرد: متاسفانه در این زمینه آن ها که باید حساسیت نشان دهند این کار را نمی کنند. می توان بالای منبر اهمیت عفاف زن و مضرات بی حجابی و اینکه حجاب مقدمه عفاف بوده و عفت بدون حجاب ممکن نیست را تبیین کرد. اما این تنها بیان است، و تاثیر بیشتر با قوه مجریه است تا در این خصوص برنامه سازماندهی نداشته باشد تبلیغ کم اثر خواهد بود.
 
بدحجابی نوعی دهن کجی به نظام اسلامی است
 
وی یادآور شد: بنده بارها گفته ام حجاب شعار نظام است و بدحجابی شعاری علیه آن محسوب می شود. بدحجابی مانند گناهان دیگر نیست، نوعی دهن کجی به نظام است.
 
این مرجع تقلید ادامه داد: اینکه در برخی فروشگاه های غرب و گاهی شرق از زیبایی زن به عنوان کالا برای جلب مشتری بهره می گیرند، تنزل دادن مقام زن است.
 
حضرت آیت الله سبحانی در خصوص مسائل بانکی نیز اظهار داشت: زمانی که بانک سرمایه شما را تحویل می گیرد می گوید با سرمایه شما مضاربه می کنیم وسود قطعی معین می کنند اما ما از واقع خبر نداریم که چه می کنند . اگر چنین باشد اشکال ندارد. بنابراین به مخاطب بگویید از رییس بانک سوال کند اگر فرد متدینی بود کافی است تا سخن بانک حمل بر صحت شود.
 
وی در مورد تحریم ها تصریح کرد: این تحریم ها، قیمت استقلال ما است و باید هزینه آن را بپردازیم و به جان بخریم. پیامبر اکرم(ص) هم سه سال در سخت ترین شرایط در شعب ابیطالب تحریم شد و صبر کرد تا گشایشی حاصل شد.
 
استاد سطح عالی حوزه علمیه قم، تحریم ها را دلیل عدم پایبندی غرب به انسانیت ، انصاف، قانون و حقوق بشر دانست و گفت: این همه تحریم بر کشوری که می خواهد مستقل باشد حاکی از این است که انان به هیچ یک از اصول انسانی پایبند نیستند، اینکه تاکنون جهانیان را فریب داده اند و از سازمان ملل و حقوق بشر دم زده اند همه ابزاری است تا ملت ها را ضعیف و مستعمره خود کنند.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: آیت الله سبحانی, رایه الهدی, رهبرانقلاب,

تاريخ : چهار شنبه 21 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

فرج‌الله سلحشور گفت: با کمی دقت در تلویزیون متوجه می‌شوید که در این حوزه نظارت وجود ندارد و هر کاری که بکنند، کسی نیست که چیزی بگوید.

وی ادامه داد: تلویزیون خط قرمزها را از بین برده است و همین موضوع تبدیل به الگو برای دختران و جوانان ما می‌شود. قبل از انقلاب مرزها در این زمینه مشخص بود اما چون حکومت اسلامی است، چنین مرزهایی مشخص نیست و همه ناخودآگاه فکر می‌کنند که چنین مواردی درست است. الان ارزش‌ها به هم ریخته و ضد ارزش‌ها حاکم شده است.
 
وی تصریح کرد: نکته دیگری که مطرح است، این است که درباره حجاب در سینما و تلویزیون نمی‌توانید کار کنید چون اصحاب رسانه خودشان بی‌حجاب هستند. مثلا سردار رادان در بحث حجاب و عفاف کار می‌کند اما کسی مثل فرزاد حسنی او را تخریب می‌کند. این امر هم به دلیل این است که به هنرمند مشتبه شده که او ملاک جامعه است و کسی هم نیست که به او بگوید تو به اندازه یک کارگر هستی.
 
 
 
وی اظهار داشت: امام و رهبری با این تداخل زن و مرد موافق نبودند اما دشمن زیرک بود و همان اوایل انقلاب در دانشکده‌ای با شکلی بسیار مسخره دیوار کشید. طوری که بعد از آن هیچ کس دیگر جرات نمی‌کند بگوید دختر و پسر را جدا کنید. در واقع موضوع لوث شد تا جایی که الان اگر جداسازی در جامعه پیگیری شود، شاید شورش شود.
 
 
وی ادامه داد: دولت در حوزه حجاب و عفا وارد نمی‌شود و می‌خواهد با شامورتی بازی و ورد همه چیز درشت شود. در حالی که ما از قرآن مبانی تعریف کرده‌ایم، برای فیلمسازی و از میان هزاران قصه قرآنی، 100 قصه را انتخاب و 40 سناریو را نوشته‌ایم که از این میان 9 فیلم به عنوان کار اولیه داشته‌ایم. هرجای این مملکت مراجعه کردیم؛ حاضرند برای تونل و فاضلاب فلان جا میلیاردها تومان خرج کنند اما برای طرح تلویزیون که 13 میلیارد تومان پیشنهاد دادیم، قبول نکردند.
 
وی عنوان داشت: این طرح را مقام معظم رهبری قبول کردند و گفتند 100 میلیون تومان کمک هم به ما می‌کنند اما هیچ کس کمک نکرد. چون خود ما در کشور اسلامی هستیم نسبت به اسلام بی‌توجه هستیم و هرکس کار قرآنی انجام بدهد برایش ارزش قائل نیستیم اما اگر یک هنرپییشه طاغوتی کاری نظیر یوسف را بسازد، در بوق و کرنا می‌کنند.
 
من خبر دارم که در پشت صحنه تولید یکی از سریال‌های تلویزیون که چند سال هم طول کشید، هزار کیلو معادل یک تن تریاک مصرف شده است. ما یوسف را در شرایطی کاملا اسلامی ساختیم و اهل شمال و ویلا و آنتالیا هم نیستیم. مهران مدیری در تولید سریال قهوه تلخ هفته‌ای 2 میلیارد تومان درآمد کسب می‌کند اما هنرمندان انقلاب ما به دلیل نداشتن بودجه باید از ساخت کار صرف نظر کنند.......
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: سلحشور, رایه الهدی, نظارت صداوسیما,

ادامه مطلب
ناگفته‌هايي از ديدار رهبرانقلاب با كارگردانان/ همه‌ي امكانات سينماي ايران هم براي ترسيم يك عمليات شهيد كاوه كم است

 

وقتي جواد اردكاني و ابراهيم اصغري –كارگردان و تهيه‌كننده‌ي «شور شيرين»- دعوت ما را پذيرفتند و براي گپ و گفتي چند ساعته در رجانيوز حاضر شدند، هنوز ماجراي تصميم جنجالي حوزه هنري در اكران نكردن فيلم‌هاي مسئله‌دار پيش نيامده و متعاقباً از سوي مبتذل‌سازان جامعه‌ي صنفي تهيه‌كنندگان، تصميمي براي انتقام گرفتن از ارزشي‌ها با اكران محدود فيلم «شور شيرين» گرفته نشده بود؛ اما با اين حال، اردكاني و اصغري بدون اينكه بدانند در روزهاي آينده قرار است چه بلايي بر سر فيلم‌‌شان بيايد، به شدت نسبت به آينده‌ي سينماي ايران و عملكرد مديران سينما بدبين و نااميد بودند. تا جايي كه اردكاني در اين مصاحبه مدعي شد كه به زودي مديران به بهانه‌ي بيت المال در سينما را تخته خواهند كرد!

البته اردكاني وقتي در اثناي گفتگو، از جلسه‌ي مقام معظم رهبري با كارگردانان در سال 85 ياد كرد، آشكارا از آروزيش در برگزاري دوباره‌ي چنين جلسه‌اي گفت تا نشان دهد كه كورسوي اميدش به مديريت فرهنگي مقام معظم رهبري است. وقتي هم كه نوبت به انتقادات پرشمار ما از «شور شيرين» رسيد، او و اصغري با تواضع تمام به انتقادات ما پاسخ دادند و در برخي مواقع، اين انتقادات را خيلي ساده پذيرفتند. گرچه در برخي مواقع و به خصوص از مواضع رجانيوز در قبال «گشت ارشاد» ناراحت بودند. با اين اوصاف، آنچه در ادامه مي‌آيد، مشروح گفتگوي ما با جواد اردكاني –كارگردان- و ابراهيم اصغري -تهيه كننده‌ي «شور شيرين»- است:

اردکانی: چیزی که از نظر من واقعیتی در فضای سینمای ایران است و آن جلسه نمونه‌ی روشنی از این واقعیت بود، این است که به‌رغم گرایش‌های سیاسی و اعتقادی مختلف، تمام سینماگرهایی که در ایران مانده و پذیرفته‌اند که در چهارچوب نظام فیلم بسازند، آمادگی تعامل را دارند و من کسی را نمی‌شناسم که آمادگی تعامل نداشته باشد.

تعامل با نظام؟

اردکانی: بله، راحت بگویم، منافعشان در این است. من به عنوان یک فیلمساز، حتی اگر در سطح خیلی بالاتری هم بودم، منافع من، چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ معنوی در این است که در ایران بمانم و فیلم بسازم. ما فیلمسازان درجه‌‌ي یکی را داشته‌ایم که از ایران رفته‌اند و هم به لحاظ کمیت، هم به لحاظ کیفیت، افت وحشتناکی کرده‌اند، بعضی از آنها اصلاً از دور خارج شده‌اند و در عرصه‌ی فیلمسازی حضور ندارند. خیلی از آنها به لحاظ معیشتی، به نسبت زندگی‌ای که در ایران داشتند، به‌شدت عقب‌گرد کرده‌اند و دچار مشکلات هستند.

عده‌ی معدودی فکر می‌کنند که حضور در جلسه‌ی رهبری ، پیغام خوبی

برای حامیان خارجی‌شان نیست

بنابراین این آمادگی وجود دارد و ظرفیتی است که به نظر من ظرفیت واقعی سینمای ایران است. قرار هم نیست همه‌ی فیلمسازان ما به خاطر خدا و محضاًلله و با اخلاص فیلم بسازند؛ چون ما همه مدل آدم در همه‌ی صنف‌ها داریم. همین‌طور که همه صنعتگران ما که ایستاده‌اند و کار می‌کنند، به لحاظ مسائل روحی‌ـ‌روانی و انگیزه‌ها و مسائل اعتقادی مثل هم نیستند.

آن جلسه نشان داد که همه می‌خواهند کار کنند. فقط یک عده‌ی مخصوصی که تعدادشان هم خیلی کم است، با نظام عناد دارند و این عنادشان را هم ثابت کرده‌اند و نانشان را هم در همین عناد می‌بینند.

این عده در آن جلسه بودند؟

اردکانی: نه، در آن جلسه هم نبودند. آنهایی که من می‌گویم به آن جلسه نیامدند. برای جلسات مشابهی هم از آنها دعوت شده بود و هرگز نیامدند، چون تصور می‌کنند اگر در جلسه‌ای بیایند و با رهبری نظام بنشینند، برای کسانی که باید در خارج برای اینها کف بزنند و برایشان دلار بفرستند، پیغام خوبی نیست، بنابراین اصلاً نمی‌آیند، ولی آنها خیلی کم هستند. متأسفانه بعضی از برخوردهای ما با بعضی از سینماگرها زمینه‌ای ایجاد می‌کند که ما به آن تعداد کم، اضافه کنیم. یعنی همین‌که ما به‌راحتی سینماگران خودمان را از دست بدهیم و اجازه بدهیم از کشور بروند، نه به نفع نظام است و نه به نفع مملکت. فقط به نفع آدم‌هایی است که آن طرف مرزها نشسته‌اند.

 

در این جلسه، همه حرف خودشان را زدند و هیچ چیزی هماهنگ شده نبود

تأثیر این جلسه روی کارگردانان چه بود؟

اردکانی: در این جلسه هر فیلمسازی که حرف زد، حرف خودش بود؛ به نحوی که قبل از آن هم هیچ‌کس نمی‌دانست قرار است چه کسی چه چیزی بگوید. من که در آن جلسه صحبت کردم و مفصل هم صحبت کردم، سر فیلمبرداری فیلم «سبیل مردونه» در اردکان بودم. صبح توی ماشین نشستم و خودم را با عجله به جلسه رساندم و بدون این‌که با من هماهنگی شده باشد که چه می‌خواهم بگویم و چه قرار است بگویم، حرف زدم. قبل از جلسه به من زنگ زده بودند که می‌خواهی صحبت کنی؟ و من گفتم: «بله». گفتند با آقای مجیدی هماهنگ کن که صحبت کنی. ولی این‌که چه بگویم یا نگویم با خودم بود. در مورد بقیه هم همین‌طور بود. به همین دلیل اگر حرف‌های آن جلسه را مرور کنید، می‌بینید حرف‌ها خیلی متنوع و متفاوت هستند. یعنی آقای کیانوش عیاری و یا خانم میلانی کاملاً حرف خودشان را زدند، آقای شمقدری هم کاملاً حرف خودش را زد. جلسه هم که تمام شد، همه حالشان خوب بود. طیف‌های مختلف سیاسی و اعتقادی در آن جلسه حضور داشتند، حالشان خوب بود و امید، انگیزه و جدیتشان بیشتر شده بود. چون رهبر نظام آمد و حرف‌هایی راجع به سینما زد که خیلی سینما را بالا برد و خیلی ظرفیت برای سینما ایجاد کرد. وقتی رهبر نظام می‌آید و توقعاتش را از سینما می‌گوید، به معنی ایجاد ظرفیت برای سینماست.

آرزو می‌کنم بازهم از این جلسات تشکیل شود

من واقعاً آرزو می‌کنم که باز هم از این جلسات تشکیل شود. چون مطمئنم حتی در شرایط بد و پرتنش سیاسی، اگر بچه‌ها در حضور مقام معظم رهبري جمع شوند، اتفاقات عجیب و غریبی خواهد افتاد که مابه‌ازا ندارد. یعنی مثلاً بگوییم به‌جای این‌که یک جلسه برویم با مقام معظم رهبری حرف بزنیم، ده جلسه برویم با وزیر حرف بزنیم. آن ده جلسه سر جای خودش، ولی اصلاً جای این یک جلسه را نمی‌گیرد. امیدوارم این اتفاق تجدید شود. آن جلسه تجربه‌ی بسیار خوبی بود که نتایج بسیار خوبی هم برای سینما داشت. به هر حال یکی از نتایج آن جلسه هم که امیدوارم بشود آن را یکی از نتایج خوب جلسه قلمداد کرد، این بود که فیلم «به کبودی یاس» با سفارش آقای صفارهرندی و پیگیری ایشان تولید شد.

 

ائمه‌ي جمعه كه مي‌توانند جلوي فيلمي گارد بگيرند، حتما مي‌توانند مردم را به ديدن فيلمي هم تشويق كنند

برگرديم به فيلم «به کبودی یاس» و «شور شيرين». ارزیابی شما از تعداد کسانی که علاقمند هستند اين نوع فيلم‌ها را ببينند، چقدر است؟ آیا اینها قشر کمی هستند؟ یا قشر پرتعدادی هستند که با سینما قهر کرده‌اند؟

اصغری: به نظرم می‌شود این را ارجاع داد به استنباطی که ما از کل جامعه داریم. ما به هر حال در جامعه، در راه‌پیمایی‌های مناسبتی مثل 22 بهمن یا دیگر جاها، قشر زیادی از جمعیت کشورمان را می‌بینیم که به انقلاب وفادارند و به آن علاقه دارند که مسلماً بیش از 50% جامعه ماست و بخش زیادی از اینها می‌توانند مخاطب این فیلم‌ها باشند.

چه کسی باید اینها را دعوت کند؟ چون شما اخیراً در نامه‌ای که به آقای سید احمد خاتمی –امام جمعه‌ی موقت تهران-نوشته بودید، اشاره کرده بودید که به نظر می‌رسد مردم با سینما قهر کرده‌اند و یک نیرویی باید اینها را برگرداند.

اصغري: مردم به دلیل این‌که احساس می‌کردند این سینما برایشان امنیت لازم را ندارد، قهر کردند. شرایط خیلی سخت است و باید یک جوری اینها را برگرداند. بخشی به این برمی‌گردد که آثاری با ذائقه‌ي هماهنگ تولید شود. یک بخشی هم باید اینها از طریق مجامعی که به آنها اعتماد دارند، دعوت شوند و برگردند. به هر حال اگر ائمه‌ی جمعه چنین جایگاهی دارند که می‌توانند جلوی بعضی از فیلم‌ها گارد بگیرند ـ‌که نمی‌دانم به‌حق هست یا خیرـ مي‌توانند از همین تریبون هم استفاده کنند كه عده‌اي تشویق شوند و بروند و این نوع فیلم‌ها را هم ببینند. یا نهادهای دیگری مثل آموزش و پرورش می‌توانند این کار را بکنند و برای مقاطع راهنمایی و دبیرستان، حتی به عنوان یک واحد درسی بگذارد که بتوانند با مفاهیم ارزشمند دهه اول انقلاب توسط کتاب، سینما و سایر رسانه‌ها آشنا شوند. سپاه و بسیج و امثالهم هم می‌توانند برنامه‌ریزی کنند و این برنامه‌ریزی خودبه‌خود این نوع فیلم‌ها را خصوصاً در مرحله‌ي اکران، از مهجور شدن خارج می‌کند.

رسانه‌های ما نسبت به احکام اسلامی آن‌قدر حساس نیستند که نسبت به لفظ بسیجی!

من يادم نمي‌آيد شما در مورد بلاهايي كه بر سر «به كبودي ياس» آمد، اعتراضي كرده باشيد؟ يا مثلاً با رسانه‌ها اين موارد را در ميان بگذاريد تا اعتراض شما منعكس شود؟

اردکانی: رسانه‌های ما آن‌قدر از واقعیت‌ها پرت هستند که من معتقدم در همین شرایط حتی نقاط مسئله‌دار را هم درست رصد نمی‌کنند. یعنی در کنار فیلمی مثل «گشت ارشاد» -که به نظر من فیلمی در این حد جنجالی نبود و بر سر اين فيلم این‌قدر نباید هزینه برای نظام تولید می‌شد- یک فیلم در کنارش اکران شد که یک حکم مسلم اسلامی به نام قصاص را زیر سئوال می‌برد. اما رسانه‌های ما نسبت به احکام اسلامی آن‌قدر حساس نیستند که نسبت به لفظ بسیجی حساس هستند. این خیلی بد است. حکم قصاص به اندازه‌ي کل نظام ما ارزش دفاع کردن دارد. حکم قصاص همان حکمی است که حضرت امام راجع به آن، آن برخورد را داشت و آن اعلامیه را صادر کرد و آن‌طور تهدید کرد. پس معلوم است که رصد هم رصد مسئله‌دار و معیوب و بیماری است.

اعتراض كنم كه چه بشود؟

ما می‌توانستیم اعتراض و جنجال کنیم، ولی اولاً من می‌دانستم که هیچ فایده‌ای ندارد. چون سیستم دولتی ما در تولیدات فرهنگی‌اش انگیزه‌ي پخش مناسب کارش را ندارد و کارمندي كه آنجا نشسته، برايش هيچ فرقي نمي‌كند كه این فیلم ده میلیارد یا ده میلیون بفروشد. چرا كه یک ریالش هم به جیب آن کارمند نمی‌رود درحالی که براي هر يك ريال اين فيلم در پخش خصوصی حساب کرده‌اند. وقتی سیستم دولتی ما می‌آید و دست روی ارزش‌ها می‌گذارد، تولیدات ارزشی هم انجام می‌دهد و بعد در مرحله‌ي ارائه و مصرف آنها را رها می‌کند، با اعتراض من چه اتفاقی می‌افتد؟

فروش نه، درصد رضايت!

من فکر می‌کنم این مدل حرف زدن، تسلیم شدن در برابر شرایط است، چون پیش‌فرض شما این است که فیلمتان فروش نمی‌کند. این‌طور نيست؟

اصغری: اصلاً، اتفاقاً من فیلم «شور شیرین» را این‌طور نمی‌بینم. حتی فیلم «به کبودی یاس» را هم من بیشتر از 25 بار همراه جمعیت در سینما تماشا کردم. مهم‌ترین ویژگی‌ای که برای من جالب بود این بود که جمعيت تا پایان فیلم می‌نشستند و از فیلم هم راضی بودند. اين نشان می‌دهد که به لحاظ آماری هم در جامعه آدم‌های زیادی هستند که اگر سازوکاری تعریف شود و اینها دوباره به سمت سینما برگردند، مسلماً این فیلم‌ها مهجور واقع نمی‌شوند. البته «شور شيرين» به دليل خود شخصيت شهيد «كاوه» و جواني و جسارت بالاي ايشان، جذابيت‌هاي بيشتري به خصوص براي نسل جوان و نوجوان دارد.

به نظرم اگر ما فاکتور فیلم خوب را از این منظر نگاه کنیم که کسانی که به سینما می‌آیند، چند درصدشان از فیلم راضی هستند و چند درصد نیستند، این اطلاعات آماری مناسب‌تری است تا این‌که بگوییم چقدر بلیط خریداری شده است و یا داوران جشنواره به چه فیلمی بیشتر اهمیت و جایزه داده‌اند.

 

قرار نیست هر کاری که انسان انجام می‌دهد، بازخورد مالی داشته باشد

بگذاريد در مورد همين موضوع انتقاد عده‌اي را بازگو كنم. عده‌اي معتقدند كه اين فيلم‌ها با پول بيت‌المال ساخته مي‌شود و هزينه‌ي آن هم هيچ گاه برنمي‌گردد و اين مشكل دارد.

اصغری: بله به گوش ما هم رسيده است. بعد از «به کبودی یاس» وقتی آمدیم تولید فیلم شهید «کاوه» را شروع کنیم، خيلي‌ها مي‌گفتند که فیلمی بسازید که گیشه را بترکاند! یادم هست گفتم به هر حال تا آنجا که من شناخت دارم فاکتورهایی که الان باعث می‌شوند که فیلم بفروشد و به قول شما بترکاند، شهید «کاوه» ندارد و قرار است راجع به یک شخصیت مستند فیلم بسازیم.

ببينيد به‌تدریج عواملی که دست به دست هم داده‌اند که این فیلم‌ها همچنان مهجور بمانند، در کارشان موفق شده‌اند و فقط معدودی هستند که دارند در این عرصه قدم می‌زنند که ریشه اصلی آن تأکید خود مقام معظم رهبريست. مثلاً همين كه ما را به بيت المال ارجاع مي‌دهند. ما بالاخره یک چیزهایی از احکام شرعی می‌دانیم. قرار نیست هر کاری که انسان انجام می‌دهد، بازخورد مالی داشته باشد. خیلی کارها در جامعه انجام می‌شود، آن هم با هزینه‌هایی چندین برابر تولید یک فیلم سینمایی دفاع مقدس و اصلاً کل بودجه سینما که ظاهراً بازخوردش اصلاً بازخورد مالی نیست و اگر از این منظر نگاه کنیم که کاملاً حیف و میل بیت‌المال است، ولی بازخوردی در جامعه دارد که هزاران برابر آن بودجه‌ها ارزشمند است.

به بزرگواران آشنا به فقه مراجعه كردم، گفتند اين تكليف شماست

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: ناگفته‌هايي از ديدار رهبرانقلاب با كارگردانان, شورشیرین,

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 19 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

خبرنامه دانشجويان- قهرمانان ملي، حكم شيرازه هويت يك جامعه را دارند و مردم يك جامعه هرقدر با اسوه ها ی خود بيشتر آشنا باشند، آن جامعه از گزند بحران هاي فرهنگي و اجتماعي بيشتر در امان مي ماند، چرا كه قهرمانان ملي، در واقع منابع اصلي ايجاد الگوي رفتاري و فرهنگي هستند.حال اگر این قهرمانان ملی پیوند عمیقی با ریشه ها و آموزه های اصیل اسلامی داشته باشند در پروراندن شخصیت های استوار یک جامعه مهدوی نقش به سزایی دارند.

 
 
این در حالی است که جوامع غربی به دلیلی تهی بودن از شخصیت های استوار فکری برای زنده نگاه داشتن رگه های فکری خود در جامعه دست به اسطوره سازی زده و هاليوود مهم ترين دستگاه ايجاد قهرمان هاي بدلي و جعلي است. جيمزباند، مردعنكبوتي، سوپرمن، هري پاتر، بتمن و ... همه نمونه هايي از اين اسطوره سازي ها هستند که وظیفه پرورش اهداف از پیش تعیین شده در ذهن مخاطب خود را دارند.

سینمای ایران اگرچه کمتر درباره سرداران دفاع مقدس تصویری داشته، اما دهه هفتاد را باید اغاز جدی پرداختن به زندگی سرداران و فرماندهان شهید دانست .زمانی که طرح به تصویر درآوردن زندگی دو خلبان شهید، شیرودی و کشوری از مدت‌ها قبل در گروه شاهد کلید خورده بود، و در نهایت پروژه ای که ساختش از سال 75 شروع شده بود تا سال 79 که این سریال روی آنتن رفت ادامه یافت، "سیمرغ" با کارگردانی حسین قاسمی‌جامی‌ به خاطر قصه‌ روان و واقع‌گرایانه و انتخاب بازیگران مناسبش محمد جوزانی در نقش شهید شیرودی، و سیدجواد هاشمی در نقش شهید کشوری و علی‌محمد طالبی در نقش شهید چمران که به لحاظ ظاهری هم به سیمای واقعی آنها شباهت داشتند مورد استقبال قرار گرفت.

شاید انظار می رفت «سیمرغ» آغاز به تصویر درآمدن چهره واقعی و ملموس سرداران جنگ باشد، اما این اتفاق تا مدتها نیفتاد و تلویزیون با سوق دادن مخاطب به اثار مفرح و شاد و در کنار ان توجه به سریال های خانوادگی این مقوله را تا مدتها نادیده گرفت و از نیمه های دهه هشتاد ساخت مستندهایی از زندگی سرداران باعث شد در حوزه فیلم و سریال هم اثاری از این دست ساخته شود.

"شوق پرواز" دومین مجموعه تلویزیونی با محوریت زندگی فرماندهان دفاع مقدس به کارگردانی یدالله صمدی و بازی شهاب حسینی در نقش شهید بابایی روی آنتن شبکه یک رفت و توانست با نمایش تاثیرگذاری از دشواری‌های زندگی این سردار بزرگوار، بخش‌هایی از تاریخ این سرزمین را ثبت کرده است.

فیلم سینمایی «مرغابی دشت سرخ» به کارگردانی علی‌اصغر شادوران اثر سینمایی دیگری است که زندگی سردار علی هاشمی را به تصویر می‌کشد، نقش علی هاشمی را پژمان بازغی بازی می‌کند.

سال ۱۳۶۲ شهید هاشمی قرارگاه نصرت را در منطقه هورالهویزه راه اندازی کرد و در شرایطی که عملیات‌های نظامی ایران به بن بست رسیده بود این قرارگاه توانست منطقه هورالهویزه و جزایر مجنون را برای عملیات آماده کند.وی در عملیات‌های بزرگ بدر و خیبر حضوری پررنگ داشت. روزهای آخر جنگ، ارتش عراق حملات خود را به جبهه‌ها آغاز کرد و در پی حمله‌ای که عراق در پشت قرارگاه نصرت داشت، شهید علی هاشمی و تعدادی از دوستانش به این منطقه عزیمت کردند و در هور به شهادت می‌رسند. سال ۱۳۸۸ پس از ۲۲ سال بقایای پیکر این شهید بزرگوار و تعدادی از همرزمانش به میهن برگردانده می‌شود.
 
سریال «در چشم باد» نیز که در نهایت به آزادسازی خرمشهر ختم می شد تنها به گوشه هایی از زندگی شهید حسن باقری می پرداخت.

اما جواد اردکانی را می توان اولین کارگردانی در سینما دانست که به شکل مستقیم و با یک فیلمنامه اقتباسی برگرفته از کتاب" خاک‌های نرم کوشک" به نویسندگی سعید عاکف درباره زندگی شهید عبدالحسین برونسی اثری را درباره یکی از فرماندهان شهید ساخت."به کبودی یاس"که برای اولین بار در بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درآمد برنده سیمرغ جلوه‌های وِیژه و نگاه ملی شد.

شهید برونسی یکی از فرماندهان گمنام دوره جنگ جزو اولین نفرات اعزامی به کردستان بود. او با رشادت های فراوان طی سال ها مبارزه از فرماندهی گروهان به فرماندهی تیپ هجدهم جوادالائمه(ع) رسید و ایثارگری های او زبانزد خاص و عام بود، تا آنجا که دشمن برای سرش جایزه تعیین کرده بود.وی سرانجام در اسفند 63 و در عملیات «بدر» به شهادت رسید.

اردکانی در این فیلم سعی کرده چند داستان مربوط و منفک را با هم روایت کند. رفت و آمد دوربین بین جبهه و پشت جبهه، نشان دادن زندگی بسیجی‌ها و پس زمینه‌های متفاوت اجتماعی، خانوادگی وفرهنگی شان از امتیازات فیلم است.و در این میان ما با برونسی فرمانده‌ای که لحظه‌ای در اصول خود تردید نمی‌کند روبروییم، او از جبهه به شهر می‌آید تا همزمان عملیات خیبر را جمع‌ کرده و برای عملیات بدر به جبهه برود اما با مسائلی روبرو می شود که چاره ای جز حل انها را ندارد.این فیلم پس از سه سال،زمانی که پیکر این شهید در اردیبهشت 90 نزد خانواده‌اش بازگشت اکران شد.

جواد اردکانی که کارش را با مجموعه تلویزیونی «آقای کفایت» شروع کرده و در کارنامه اش علاوه بر سریال های "غریبه" و "آینه های نشکن" فیلم های "چوری"،" قناری "و "سبیل مردانه" هم دیده می شود ،دغدغه ساخت فیلم سینمایی بر اساس زندگی سرداران شهید را ادامه داد.

وی که معتقد است که" تا قبل از «به کبودی یاس» در ژانر دفاع مقدس فیلمی با اسم و رسم و شخصیت محوری شهدا ساخته نشده بود ورود به این حوزه و ادای دین کارگردان به شخصیت های محوری جنگ را با ساخت پنجمین اثر سینمایی اش با نام " شور شیرین " که به برهه ای زندگی شهید کاوه پرداخته است، انجام داد.

شهیدمحمود کاوه معروف به شیر کردستان از فرماندهان سپاه مشهد بود که در سال 59 به جبهه کردستان رفت تا امنیت را به این منطقه برگرداند. او در طول مبارزاتش بسیاری از سران ضد انقلاب به هلاکت رساند به همین دلیل آنها برای به شهادت رساندن شهید کاوه جایزه بزرگی را تعیین کردند. داستان فیلم در سالهای 59 و 60 می گذرد و تمام سکانسهای فیلم در شهرهای مرزی و چریکی فیلمبرداری شده است. نقش شهید کاوه را جوانی مشهدی به نام محمد عمارلو بازی می‌کند که از نظر ظاهری شباهت زیادی به شهید کاوه دارد.
 
در این فیلم که با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی ساخته شده رضا رویگری در نقش یکی از فرماندهان ارتش و ماه‌چهره خلیلی در نقش یک زن کرد حضور دارند.از دیگر بازیگران حرفه‌ای این فیلم می‌توان به شبنم قلی خانی، حسن شکوهی و جواد عزتی اشاره کرد. موسیقی «شور شیرین» توسط ستار اورکی ساخته شده و صداگذاری آن نیز توسط جهانگیر میرشکاری انجام شده است.

این فیلم که آغازش بر این نحو است که یکی از دوستان محمود کاوه، حمید میرابی به همراه خانواده اش عازم کردستان است تا در مراسم ازدواج پسرش شرکت کند مینی بوس آنها گرفتار کمین ضد انقلاب می شود و آنها اسیر می شوند .کاوه و نیروهایش درتلاش هستند تا به شکلی آنها را آزاد کنند و در واقع روایتگر برهه‌ای از اوایل تاریخ انقلاب اسلامی و حوادث اشغال کردستان و مخصوصاً منطقه بوکان و سقز توسط ضد انقلاب و حزب منحله دموکرات و باز پس‌گیری آن توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و به فرماندهی محمود کاوه می‌باشد.

صحنه هایی از سر بریدن پاسدارها و همچنین قتل دست جمعی فرمانده آنان توسط حزب دموکرات از وقایعی است که از لنز دوربین اردکانی آن ها را به تصویر کشیده است .

شهيد نشدن قهرمان داستان و راست قامتي و فائق آمدن او بر دشمن از نقاط مثبت فيلم شور شیرین است و سينماي دفاع مقدس را که غالباً رنگ و بوي جنوب و خوزستان دارد و در آن كمتر به جبهه غرب و كردستان پرداخته شده است به سمت پرداختن به موضوعاتي چون غائله ضد انقلاب و كوموله و دموكرات می برد.

وی که به زودي فيلمي ديگر درباره شهيد شوشتري را در دست ساخت دارد می تواند معبرگشایی فرهنگی برای معرفی سرداران فرهنگ و عزت این کشور باشد و ساير فيلمسازها مي توانند باور كنند كه امكان كار در اين ميدان فراهم است.

حضور این فیلم و "روزهای زندگی "در گیشه های سینمایی که پر است از عشق هاي مثلثي و خيانت زن و شوهر بازآفرینی نقش هنر و سینما در ساختن هویت مستقل یک کشور است و سینمای دفاع مقدس را از افتادن در ورطه بی هدفی و استفاده از مضامین دیگر چون ملیت پرستی جناح داری سیاسی و حتی عشق برای جذاب شدن دیدن تاریخچه هویت یک ملت در امان سازد.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: برای صدها فرمانده شهید چند فیلم ساختیم؟, رایه الهدی,

تاريخ : دو شنبه 19 تير 1391 | | نویسنده : گمنام
خبرگزاري دانشجو نوشت: فعاليت برخي گروه هاي اعتقادي خاص در سطح كلانشهرها در روزهاي اخير به شكل قابل ملاحظه اي تشديد شده است.
 
اين گروه ها سعي مي كنند با حضور در اماكن تفريحي اقدام به جذب جوانان و دختران دانشجو كرده و با اجراي برنامه هاي تفريحي خاص! آنها را به سمت خود بكشانند.
 
بنا بر اين گزارش، در اين ميان فعاليت گروه هاي ديني - ملي پررنگ تر به نظر مي رسد؛ اين گروه ها با استفاده از جاذبه هاي كاذب ايرانيگري براي اديان خود جوانان را جذب مي كنند.
 
در تازه ترين اقدام اين گروه ها مشاهده شده است كه افرادي به عنوان برگزاري «جشن تيرگان» در تفرجگاه هاي شمال تهران، اقدام به پخش برگه هايي با موضوع «جشن تيرگان» در ميان جوانان كرده و آنها را به اجراي اين مراسم دعوت مي كنند.
 
نكته ديگر اينكه اين جشن از اعياد جدي آيين زرتشت محسوب مي شود؛ داخل برگه پخش شده در ميان افراد نيز نشان هايي از علائم و اعتقادات دين زرتشت وجود دارد.
 
همچنين افرادي كه اقدام به توزيع اين برگه ها مي كنند، در حركتي خرافي از آنان مي خواهند كه يك بند رنگي (كه آن هم از سوي اين گروه ها توزيع مي شود) را به مچ دست خود ببندند و در روزي خاص بالاي يك كوه بلند قرار دهند تا حاجاتشان! برآورده شود.
 
بنا بر اين گزارش، يكي از آداب نام برده شده در اين برگه اجراي مراسم آب بازي! است؛ اين در حالي است كه چندي پيش اجراي اين مراسم در يكي از پارك هاي تهران و چند پارك در سطح كشور، هنجارشكني هاي بسياري را به وجود آورد.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: تفرجگاه‌هاي تهران؛ محل ترويج و تبليغ اديان خاص!, رایه الهدی,

تاريخ : جمعه 16 تير 1391 | | نویسنده : گمنام
 

 

عوامل بسیاری در بدحجابی و بی‌حجابی موثر است، اما بی‌غیرتی مردان نسبت به زنان و دختران خود و عقده‌گشایی روانی افراد را می‌توان از علت‌های اصلی بدحجابی در جامعه دانست.

به گزارش خبرگزاری فارس، بدحجابی در جامعه به معضلی برای خانواده‌ها و مسئولان بدل شده است، کارشناسان علت‌های بسیاری را در زمینه رواج بدحجابی موثر می‌دانند که مشکلات روحی و روانی، ناآگاهی و بی‌توجهی خانواده‌ها را می‌توان از مهم‌ترین این عوامل دانست.
 
مردانی که دین و ایمان ندارند، از غیرت هم بویی نبرده‌اند، این مردان در برابر عشوه‌گری‌های زنان و دختران خود در جامعه بی‌تفاوت هستند و بی‌شک این بی‌غیرتی‌ها از علت‌های اصلی رواج بدحجابی به شمار می‌رود.
 
 
زنان بدحجاب زندگی خانواده‌ها را خراب می‌کنند
تعصب‌های بی‌جا موجب گرایش دختران به خودنمایی می‌شود

 
عقده‌های روانی پسران در خانه موجب زن‌نمایی آنها می‌شود
مرد بی‌دین، بی‌غیرت است
بیماری‌های روانی منجر به بدحجابی می‌شود
 
گسترش ولنگاری در جامعه یکی از حربه‌های دشمن
بروز انوع انحرافات از پیامدهای بدحجابی است

بقیه در ادامه مطلب....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حجای, بدحجابی, , رایه الهدی,

ادامه مطلب

آغاسی را به بهانه بلندی مو و ریشش بایکوت کردند

سعید قاسمی از سرداران دفاع مقدس از عملکرد مدیران صدا و سیما انتقاد و مدیریت آنرا دچار رخوت دانست.

به گزارش مهر؛ شب گذشته؛ 13 تیرماه اختتامیه نخستین جشنواره شعر و موسیقی ضداستکباری طبس با موضوع ویژه آمریکا در لانه جاسوسی آمریکا برگزار شد.
 
در بخش پایانی این برنامه سردار سعید قاسمی گفت: این جلسه شما در حالی ضدآمریکایی است که در بخشی از خاک آمریکا در حال برگزاری است و اصل دعوا و چالش همین جاست. اصل قصه انقلاب از همین‌جا شروع شد. اصل دعوای ما با اسکتبار جهانی که خامه‌اش آمریکای جنایتکار است از همین جا یعنی از لانه جاسوسی شروع شد.
 
وی محمد گلریز را که در این برنامه حضور داشت، خطاب قرار داد و گفت: اگر در دهه اول این کارهای موسیقی گل کرد و مردم با آنها زندگی کردند و گلبول خون انقلابیون و حتی غیرانقلابی‌ها شد، چرا پس از جنگ و دوران سازندگی و اصلاحات شاهد رخوت در این آثار هستیم.
 
وی در ادامه به طرح سوال‌هایی پرداخت و بیان کرد: آنها چنان کردند که اگر کسی اثری انقلابی و ارزشی بخواند جایی برای عرضه ندارد؟ چرا موسیقی‌های انقلابی را دیگر نمی‌شنویم؟ چرا در همه هنرمان و در تمام صداو سیمای ضرغامی‌مان رخوت می‌بینیم؟ مگر قرار نبود تا سه دهه این فعالیت‌ها ادامه یابد؟ چرا بعد از جنگ و شروع دوره‌های سازندگی و اصلاحات ما در آثار ارزشی هنری رخوت به وجود آمد؟ آیا ذائقه‌ها عوض شده یا ذائقه‌ها را عوض کرده‌اند؟ آیا سرودهای انقلابی دیگر جای انرژی دادن هست یا نیست؟ آیا شاعر برای سرودن شعر لیزری که برجک امریکا را بزند نداریم؟ آیا خواننده‌های ما پولی شده‌اند؟
 
قاسمی خاطرنشان کرد: اینها (مدیران صدا و سیما و ارشاد) ارزش‌های انقلابی را بلوکه کرده‌اند تا بفرموده بخوانند و بالاخره باید نشان بدهند که صداوسیما و ارشاد ما باید با هم یکی شود.
 
وی باز هم گلریز را خطاب قرار داد و به او وعده بهشت داد و گفت: تو برای دو کار صد درصد به بهشت می‌روی. اول اینکه در زمان جنگ صدای تو از بلندگوهای ماشین حاجی بخشی پخش می‌شد و دوم به خاطر اینکه از آهنگ شهید مطهر تو امام خمینی (ره) خشنود شد ولی دو دهه است آن سرودهایی که انرژی می‌داد دیگر نیست.
 
وی بازهم به انتقاد از صدا و سیما پرداخت و به بلوکه شدن دو دهه‌ای آغاسی در صدا و سیما به بهانه بلندی مو و ریش او اشاره کرد و گفت: آغاسی در صداوسیما بلوکه شد چون می‌گفتند موهای او تبلیغ درویشگری می‌کند اما امروز بدتر از آنها در صداوسیما هستند و صدای هیچ‌کس هم در نمیاد.
 
این مهندس راه و ساختمان بیان کرد: امام ما با هنر بیگانه نبود. او هنری می‌خواست که صیقل‌دهنده اسلام ناب محمدی باشد. او هنری می‌خواست که ضد اسلام امریکایی باشد. ولی چند روز پیش از برنامه صبح جمعه با شما تصنیف طاغوتی خوانندگان زن مبتذل قبل از انقلاب پخش شد. یا در رادیو جوان یک مجری زن مانند بسیار زننده حرف می‌زند. همه اینها به جوانان ما آموزش داده می‌شود. به قول شهید آوینی کار صداوسیما با کرام الکاتبین است.
 
سردار قاسمی در ادامه با اشاره به همراه نبودن موسیقی از نبود موسیقی درباره انقلاب‌های منطقه از جمله بحرین، یمن، فلسطین و همچنین شهید احمدی‌روشن و انرژی هسته‌ای و احمد متوسلیان و ... انتقاد و تاکید کرد: بنا ندارند این چیزها را پخش کنند و بایکوت هستید و وزیر ارشاد جرات ندارد آدم‌های دولت‌های قبلی را از ارشاد قیچی کند و احمدی‌نژاد هم نتوانست مافیای ارشاد را زمین بزند و دیگر هم وقتش تمام شده و نمی تواند کاری بکند
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: سردارقاسمی, رایه الهدی,

کافه سینما- دیدن “شور شیرین” را یک جورهایی بر خودم واجب می دانستم! دیروز به همراه یکی از دوستان موفق به تماشایش شدم و از این بابت خوشحالم. راضی هستم چنان که موقع خروج از سالن سینما نیز به آن دوست بزرگوار گفتم با رضایت دارم سالن را ترک می کنم. امتیاز خوبی برای یک فیلم است اگر حس و حال تماشاچی موقع ترک سالن سینما خوب باشد. این نه به آن معناست که فیلم لزوما شاهکار بوده. نه… اما داشتن رضایت نسبی تماشاچی نشان می دهد که فیلم دست کم نمره قبولی را گرفته…

 
 
اصلا یک سری فیلم ها دیدنشان واجب است انگار! فیلم هایی که حس میشود پشتش نیت بوده و دل بوده و اعتقاد. این نیت و اعتقاد به هر حال خودش را یک جوری نشان می دهد و فیلم موفق خواهد شد تمایزش را با یک اثر سفارشی به دردنخور نشان دهد. آنجاست که تو می فهمی به حکم دل باید بروی و این فیلم را ببینی. این نوع نگاه شاید به ظاهر تنزل دهنده سلیقه باشد. آیا هر فیلمی که با نیت خوب ساخته شده باشد لزوما فیلم خوبی است و باید آن را دید؟ عرض می کنم… فوتبال را در نظر بگیرید. بازی بازیکن A که مستعد است ولی انگیزه های لازمه را ندارد محدود خواهد شد به چند دریبل دیدنی و چند مانور زیبا اما بازیکن B که او هم با استعداد است اما سطح استعدادش نسبت به A پایین تر است با اضافه کردن فاکتور انگیزه ، بازی قابل قبولی را ارائه خواهد داد و حتی بعید نیست داشتن انگیزه مضاعف کار دست این بازیکن داده و پایش را به گلزنی باز کند! فیلمسازان را هم میتوان به نوعی شبیه بازیکنان فوتبال دانست. فاکتور انگیزه همان چیزی است که میتواند ابوالقاسم طالبی را موفق به ساخت اثری در قد و قامت قلاده های طلا کند و جواد اردکانی را موفق به ساخت شور شیرین. بوده اند و هستند کسانی که میتوانند حول همین موضوعات بودجه بیت المال را آتش بزنند و فیلم هایی بسازند برای ندیدن. اما بوده اند و هستند فیلمسازانی مثل طالبی و اردکانی و دیگرانی که سفارش از دلشان می گیرند. بی شک مستعدتر از آنها را میتوان در این سینما یافت اما وقتی به هر دلیلی که فعلا مورد بحثمان نیست شاهد ساخت آثار خوبی از این مستعدترها نیستیم آیا باید بقیه ای که به سهم خودشان تلاش می کنند و فیلم های خوبی هم می سازند را کوبید؟! آیا باید یقه اردکانی را گرفت که چرا هنگامی که کاک خسرو سر سرباز ارتشی را می برد ، آدرنالین ترشح شده در خون مخاطب از بینی اش بیرون نمیزند؟! از جواد اردکانی گمانم فقط یک سریال دیده بودم. فیلم به کبودی یاس را البته هنوز موفق به دیدنش نشدم اما ندیده حس می کنم فیلم غریبانه ای باشد. خوشم آمد از اردکانی آنجا که رهبر فرزانه انقلاب سال ۸۵ در جمع سینماگران از خاک های نرم کوشک گفت و از پرداختن به زندگی شهید برونسی؛ اردکانی پیش رفت و بر مبنای زندگی این شهید بزرگوار فیلم به کبودی یاس را ساخت…
 
 
و اما شور شیرین… روایت بخشی از زندگی شهید محمود کاوه است. شیرمردی که خدا میداند اگر امریکا یک دانه اش را که نه ، حتی یک کپی کمرنگش را هم داشت آنوقت چه مایه ای می گذاشت برایش هالیوود. شیرمردی که به حساب و کتاب آن روزها ، ضد انقلاب برای سرش دو میلیون تومان جایزه گذاشته بود. روزهایی که چه سهل شده بود سر بریدن…
 
 
شور شیرین فیلمی است در حال و هوای نا امنی های کردستان در اوایل جنگ و دوران نخست وزیری بنی صدر. داستان از آنجا شروع می شود که خانواده ای برای شرکت در مراسم عروسی پسرشان عازم یکی از شهرهای کردستان هستند اما میخورند به کمین ضد انقلاب و اسیر می شوند. در ادامه شاهد تلاش شهید کاوه به همراه یارانش برای بازپس گیری این اسرا و تلاش برای کوتاه کردن دست ضد انقلاب از شهرهای کردستان هستیم. جالب اینجاست که کاوه در پایان فیلم ، شهید نمی شود. تصویرسازی خوبی که از رزمنده های ارتشی در کنار بسیجی ها و سپاهی های فیلم شده بود نیز از نکات ارزنده شور شیرین است. شمایلی که اردکانی در این فیلم از شهید کاوه به نمایش گذاشته ، خوب و دوست داشتنی است. امیدوار بودم که این بازآفرینی مورد قبول خانواده این شهید بزرگوار واقع شده باشد که شکر خدا فهمیدم همینطور بوده. فیلم ضرباهنگ خوبی دارد؛ نه آنچنان که میخ صندلی شوی و نه آنچنان که هوس کنی برای خریدن تنقلات سالن سینما را ترک کنی؛ به گونه ای که در صندلی ات راحت بنشینی و یک فیلم روان را تماشا کنی. شور شیرین فیلمی است که میتوانی با خانواده ات تماشایش کنی و خیالت راحت باشد که به جاده خاکی بی اخلاقی نمی زند تا در تاریکی سینما از شرم سرخ و سفید شوی. البته مثل همه فیلم ها قطعا ضعف هم دارد که نه اینجانب منتقد حرفه ای سینما هستم و نه اصلا در مورد این فیلم انگیزه نقد اصولی و درست و درمان را دارم. نیمه خالی لیوان این فیلم را بگذار استاد فراستی در هفت بنمایاند نه من! البته ممکن است این تصور پیش بیاید که لابد فیلم ضعیفی است و داری به آن حال می دهی که خبری از نقاط ضعفش نیست! از قضا دارم به این فیلم حال می دهم نه به این معنا که فیلم ضعیفی است. نه… بل بابت اینکه با فیلم حال کرده ام و دوست دارم بقیه ای هم که اهل حال هستند بروند و این فیلم را ببینند و با آن حال کنند. بگذار برخی افتخار ندهند پول ته جیبشان را خرج شور شیرین کنند. من و رفیقم هادی اما ایده آلمان این است که شب جمعه ای سینما شکوفه پر شود از بچه های میدان شهدا و میدان خراسان و اتابک و کیانشهر و بروبچه های پایین؛ فیلم را ببینیم؛ وقتی کاوه و یارانش حال ضد انقلاب را می گیرند سر ذوق بیاییم و وقتی رویگری با قناصه دشمن را می زند برایش کف بزنیم. القصه… اگر هنگام ورق زدن آلبوم جنگ با دیدن جذبه های مردانه مردان مرد ، با دیدن لباس های خاکی بسیجی ها و سبز سپاهی ها و پلنگی ارتشی ها ، با دیدن چهره های مصمم و خندانشان بی اختیار حالی به حالی می شوید ، شما را فارغ از هیاهوی این روزهای سینما دعوت به تماشای این فیلم می کنم…
 
 
در آخر باید گفت که تقدیر از شور شیرین را نباید به حساب رضایتمندی از حال و روز فعلی سینمای انقلاب گذاشت. واقعیت این است که دره ای عمیق بین سینمای فعلی و سینمای مطلوب انقلاب اسلامی فاصله انداخته و این قبیل فیلم ها فقط در صورتی می توانند این فاصله را پر کنند که ساخت و تولیدشان یک رویه باشد نه اتفاق؛ که از نظر محتوایی و فنی و ساختاری روز به روز رشد کنند.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: شور شیرین, رایه الهدی, شهیدکاوه,

تاريخ : سه شنبه 13 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

همان گونه که در آموزه‌های دینی مطرح است یکی از آسیب‌های بد‌حجابی، اذیت و آزاری است که باعث به خطر افتادن امنیت روحی و روانی فرد می‌شود، خداوند متعال می‌فرماید: «فَلَا یُؤْذَیْنَ»، برای اینکه از آزادها در امان بمانند، پس یکی از امتیازات حجاب، امنیتی است که برای فرد در جنبه فردی و اجتماعی مطرح می‌شود.

دومین مورد از آسیب‌های بد‌حجابی، به مخاطره افتادن امنیت روحی و روانی فرد است، ممکن است که طرف مقابل بپرسد، چرا و چگونه این ادعا را اثبات می‌کنید، وقتی در جامعه‌ای که افراد جوان و به صورت مختلف در آن حضور دارند و با این نوع پوشش غرایز آنها را تحریک می‌کنیم، جدا از بحث دینی، نتوانسته‌ایم یاد بگیریم، متناسب با مکان و موقعیت لباس بپوشیم، مثلاً مناسب یک کلاس درس چه لباسی می‌طلبد؟ جدا از مسائل دینی و با فرض اینکه شخص، دین را قبول ندارد، آیا این مسئله را عقل و منطق می‌پذیرد که هر لباس باید متناسب با آن مکانی و جایی که حضور دارد، باشد که علاوه بر بحث عقلی، منطقی و روانشناسی،‌ در اینجا بحث دینی هم مطرح هست، فرض کنید شخص در خانه، مدرسه و آزمایشگاه لباس خاص آنجا را بر تن می‌کند، در کشورهای خارجی هم مسئله بر این منوال است، متأسفانه ما اینها را به هم ریختیم.

سومین اثر بد‌حجابی، عدم امنیت برای افرادی است که در جامعه رفت و آمد می‌کنند یا در محیط کاری، شغلی، اجتماعی با شخص بدحجاب همکار هستند، ولی چون این حریم‌ها مراعات نمی‌شود، متأسفانه بحران خانواده به خطر می‌افتد و به تبع یکی از آسیب‌ها به خطر افتادن بنیاد خانواده است.

مدگرایی افراطی در جامعه و ارتباط آن با عطش آرایش زنان

مدگرایی افراطی در جامعه چهارمین اثر مخرب بد‌حجابی است که جامعه را از لحاظ مادی و اقتصادی درگیر می‌سازد، به طور مثال شخصی که حقوقش 200 تا 300 هزار تومان در ماه است، بیشتر این پول را صرف آرایش خود می‌کند و اصلاً برای خانواده خود هزینه نمی‌کند و یا چون هر روز سرکار می‌رود، نمی‌تواند یک مدل لباس بپوشد، قاعدتاً باید چند مدل مانتو و کفش داشته باشد و نه تنها هیچ اثر اقتصادی برای خانواده ندارد، بلکه بنیان خانواده و مسئله تربیت فرزندان را به خطر می‌اندازد.

توجه به ضوابط و ملاک‌های مادی منجر می‌شود که تمایل جامعه به این سمت کشیده شود که در نتیجه آسیب به حجاب در جامعه رخ دهد، چرا که وقتی ملاک‌ها، ملاک‌های ظاهر پسندانه شد، وزنه عطش آرایش و روی آوردن به مواد آرایشی و مدگرایی سنگین‌تر می‌شود و به تبع کسی که این کار را انجام نمی‌دهد، مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

ویژگی زنان بهشتی

ـ محلاتی: در سوره الرحمن آیاتی را خداوند مطرح و تاکید می‌کند که زنانی بهشتی، زنانی هستند که دست نخورده و در پس پرده قرار دارند و کسی اینها را نمی‌بیند، «فِیهِنَّ خَیْرَاتٌ حِسَانٌ» «لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ»، «حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِی الْخِیَامِ». خداوند نفس زن را زیبا آفریده است و به خاطر همین می‌گوید -مانند مروارید درون صدف- باید در پوشش باشد.

هر چیز گران‌بها باید در جایی خاص نگهداری شود که همگان نتوانند به آن دست یابند، چرا که اگر این گونه شد، کم‌کم خاصیت زیبایی خودش را از دست می‌دهد، به عبارتی دیگر گل تا زمانی که به روی بوته است، طراوت خودش را دارد، ولی وقتی کنده می‌شود، پژمرده می‌شود، به همین خاطر تعابیری که در آیات قرآن است، تاکید دارد، این زیبایی‌ها باید در یک پوشش باشد.

 

اثرات یک عطر ساده زنانه در جامعه

حجاب حتی از بعد روانی هم مؤثر است، اسلام به خصوص درباره خواص پنج‌گانه چشم، بینایی، شنوایی، بویایی و گفتاری در آیات قرآن و روایات تاکید می‌کند که در بخش روانشناسی این موارد هم تائید می‌شود، یعنی محققان عیناً به این مسئله رسیدند، اینکه اسانس عطر‌هایی که زنان به خود می‌زنند و بیرون می‌آیند، چه اثرات مخربی می‌تواند داشته باشد. اما چرا در بعضی از موارد، تاکید اسلام بیشتر بر آقایان بیشتر است، به عنوان مثال قرآن در بحث بینایی اول به مردها و سپس به زنان خطاب می‌کند، «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ»؛ «به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند که این براى آنان پاکیزه‏تر است، زیرا خدا به آنچه مى‏کنند، آگاه است»، خداوند از واژه «یَغُضُّ» استفاده می‌کند، یعنی اینکه دیدگان خود را فرو برند، نه اینکه چشم را ببندد، چرا باید زنان و مردان در بحث نگاه توجه داشته باشند؟ به خاطر این است که قدرت تخیلی که در مردان وجود دارد، خیلی قوی است، به محض اینکه یک زن زیبا ببیند، می‌تواند در ذهنش خیال‌پردازی کند.

هدف از طرح تفکیک جنیستی در دانشگاه‌های شوروی شکوفایی استعدادها بود

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: بدحجابی, طلاق, رایه الهدی,

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 13 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهم این نکات به صورت زیر خواهد بود:

1. اهمیت هنر‌های نمایشی در جامعه امروز و علت اهمیت آن

2. لزوم برخورداری هنرمندان از یک نگاه جهانی

3. بی‌توجهی هنرمندان به برخی موانع و انتقادات

4. اهمیت بالاتر خطوط قرمز اخلاقی در مقایسه با خطوط قرمز سیاسی

5. عدم استفاده از برخی ارتباطات عشقی زائد در مجموعه‌های نمایشی

6. تفاوت بین انتقاد و نق زدن

7. لزوم وجود قهرمان در آثار نمایشی انتقادی برای فائق آمدن بر عامل شر

8. توجه به نقش هنرمند در دشمن شناسی

9. استفاده از زبان محاوره امروزی در آثار تاریخی

10. توجه به حضور رقبای بی‌انصاف رسانه‌ای

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: مطالبات رهبری ازصداوسیما, رایه الهدی,

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 11 خرداد 1391 | | نویسنده : گمنام

در حال حاضر پيامك در ميان شهروندان جامعه ما نه تنها كاربري‌هاي واقعي خود را نيافته و از اين بابت تقصيرها متوجه نبود زيرساخت‌ها است، بلكه محملي براي رواج انديشه‌هايي است كه در قالب طنز و هجو با تمام توان به ريشه فرهنگي ملي و ديني ما مي‌تازند و با چاشني خنده‌اي كه ايجاد مي‌كنند، كسي را متوجه خطر خزنده آن نمي‌كنند. محتواي اين پيامك‌ها كه هيچگاه معلوم نمي‌شود چه طور، از سوي چه فرد يا افرادي يا تحت چه شرايطي منتشر مي‌شوند و مغز متفكر آنها يا در ديد وسيع‌تر اتاق فكر آنها كجاست، مخصوصاً و با اهداف خاص، بنيان‌هاي فكري و كاركردهاي اجتماعي را دستاويز قرار مي‌دهند.

در نوع آخر، اين پيامك‌ها به القاي موضع‌گيري هايي در مقابل جنس زن يا جنس مرد مي‌پردازند و به گونه‌اي مهندسي شده پيامك‌هاي در اصطلاح ضدزن را در آستانه روز زن و پيامك‌هاي مردستيز را در روزهاي نزديك به روز مرد منتشر مي‌كنند، به طوري كه به نظر مي‌رسد گروهي مرد معتقد به مردسالاري و برتري جنس مذكر هم پيمان شده‌اند كه جنس زن را با خنده تحقير كنند يا جمعي فمنيست دوآتشه كمر به كوچك كردن جايگاه مرد بسته‌اند.

اين مسئله علاوه بر ايجاد فضاي رواني عليه يك جنس خاص بر كاركرد تربيتي و ساختار خانواده نيز تاثير مي‌گذارد و دست به دست گشتن اين پيامك‌ها كه از گوشي كودكان و نوجوانان هم سر در مي‌آورند، نوع نگاه آنان به جنس مخالف را هم متاثر مي‌كند، آن هم در شرايطي كه زن و مرد هر كدام در آموزه‌هاي ملي و مذهبي ما جايگاه قابل احترامي دارند و بر حفظ شأن آنها تأكيده شده است.

بقیه در ادامه مطلب....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: پیامک, تخریب, زن, مرد, رایه الهدی,

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 11 خرداد 1391 | | نویسنده : گمنام
 

 

فردا- فرقه انحرافی «عرفان کیهانی» فعالیت خود را از ابتدای دهه ۱۳۸۰ پایه‌گذاری کرده است و عوامل اصلی این فرقه در قالب دوره‌های آموزشی فعالیت خود را آغاز کردند. سپس با تربیت افرادی به عنوان «مستر» به صورت ‎هرمی در شهرهای مختلف فعالیت خود را گسترش داده‌و به سرمایه‌ کلانی نیز دست ‌یافتند. مبنای عرفان حلقه را مباحث ماتریالیستی و دیالکتیکی تشکیل می‌دهد و براساس ادعای سرکرده این فرقه (محمد علی طاهری) هیچ فردی نمی‌تواند به خدای واقعی از طریق معصومین علیهم السّلام و قرآن دست یابد و حتی نمی‌تواند عاشق خدا شود.

مبنای تضاد دیالکتیکی از اصلیترین مبانی این دیدگاه بوده و هر آن‌چه وجود دارد قطعاً درون خود ضد خود را نیز پرورش داده و با کمک شناسایی ضد یک چیز می‌توان اصل آن را شناسایی کرد. بر همین مبنا شعور و ضد شعور، ماده و ضد ماده، ‌ آگاهی و ضد آگاهی، عرفان و ضد عرفان و... این‌گونه شناخته می‌شود.

این فرقه انحرافی شبه‏ عرفانی، عرفان را دنیایی بدون ابزار معرفی می‌کند و با تأمل در این نکته می‌توان دریافت که نظریات ماتریالیستی عمق پیچیده‌ای در این فرقه دارد. سرکرده ۵۵ ساله این فرقه مدعی است که آن‌چه را می‌گوید در دوران جوانی و از طریق کائنات و جهان هستی به یکباره دریافت کرده و در این باره از هیچ فردی نکته‌ای نیاموخته و کتابی نیز در این باره نخواندهو معلمی نداشته است. محمد علی طاهری سرکرده فرقه انحرافی «عرفان کیهانی» که تاکنون در کسب مدرک دیپلم نیز ناتوان بوده دارای مدرک دریافت دکترای افتخاری از کشورهای مختلف است! ......

برای مشاهده مشروح این گزارش شما را به دیدن ادامه مطلب دعوت می نمایم....

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: عرفان حلقه, عرفان کیهانی, طاهری, فرقه انحرافی, محدعلی طاهری,

ادامه مطلب

زنی که آفتاب را در بر دارد و ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: حضرت زهرا, یوحنا, انجیل, آخرالزمان, رایه الهدی, رایة الهدی البرز,

ادامه مطلب

علامه حسن‌زاده تصریح کرد: روزی یکی از ائمه در دوران کودکی وقتی از کوچه‌های مدینه عبور می‌کردند فردی گفت: بیا بازی کنیم، ایشان فرمودند فرصت بازی بسیار است باید در پی علم باشیم و حضرت علی(ع) به فرزندشان امام حسن(ع) وصیت کردند: آقراء، واقراء؛ یعنی بخوان و بالا بیا؛ علم پایان پذیر نیست و هرچه انسان بیشتر مطالعه کند بیشتر احساس نیاز به مطالعه خواهد کرد.....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: علامه حسن زاده آملی, کتاب, زینت, رایة الهدی کرج, رایة الهدی البرز, رایه الهدی البرز, رایه الهدی, رایه الهدی کرج, کرج, البرز, هیئت, مهدویت, منتظر,

ادامه مطلب
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد