تاريخ : جمعه 15 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

وصیت نامه اش همان جمله معروف حاج «همت» بود که روی پوستری از تصویر حاج همت بر روی کمدش نصب کرد. جمله ای که می گفت: «با خدای خود پیمان بسته‌ام تا آخرین قطره خونم، در راه حفظ و حراست از این انقلاب الهی یک آن، آرام و قرار نگیرم.»

«محمودرضا بیضایی» متولد 18 آذر سال 1360 در تبریز است. همان ابتدای جنگ سوریه در سال 90 به همراه تیم رسانه ای مستندسازی به سوریه رفت و به عنوان رزمنده در منطقه ماند. وی سرانجام پس از سال ها مجاهدت 29 دی ماه سال 1392 در حین درگیری با نیروهای تکفیری در اثر اصابت ترکش های یک تله انفجاری به ناحیه سر و سینه به شهادت رسید. در ادامه خاطره ای از زبان برادر، مادر و همرزمان شهید بیضائی آمده است.

خدا شهادت را به آدم های سخت کوش می دهد

برادر شهید: میدان انقلاب، سر کارگر جنوبی قرار گذاشته بودیم. با پرایدش آمد. سوار شدم و به سمت اسلامشهر راه افتادیم. همیشه می نشستم، توی ماشین بعد روبوسی می کردیم. موقع روبوسی دیدم چشمهایش خون است و سر و ریشش پر از خاک.

از زور خواب به سختی حرف می زد. گفتم: چرا اینطوری هستی؟ گفت: چهار روز است خانه نرفته‌ام.

گفتم: بیابان بودی؟ گفت: آره! گفتم: چرا خانه نمی روی؟ گفت: چند تا از بچه ها آمده‌اند آموزش، خیلی مستضعفند، یکی از آن ها کاپشنش را فروخته و آمده است. به خاطر چنین آدم هایی شب و روز نداشت. یکبار گفت من یک چیزی فهمید‌ام، خدا شهادت را همیشه به آدم هایی داده که در کار سختکوش بوده‌اند.

با اهلش شوخی می کرد

برادر شهید: محمودرضا گاهی با اهلش به‌ قدری شوخ بود که تا سر کار گذاشتن طرف پیش می‌رفت. من به‌ عنوان برادرش هیچ‌وقت طرف شوخی او قرار نگرفتم. این از چیزهایی است که هنوز هم یادآوری‌اش مرا شرمنده می‌کند. محمودرضا ادب بسیار زیادی با بزرگتر از خودش داشت و حق ادب را ادا می‌کرد. با هم زیاد می‌خندیدیم. خیلی پیش می‌آمد که چیزی از اتفاقات کارش یا مسائل روزمره یا حتی سر کار گذاشتن دوستانش تعریف می‌کرد و می‌خندیدیم، اما هیچ‌وقت نشد من طرف شوخی کوچکی از او قرار بگیرم.

خجالت می کشم به صورت حاج قاسم نگاه کنم

برادر شهید: اسفند سال 88 در تالار وزارت کشور برای سالگرد شهادت شهید باکری مراسم گرفته بودند. محمودرضا زنگ زد و گفت: می‌آیی مراسم؟ گفتم: می‌آیم، چطور؟ گفت: بیا، سخنران مراسم حاج قاسم سلیمانی است. گفتم: حتما می‌آیم.
 

تا حاج قاسم بیاید، با محمودرضا حرف می‌زدیم؛ ولی حاج قاسم که روی سن رفت، محمودرضا سکوت کرد و دیگر حرف نمی‌زد. من گوشی موبایلم را درآوردم و شروع کردم به ضبط کردن حرف های حاج قاسم. محمودرضا تا آخر، همینطور در سکوت به صحبت ها گوش می‌داد. وقتی حاج قاسم حرفهایش را جمع بندی می‌کرد، محمودرضا یک مرتبه گفت: حاجی خیلی ضیق وقت دارد. این کت و شلواری که تنش هست را می‌بینی؟ شاید اصرار کرده‌‌اند تا این کت و شلوار را بپوشد و الا حاج قاسم همین قدر هم وقت ندارد.
 

بعد از برنامه، از پله‌های ساختمان وزارت کشور پایین می‌آمدیم که به محمودرضا گفتم: کاش می‌شد حاج قاسم را از نزدیک ببینیم. گفت: من خجالت می‌کشم وقتی به صورت حاج قاسم نگاه می‌کنم؛ چهره‌اش خیلی خسته است.

در ولایت پذیری به گرد پایش هم نرسیدم

برادر شهید: وقتی پیکرش را داخل قبر گذاشتم، از طرف همسر معززش گفتند محمودرضا سفارش کرده چفیه‌ای که از آقا گرفته با او دفن شود. جا خوردم، نمی‌دانستم از آقا چفیه گرفته! رفتند چفیه را از داخل ماشین آوردند. مانده بودم با پیکرش چه بگویم. همیشه در ارادت به آقا خودم را بالاتر از او می‌دانستم. چفیه را که روی پیکرش گذاشتم، فهمیدم به گرد پایش هم نرسیده‌ام.

در این چند وقت، یادم هست یکبار چند سال پیش گفت: «شیعیان در بعضی از کشورها بدون وضو تصویر آقا را مس نمی‌کنند و گفت ما اینجا از شیعیان عقب افتاده‌ایم.»

با شیعیان کشورهای لبنان، عراق، بحرین، سوریه و… آشنایی داشت و گاهی در موردشان چیزهایی می‌گفت. یکبار پرسیدم: شیعیان لبنان بهترند یا شیعیان عراق؟ گفت: شیعه‌های لبنان مطیع‌ترند؛ ولی شیعه‌های عراق دچار دسته‌بندی و تشتت هستند، اما در جنگیدن و شجاعت بی‌نظیرند؛ دلشان هم خیلی با اهل‌بیت (ع) است، طوریکه تا پیششان نام «حسین» و «زینب» و… را می‌بری طاقتشان را از دست می‌دهند.
 

گفتم: شیعه های_ایران کجای کارند؟ با لحن خاصی گفت: شیعه‌های ایران هیچ جای دنیا پیدا نمی‌شوند! خیلی عشق خدمت داشت به بچه شیعه‌ها؛ این را از فیلمی که یکبار نشانم داد، فهمیدم. موقع دفن پیکرش، داخل قبر بودم که کسی آمد، بالای سرم و گفت: محمودرضا یک دوست عراقی به اسم… دارد که پیغام داده به برادرش بگویید صورت محمودرضا را داخل قبر از طرف من ببوسد!

شما در پناه شیعیان حضرت علی(ع) هستید

همرزم شهید: یکی از رزمنده‌های مدافع حرم، چند روز بعد از شهادت محمودرضا برایم تعریف کرد که محمودرضا در مناطق مختلف با مردم سوریه ارتباط می‌گرفت. یکبار در یکی از مناطق درگیری، متوجه چهار زن شدیم که مقابل یک خانه روی زمین نشسته بودند. یکی از رزمنده‌های سوری که همراه ما بود، گفت: «اینها مشکوکند و شاید انتحاری باشند.» محمودرضا گفت: «شاید هم نباشند. بگذارید با آن‌ها صحبت کنیم.» بعد رفت جلو و شروع کرد به زبان عربی با آن‌ها صحبت کردن. خودش را معرفی کرد و به آن‌ها گفت: «نترسید، ما شیعه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) هستیم و شما در پناه مایید.» وقتی این را گفت آرام شدند. بعد با آن‌ها حرف زد و اعتمادشان را جلب کرد. بعد از آن بود که شروع به همکاری کردند و در آن حوالی محل تجمع تعدادی از تکفیری‌ها را هم در یک خانه نشان ما دادند. همان رزمنده مدافع حرم گفت: «محمودرضا حتی برای شناسایی از مردم منطقه استفاده می‌کرد. یکبار یکی از اهالی منطقه را که اهل سنت هم بود برای شناسایی با خودش سوار ماشین کرد که ببرد. محمودرضا طوری با مردم رفتار می‌کرد که آن‌ها را جذب می‌کرد و بعد با همان ها کار می‌کرد.»

باید زودتر به زلزله زده ها کمک کنیم

مادر شهید: در ایام زلزله رودبار محمودرضا کودکى ٩ ساله بود، پس از وقوع زلزله که سازمان هاى امدادى شروع به جمع آورى کمک هاى مردمى کردند به خانه آمد و گفت: مادر می خواهم به زلزله زدگان کمک کنم. گفتم: پسرم آفرین کار خوبى میکنى، بگذار شب پدرت بیاید خانه از او پول می گیریم، میبرى در محل جمع آورى تحویل میدهى.

محمودرضا گفت: نه مادر الان وضعیت آنها خیلى اضطرارى است و باید هر چه سریعتر به آنها کمک برسد تا شب دیر می شود، من می خواهم از وسایل خانه چیزى بدهم.

وقتى شب پدرش به خانه آمد جریان را گفتم که هزینه اى را کمک کند، اما محمودرضا پول را نگرفت و گفت من خودم ظهر کمک کردم.

بعد از چند سال متوجه شدیم پتوى نو، اما قدیمى که در خانه داشتیم را برداشته و برده به محل جمع آورى تحویل داده است.

منبع:دفاع پرس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 15 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام


من توصیه می کنم شما چندین بار زیارت رسول اکرم ازدور را چندین بار بخوانید ، چرا که در آن به مقاماتی از حضرت اشاره می‌شود تاثیر زیادی بر روی شما دارد چرا که همراه یک اعمالی است و نماز آن مهم است شاید بتوان گفت بلندترین زیارتنامه اهل بیت زیارت خود حضرت رسول است.  من تجربه ای از خود را در اختیار شما قرار می‌دهم هر روز قرآن بخوانید، کسی که هر روز یک جزء قرآن می‌خواند و در طول ماه یک ختم قرآن دارد واقعاً برنده است ولی هر روز قرآن خواندن خود را نذر یکی از خاندان اهل بیت کنید مثلاً یک روز را نذر مادر حضرت رسول اکرم کنید یک روز را نذر مادر امیرالمومنین... واقعاً خداوند" یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب" شما را بهرمند می‌سازد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حاج منصور:

حَتَّى رَفَعْتَ بِهِ نَوَاظِرَ الْعِبَادِ" این مقام پیامبر اکرم است که در منظر بندگان خدا مقام او بالا می‌رود ، کسی که پیرو ایشان است نیز همین اتفاق برای او می‌افتد! مرید پیغمبر باش ،اما بعضی‌ها گرفتار نفس و محیط خودمان هستیم. آقا پس گرفتاری و شکایت خود را به پیش چه کسی ببریم؟ وقتی به جای مناجات به غرزدن بپردازیم این نامیدی به بار می‌آورد، پس این حال بد را به محیط و اطرافیان برمی گردانیم. فکر میکنیم این حال افسرده و ناامید بندگی است اما بندگی انیطور نیست. در مورد پیامبر اکرم می‌فرمایند واقعاً " أَحْیَیْتَ بِهِ مَیْتَ الْبِلادِ" همین اتفاق اخیر درباره آتشنشان‌ها همه مردم ضرر کردند خیلی از آدمهای خوب متضرر شدند، در صبح اتفاق در همان ساختمان زیارت عاشورا برپا بود – مثل هر هفته – خیلی از کسبه غیر از سرقفلی خود در اجناس و ماشین آلات ضرر کردند اما کسی دم برنیاورد، به حرمت ایثارگری آتشنشانها، اصلاً شاید بعد از این به دنبال جبران ضرر بروند اما الان نگاه کنید، همانطور که به وجود پیامبر سرزمینهای زنده می‌شوند" أَحْیَیْتَ بِهِ مَیْتَ الْبِلادِ" یکی از این سرزمینهای مرده قلبهای ما می‌باشد. هر کسی به نسبت مقام و کاسبی و مسئولیت خود به دنبال معیشت خود بودیم که ناگهان یک بیدارباش همه جامعه را فراگرفت. برای مثال همین الان شروع کردند برای انتخابات رفت و آمدهای خود را شروع کردند، کم کم وزیر و وکیل و شورایار می‌آیند برای رأی جمع کردن

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

سردار حسین سلامی ظهر امروز در کنگره سردار شهید محمود خادمی‌ 1700 شهید شهرستان کاشان اظهار داشت: انقلاب بزرگ امام خمینی (ره)‌ بعثت مجدد اسلام بود و همانگونه که پیامبر(ص) با نزول آیات وحی بر قلبش بشریت را از جاهلیت نجات داد و انسان خفته در گورستان جهان را بیدار کرد و افق‌های بلند خورشید اسلام را بر تمام نقاط عالم گسترش داد تا عدالت، آزادی، اخلاق و معنویت جوهر اصلی حیات انسان شود.

جانشین فرمانده سپاه پاسداران افزود: انقلاب امام خمینی (ره) برای از بین بردن جاهلیت مدرن و بیداری مسلمانان از گورستان جاهلیت نوین بود و انقلاب شکوهمند اسلامی را از افق ایران برای محو حاکمیت غیرمسلمانان آغاز کرد.

وی گفت: تا قبل از انقلاب جهان اسلام بخشی از جغرافیای عالم کفر شده بود و دنیای غرب با محوریت آمریکا بر سرنوشت مسلمانان حاکم شده بود و کفر به خدا و ایمان به طاغوت بخشی از زندگی مسلمانان شده بود و جهان اسلام تحت غارت و چپاول ثروت و هویت فرهنگی از سوی دشمنان اسلام قرار داشت.

سلامی ابراز داشت: هیچ سرزمین مستقلی در اسلام وجود نداشت و حاکمان دست‌نشاندگان استعمار بودند و فقر و بردگی و وابستگی مشخصه اصلی دنیای اسلام را شکل می‌داد اما امام خمینی(ره) با انقلاب نبوی خود روح جدیدی بر پیکره جهان اسلام دمید و شکوه انقلاب شکستن استخوان‌های قدرت بزرگی بود که بر کشورهای اسلامی و ایران خیمه زده بود.

وی تصریح کرد: همانگونه که در بعثت اولیه اسلام منافقان و مشرکان در مقابل طلوع نور خورشید بایستند، در این دوره نیز منافقان و مشرکان بایکدیگر متحد شده‌اند تا نور خداوند بر قلب مسلمانان جلوه‌گر نشود.

سردار سلامی افزود: ایران سرزمینی بود که قدرت‌های بزرگ قدرت خود را از طریق  تسلط بر آن به تمام جهان گسترش می‌دادند و اسلام با پیام های آسمانی خود خواهان جاری کردن احکام خداوند روی زمین بود و این خلاف منافع قدرت های بزرگ بود زیرا اسلام به عدالت، آزادی و استقلال ملت معتقد است درحالیکه غربی‌ها و شرقی‌های ستمگر به ستمگری، غارت و ایجاد دنیایی با محورهای دوگانه می‌اندیشند و برای ملت‌هایی نظیر ما هویت مستقلی قائل نیستند.

جانشین فرمانده سپاه مطرح کرد: دشمنان می‌خواهند در مدار اراده آن‌ها عمل کنیم و امروز تمام قدرت خود را متحد کرده‌اند تا در مقابل انقلاب بزرگ ما بایستند اما طرح هایشان ناکام ماند.

وی ادامه داد: تمام جهان خواستار این بودند که ما را از جغرافیا حذف کنند و نشان دهند ما بدون تکیه بر قدرت‌های نمی‌توانیم بایستیم و بدون وابستگی به آمریکا حیات ملت ممکن نیست اما شهدا نشان دادند با تکیه بر ایمان و اسلام و با تبعیت از رهبری در مقابل هر قدرتی با هر عظمتی می‌توانند بایستند.

وی گفت: تاریخ شکوهمند ما سرشار از این پیروزی‌ها علیه مستکبران است و با تکیه بر جهاد و شهادت در مقابل هر قدرتی می‌توان ایستاد و از شرف و حیثیت مسلمانان دفاع کرد و اگر امروز اجتماع کرده‌ایم تا از شهدا تجلیل کنیم به این دلیل است که هرآنچه امروز عظمت، رفاه، استقلال و آزادی و پیشرفت داریم مرهون خون‌های ریخته شده شهیدان است.

سردار سلامی اعلام داشت: ملت ایران آموخته ‌که اگر جبهه وسیعی علیه دشمنان خدا نگیرد و در مقابل دشمن زانو زند نمی‌تواند به استقلال، عزت، رفاه و پیشرفت برسد و امروز هر کشوری که قوی است، مستقل و پیروز است و سرنوشت دولت‌ها و ملت‌های ضعیف اشغال است.

وی اظهار کرد: تمام قدرت‌های بزرگ در طول 40 سال گذشته تلاش کردند ملت ایران را شکست دهند و توطئه‌ها و فتنه‌های زیادی پیاده کردند که برای گذر از اینها ملت صبر کرده ‌و شهیدان و جانبازان بسیاری داده است.

جانشین فرمانده سپاه گفت: تحریم اقتصادی، جنگ داخلی، تهاجم فرهنگی، ترور دانشمندان و علما، فشار برای ممانعت از پیشرفت علمی هسته‌ای و خلع سلاح کردن از جمله دسیسه‌های دشمن علیه ما بوده ‌که می‌بینید چگونه تمام این توطئه‌ها و فتنه‌ها خنثی می‌شود.

سلامی افزود: نظام اسلامی ایران توانسته ‌نفوذ عظیمی در منطقه جهان اسلام داشته باشد  و موفقیت بزرگ مسلمانان نشان می‌دهد که جغرافیای تسلط بر قدرت‌های جهان اسلام تنگ شده است.

وی تصریح کرد: این ملت آنقدر بزرگ بود که از دیوار تحریم ها عبور کرد و امروز ما در یک جهاد بزرگ درگیریم و تا زمانی که شهادت آرزوی مردان اسلام است و تکیه بر آیات قرآن راه روشن ماست هرگز شکست نخواهیم خورد بلکه شکست را به جبهه دشمن هدایت می‌کنیم.

سلامی خاطرنشان کرد: با تکیه بر ایمان می‌توان بر سلاح پیروز شد و دشمنان ما اکنون هراسناک هستند و قدرت واقعی ما را درک کرده‌اند و دشمنان هرگاه احساس ترس می‌کنند متحد می‌شوند و بر ما فشار می‌آورند و تهدید و جوسازی می‌کنند تا از طریق عملیات روانی بر اراده مردم تاثیر بگذارند.

سلامی اظهارداشت: اگر قدرت موشکی ما قدرتی نبود که بر دل آمریکا هراس وارد کند دلیلی به این جنجال‌ها نبود و امروز قدرت عظیم موشکی ایران جزء قدرت‌های بی‌نظیر بازدارنده جهان است و اگر دشمنان از قدرت هسته‌ای ما ترس دارند به پناهگاه بروند.

وی اعلام داشت: ملت ایران آموخته ‌با تکیه بر ایمان درونی خود عظمت ایجاد کند و این نظام کنونی جهان معتقدند حق با کسی است که غلبه دارد و ما هرگز در مقابل خواسته قدرت‌های جهان تغییر مسیر نمی‌دهیم و هر روز قدرت موشکی و غیرموشکی ما به روز می‌شود.

سلامی گفت: هر روز بر تعداد موشک‌ها، شناورهای جنگی و موشک‌اندازهای پدافندی ایران افزوده می‌شود و آسمان و زمین و دریا تحت کنترل و تسلط این ملت است و اینجا سرزمینی نیست که یک بیگانه بتواند با نیت شوم بر آن پای گذارد؛ اینجا سرزمین دلاوران و شهیدان است.

منبع: تسنیم
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

امام در مدرسه علوی بود و گروه گروه مردم از همه جای ایران با اشتیاق برای دیدارش می‌آمدند. آنقدر سیل جمعیت غافلگیرکننده بود که هر برنامه‌ و پیش‌بینی‌ای که کمیته استقبال رشته بود، پنبه شد. ساعت سه تا شش عصر را گذاشتند برای دیدار زن‌ها. از ساعت یازده صبح جلوی مدرسه و تمام خیابان ایران را زن‌ها قرق می‌کردند. بعضی‌ها هم گروهی می‌آمدند و برای اینکه گم نشوند چادرها را به هم گره می‌‌زدند، به خاطر فشار جمعیت روزی چندصدنفر از حال می‌رفتند و زیر دست و پا می‌ماندند، نه امدادگر زنی در کار بود و نه حتی کمیته استقبال، انتظامات ویژه داشت. از این طرف هم همیشه این هراس بود که به خاطر محدودیت در گشتن لباس و چادر، جان امام به خطر بیفتد. دست آخر یکی‌ دو نفر رفتند پیش امام و گفتند:«اجازه بدهید دیدار زن‌ها را به خاطر همین مشکلات تعطیل کنیم». حتی گفتند «این‌ها زیر دست و پا می‌مانند و مرد نامحرم باید بلندشان کند» امام اما بر خلاف انتظار، اخم کرد و گفت: «شما فکر می‌کنید اعلامیه‌های شما شاه را بیرون کرد؟! همین‌ها شاه را بیرون کردند...» بعد هم گفت بروید وسیله رفاه و آسایش آنها را فراهم کنید.

 
زن‌ها شاه را بیرون کردند 
 
بعدها رهبر همین را اینجوری برایمان تعریف کرد: «من اقرار کنم، اول کسی که نقش زنان را فهمید، امام بزرگوار ما بود، مثل خیلی چیزهای دیگری که اول او فهمید در حالی که هیچ‌کدام از ماها نمی‌فهمیدیم، نقش زنان را هم او فهمید؛ والّا بودند بزرگانی از علما که ما با اینها بگومگو داشتیم، که اصلاً زن‌ها در تظاهرات شرکت بکنند یا نکنند! آن حصار محکمی که انسان به او تکیه می‌داد، خاطر جمع می‌شد، تا بتواند در مقابل این‌جور نظراتی که از مراکز مهمی هم ارائه می‌شد، بایستد، حصار رأی امام و فکر امام و عزم امام بود»

پی نوشت:
۱. از خاطرات حجت‌الاسلام ناطق نوری عضو کمیته استقبال از امام
۲. بیانات در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی‌ ۱۳۹۰/۱۰/۱۴

منبع:فردا

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: چهار خصلت است که هر کس دارا باشد خداوند برای او خانه‌ای در بهشت بنا نماید:
هر کسی که یتیمی را پناه دهد و کفالت او کند؛ و ضعیفی را مهربانی کند؛ و به پدر و مادر مهربان باشد و با زیر دست خویش با مهر و نرمی رفتار نماید.

متن حدیث:

اربع من کنَّ فیه بنی الله له بیتاً فی الجنَّة من اوی الیتیم و رحم الضَّعیف و أشفق علی والدیه و رفق بمملوکه.

پی نوشت:
«خصال صدوق، جلد 1 ، صفحه 211»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

سید محسن میرباقری، کارشناس علوم قرآنی، دوشنبه شب در برنامه «پرسمان» شبکه قرآن با بیان اینکه بر اساس روایات کسی که توبه کرده، مثل کسی است که گناهی نکرد، گفت: این یعنی گناه را از پرونده او پاک می‌شود. همچنانکه فرمودند اگر کسی توبه کند، خدا هم نسبت به او توبه می‌کند.

وی افزود: توبه ما انسانها به سوی خداست و توبه خداوند بر بنده‌اش است. بنده با توبه کردن به سوی خدا و خدا نیز با توبه به سوی بنده‌اش باز می‌گردد.

میرباقری خاطرنشان کرد: بر اساس قرآن و روایات توبه بنده میان دو توبه خداوند است. اولین بار خداوند باب آتشی را باز می‌کند، این در حالی است که بنده باب قهر را اول باز می‌کند، این توبه اول خداوند است. خدا به وسیله ملائکه خود بنده را آماده توبه و وقتی بنده توبه می‌کند، خدا با نظر لطف و رحمت به سوی بنده‌اش باز می‌گردد که این همان توبه دوم خداوند است.

وی افزود: امام سجاد (ع) در مناجات «تائبین» به زیبایی مسئله توبه را باز می‌کنند. ایشان در این مناجات می‌فرمایند خدایا به راستی تو به روی بندگانت دری را گشوده‌ای و اسم آن را توبه نهادی، اگر کسی از ورود به این در غفلت کند، در پیشگاه تو چه عذری دارد؟

میرباقری یادآور شد: خدا کسانی را که زیاد توبه می‌کنند، دوست دارد، یعنی تا مرتکب خطایی می‌شود، از خدا درخواست بخشش می‌کنند و نمی‌گذارند خطایشان کهنه شود. خدا برای خودش توبه‌ای را قرار داده و این برای کسانی است که خطایشان از روی جهالت است و فوراً هم از خطای خود باز می‌گردند. همچنین مطرح شده است که برای کسی که دائم گناه می‌کنند، وقتی زمان مرگش فرا می‌رسد و توبه می‌کند، می‌گویند دیگر زمانی برای توبه نیست.


منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

حرم مطهر رضوی ملجأ فکری، فرهنگی و معنوی عموم ارادتمندانی است که از نقاط مختلف دنیا و ایرانی اسلامی به این آستان کبریایی مشرف می‌شوند. بسیارند زائرانی که هر زمان پا به این قطعه از بهشت می‌گذارند از سر ارادت و دوست داشتن مقداری از دارایی و یا بهترین چیزی را که دوست دارند، نذر حضرت می‌کنند.
سیدکاظم جعفرزاده، مدیر نذورات کل آستان قدس رضوی در یکی از روزهای سرد زمستانی، به گرمی ما را به حضور پذیرفت و با کلامی شیوا برایمان در مورد ارادت خالصانه زائران آستان مقدس رضوی سخنانی را گفت. مشروح این گفتگو را با هم می خوانیم:

آقای جعفرزاده! ناذرین با چه روش‌هایی می‌توانند نذورات خود را پرداخت کنند؟
خوشبختانه امروزه پرداخت نذر برای زائران حضرت رضا(ع) بسیار ساده شده است، به طوری که می‌توان از راه‌های مختلف این کار را انجام داد. بسیاری از زائران طلا و یا پولی را که نذر کرده اند، داخل ضریح مطهر و پنجره‌ها می‌اندازند. یکی دیگر از راه‌های پرداخت نذورات مراجعه به دفاتر نذورات است که در بسیاری از صحن‌ها و رواق‌ها وجود دارد، امروزه اکثر افراد کمتر پول نقد به همراه دارند و بیشتر از کارت‌های بانکی استفاده می‌کنند، از این رو دستگاه‌های کارتخوان در تمامی دفاتر نذورات وجود دارد. همچنین برای راحتی عموم زائرانی که از کشورهای مختلف برای زیارت حرم مطهر رضوی می‌آیند، تمامی ارزهای خارجی نیز در دفاتر نذورات گرفته می‌شود.

برخی دوست دارند که مواد غذایی مانند خرما، زعفران، گندم، حبوبات، البسه، ویلچر، قالی و قالیچه، لامپ روشنایی و کالاهای ارزشمند قدیمی را نذر امام رضا(ع) کنند، از این رو دفاتر نذورات غیر نقدی مستقر در مبادی ورودی حرم مطهر این دسته از نذرها را تحویل می‌گیرند و رسید آن را به شخص می‌دهند. یکی دیگر از راه‌های پرداخت نذورات واریز وجه مورد نظر به شماره‌های کارت و حساب‌های آستان قدس رضوی است.

* چه تعداد دفتر نذورات در مجموعه حرم مطهر رضوی وجود دارد؟
تا سال ۱۳۴۴هجری شمسی در آستان قدس حضرت رضا(ع) محل و یا دفتری جهت دریافت  نذورات وجود نداشت و عموماً افراد نذورات نقدی و طلا و نقره و جواهر زینتی خود را به داخل ضریح مطهر می‌انداختند.
نخستین دفتر مستقل جهت دریافت نذورات نقدی و اشیای با ارزش در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی  در رواق دارالسرو حرم مطهر ایجاد شد و دریافت دام زنده و گوشت، حبوبات، زعفران و... و. به صورت مستقیم توسط مهمانسرا تحویل و رسید آن به افراد داده می‌شد.

اما اکنون به منظور دسترسی راحت زائران، بیش از ۲۰ دفتر در صحن‌ها، رواق‌ها و ورودی‌های حرم مطهر وجود دارد که از این تعداد ۱۱ دفتر به صورت شبانه روزی و بقیه از ساعت هفت تا ۲۱ آماده دریافت نذورات نقدی و غیرنقدی زائران می‌باشند.

*در بین دفاتر نذورات، بیشترین مراجعات به کدام دفتر است؟
دفاتر نذورات واقع در رواق‌های دارالسرور، دارالولایه و دارالسعاده بالاترین مراجعات را دارند.

* عموماً نیات ناذرین که به دفاتر نذورات مراجعه می‌کنند، در چه حوزه‌هایی است؟
بیشتر نیات ناذرین در مورد نذر امام رضا(ع)، هدیه به امام رضا(ع)، نذر وسایل نقل و انتقال زائر، نذر میهمانسرای حضرت، نذر قسمتی از دام، نذر دام، نذر فرش‌های حرم مطهر، نذر روشنایی حرم مطهر، نذر بنای حرم، کمک به ساخت و توسعه مساجد، قربانی عید، رد مظالم، عقیقه، صدقات و خیرات، خواندن زیارتنامه و ادعیه، ختم قرآن، ایتام و فقرا می‌باشد که افراد بر اساس نیاتی که دارند، رسید دریافت می‌کنند.

* در بین این نیات، بیشتر نذورات در چه حوزه‌ای است؟
در بین ایرانی‌ها بیشترین نذورات ناذرین جهت میهمانسرای حضرت رضا(ع) می‌باشد و پس از آن مرمت و نگهداری ابنیه تاریخی اماکن متبرکه و فرش حرم، بیشترین ناذرین را به خود اختصاص داده است.
 سالانه بیش از ۷ هزار گوسفند زنده نذر میهمانسرای حضرت می‌شود که این گوسفندان توسط ناذران محترم از راه‌های دور و نزدیک جهت اهدا به میهمانسرای این بارگاه ملکوتی حمل و تحویل دفتر دریافت وام می‌دهند. همچنین برخی از زائران نذورات نقدی و غیرنقدی مانند حبوبات، برنج و... در این خصوص دارند، که تحویل دفاتر می‌دهند.

جالب است که بدانید بیشتر نذورات زائران غیر ایرانی به ویژه پاکستانی در حوزه امور جاری اماکن متبرکه و مرمت و نگهداری ابنیه تاریخی آن است.

* اشاره کردید که سالانه ۷ هزار گوسفند زنده برای مصرف در میهمانسرا تحویل دفتر نذورات دام می‌شود، در این دفاتر آیا گوشت گوسفند  و ... هم پذیرفته می‌شود؟
خیر، با توجه به مسایل بهداشتی که باید رعایت شود، در دفاتر نذورات دام تنها گوسفند زنده دریافت می‌شود و یا افراد با پرداخت وجه نقد می‌توانند در قسمتی از دام نیز سهیم شوند.
حتی گاهی دام‌های تحویلی به دلیل لاغری و نداشتن گوشت کافی بعد از مدتی نگهداری در مزرعه، ذبح می‌شوند و در اختیار میهمانسرا قرار می‌گیرند و یا اگر این دام‌ها به دلیل نداشتن گوشت کافی قابل مصرف نبود، فروخته و با وجه آن به صورت جایگزین برای میهمانسرا گوشت خریداری می‌شود.

علاوه بر ۷ هزار گوسفند زنده‌ای که برای میهمانسرا ناذرین نذر می‌کنند، سالانه حدود ۶ تا ۷ هزار گوسفند زنده و یا هزینه یک گوسفند برای عقیقه تحویل نذورات حرم مطهر رضوی می‌شود که گوشت‌های این گوسفندان توسط معاونت امداد مستضعفان آستان قدس رضوی برای محرومان و مستضعفان و مراکز خیریه صرف می‌شود.

منبع:قدس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: شام غریبان بود من در نیکنام (بلواری در منطقه 14 تهران) قدم می‌زدم. آن وقت در نیکنام زندگی می‌کردم. می‌دانید که شام غریبان چراغها را خاموش می‌کنند و دسته هم که می‌آید یک چراغ کوچک یا شمع یا مشعل کوچک جلوی قافله‌شان است، مابقی همه تاریک است و در تاریکی در کوچه‌ها می‌رفتند. من هم قدم می‌زدم. شام غریبان جایی نبود که برای روضه‌خوانی و تماشای سینه‌زنی بروم. گفتم در خیابان می‌روم و دسته‌ها که می‌روند. تنها بودم.

دیدم داخل کوچه‌ای دو نوجوان 14-15 ساله با هم‌اند، یکی از آنها به دیگری می‌گوید بیا برویم میدان ژاله، سینما. دیگری گفت تو که می‌دانی من در ماه محرم سینما نمی‌روم. اولی گفت بیا برویم، امروز عاشورا بود و تمام شد. امشب سینماها باز کرده‌اند. دومی گفت نه من نمی‌ایم. اولی چند بار التماس کرد، تا این که آن یکی که التماس‌ها را جواب می‌داد و می‌گفت نمی‌توانم و نمی‌آیم یک باره گریه افتاد، چون دید رفیقش او را رها نمی‌کند شکست خورد و گریه افتاد. تا او گریه افتاد آن یکی هم گریه افتاد. دو نفری گریه می‌کردند. من در خیابان مرتباً این طرف کوچه می‌رفتم و آن طرف کوچه می‌رفتم. آن شب چنان تماشایی از صفات و اخلاق امام حسین(ع) و گرفتن این دو جوان کردم! پدر و مادر، کجا می‌توانند چنین کنند؟ این به او گفت بیا سینما برویم. او این را به عرض برد. اول التماس کرد که مرا رها کن، من محرّم‌ها این کاره نیستم، تا دید دارد مغلوب می‌شود گریه افتاد، تا گریه افتاد آن یکی که التماس می‌کرد هم گریه افتاد. دو نفری گریه کردند و گریه‌شان طول کشید. من مرتّباً این طرف می‌رفتم و آن طرف می‌رفتم و هی تماشا کردم؛ خدایا اینها چه کار می کنند، این محبت چقدر آقاست و این صدق چقدر ریشه دارد. شما هم همه این گونه‌اید. ماجرای آنها را چون با چشم خودم دیدم و قدم زدم و بهره‌اش را بردم، شرح دادم و به شما هم ارائه دادم.
آخرش هم رفیق را بر می گرداند. رفیق خوب، خیلی چیز خوبی است. ان‌شاء الله همه شما که جوانید رفقای خوب داشته باشید. رفیق خوب هیچ وقت رفیقش را رها نمی‌کند. ببین می‌خواهد او را سینما ببرد، آیا او که می‌خواهد عرش برود نَبَرَد؟ یکی از آنها می‌خواست به عرش برود و دیگری به فرش. آن شب تصادفاً این گونه شد. شاید فردا شب آن یکی می‌خواست عرش برود. اما دو نفر بودند. آن یکی می‌خواست سینما برود و دیگری می‌خواست شب شام غریبان، در کوچه‌ها، غریب راه برود.
امیدوارم همه‌تان بر روی نیّت‌های خوبی که در قلبتان هست کار کنید. آیا امشب به این روایت توجه کردید؟ در نهج‌البلاغه هست، نمی‌خواهد خیلی بگردید. صفحه‌ای هم هست، اگر یادداشت کنید آن را در خانه پیدا می‌کنید. ان‌شاءالله خداوند به برکت محمّد و آل محمّد(ص) برکات خود را زیاد کند.

 

پی نوشت:

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 199
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

همزمان با سالروز ولادت حضرت زینب(س) شاید یکی از مهم‎ترین نکاتی که در شناخت حضرت زینب(س) مورد غفلت قرار گرفته است، معرفی شاخصه‎های این بانوی گرامی اسلام بر اساس آیات قرآن است، زیرا تا الان بیشتر بر اساس مطالعات تاریخی به شخصیت والای حضرت پرداخته‎اند. بر این اساس چهره قرآنی حضرت زینب(س) را بر اساس سخنان مقام معظم رهبری می‎خوانیم.

رهبر معظم انقلاب با مقایسه رنج آسیه(س) با رنج جسمانی حضرت زینب(س) در بیانات خود فرمودند: «یک مقایسه‌ کوتاه بین زینب کبرى(س) و بین همسر فرعون، عظمت مقام زینب کبرى را نشان می‎دهد. در قرآن کریم، زن فرعون براى مرد و زن در طول زمان تا آخر دنیا نمونه‌ ایمان شناخته شده است، آن وقت مقایسه کنید زن فرعون را که به موسى ایمان آورده بود و دلبسته‌ آن هدایتى شده بود که موسى عرضه می‌کرد، وقتى در زیر فشار شکنجه‌ فرعونى قرار گرفت که با همان شکنجه هم - طبق نقل تواریخ و روایات - از دنیا رفت، شکنجه‌ جسمانى او، او را به فغان آورد «إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ» از خداى متعال درخواست کرد که پروردگارا! براى من در بهشت خانه‌اى بنا کن. در واقع، طلب مرگ می‎کرد؛ می‎خواست که از دنیا برود. «وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» من را از دست فرعون و عمل گمراه‌کننده‌ فرعون نجات بده. در حالى که جناب آسیه - همسر فرعون - مشکلش، شکنجه‌اش، درد و رنجش، درد و رنج جسمانى بود؛ مثل حضرت زینب، چند برادر، دو فرزند، تعداد زیادى از نزدیکان و برادرزادگان را از دست نداده بود و در مقابل چشم خودش به قربانگاه نرفته بودند. این رنج‌هاى روحى که براى زینب کبرى پیش آمد، اینها براى جناب آسیه - همسر فرعون - پیش نیامده بود ... وقتى از او سؤال می‎شود که چگونه دیدى؟ می‎فرماید «مارأیت الّا جمیلاً» این همه مصیبت در چشم زینب کبرى زیباست؛ چون از سوى خداست، چون براى اوست، چون در راه اوست، در راه اعتلاى کلمه‌ اوست.»

رهبر انقلاب در ادامه کلام ارزشهای دینی کنونی را در گروی صبر و استقامت حضرت زینب(س) معرفی کردند. در این راستا اشاره داشتند: «نام زینب و کار زینب امروز الگوست و در دنیا ماندگار است. بقاى دین اسلام، بقاى راه خدا، ادامه‌ پیمودن این راه به بندگان خدا یعنی امام حسین‌بن‌على علیه‌السلام و(به تبع ایشان) زینب کبرى(س) متکى شده و مدد و نیرو گرفته است. یعنى آن  صبر عظیم، آن ایستادگى، آن تحمل مصائب و مشکلات موجب شد که امروز شما مى‌بینید ارزشهاى دینى در دنیا، ارزشهاى رایج است.(بیانات در دیدار فرمانده و پرسنل نیروى هوائى ارتش (19/11/88)

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

امیرمحسن شیخان

یکی از زیباترین و قوی‌ترین تعابیری که توسط زینب (س) در ماجرای کربلای امام حسین (ع) بیان شد، «ما رأیت الا جمیلا» است. به راستی این تعبیری است که امروزه پس از گذشت هزار و اندی سال، هیچ کسی نتواسنته است تبیین و مفهوم صحیحی از آن ارائه دهد و صرفاً نظرات شخصی و ذوقی در این باره مطرح شده است. این در حالی است که تبیین و مفهوم‌یابی این تعبیر حضرت از بزرگان دین که سال‌ها به مطالعه در این عرصه پرداخته‌اند، توقع زیادی نیست. به عبارت دیگر، نه تنها مردم آن زمان نفهمیدند که حضرت زینب (س) چه کلامی فرمودند، بلکه امروزه نیز به اوج قله کلام ایشان کسی دست نیافته است.

اینکه حضرت زینب (س) در کاخ دشمن و در آن فضای خاص که برادر و فرزندانشان را کشته شده دیدند، فرمودند «ما رأیت الا جمیلا»، با هیچ منطق و استدلالی قابل فهم نیست، جز با منطق نور و نگاه آسمانی به ابعاد مختلف ماجرای امام حسین (ع). نگاهی که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است و بیشتر به جنبه‌های دیگری چون کشتار، خون و شمشیر ... توجه شده است. ایشان با کلامی نورانی دشمن را در کاخ خود تحقیر کردند و چنان داغی بر دل بر آنان گذاشتند که بعد از گذشت هزار و اندی سال از گذشت آن ماجرا، همه از مجاهدت عزت‌مندانه آن حضرت می‌گویند و افتخار می‌کنند.

کلام حضرت زینب (س) در حقیقت توصیف نحوۀ حرکت دادن کاروانیان امام حسین (ع) است و این همان چیزی است که امروزه شیعه به آن نیاز دارد. شیعه باید می‌دانست که برای حسینی شدن باید چون کاروانیان حسینی روحیه اطاعت و تبعیت یعنی جا پای جای امام گذاشتن را یاد بگیرد، شیعه باید آنقدر رشد کند که در اندک زمان به عالی‌ترین جایگاه‌ها رسانده شود، همچنان که اصحاب امام حسین (ع) در 32 به اعلی‌علیین رسانده شدند. شیعیان و مومنان باید طوری رشد کنند که مصداق این جمله امام حسین (ع) یعنی «رأیهم رأیی و أمرهم أمری» قرار گیرند. به راستی چه توفیقی بالاتر از این وجود دارد؟

حضرت زینب (س) چه چیز دیدند که چنین فرمودند؟ ایشان دیدند که چگونه اصحاب در کاروانی با قالفه‌سالاری امام حسین (ع) رشد کردند، ایشان هنرنمایی امام (ع) را در تعلیم و تربیت اصحاب دیدند، ایشان نمود و ثمره تربیت اصحاب را در صحنه آزمون در عصر عاشورا دیدند که چگونه نزد امامشان درس پس دادند، اینجاست که باید گفت حضرت زینب (س) زیبایی را در بُعد مادی و دنیایی آن حادثه ندیدند و یقیناً زیبایی مدنظر ایشان متعلق به آسمانهاست.

به نظر می‌رسد این کلام حضرت زینب (س) باید به عنوان یک رمز و راز باقی می‌‌ماند و اصلاً شاید نباید این راز در طول تاریخ آشکار می‌‌شد، چراکه با گشایش این رمز، بسیاری از معارف شیعیان تبیین می‌شود. امروزه با گذشت زمان و با برپایی انقلاب اسلامی گویا راه آسمان به زمین بازتر از گذشته شده است و نور آسمان دارد تأثیر بر زمینیان می‌گذارد و به مرور این رمز را آشکار می‌سازد.

شاهدمان برای این کلام جریان «اربعین حسینی» است که چند سالی است رنگ و بوی دیگری نسبت به گذشته پیدا کرده است. در اربعین حسینی فضایی سرشار از نور، محبت، ایثار و عشق وجود دارد و به تبع همین مسئله، زیباترین رفتارها را از مردم شاهدیم، وقتی آدمی در راهپیمایی اربعین حسینی توفیق حضور پیدا می‌کند، نمی‌تواند کلامی به غیر از «ما رایت الا جمیلا» بر لب براند. به عبارت دیگر، در فضای اربعین است که باید این جمله حضرت زینب (س) را به عنوان رمز فهم عاشورا مورد توجه قرار دهیم.

وقتی با چنین نگاهی یعنی از پنجره «ما رأیت الا جمیلا» به ماجرای عاشورا می‌نگریم، برکات و ثمرات زیادی نصیبمان می‌شود و این هنر حضرت زینب (س) است که کلید مرجع ورود مؤمنان و شیعیان به تفکر و درک ماجرای عاشورا را بیان فرمودند.

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

متن حدیث را از کتاب معاني الأخبار منتشر می کند.

قَالَ النَّبِيُّ (ص): إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِيفَ الَّذِي لَا زَبْرَ لَهُ وَ قَالَ هُوَ الَّذِي لَا يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند تبارك و تعالى مؤمن ضعيفى را كه هيبت و صلابت ندارد دشمن مى دارد. آن حضرت فرمود: او كسى است كه نهى از منكر نمى كند.

 

پی نوشت:

معاني الأخبار، النص، ص: 344.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 نقطه عطفی در تاریخ ایران و جهان در قرن حاضر به شمار می‌‌آید که منجر شده تا صاحب‌نظران و کارشناسان بسیاری در حوزه‌های مختلف به این رویداد بپردازد و در باب و باره آن سخن بگویند. 

هرچند وقوع جنگ تحمیلی در زمانی نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی منجر شد تا تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی از زمانی دیرتر از تاریخ شفاهی دفاع مقدس شروع به کار کرد و از این نظر، ضعف‌هایی دارد، اما تاکنون کتاب‌های متعددی منتشر شده‌اند که پیروزی انقلاب اسلامی و تلاش‌‌های مردم برای به ثمر نشستن آرمان‌، آرزو و آلامشان را از زبان مسئولان، فعالان و مبارزان در گروه‌های مختلف و مردم بیان می‌کنند. در واقع، کتاب‌های منتشر شده انقلاب را از زبان کسانی نقل کرده‌اند که خود ارتباطی مستقیم و تأثیرگذار بر این جریان داشته‌اند؛ از اعضای گروه‌ها و نحله‌های مختلف گرفته تا مردم عادی که تمام آرزویشان در دیدن روی امام(ره) خلاصه می‌شد.

کتاب «کالک‌های خاکی» نوشته گلعلی بابایی و حسین بهزاد از جمله آثار حوزه خاطرات است که از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. این اثر خاطرات سردار عزیز جعفری، فرمانده سپاه را روایت می‌کند. راوی در این اثر که جلد نخست خاطرات او به شمار می‌آید، عمده خاطرات پیش از انقلاب و حوادث ابتدای انقلاب و جنگ را روایت می‌کند. کتاب از توصیفی با خانواده راوی از زبان او آغاز می‌شود، سپس در ادامه ورود او به دانشگاه آغاز می‌شود و سپس در ادامه،‌ تلاش دانشجویان خط امام و مردم برای به ثمر نشستن انقلاب اسلامی روایت شده است. یکی از نقاط قوت این کتاب، بیان جزئیات حوادث مختلف مانند درج یک مقاله در روزنامه و واکنش مردمی به آن و ... است که نشان‌دهنده اشراف راوی بر ارزش این خاطرات است.

یکی از بخش‌های خواندنی کتاب، روز 12 بهمن‌ماه، دغدغه مردم برای ورود امام(ره) به ایران و تلاش برای محافظت از ایشان است. در این بخش می‌خوانیم:

سرانجام، دولت غیر قانونی شاهپور بختیار در مقابل صلابت انقلابی توده‌های محروم به زانو درآمد. از طریق دوستانمان، در کمیتة استقبال مردمی، مطلع شدیم قرار است حضرت امام روز 12 بهمن‌ماه 1357 به تهران مراجعت کنند.

گرگ و میش غروب 11 بهمن‌ماه 1357، گروه بیست نفره ما دوباره در منزل من جمع شدیم. سحرگاه 12 بهمن‌ماه 1357، قبل از اذان صبح، راه افتادیم به سمت بهشت‌زهرا(س). چنان‌ که قبلاً هم اشاره کردم، وظیفة گروه حفاظت از جایگاه سخنرانی امام در بهشت‌زهرا(س) بود. در مکانی نزدیک جایگاه مستقر شدیم. سوز سرمای زمستانی سحرگاه، آن هم در بیابانی درندشت، مثل شلّاق بر بدنمان می‌نشست؛ اما، آن‌قدر تشنة دیدار امام بودیم که هیچ سرمایی را احساس نمی‌کردیم. نماز صبح را همان‌جا خواندیم.

با روشن شدن هوا سرِ پست‌های خودمان مستقر شدیم و منتظر ماندیم تا امام تشریف بیاورند. هم‌زمان، گروه‌گروه مردم مشتاق، به عشق دیدار امام و شنیدن صحبت‌های ایشان، اطراف جایگاه مستقر شدند. هیجان و التهاب ناشی از انتظار مانع آن می‌شد که گذر زمان را احساس کنیم. هنگامی که هلی‌کوپتر ترابری S.T.214 حامل امام خمینی در حال فرود آمدن در نزدیکی جایگاه برای پیاده کردن ایشان بود، ابراز احساسات مردم به اوج رسید.

جایی که من پست می‌دادم با محل استقرار و سخنرانی امام حدود هشتاد متر فاصله داشت. از آنجا کاملاً می‌توانستم افراد داخل جایگاه را ببینم. آقایان صدوقی، مطهری، مفتح، و ناطق‌نوری از افراد حاضر در جایگاه بودند. بعد از جلوس امام خمینی در جایگاه، آیت‌الله صدوقی بیشتر از بقیة افراد مردم را به نظم و آرامش دعوت می‌کرد. ایشان با لهجة شیرین یزدی از مردم می‌خواست سرِ جای خودشان بنشینند تا امام هر چه زودتر بتواند سخنرانی‌اش را شروع کند. بعد از صحبت‌های آقای صدوقی، آقایان مفتح و مطهری هم پشت میکروفن، خطاب به انبوه جماعت، تذکراتی دادند و بعد سخنرانی امام شروع شد ...».

هرچند تحلیل‌های فرمانده سپاه در بیان خاطرات کمتر به چشم می‌خورد و این خود یکی از نقاط قوت آثار در حوزه تاریخ شفاهی محسوب می‌شود، اما موضع وی در قبال حوادث مختلف نیز خالی از لطف نیست. سردار جعفری در ادامه این خاطرات، به سخنرانی تاریخی امام(ره) می‌پردازد و فضای کلی جامعه را پس از ورود امام به کشور توصیف می‌کند:

«سخنرانی آتشین امام خمینی(ره) در بهشت‌ زهرا و کنار مزار شهیدان انقلاب، به‌خصوص آنجا که فرمود: «... من دولت تعیین می‌کنم. من توی دهن این دولت می‌زنم.» دولتِ غیر قانونی شاهپور بختیار را چنان در منگنه قرار داد که قدرت تصمیم‌گیری از او و حامیانش به‌کلی سلب شد. برعکس، در جبهه انقلاب، با استقرار امام خمینی در مدرسه علوی تهران و سازمان‌دهی دقیق‌تر نیروهای انقلابی، روال امور در مسیر بهتری قرار گرفت.

چند روز به همین منوال گذشت تا اینکه فرمانداری نظامی تهران و حومه روز یک‌شنبه، 21 بهمن‌ماه 1357، با صدور اعلامیه‌ای، که در ساعت 2 بعد از ظهر از اخبار سراسری رادیو پخش شد،‌ مقررات منع عبور و مرور را به جای 9 شب تا 5 صبح، از 4:30 بعد از ظهر تا 5 بامداد اعلام کرد. این مانور غیر منتظره بقایای رژیم سلطنتی، که از آن بوی توطئه‌ای شوم به مشام می‌رسید، خیلی زود و به فاصله کمتر از یک ساعت از زمان پخش آن خبر به وسیلة امام خمینی بی‌اثر شد. ساعت 4 بعد از ظهر همان روز خبردار شدیم امام، با انتشار اعلامیه‌ای خطاب به اهالی پایتخت، اولاً حکومت نظامی را غیر قانونی اعلام کرده و ثانیاً از مردم خواسته به جای نشستن در منازلشان به خیابان‌ها بریزند و مقررات منع آمد و شد را نادیده بگیرند.

حوالی غروب روز یک‌شنبه، 21 بهمن‌ماه، بعد از صدور اعلامیه امام خمینی، با خودم گفتم با این فرمان امام دیگر ماندن در دانشگاه و منزل حرام است و باید مثل بقیه مردم کف خیابان‌ها باشم. با چند نفر از رفقای دانشجو مشورت کردم. آن‌ها هم، ضمن تأیید حرف‌های من،‌ گفتند: «این اطلاعیه فرمانداری نظامی بوی خیر نمی‌دهد.» بعد از سرنگونی رژیم و دستیابی انقلابیون به اسناد ساواک، ماهیت واقعی این حرکت مشکوک رژیم در آن روز برملا شد.

... حوالی بعد از ظهر روز دوشنبه، 22 بهمن‌ماه 1357، از آخرین بازداشتی بداقبالی که به جمع ما ملحق شد وضعیت بیرون را جویا شدیم. او گفت: «نگران نباشید. کار این‌ها تمام است. کل رژیم در حال سرنگونی است.»

ساعت 5 بعد از ظهر، هر چه نگهبان‌ها را صدا زدیم هیچ‌کس جوابمان را نداد. فهمیدیم همه زندانبان‌های ما از آنجا فرار کرده‌اند و ما مانده‌ایم و خودمان و لاغیر! ناچار با همان دست‌های بسته شروع کردیم به شکستن در سلول. با دردسر بسیار بالاخره موفق شدیم از بازداشتگاه‌ خارج شویم. حین جست‌وجوی ساختمان، تعدادی اسلحه پیدا کردیم و به همان تفنگ‌ها مسلح شدیم.

در گوشه و کنار پادگان هنوز نظامیانی بودند که مقاومت می‌کردند. تعدادی هم، گیج و سردرگم،‌ نمی‌دانستند چه کاری باید انجام بدهند. همه آن نظامی‌ها را، که حدود صد نفر می‌‌شدند، یک ‌جا جمع کردیم و به آن‌ها گفتیم: «چرا بیهوده دارید مقاومت می‌کنید؟ فرماندهان کله‌گنده شما فرار کرده‌اند. شما هم بهتر است به مردم ملحق بشوید.» بعد از یک ساعت صحبت، آن‌ها کوتاه آمدند و سلاحشان را زمین گذاشتند و تسلیم شدند. در این فاصله تعدادی جوان مسلح انقلابی به داخل پادگان رخنه کردند. ما، وقتی دیدیم نظامی‌ها تسلیم شده‌اند، به جوان‌‌هایی که داخل پادگان آمده بودند، گفتیم: «این نظامی‌ها داوطلبانه تسلیم شده‌اند. شما با آن‌ها کاری نداشته باشید.»

خیلی دوست داشتم بدانم خارج از محوطه بسته آن پادگان چه خبر است. برای همین سریع از پادگان بیرون زدم و با مشاهده اولین تاکسی، که از آنجا رد می‌شد، به راننده‌ گفتم: «آقا، میدان 24 اسفند؟» راننده تاکسی بی‌درنگ گفت: «بپر بالا داش!» با اسلحه‌ای که همراهم بود سوار تاکسی شدم. از راننده پرسیدم: «چه خبر از شهر؟» شنگول و سرحال جواب داد: «همه‌چیز تمام شده. ممددماغ رفت بَرِ دستِ کورش و داریوش جونش!»

حال و هوای خیابان‌های پایتخت هم همین واقعیت را نشان می‌داد. مردم، از زن و مرد و پیر و جوان، خوشحال و سرمست، مسلح و غیر مسلح، مشغول جشن و پایکوبی بودند ...».

علاقه‌مندان به تهیه و مطالعه این اثر می‌توانند به فروشگاه‌های انتشارات سوره مهر یا سوره مهر الکترونیک مراجعه کنند.

منبع:تسنیم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

آن چه در نماز وی برای بسیاری قابل توجه بنظر رسید عباراتی بود که در نماز به صورت مستحبی و خارج از روال معمول قرائت شد. عباراتی که مضمون آن یک روایت از پیامبر مکرم اسلام(ص) بود.

آیت‌الله امامی کاشانی در نماز خود با اشک این عبارات را خواند: «اللهم انّ المروی عن رسولک الصادق المصدق: سوی القتل فی سبیل الله الحرق شهید، صاحب الحریق شهید، الذی یموته النار شهید. اللهم الحقهم بالمقتلولین فی سبیلک.» اما ماجرای روایتی که امام نماز دیروز شهدای آتش‌نشان به آن اشاره کرد چیست؟

 


در مسند احمد، سنن ابی داوود، موطا مالک و سنن نسائی که از جمله کتب معتبر و صحاح سته اهل سنت هستند این‌گونه آمده است: عن جَابِرَ بْنَ عَتِیکٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آله و سَلَّمَ قَالَ: مَا تَعُدُّونَ الشَّهَادَةَ؟ قَالُوا: الْقَتْلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ تَعَالَى . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آله و سَلَّمَ: الشَّهَادَةُ سَبْعٌ سِوَى الْقَتْلِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ. الْمَطْعُونُ شَهِیدٌ، وَ الْغَرِقُ شَهِیدٌ، وَ صَاحِبُ ذَاتِ الْجَنْبِ شَهِیدٌ، وَ الْمَبْطُونُ شَهِیدٌ، وَ صَاحِبُ الْحَرِیقِ شَهِیدٌ، وَ الَّذِی یَمُوتُ تَحْتَ الْهَدْمِ شَهِیدٌ، وَ الْمَرْأَةُ تَمُوتُ بِجُمْعٍ شَهِیدٌ.

از جابر بن عتیک روایت شده است که پیامبر خدا(ص) فرمود: شهادت را چه چیزی می شمارید؟ اصحاب پاسخ دادند: کشته شدن در راه خداوند متعال. پیامبر خدا(ص) در پاسخ فرمود: به جز کشته شدن در راه خدا، هفت نوع دیگر شهادت وجود دارد. کسی که بر اثر طاعون بمیرد، شهید است؛ کسی که غرق شود، شهید است؛ کسی که بر اثر بیماری ذات‌الجنب (نوعی زخم عفونی در پهلو) بمیرد شهید است؛ آن که بر اثر بیماری گوارشی بمیرد شهید است، کسی که بر اثر آتش بمیرد شهید است، کسی که زیر آوار بمیرد شهید است و زنی که بخاطر بارداری از دنیا برود شهید است.

البته مشخص است که در منظور در این حدیث اولا آن است که فرد با ایمان از دنیا برود و ثانیا این افراد اجر شهید در آخرت دارند اما در دنیا احکام شهید (مانند عدم نیاز به غسل و کفن) فقط به شهید جهاد در راه خدا اختصاص دارد.

منبع:فارس

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 14 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) در یکی از سخنرانی های خود در مورد راهکارهای تمرکز در نماز و داشتن حضور قلب می گوید: اگر می خواهیم در نمازهایمان حضور قلب پیدا کنیم، بهتر است در حال قیام به مهر نگاه کنیم، در سجود به دو قسمت پا و در قنوت به کف دستهایمان نگاه کنیم تا تمرکز داشته باشیم و دلمان به سمت خود او باشد.

 
 سپس آیت الله مجتهدی(ره)در مورد استغفار در نماز می گوید: گناهکاران باید از گناهشان استغفار کنند و عابدان از عبادتهایشان، ممکن است درست به جا نیاورده اند طلب استغفار نمایند. همیشه نباید فقط از گناهان استغفار کرد. بسیاری از افراد نماز می خوانند، اما در نمازهایشان حضور قلب ندارند و حتی برای آن هم باید استغفار کنند.
 
حاج آقا مجتهدی (ره)همچنین در مورد تعجب خداوند در مورد رفتار برخی انسان ها در نماز می گوید:خداوند تعجب می کند از بنده ای که نماز می خواند و می داند در مقابل چه خدای بزرگ و خوبی ایستاده است،اما باز هم نمازش را بدون حضور قلب می خواند.

پی نوشت:
سخنرانی آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 نماهنگ سکانس آخر تقدیم به شهدای آتش نشان با صدای میلاد حیدری

 

نماهنگ 

 

نماهنگ با کیفیت معمولی حجم 27 مگابایت

 

نماهنگ با کیفیت پایین حجم 16 مگابایت

 

آهنگ

دانلود آهنگ با کیفیت 320

دانلود آهنگ با کیفیت 128

 

 

 

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: میلاد حیدری ارزشی , ایران , شهدا , سکانس اخر , اتشنشان , اتشنشانها,

هیئت هفتگی احرار الحسین (ع) با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی ، مداحی حاج حیدر خمسه ، حاج کاظم غفار نژاد ، حاج عبدالرضا هلالی ، حاج روح الله بهمنی در حسینیه صنف پیراهن دوزان خیابان سعدی شمالی برگزار شد .

در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

  • جوانی آمد خدمت حضرت رسول(ص) گفت: یا رسول الله گرفتارم، پیامبر(ص) فرمودند: برو به مادرت بگو برایت دعا کند، جوان گفت: مادرم در قید حیات نیست، فرمود: برو سر قبرش و بخواه تا برایت دعا کند.
  • وقتی که  گرفتاری برایت پیش می آید ، یک تلفن بزنید به پدر و مادر بگویید برایتان دعا کنند. نگاه محبت آمیز به پدر و مادر، احترام گذاشتن به این عزیزان، هم در زندگی هم در آخرت انسان را به قله های بلند و عزت می کشاند.
  • دعای پدر و مادر چه کارهایی که می کند برای انسان.  کسی که به این دو خدمت کنند قطعا به در دنیا درمانده نمی شود. پدر نامه نوشت نمی خواهم بروی سر درس آیت الله قاضی، تا پدر زنده بود نرفت سر درس آیت الله قاضی به خاطر اینکه به حرف پدر گوش کرد شد آیت الله بهجت.
  • هرکس به هرکجایی رسیده از احترام به پدر و مادر رسیده است.
  • حرم فاطمه معصومه(س) ،  حرم همه معصومین است. هروقت نمی توانی به زیارت ائمه بروید ،  بروید قم. این حرم، حرم همه اهل بیت(ع) است. امام رضا(ع) فرمودند: بروید به خواهرم بگویید اینکه به ما دادید از ما نگیرید. اینجا حرم همه اهل بیت(ع) است.
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 3 بهمن 1395 | | نویسنده : گمنام

آیت الله «محمد علی جاودان» از اساتید اخلاق در جلسه هفتگی که چهارشنبه 22 دی ماه در حسینیه شیخ مرتضی زاهد(ره) برگزار شد، مباحثی را درباره  راه ورود به ولایت الهی و دوری از ولایت شیطان بیان کردند که مشروح بیانات  را در ادامه می خوانید.

 وجود انسان به تعبیری، 3 طبقه است؛ اعمال، صفات و اعتقادات که صفات از اعمال بالاتر و اعتقادات از هر دو بالاتر است و البته 3 طبقه با هم پیوستگی دارند. انسان می‌تواند ساختمان وجودش را عوض کند؛ می‌تواند صفت بد خود را تبدیل به صفت خوب کند.

ما معمولا با صفات بد خود می‌سازیم؛ نتیجه این می‌شود که در آخرت از اول مرگ تا قیامت، انسان با آن صفت که شاید مثل یک گرگ باشد زندگی می‌کند مگر این‌که مؤمن باشد و در برزخ، که پادشاه برزخ امیرالمؤمنین(ع) است، او را اصلاح کند، البته اگر این امکان وجود داشت وگرنه باید در آتش جهنم اصلاح شود؛ این امتیاز به خاطر ایمان است و البته اگر صفت بد قوت یابد ممکن است ایمان را بگیرد.

دستورات اصلاح اخلاق است که قدم بزرگی برای اصلاح آدمی است؛ ائمه فرمایش سختی دارند که شما به شکل آدمیزاد بیایید که دستتان را بگیریم.
انسان تا زنده است، می‌تواند خودش را اصلاح کند؛ مسکویه رازی از اساتید اخلاق و اولین کسی است که کتاب فلسفه‌ی اخلاق را نوشته و کتاب او کتاب درسی بوده‌ است، ایشان گفته من دیر بیدار شدم؛ اما مجاهدت عظیم کردم برای رفع مشکلات اخلاقی.

عرض شد ائمه فرمودند که به ولایت الهی یا به ولایت ما نمی‌رسید جز با ورع؛ اگر ولایت را به معنی دوستی بگیریم، نتیجه این می‌شود که نمی‌شود امام حسین علیه‌السلام را دوست داشت ولی آلوده بود و اگر ولایت را به معنی سرپرستی بگیریم، یعنی کسی برای شما دلسوزی و سرپرستی و مراقبت نمی‌کند اگر آلوده باشی و مراعات نکنی. اگر کسی دلش برای خودش نسوزد، به طور طبیعی کسی دلسوزش نیست. 

در مقابل این ولایت، ولایت شیطان است که انسان تا قدم به گناه می‌گذارد، سایه‌ی شیطان بر سرش می‌افتد و تا جایی می‌رسد که دیگر نمی‌تواند گناهی را ترک کند. این به خاطر ولایت شیطان است و شیطان در این راه کمکش می‌کند!

تعریف کردن، کار خوب را از بین می برد!

امام صادق (ع) فرمودند: « تو را به تقوای الهی  و ورع و اجتهاد (کوشش) سفارش می‌کنم و بدان که اجتهادی که در آن ورع نباشد، سودی ندارد» احادیث بسیاری با این مضمون داریم؛ مثلا ما یک کار خوب می‌کنیم و بعد آن را تعریف می‌کنیم! خب این تعریف کردن، آن کار خوب را از بین می‌برد.
امام باقر (ع) فرمودند: «ما را با ورع یاری کنید،  پس هر کسی از شما که خدا را با ورع ملاقات کند، نزد خدا برای او گشایش است.

(یعنی ما می‌خواهیم شما را برداریم و پیش خودمان ببریم، پس برای این کار ما را کمک کنید!؛ در آن صورت هیچ جا گیر نمی‌کند. آن‌جا هزارتا گیر است؛ ولی او گیر نمی‌کند.)»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم اولین سالگرد شهید مدافع حرم امیر علی محمدیان با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی و مداحی کربلایی سید رضا نریمانی در مسجد امام حسن مجتبی (ع) شهرک شهید بروجردی برگزار شد .

در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

نعمت بالایی که خداوند به انسان عطا داشته عبارت است از نعمت عقل و در میان تمام سرمایه ها این نعمت از اهمیت بالایی برخوردار است. امام صادق(ع) می فرماید: آن ملکه ای که در وجود انسان، انسان را به سمت خداوند سوق می دهد عبارت است از عقل، و هرچیزی که انسان را به هواهای نفسانی سوق می دهد عبارت است از جهل. انسان باید عقل خودش را بسیار تقویت کند.

تقویت قوه و شریان عقل انسان را به سوی خداوند و خوبی ها سوق می دهد. خیلی ها می دانند که جهل انسان را به نابودی می کشد اما باز هم به دنبال تقویت جهل خود هستند، اینها کسانی هستند که از عقل محروم هستند. این جهل انسان را به سمت دنیا و تعلقات می کشاند و مسیری که به انسان نشان می دهد مسیر گمراهی است.

این شهدای مدافع حرم عاقل ترین انسان ها هستند. کسانی هستند که در مسیر عبودیت و بندگی قرار گرفتند. اینها کسانی هستند که حقیقت بندگی را درک کردند. اینها جز خدا چیزی در دلشان نبودند. در زندگی‌شان بسیار موثر بودند اما دست از دنیا کشیدند و به سمت خداوند رفتند.

امام حسن مجتبی(ع) می فرماید: اگر کسی ما را با قلبش دوست داشته باشد، و ما را با دست و لسانش یاری بکند او با ما است، بعد می فرماید: ما در منزلی که هستیم اینها هم با ما هستند و این دقیقا مصداقش شهدای مدافع حرم است. اینها کسانی هستند که کمترین دلبستگی را به دنیا برایشان ندارند.

حقیقت عبودیت در سه چیز است

امام صادق(ع) فرمودند : حقیقت عبودیت در سه چیز است. یک: فرد در دنیا از آنچه که خدا به او داده است اصلا ملکیتی برای خودش نداند و هرچیزی که خداوند داده است برای خداوند بداند. انسان هایی که مصلحت اندیشند انسان هایی که برای مصلحت خود کار می کنند اینها از عبودیت خدا چیزی یاد نگرفته اند. یک موقعی است انسان باید مالش را بدهد، یک موقع باید جانش را بدهد یک موقع آبرویش را بدهد. حضرت می فرماید: همه چیز برای خداوند است. هرجا لازم باشد باید خرجش کنیم.

 

نکته دوم: تمام تدبیر کارش را به خداوند واگذار می کند. هرچیز که خدا بخواهد. هرچیز که رضای خدا باشد. الان دشمن تمام هدفش رسیدن به مملکت اسلامی است. الان بچه هایی که می روند آنجا می روند تا اینها به مملکت ما نرسند. تقدیر امر را به خداوند واگذار می کنند. همه چیز را به خدا واگذار می کنند. اینها می دانند که هرکاری برای خداوند باشد از بین نمی رود. چون تدبیر را به خدا سپرده اند. اینها زن و بچه شان را به خدا سپرده اند و خودشان را هم به خدا سپرده اند.

سومین نکته: جوان عزیزان آمدید در یادواره شهدا، این شهدا در بندگی خدا به اوج رسیده اند، از کجا به اینجا رسیده اند، تمام اشتغال اینها در دنیا برای خداوند بود. اینها نسبت به گناه بیگانه بوده اند. حتی مادر یکی از اینها می گفتند: فرزندش حتی کار مکروه هم نمی کرد. اینها نسبت به نماز، نسبت به اجتناب از محرمات مقید هستند . برای همین خداوند به اینها این مقام را داده است. من کسانی را می بینم در سر قبر مدافع حرم که اصلا به آنها نمی خورد که اهل این حرف ها باشند وقتی با آنها صحبت کردم می گفتند که حاج آقا ما می آییم پیش اینها آرامش پیدا می کنیم. اینها پیش خداوند خیلی آبرو دارند. اینها از جوانی و لذت هایشان برای خداوند گذشتند.

امام صادق(ع) می فرماید: اگر این سه مطلب در کسی متجلی شد، دیگر گرفتاری ها و سختی ها برایش سخت نمی شود. اگر کسی تمام هم و غمش برای خداوند باشد کارش به جایی نمی رسد که فخر بفروشد به مردم. بیان نورانی مقام معظم رهبری را ببینید درباره تسلیت حضرت آیت الله هاشمی این پیام در اوج تواضع و فروتنی است. نظر شخصی ام است و یقینا این پیام با توسل به امام زمان(عج) نوشته شده است. بعضی‌ها پیام تسلیت فرستادند اصلا انگار قسم خوردند که نیش بزنند به انقلاب حالا پیام آقا را ببینید، کلمه به کلمه دقیق، یک ذره شما غرور نمی بینید، اوج تواضع در پیام ایشان مشهود است.

کسی که در تکبر و غرور قرار بگیرد از بندگی خداوند فاصله گرفته است. حضرت می فرماید: اگر خدا این سه نکته را که گفتیم به کسی بدهد دنیا برایش راحت می شود. آقا فرمودند: این اتفاق برای همه مسئولین نظام می‌‌افتد، هرکسی باشی آخر باید بروی آنجا. صداقت در عمل و گفتار را نباید فراموش کنیم.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 18 دی 1395 | | نویسنده : گمنام

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: در راه، گناهانت را هم نبین. چشم بپوشان. غَضو اُاَبصارَ هُم عَما حَّرمَ اللهُ. تذکرِ گناه، گناه است، ولو اینکه برای نفس خودت باشد. چرا این قدر متذکر بشوی؟ معصیتی که چهل سال پیش کرده است، می‌خواهد مدام آن را نگهدارد مبادا یادش برود. هر شب هم استغفار می‌کند. این چه استغفاری است که باز هم آن را نگه می‌دارد؟ هر وقت دیدی چشم بپوشان. غَضو اُاَبصارَ هُم عَما حَّرمَ اللهُ. غضّ بصر کن از آن چیزی که خدا حرام کرده است. خدا خود ستّار است و به عیب ما نگاه نمی‌کند، ما خود ول کن نیستیم.
گفت خدایا می‌دانم تو مرا بخشیده‌ای ولی من خودم خود را نمی‌بخشم. گفت: خیلی انصاف داری. آنقدر فشارت می‌دهم تا خودت هم خودت را ببخشی. در تنگنا می‌اندازمت. از کسی از خلق بدت می‌آید، خدا او را جلویت می‌آورد. می‌گوید او را ببخش. اذیتت کرده است، می‌گویی استغفر الله، دیگر او را نبینیم که حالمان به هم بخورد. خدا او را سرِ آفتاب درِ حیاطت، سرکوچه وا می‌دارد. بیچاره می‌خواهد برود باز آنجا ایستاده است و سرگردان است. می‌بینی جلوی روی توست. یعنی او را ببخش و عفو کن. قدیمی‌ها می‌گفتند مثل تیغ، سر راه‌مان می‌روید. می‌خواهیم او را نبینیم، اما هر وقت که از در حیاط بیرون می‌آییم سر راه ماست. خوب! برای او استغفار کن. اگر خودت را از او طلبکار می‌دانی او را ببخش. راهت را باز کن. این را بخشیدی، آن را رها کردی، دیگری را صرف نظر کردیف غضّ بصر کردی، غضّ بصر یعنی چشم پوشیدن از عیوب ناس. آخر سر، خودت را هم جزء ناس حساب کن. رها کن، قشنگ را بگیر، آقا را بگیر، مولایت را بگیرد.
می‌دانی چرا نگاه را حرام کرده است؟ یعنی غیر مرا نگاه نکن. غَضو اَبصارَ هُم عَما حَّرمَ اللهُ. آخرش به جایی می‌رسد که می‌گوید غیر من را نگاه نکن و غیر اولیاء مرا نگاه نکن. راحتت کرد و جایی را نشان داد که برای نگاه کردن آزاد باشی. گفت از همه چیز غضّ بصر کن. گفت: آنقدر جمالش زیباست که هم از غذای دنیا سیر شدم هم از نام دنیا سیر شدم. از خلقِ عالم، سیر شدم. نه اینکه بدم آمد، سیر شدم جمال او سیرم کرد.

 

پی نوشت:

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 147
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

روایات بسیاری در مورد شباهت حضرت مهدی(عج) به پیامبر گرامی اسلام و آخرین فرستاده خداوند، حضرت محمد (ص) وارد شده است. باتوجه به اینکه حضرت مهدی(عج) از نوادگان پیامبر (ص)است، طبیعی است که شباهت های بسیاری میان این دو وجود مقدس وجود داشته باشد. از نظر نام و کنیه. نیز پیراهن پیامبر (ص)که در روز جنگ احد بر تن داشتند و عمامه سحاب و زره سابغه و شمشیر پیامبر (ص)همراه اوست. شاید بتوان گفت جامع سخن در این زمینه، همان حدیث رسول خدا (ص)است که فرمود: «مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من و کنیه اش کنیه من، و از نظر خَلق و خُلق، شبیه ترین مردم به من است.»(1)

ویژگی های مشترک این دو بزرگوار عبارتند از:

رحمت

خداوند متعال در قرآن کریم دربارة پیامبر اکرم (ص)می فرماید:

وَ ما اَرسَلناکَ الاّ رَحمَةً للعالَمینَ.(انبیاء/107)

ما تو را جز مایه رحمت برای جهانیان نفرستادیم.

و در حدیث قدسی راجع به حضرت مهدی(عج) آمده است:

(2)... و أکمل ذلک بابنه م ح م د رحمة للعالمین علیه کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب.

و آن را با فرزندش م ح م د که مایه رحمت برای جهانیان و دارای کمال موسی و شکوه عیسی و صبر ایوب است ،کامل نمود.

ودر زیارت آل یاسین می گوییم:

سلام بر تو ای پرچم برافراشته ... و رحمت گسترده الهی.

اخلاق نیکو و با عظمت

خداوند خطاب به حضرت محمد (ص) می فرماید: وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ(سوره قلم/4)

یعنی تو، به اخلاق عظیم و نیکو آراسته ای

پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم نیز فرموده اند: « الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقا(3) 

 مهدی از فرزندان من است، اسم او اسم من و کنیة او کنیه من است و او از لحاظ جسمی و روحی و اخلاقی، شبیه ترین مردم به من است.

نور خدایی

پیامبر (ص)و سلم نور خدایی است. چنان که در زیارت آن حضرت می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یُسْتَضَاءُ بِه » سلام بر تو، ای نور روشنایی بخش خداوند.

در زیارت روز جمعه نیز خطاب به امام زمان (عج) این گونه می گوییم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یا نُورَاللهِ الّذِی یَهْتَدی بِه المُهْتَدُون»؛ سلام بر تو ای نور خداوند که هدایت جویان به وسیله او هدایت می شوند.

امنیت بخشی

وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ(سوره انفال/33)

(ای پیامبر!) تا تو در میان آن ها هستی، خداوند آن ها را مجازات نخواهد کرد.

امام زمان نیز در وصف وجودی خویش می فرمایند: «إِنِّی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ»(4)

 به درستی که من امنیت بخش اهل زمین هستم، همانگونه که ستارگان امنیت بخش اهل آسمانند.

طریف، یکی از خادمان حضرت مهدی(عج)، در مدتی که حضرت در گهواره بودند به خدمت ایشان می رود . پس از آنکه به درخواست حضرت برای ایشان صندل سرخی می برد. حضرت از او می پرسند: آیا مرا می شناسی. می گوید: بلی شما آقای من و فرزند آقایم هستید. حضرت می گویند: منظورم این نبود. خادم عرضه می دارد: خودتان بفرمایید. حضرت می فرمایند:

أنا خاتم الأوصیاء؛ بی یدفع اللَّه البلاء عن أهلی و شیعتی.

من خاتم اوصیاء و جانشینان [پیامبر(ص)] هستم. به وسیله [و به برکت] من خداوند بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف می کند.(5)

دعوت کننده به سوی خداوند متعال

خداوند در قرآن خطاب به رسول مکرمش می فرماید:

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً وَ داعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیرا (احزاب/46و45)

 ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذار کننده، و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی روشنی بخش قرار دادیم.

در مورد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز آمده است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللَّه»

 سلام بر تو ای دعوت کننده خلق به سوی خدا

خاتمیت

حضرت محمد(ص) خاتم پیامبران و انبیا هستند. خداوند متعال در قرآن می فرماید:

ما کان محمّدٌ أبا أحدٍ من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النّبیّین و کان الله بکلّ شیءٍ علیماً(احزاب/40)

محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر همه چیز داناست.

همان حضرت (ص)و سلم در خطبه روز غدیر دربارة خاتمیت حضرت مهدی(عج) می فرمایند:

آگاه باشید خاتم امامان ما قائم مهدی است؛ بدانید که او برگزیده و مختار خداوند متعال است. آگاه باشید که او وارث [علم] همه علما و محیط بر تمام علوم است.(6)

عالم، محضر دو خاتم

قرآن کریم درباره حضرت ختمی مرتبت(ص) می فرماید:

فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن کُلِّ أمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَی هَـؤُلاء شَهِیدًا (نساء/41)

پس [حالشان] چگونه است وقتی از هر امتی شاهد و گواهی بگیریم و تو را بر آنان گواه بیاوریم؟

و حضرت صاحب الزمان(ع) ضمن توقیعی به شیخ مفید می فرمایند

فإنّا یحیط علمنا بانبائکم ولا یعزب عنا شیئاً من أخبارکم(7)

همانا از همه امور مربوط به شما مطلعیم و ذره ای از اخبار شما از ما پنهان نمی ماند [و همه چیز را درباره شما می دانیم و می بینیم.]

برپا کننده عدل

هدف از رسالت پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله و سلم اجرای عدالت و مساوات بوده است. چنانچه خداوند در قرآن می فرماید:

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ و أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ(حدید/25)

ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها، کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم عدالت را بپا دارند.

هدف از قیام حضرت مهدی (عج) نیز برپایی عدالت است.

یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما(8)

زمین را آکنده از عدل و داد می کند همان گونه که از جور و ستم پر شده است.

« أَمَا وَ اللَّهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقَرُّ »

امام زمان عجل الله تعالی فرجه عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها می شود، وارد خانه های مردمان کند.(9)

اهداف و روش واحد

امام مهدی (عج)عصاره نبوّت و احیا کننده سنت پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم است.

پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله و سلم می فرمایند: «سُنَّتُهُ سُنَّتِی یُقِیمُ النَّاسَ عَلَی مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یَدْعُوهُمْ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل (10)

 سنت او (مهدی عجل الله تعالی فرجه) همان سنت من است و مردم را به دین و شریعت من به پا می دارد، و آنان را به کتاب خدا فرا می خواند.»

راه و روش پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله و سلم سرلوحه برنامه های امام زمان (عج)است و این آخرین وصی پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم و آخرین حجت خدا، تمام برنامه های محقق نشدة انبیاء الهی را تحقق می بخشد و اسلام ناب محمدی را آنگونه که جد بزرگوارشان عرضه کردند، در آخرالزمان اجرا می کند.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «چون مهدی عجل الله تعالی فرجه قیام کند، به مسجد الحرام رود و رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد و دو رکعت نماز گذارد، آنگاه ندا می دهد «ای مردمان، منم، یادگار آدم، و یادگار ابراهیم، یادگار اسماعیل، و یادگار محمد صلی الله و علیه و آله و سلم.(11)

پی نوشت:

1- مجله:گلبرگ-مهر 1384، شماره 67

2- محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص 527؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص196

3- بحارالانوار، ج36، ص309

4- بحارالأنوار، ج75، ص380

 5- همان، ج 52، ص30

6- الاحتجاج طبرسی، ج1، ص63

7- بحار الانوار، ج53، ص174

8- الغیبة، النعمانی، ص58

9-همان، ص296

10- کمال الدین، ج2، ص411

11- مجله:امان-بهمن و اسفند 1385، شماره3

منبع:مهر

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

قال الباقر علیه السلام: أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ الصِّدْقُ وَ الْحَيَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الشُّكْر.

امام باقرعلیه السلام فرمودند: اگر كسى داراى چهار خصلت باشد هر چند از سر تا قدمش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آن گناهان را به نيكى تبديل مى‌كند: راستگويى، شرم و حيا، نيك خلقى، روحيه شكرگزارى.


پی نوشت:

کافی ج 2 ، ص 107

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أَحَبُّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَى اللَّهِ أَنْفَعُهُمْ لِعِبَادِه‏.

پیامبر اسلام فرمودند: بنده ای پيش خدا  از همه محبوبتر است كه براي بندگان سودمندتر است.


پی نوشت:

تحف العقول ص

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ حدید/20

«و زندگانى اين جهان جز كالاى فريبندگى نيست»

آینه:

حکایت؛ یکی از بزرگان حوزه نقل می‌کرد: شخصی از تجّار خیّر در رابطه با تهیه مسکن برای علامه طباطبایی(ره) مبلغ دویست هزار تومان توسط من برای ایشان فرستاد. آن پول را بردم، حضرت علامه فرمود: آدم خوبی است، خدا جزای خیرش دهد ولی فعلاً مبلغی ارث پدری به من رسیده و از سهم امام مصرف نمی‌کنم، پول را برگرداندم ولی تاجر گفت: بگو هدیه است نه سهم امام، برگشتم دوباره فرمودند: فعلاً نیازی ندارم. بار سوم صاحب پول گفت: بگو این مبلغ خدمت شما باشد به هر که می‌خواهید بدهید و به هر جا صلاح می‌دانید صرف کنید. برای بار سوم خدمت علامه رفتم و سخن صاحب پول را خدمتشان عرض کردم،  فرمودند: من نمی‌توانم این کار را انجام دهم، خودت می‌دانی و پول را برگرداندند.
با توجه به این که حضرت علامه سال‌ها منزل نداشتند و مستأجر بودند، آن پول را نپذیرفتند! یکی از فرزندان ایشان می‌گفت: مناعت طبع عجیبی داشتند، از خدا می‌خواستیم چیزی از ما قبول کنند، گاهی بسته اسکناس را خدمت ایشان می‌گذاشتم، با اصرار حتی پنج ریال هم برنمی‌داشتند. 1

جهانا سراسر فسوسی و باد                                        به تو نیست مرد خردمند شاد 2

پی نوشت:
1.با اقتباس و ویراست از کتاب آن مرد آسمانی
2.فردوسی
منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام والمسلمین رضا رمضانی، مدیر مرکز اسلامی هامبورگ در ادامه سلسله مباحث خود با موضوع «ویژگی های صاحبان خرد ناب در قرآن» به تشریح «مقام صبر» پرداخت. متن خطبه های نماز جمعه هامبورگ به این شرح است:

مطابق آیات نورانی قرآن کریم کسانی که از ایمان واقعی برخوردارند و معتقد به مبدأ و معادند، و پیامبران را به عنوان حجت ها و راهنمایان الهی پذیرفته­ اند و به آنچه که به عنوان وحی از سوی خدای تعالی و توسط نبی مکرم اسلام(ص) آورده شده ایمان دارند، و بدان ملتزم هستند. که البته ایمان آنها ظاهری نیست، بلکه در مقام عمل آن­را بکار بسته و انجام می دهند. لذا در سوره­ مبارکه «رعد» که خدای متعال در بخشی از آیات آن، به توصیف «اولوا الالباب» یعنی صاحبان مغز و خرد ناب پرداخته است؛ در ادامه­ اوصاف آنان ـ پس از وفای به عهد آنان، حفظ پیوندها از جانب آنها، خشیت از پروردگار، و ترس از محکمه الهی در محاسبه­ اعمال ـ به­ عنوان صفت پنجم به «صبور بودن» آنان اشاره کرده و می فرماید: «وَالَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ؛ و آنها كه بخاطر ذات (پاک) پروردگارشان شكيبايى مى‏كنند».[1][1] که در مباحث پیشین به­ صورت اختصار بدان اشاره گردید. لکن آنچه مهم است، این است که دانسته شود واژه­ «صبر» در معنای وسیع­تری به­ کار می رود و در هر عملی که برای رسیدن به رشد و کمال انجام گیرد، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

صاحبان خرد ناب از صابرانند

قبل از اینکه این وصف از اوصاف «اولوا الأباب» مورد تبین قرار گیرد، باید دانست که اهل صبر به کسی که در سکون و انزوا و گوشه­ گیری و توقف و رکود باشد اطلاق نمی شود، بلکه «صبر» نوعی حرکت و مقاومت و استقامت است در برابر هر آنچه که مانع رشد و کمال می­شود. از این رو گاهی صبر در طاعت و بندگی خدا مصداق پیدا می کند، زیرا انجام برخی از واجبات الهی مانند: «نماز، روزه، حج، امر به معروف و نهی از منکر»، باید به­ صورت جدی و به بهترین شکل انجام گیرد. لذا در برخی موارد افرادی مغرض، مؤمنین و متدینین را به شکلهای گوناگونی وسوسه و به­ شک و شبهه می­ اندازند که خداوند هیچ نیازی به­ انجام نماز و روزه­ توسط بندگانش ندارد!!! و برای ایجاد ارتباط با خدای تعالی پاکی دل، کافی است! و گاهی هم مؤمنان با وسوسه شدید شیطان مواجه می شوند که واجبات الهی را با توجیهات غیر منطقی و غیر عقلی ترک کنند. که در این موارد می­بایست انسان خردمند و مؤمن، از خود مقاومت نشان دهد؛ و به وظیفه شرعی خود عمل کند. همچنانکه اگر با معصیت و نافرمانی خدای تعالی مواجه شود، و عده ای او را وسوسه به انجام افعال ناپسند می­ کنند، باید مقاومت و استقامت نماید.[2][2] و همچنین انسان خردمند و مؤمن هنگامی که با مصیبتی برخورد می کند، باید نسبت به آن مصیبت صبر بورزد و از خود ضعف نشان ندهد، تا برخی درصدد سست کردن ایمان او نشوند.
 

مقام صبر، فضیلت و انواع آن از منظر روایات

با توجه به مطالبی که در سطور گذشته عنوان شد، در همه­ی این موارد «صبر» به­حکم عقل و دین لازم و واجب شمرده شده است. به همین جهت در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است: «الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَة؛ شكيبايى سه نوع است: شكيبايى در مصيبت، شكيبايى در انجام دادن طاعت، و شكيبايى در ترك معصيت».[3][3] و در ادامه­ی همین روایت رسول خدا(ص) فرموده است: «فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمُصِيبَةِ حَتَّى يَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَنْ‏ صَبَرَ عَلَى‏ الطَّاعَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ‏ إِلَى الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِيَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ؛ کسی که به هنگام پیش آمد مصیبت آن را به نیکویی تحمل کند، خداوند سیصد درجه از درجات بهشتی برای او می نویسد که فاصله ی هر درجه با درجه­ی بالاتر مانند فاصله­ی زمین تا آسمان است. و کسی که برای اطاعت از فرمان خدا از خود صبر نشان دهد خداوند ششصد درجه از درجات بهشتی برای او می­نویسد، که فاصله­ هر دو درجه مانند فاصله­ ای از طبقات زیرین زمین تا پای عرش خداست. و کسی که صبر بر خودداری از معصیت کند، خداوند نهصد درجه از درجات بهشتی برای او می نویسد که فاصله ی بین هر دو درجه مانند فاصله­ ای از اعماق زمین تا مرتبه ی اعلای عرش خداست».[4][4]

صبر به­ جهت اینکه نقش مهمی در رسیدن به­ کمال دارد، از همین رو امیرالمؤمنین(ع) در تبیین آن فرموده است: «فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا خَيْرَ فِي‏ جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ وَ لَا خَيْرَ فِي إِيمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَه‏؛ موقعیت صبر برای ایمان بسان موقعیت سر برای بدن است بدن بی سر فاقد هرگونه خیر است. ایمان بی صبر هم فاقد هرگونه خیر است».[5][5] لذا در حقیقت صبر به عنوان یک صفت نفسانی و به منزله­ی یک نگهبان برای حفظ و مراقبت از انسان است تا آدمی بتواند در مسیر کمال قرار بگیرد.

صبر برای رضایت خداوند

با توجه به معنایی که از واژه­ «صبر» ارائه گردید، آنچه که مهم به­ نظر می رسد این است که این مقاومت ها و استقامت ها برای رضایت الهی باشد؛ که در آیه«وَ الَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ» به آن اشاره شد. زیرا بعضی از انسان­ها  مقاومتشان برای رضایت الهی نیست، بلکه برای این است که به او گفته شود چه آدم با استقامتی است! یا به­ جهت این­که می­ترسد به او گفته شود چقدر این فرد کم ظرفیت است! و یا به خاطر اینکه دشمنان و مخالفان او را شماتت نکنند!. و یا سخنان دیگری که ممکن است افراد مختلف نسبت به این­گونه انسان­ها به زبان آورند. به همین جهت از خود مقاومت، صبر و بردباری نشان می دهد، که بدون تردید این نوع از صبر و استقامت ارزش واقعی و الهی ندارند. بلکه زمانی اینها ارزش پیدا می کند که فقط رضایت الهی در آن باشد.

ملاک و معیارهای صبر با فضیلت

صابران واقعی در مصیبت­ها بردباری می­کنند، به­ جهت اینکه در آن حکمتی از سوی ذات اقدس ربوبی نهفته است. و چون در انجام دادن واجبات و ترک محرمات مصلحتی حکیمانه است، که از خود صبر و مقاومت نشان می دهند. لذا در چنین موقعیتی است که صبر ارزش و جایگاه بلندی پیدا می کند. به همین منظور عباداتی که در اسلام قرار داده شده است که می توان در انجام آن­ها صبر و مقاومت را تمرین نمود. مانند: روزه گرفتن که انسان روزه­دار هم از جهت جسمی و هم از جهت فکری از خود مقاومت نشان می دهد، و با انجام صحیح آن اهل صبر می شود. به­ همین دلیل صبر در آیه­ شریفه: «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ؛ از صبر و نماز يارى جوييد».[6][6] را به روزه تطبیق نموده­ اند.[7][7] البته همه عبادات می توانند به­ نوعی تمرینی برای تقویت صبر به عنوان یک صفت مهم نفسانی، داشته باشند. چراکه بسیار روشن و واضح است اگر انسان مؤمن در چنین میدانهایی قرار گیرد، خدای تعالی نیز عنایت خود را به بنده اش نشان داده، و قدرت مقابله با فحشاء و منکر را به او می دهد. چراکه خداوند عزوجل در قرآن کریم می­فرماید: «أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ؛ و نماز را برپا دار، كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمى‏دارد، و ياد خدا بزرگتر است».[8][8]

لذا در پی این تمرین ها و مقاومت­ها، نزدیک شدن به خدای تعالی و آرامشی است؛ که انسان مؤمن و معتقد آن را دست می آورد.

 

[1][1]پی نوشت:

. الرعد/22.

[2][2]. «إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ؛ هر كس تقوا پيشه كند، و شكيبايى و استقامت نمايد، (سرانجام پيروز مى‏شود؛) چرا كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كند!». (یوسف/90).

[3][3]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص91، ح15، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق.

[4][4]. همان.

[5][5]. نهج البلاغة، الحکمة/82.

[6][6]. البقرة/45.

[7][7]. عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)‏ [فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏] «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ» قَالَ: الصَّبْرُ هُوَ الصَّوْمُ‏. (عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العياشي، ج1، ص43، ح40، تهران، مكتبة العلمية الاسلامية، چ اول، 1380ق).

[8][8]. العنکبوت/45.

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: یکی از نقشه‌های کفار این است که پسرها و دخترها از پدرها و مادرها جدا شوند، و مردم را از روحانیون جدا و به آنها بدبین کنند، و لو به این صورت که افرادی به لباس روحانیت ملبس کنند تا در ملا عام و مجامع عمومی کارهای خلاف انجام دهند و مردم از روحانیون بیزار شوند، هم چنین قرآن به دست مردم داده نشود، بلکه ترجمه آن به مردم داده شود - ترجمه قرآن که قرآن نیست ! و نیز می‌خواهند روحانیون و اهل علم را از منابع اصلی و کتاب و سنت و معنویات و مدارک دینی جدا کنند و به خیال خودشان اتصالات و اسنادها را پاک سازی و تهذیب کنند کتاب و سنت را که سلاح آنهاست از دست آنها بگیرند و لو به این صورت که کسانی را برای اداره کشور و مردم در رأس قرار دهند تا با مراجع و علمای دین مخالفت و در نتیجه آنان را منزوی کنند و یا بکشند. ما در نجف شنیدیم که می‌خواهند کتاب‌ها را جمع کنند و بین اهل علم و علم جدایی افکنند.
ای کاش می‌فهمیدیم که گرگ‌ها بر ما هجوم آورده‌اند و دارند ما را می‌خورند! ما باید به کفار سوءظن داشته باشیم و با آنها اوداء و اخلاء نباشیم، و از حقشان بترسیم چه برسد به باطلشان؛ زیرا آنان حق را تور و وسیله صید و شکار ما قرار می‌دهند. خدا کند بفهمیم که صلاح دین و دنیای ما تمسک به انبیا و اولیا (علیهم السلام) است، و جدایی از آنها به صلاح دین و دنیای ما نیست، و این که کفار بعد از گرفتن دین ما، دنیای ما را هم از دست ما می‌گیرند.


پی نوشت:

کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص 147
محمد حسین رخشاد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

کتاب «انسان 250 ساله» سلسله مباحثی از مقام معظم رهبری که در زمینه تاریخ اهل‎بیت(ع) صورت گرفته است. رهبر معظم انقلاب، زندگی سیاسی ائمه اطهار(ع) را خط ممتدی می‌دانند که در طول 250 سال (از زمان رحلت پیامبر اسلام تا آغاز غیبت صغری) ادامه داشته است. ایشان می‏‎فرماید «زندگى ائمه(ع) را که 250 سال طول کشیده، زندگى یک انسان به حساب بیاوریم، یک انسان 250 ساله؛ از هم جدا نیستند «کلّهم نورٌ واحد» هر کدام از اینها که یک حرفى زدند این حرف در حقیقت از زبان آن دیگران هم هست. هر کدام از اینها که یک کارى انجام داده‌اند، این در حقیقت کار آن دیگران هم هست. یک انسانى که 250 سال گویى عمر کرده است. تمام کارهاى ائمه در طول این 250 سال، کار یک انسان با یک هدف، با یک نیت، و با تاکتیک‌هاى مختلف است  (64/3/21)

به مناسبت ایام شهادت امام حسن مجتبی(ع) بخشهایی از سخنان مقام معظم رهبری از کتاب «انسان 250 ساله» درباره زندگی حضرت منتشر می‎شود.

در مورد کار امام حسن ما هیچ درصدد نمی‌آییم از موضع دفاع حرف بزنیم که چرا صلح کرد و چه موجباتی داشت، امام حسن اگر صلح نمی‌کرد یقیناً اسلام ضربه می‌دید؛ برای خاطر اینکه آن چهره افشا نشده بود، مردم هنوز حقایق را نمی‌دانستند، آن قدر نمی‌دانستند که هزاران نفر یا صدها هزار نفر از سربازان امام حسن حاضر شدند با آن طرفی که با امیرالمؤمنین جنگیده بود دیگر نجنگند. تبلیغات و پول و کارهای گوناگون سیاسی آنچنان جوّ بدی به وجود آورده بود که امام حسن اگر آن روز خود را و جان خود را و جان اصحاب نزدیک و معدود خود را از دست می‌داد چیزی از اسلام باقی نمی‌ماند. بعد از چند سالی نام علی و نام حسن و نام حسین و نام افتخارات صدر اسلام و نام آن همه حوادث آموزنده اگر در لابلای کتابها می‌ماند هم برای مدت زیادی نمی‌ماند و به درستی و تحریف نشده نمی‌ماند؛ این کار امام حسن بود. وقتی شما جمع‌بندی می‌کنید، می‌بینید کار امام حسن با کار امیرالمؤمنین، با کار امام حسین، با کار همه‌ ائمه دارای یک مضمون و یک معنا است. آگاهانه مقاومت کردن، تکلیف را فهمیدن و ایستادن، و من به شما بگویم برادران و خواهران من، (امام حسین‌) امام حسن یکی از شجاعانه‌ترین اقدامها را برای انجام این تکلیف انجام داد، چرا؟ برای خاطر این‌که به دیگران، به پیغمبران، به پیغمبر اسلام، به امیرالمؤمنین، به همه‌ ائمه فقط دشمنان بودند که طعن می‌زدند، اما پیچیدگی کار امام حسن و ظرافت آن موضع آنچنان بود که حتی دوستان او هم به او طعن می‌زدند. حجربن‌عدیها هم نمی‌دانستند و به او «یا مذلّ المؤمنین» می‌گفتند اما صبر کرد.

امام حسن بعد از حادثه‌ متارکه‌ جنگ، بنا کرد تشکیلات‎دهی و سازماندهی، آن کاری که آن زمان انجام نشده بود لزومی هم نداشت، امکان هم نداشت، یک سازماندهی عظیم شیعی را به وجود آوردند، این همان سازماندهی است که شما در کوفه، در مدینه، در یمن، در خراسان، در مناطق دور دست حتی نشانه‌های او را می‌بینید زمان امام حسین و بعد از ماجرای شهادت امام حسین همان سازماندهی بود که ماجرای توابین را به وجود آورد، ماجرای مختار را به وجود آورد، ماجراهای فراوانی را در دنیای اسلام ایجاد کرد که تا آخر هم نگذاشت آب خوش از گلوی خلفای بنی امیه پایین بیاید. این تشکیلات زمان امام حسین بود که امام حسین وقتی شهید می‌شد می‌دانست که دنبال خودش یک تشکیلاتی را دارد باقی می‌گذارد که اینها پرچم را بالا نگه خواهند داشت و نمی‌گذارند که قضیه لوث بشود و حقیقت مکتوم بماند (1365/03/04)

جنگ نظامی را امام حسن با آن دشمنی که قبلا باید افشا بشود و سپس با آن مبارزه بشود متوقف کرد تا جنگ سیاسی، جنگ فرهنگی، جنگ تبلیغاتی و جنگ اسلامی خود را با او شروع بکند. نتیجه این شد، که بعد از آنی که امام حسن از دنیا رفت و امام حسین علیهماالسلام هم 10 سال دیگر همان راه امام حسن را ادامه داد، وضعیت دنیای اسلام به آن جایی رسید که دیگر می‌توانست فرزند پیغمبر - یعنی فرزندی از فرزندان پیغمبر - آنچنان شهادتی را بپذیرد که تا آخر تاریخ دنیا آن شهادت بماند همچنانی که ماند، و منشأ آثار مقاومت‌آمیز و بزرگ بشود همچنان که شد، و اسلام را زنده نگه بدارد همچنان که زنده نگه داشت؛ این کار امام حسن.(1364/03/17)

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم هفتگی قرائت دعای کمیل با حضور جمعی از شب زنده داران و زائرین در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی در این مراسم را بخوانید:


ویژگی‌های ماه صفر و اندرزهای نهفته در آن

ماه صفر ماه حزن و اندوه است که برای رفع حزن و اندوه آن دستور به پرداخت صدقه فراوان آمده است – البته به غیر از دوری از حزن مربوط به مصائب اهل بیت علیهم السلام – از دیگر نشانه‌های سختی در این ماه وجود مطالبی در دعای مخصوص این ماه است مثل"یا شَدیدَ الْقُوی وَیا شَدیدَالْمِحالِ " ( دعای مخصوص ماه صفر) اى سخت نیرو، و سخت کیفر. اگر خوب توجه کنیم به دو نکته در این فراز اشاره می‌شود یکی برداشتن چشم طمع به کمک دیگر خلایق و دوم همه یاری و کمک را از خدا بخواهیم و خدارا سرمنشاء همه کمکها و یاریها بدانیم.

برای مومنین مصائب ماه محرم عامل نزدیکی و تقرب به خداوند می‌شود

ویژگی دیگر دعای ماه صفر مشخص کردن مشکلات زندگی برای مومنین است که گویی آن را زندان برای مومنین می‌داند مانند همان ماهی ذوالنون در ماجرای حضرت یونس که به آن اشاره می‌شود نشان دهنده این است که همه مومنان با سختی این ماه را می‌گذرانند هرکس هم به یک شکل، البته اویی که مشغول مصائب اهل بیت باشد مشغول به خدا باشد بارش را به درستی به امانت گذاشته است. شما سیر دعا را هم نگاه کنی این موضوع را متوجه می‌شوی" ... یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ... " …اى عزیز، همه آفریدگانت در برابر عظمت خوار گشته، مرا از شهر آفریدگانت کفایت کن... باران ، برف ، سنگ و کوه همه مخلوق خدا هستند باور میکنید که خیلی از مومنین این دعا را نخوانند؟! باید در روز این دعا را ده مرتبه  بخوانیم، می‌توان در چند وعده خواند ولی توجهی به این امر نداریم و بیشتر در مصائب و مشکلات فرو می‌رویم. گاهی وقتها گرفتاری ما اهانت به نظام آفرینش و یا خود خدا است ولی به این موضوع کم توجه هستیم.

در ماه صفر خود را در آغوش ائمه و خدا بیندازیم همانگونه که حضرت یونس این کار را کرد

و در ادامه دعا می‌فرماید"یَا لا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ..." اى که معبودى جز تو نیست، منزّهى تو، من از ستمکارانم، پس دعایش را مستجاب کردیم... که هم دعا و هم آیه قرآن است. معلوم می‌شود ماه صفر بسیار ماه سنگینی است که قسمتی از مصائب آن را می‌توان با صدقه رفع کرد اما با گریه کردن بر ائمه مخصوصاً حسنین علیهما السلام نجات دهنده ما است، همانطور که می‌فرمایند"نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ" و او را از اندوه نجات دادیم، و این چنین مؤمنان را نجات میدهیم، درود خدا بر محمّد و خاندان پاک و پاکیزه اش.در ابتدای دعا اعتراف به درد سرها می‌کنیم و سپس می‌گوییم این خداوند است که ما را از مشکلات نجات میدهد همانند مومنین و متقربین درگاهش. البته با این دیدگاه خیلی کم مأنوس هستیم و کمتر به آن توجه میکنیم اول از همه من خودم را می‌گویم.

حالا که به اواخر ماه صفر رسیدیم می‌خواهم بگویم چه چیزی را از دست دادیم در این ماه ، اگر این بلاها و نعمات نبود حضرات ائمه چگونه به ما بندگی می‌آموختند؟ مثل زمانی که باران می‌آمد حضرت علی امیرالمومنین علیه السلام سر خود را برهنه می‌نمودند و بعد از دعا باآرامش استراحت میکردند ولی وقتی برف می‌آمد نگران بودند، به جای آموزش این نکات به این توجه میکنیم که مگر در شبه جزیره برف هم می‌آمده؟! خب درتاریخ این مطلب وارد شده است، حالا در کوفه یا مدینه یا در مکه محل بحث ما نیست الان که دیگر سرما همه جا هست و آنچه باید بیاموزیم این اخلاق و رفتار امیرالمومنین علی علیه السلام است.

ماه صفر به ما اسطوره‌های حق را معرفی میکند

نکته بعدی ماه صفراین سه بزرگواری که به شهادت تاریخ در این ماه به شهادت رسیده اندیعمی امام حسن علیه السلام، امام رضا علیه السلام و پیامبر صل الله علیه و آله اینها برترین اسطوره‌های حق برای مخلوقات خدا بودند. می‌خواهم بگویم مردم در همین ماه صفررا عاشورا را گم کرده اند چون این ماه سخت است ، خوب که نگاه کنی من سریع می‌گویم و می‌روم ولی تا به این موضوعات فکر کن جا داره ساعتها به آن فکر شود. درمورد امام حسن علیه السلام بد فکر کردند، دوستانی که دم از حب و شیعه گری می‌زدند مثل جابر که به حضرت گفت"مذل المومنین" برای اولین بار به امام حسن علیه السلام این حرف ناشایست را زد، این جابر همان کسی است که قرار بود سلام پیامبر علیه السلام را به 5 امام بعد برساند، همان جابری که برای اربعین به زیارت کربلا می‌آید و شایدهم آن روضه قتلگاه حضرت زینب سلام الله علیها را روایت میکند و نابینا هم شده بود.

جهالت در مورد پیامبر اکرم صل الله علیه و آله که همه گیر شده بودو جمله ای که دل انسان را به درد می‌آورد جمله آن دو نفر است " الرجل فإنه لِیَهجُر")سرّ العالمین وکشف ما فی الدارین( کار به جایی رسید پیامبر صل الله علیه و آله فرمودند قلم و دوات بیاورید ولی... هروقت مریض می‌شوید ویا تب میکنید، اتهام زنندگان به پیامبر صل الله علیه و آله را لعن کنید.

در مورد امام رضا علیه السلام هم جهالت کار خود را کرد، با اینکه تا بیست وچهارهزار نفر راوی حدیث "سلسله الذهب " اعلام کردند که بیست هزار نفر از این روات قلمدان طلا داشتندو البته همه اهل تسنّ بودند و پای قافله امام رضا علیه السلام امدند و عامل رسیدن این روایت به ما شدند، اما بازهم به امام رضا علیه السلام نسبت ناروای درباری و ولیعهدی زدند. و با این کار اطراف امام رضا علیه السلام را از شیعیان تخلیه کردند. یعنی هم مغز، و هم قلب و هم وجودشان را از امام رضا علیه السلام دور ساختند. در همین زمان هم همین کار را میکنند می‌روی برای زیارت به مشهد شروع میکنی از کوه سنگی و خواجه‌های اطراف مشهد را زیارت میکنی آخر هم می‌رسی به استخر آبی و شهر بازی مشهد یعنی در سفرزیارت امام رضا علیه السلام گیج می‌شویم. یعنی سیرشان مشهدی نیست بلکه مشتی دنیایی هستند، به جای این همه ذکر و مناجات و زیارت مشغول  چه کارهایی می‌شوند؟!

ماه صفر را ماه برائت از خرافات قرار دهیم

ماه صفر نیز برای عده ای همین حالات را ایجاد کرده یعنی به جایی اینکه در این ماه به اذکار و مناجات وارده شده برای این ماه بپردازند به سراغ سنتی خود ساخته مثل دق الباب کردن مسجد در شب اول ربیع و یا باشمع روشن کردن درکنار در بسته مسجد خود را مشغول می‌سازند. وقت خود را نیمه شب می‌گذارند درِ این مسجد و آن مسجد را می‌زنند.

یعنی به جنبهای بندگی و امتحان الهی روزگار توجه ندارند . کار را به جایی می‌رسانند که مثل زمان پیامبر و شهادت بسیاری از امامان شیعه این روایت مشهور تکرار شود"اِرْتَدَّ النّاسُ بَعْدَ نَبی..." مگر سه یا چهار و تا هفت نفر هم روایت شده است. برای امام حسن علیه السلام نیز همین اتفاق افتادایشان بهترین فرماندهان را تربیت می‌نمود و به بهترین شکل مردم را بسیج می‌کردند،اصلاً فرمانده اصلی بسیج مردمی امام حسن علیه السلام بودند.

بی بصیرتی خواص دامگیر حکومت امام حسن علیه السلام شد

شب فرمانده همراه نیروها خریداری می‌شدند و خود را از صحنه جنگ دور می‌کردند و به سوی دشمن متمایل می‌شدندو این درد بزرگی است، که می‌گویند

" خواستم از قربتت گویم زبانم لال شد"

به این نکته توجه کنید امام حسن علیه السلام بچه‌های خود را خرج کربلا میکندو اگر می‌توانست خود را نیز فدای راه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا می‌نمود اما امام حسن پشتوانه عظیمی برای این نهضت بود. توجه کردید این جرثقیلهای بزرگ را که برای جابجایی اجسام بزرگ به کار می‌روند حتماً در پشت سر خود وزنه‌ها و ثقلهای سنگینی قرار می‌دهند تا جرثقیل بتواند اجسام را درست جابجا کند، امام حسن علیه السلام هم این پشتوانه عظیم برای نهضت عاشورا بودند.توجه کنید جلوی ایشان به امیرالمومنین علی علیه السلام ناسزا می‌گفتند ولی ایشان صبر می‌نموده، گریه میکرد،اما بصیرت به خرج می‌داد. خلاصه ما امام حسن علیه السلام را در کرامت و بخشش مالیش می‌بینیم ولی آنچه که ایشان بخشیدند و کرامت داشتند خرج نمودن ثروت نبود بلکه خرج نمودن خودش برای امام حسین علیه السلام بود، پس هیچ وقت فکر نکنید امام حسین علیه السلام از امام حسن علیه السلام بالاتر و یا برتر است.

شهادت زوار امام حسین علیه السلام راه بقیع را باز خواهد کرد

می خواهم بگویم آنچه که آنها (ائمه معصوم) اراده میکنند بالاتر از فکر ماست، چه کسی فکر میکرد بعد از اربعین ، در مسیربازگشت ولی نزدیک کربلا و در جاده حلّه در مسیری که همه می‌دانند مسیر بازگشت زوار ایرانی است عده ای به شهادت برسند!؟ هر چند که اگر ملیونها نفر هم به شهادت برسند مردم بیشتری می‌آیند!

اگر اراده امام حسن علیه السلام بر این بود که همین الان آل سعود نابود شود و مردم در این مسیر قدم بردارند باز هم می‌دیدیم که این مسیر سخت را مردم با هر وسیله ای که شده طی می‌نمودند تابه آنجا برسند حداقل این آرزو که از مکه به مدینه را پیاده بروند آنها را به آنجا می‌کشاند. خدا و اهل بیت می‌دانند که اگر این راه باز شود مردم برای امام حسن چه کارها که نمی‌کنند. ارادت الله بودن یعنی امام مردم بودن.

نیت ما در این دوماه عزاداری چه بود؟

ما که خود را نمی‌توانیم عزادار واقعی و اصلی امام حسین علیه السلام بدانیم ، نمی‌توانیم خود را محق در عزاداری امام حسن علیه السلام بدانیم ، فقط می‌خواستیم بگوییم خدایا هر چه بوده، ما یاغی نسبت به عاشورا نبودیم، خدایا بهره ای از عزاداری این سه بزرگوار نصیب ما بفرما، خدایا این رسم بوده که هرکس در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها را می‌زده خود حضرت فاطمه پاسخ می‌دادند، پاسخ این دق الباب ما را ایشان بدهند

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

عقیق: حاج سید مجید بنی فاطمه در گفت وگوی اختصاصی با عقیق، به تجلیل از پیرغلام اهل بیت، حاج سلیم موذن زاده پرداخت و این پیر غلام سیدالشهدا را یک «مداح تکرار نشدنی» توصیف کرد. به بهانه درگذشت این نوکر با اخلاص اهل بیت، با حاج سید مجید بنی فاطمه که خودش ریشه آذری دارد و از قدیم الایام علاقه مند مرحوم موذن زاده بوده، گفت و گویی ترتیب دادیم که می توانید در ادامه بخوانید.

 

 

خیلی ها دوست دارند بدانند که شما برای نخستین بار چطور با مرحوم سلیم موذن زاده اردبیلی آشنا شدید. اگر موافق باشید با همین سوال آغاز کنیم.

 

بسم الله الرحمن الرحیم، ابتدا لازم است عرض تسلیت داشته باشم به مناسبت ایام پایانی ماه صفر. ان شاءالله عزاداری های همه ارادتمندان اهل بیت مورد قبول حضرت ارباب قرار گرفته باشد. اجازه دهید با یک خاطره پاسخ شما را بدهم. ریشه خانوادگی بنده آذری است و از کودکی با نوحه ها و روضه های آذری مانوس بودم. یادم می آید در همان دوران کودکی در تمام خانواده های آذری زبان یک رسم زیبا و هماهنگ وجود داشت. صبح های جمعه اکثر قریب به اتفاق خانواده ها، نوارهای استاد مرحوم سلیم موذن زاده را می گذاشتند و کوچک و بزرگ با صدای مسحور کننده او، جمعه را به ظهر می رسانند. این اتفاق مثل یک رسم فراگیر شده بود، حتی آنهایی که نوار مناسب حاج سلیم را نداشتند در طول هفته اقدام به تهیه نوار می کردند تا صبح جمعه‌ی خانواده با صدای این ذاکر با اخلاص اهل بیت آغاز شود. به نظر من در تاریخ مداحی این اتفاق بی نظیر است که مردم تا این اندازه با صدای یک مداح مانوس و عجین شوند، آنقدر که صدای او را نغمه ثابت صبح های جمعه خود کنند. در خانواده ما هم این رسم زیبا وجود داشت و من از همان دوران کودکی با صدای ایشان مانوس شدم و این ارادت و علاقه آنقدر زیاد بود که حدود 6 سال پیش، واحدی را خواندم که به اسم ایشان هم اشاره می شد:«باز صدای سلیم میاد، اکبر باخ اکبر باخ«

 

در این سال ها، ارتباط مستقیم هم با ایشان داشتید؟

با تمام ارادتم به این استاد بزرگ، تا همین چند سال قبل توفیق دیدار مستقیم را نداشتم تا آنکه روزی همراه با دوست عزیزم، حاج امین مقدم که از مداحان آذری شناخته شده و کاربلد کشور هستند، خدمت حاج سلیم رسیدم. خدا می داند که هیچ چیز جر پاکی و زلالی و صمیمت در وجودشان ندیدم. یادم است در آن دیدار به مناسبتی فیلمی از دوران دفاع مقدس نشانشان دادند، این پیرمرد با صفا دستمالش را از جیبش در آورد و شروع کرد به اشک ریختن و مدام می گفت یاد آن روزهای نورانی بخیر. در همان دیدار بسیار از ایشان آموختم، توصیه هایی برای مداحی داشت که بسیار برای اهل فن قابل استفاده است و به من منتقل کردند. خلاصه اینکه صفایی که از ایشان دیدم، کم نظیر بود.

 

گویا قرار بود به جلسه شما هم بیایند.

 

 

بله، حاج سلیم بسیار مایل بود که به جلسات رفقای تهران بیاید. مجلس برخی از عزیزان هم رفتند، اما دیگر سنشان بالا رفته بود و طبیعی است که مجال رفت و آمد زیاد نداشته باشند. به هر حال این توفیق نصیب ما نشد.

 

فکر می کنید علت محبوبیت مرحوم سلیم موذن زاده چه بود که تا این اندازه در قلب مردم جا داشت؟ 

 

این محبوبیت که می گویید قابل انکار نیست و در همین یکی دو روز اخیر به همه ثابت شد. شما ببینید فردای روز ارتحال حاج سلیم چند روزنامه سراسری کشور در صفحه اول و تیتر یکشان به این موضوع پرداختند. دلیلش این است که مرحوم سلیم در قلب همه مردم جا داشت. البته محبوبیت دلایل بسیاری دارد که باید مفصل درباره اش حرف بزنیم. اما چند نکته را فهرست وار عرض می کنم. در اردبیل معروف بود که درب خانه حاج سلیم به روی همه باز است. یعنی مداحی بود که با همه مردم رابطه صمیمانه داشت و هیچ کس از خانه اش دست خالی بیرون نمی آمد. شاید خیلی ها ندانند که جهیزیه بسیاری از دختران را این پیرغلام اهل بیت می داد و به بسیاری از افراد محروم کمک های قابل توجه می کرد. وقتی الگوی یک ذاکر سیدالشهدا، ذوات مقدسه اهل بیت علیهم الاسلام باشد، طبیعی است که این اتفاقات رخ می دهد. درباره اخلاق نیکو و دست به خیر بودن ایشان می توانیم بسیار صحبت کنیم که مجالش نیست.

 

 

دومین نکته ای که درباره ایشان حائز اهمیت است، تسلط به تمام دستگاه های موسیقی و آوازی است. کمتر کسی را می توانید مانند مرحوم سلیم موذن زاده پیدا کنید که کاملا علمی و طبق دستگاه های موسیقایی مثل ماهور و بیات ترک و ... می خواند. با همین تسلطش به علم آواز بود که مثلا حدود 50 سال پیش در ماه محرم بیش از 25 سبک و نوحه ساخت که همه آنها در اوج بود. حقیقتا در سبک سازی یک اعجوبه بود و با نوآوری های هوشمندانه، باعث برکات بسیاری در عزاداری اهل بیت شد.

 

جنس صدای ایشان چگونه بود؟

 

بدون تعارف صدای حاج سلیم آدم را سحر می کرد و بسیاری از بزرگان موسیقی شرقی به او لقب «سلطان صدا» می دادند. هنر او از مرزهای ایران عبور کرد و به جایی رسید که وقتی «حیدر علی اف» رئیس جمهور سابق آذربایجان از دنیا رفت، حاج سلیم را برای مداحی دعوت کردند. 

در کشور آذربایجان و در شهر باکو اساسا همه مردم اهل آوازند و خیلی ها به صورت علمی هنر آواز را دنبال می کنند، در بین چنین مردمی حاج سلیم غوغا کرد و باعث تحیر اهل فن شد.

 البته نباید فراموش کنیم که در خانواده ای هنرمند رشد پیدا کرده و پدرش اولین موذن رادیوی کشور بود. نکته دیگر اینکه حاج سلیم حقیقتا انقلابی بود و بر جایگاه ولایت فقیه تاکید داشت، اما برای یک جریان یا جناح سیاسی خاص نبود. خودش را وقف اهل بیت کرده بود و به همین دلیل همه مردم از همه جریان های سیاسی دوستش داشتند و دارند.

 

 

و در نهایت در چه ایام خوبی میهمان اربابش شد.

 

 

حقیقتا همین طور است. او که با نغمه ماندگار «زینب زینب» جادوانه شد، در ایام اربعین که اوج مصیبت عمه سادات است میهمان ارباب شد. من یک تعبیر دلی و احساسی دارم، آغاز محرم برای روضه خوان ها آغاز نوکری است، حاج سلیم از ابتدای محرم همراه قافله سیدالشهدا شد و در روزهایی که کاروان به کربلا برگشت و حضرت زینب تنها شد، حاج سلیم خودش را به قافله عمه سادات رساند تا آنجا نغمه جاودان «زینب زینب» را سر دهد. خدا کند همه ما مثل این نوکر با صفای اهل بیت، حسینی بمانیم و حسینی بمیریم. زندگی این مداح تکرار نشدنی، نشان می دهد که اگر ما بلد باشیم خوب نوکری کنیم، امام حسین بلد است خوب اربابی کند و نوکرش را میهمان خودش کند. به قول جناب حافظ: تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن، که خواجه خود روش بنده پروری داند.

 

 

ممنون از وقتی که در اختیار «عقیق» گذاشتید.

من هم لازم می دانم از شما و همکاران خوب سایت عقیق تشکر کنم که انصافا مانند اسمتان «عقیق» هستید،یعنی سنگی که در میان تمام نگین ها می درخشد. امیدوارم با این قدمی که در فضای مجازی و با هدف ترویج معارف اهل بیت علیهم السلام برداشتند، بتوانید خدمتگذار دستگاه سیدالشهدا باشید و در اهدافی که پیش رو دارید، مثل نامتان عقیقِ فضای مجازی باشید. همین جا هم به شما و مخاطبان عزیز سایت وعده می دهم که در فرصتی مناسب با حضور در دفتر عقیق، به صورت مفصل پاسخگوی سوالات شما و مخاطبانتان باشم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

چندروزی از ورود کاروان شهدای غواص به اصفهان نگذشته بود که خبر رسید اولین شهید مدافع حرم لشکر امام حسین (ع) اصفهان شهید «مسلم خیزاب» وارد شهر شهیدان شد. شهیدی که فرمانده گردان «یازهرا» ی این لشگر بود. همان گردانی که شهید «محمدرضا تورجی زاده» در سال های دفاع مقدس فرماندهی آن را برعهده داشت و یکی از محبوب ترین گردان های لشگر امام حسین اصفهان بود.

یک هفته پس از شهادت شهید خیزاب، خبر پرواز دلاورمرد دیگری این بار از لشگر هشت نجف اشرف به شهرمان رسید. شهری که امام خمینی (ره) در وصف شهیدپروری آن فرمودند: «کجای دنیا می توانید شهری همانند اصفهان پیدا کنید؟ » و این جمله را وقتی گفتند که مردم نصف جهان در یک روز پیکرپاک بیش از 300 شهید خود را به روی شانه های خود تا مزار شهدا بدرقه کردند. تابوت های روانی که بر روی شانه های اشک یکی یکی رفتند و در بهشت این شهر آرام گرفتند. سال ها گذشت و تاریخ دوباره تکرار شد. این بار پهلوانانی نه از نسل قدیم که از همین نسل جدید به میدان آمدند. دلاورانی که در خون خفتند تا نخل زینبی خم نشود . «حمیدرضا دایی تقی» دومین شهید مدافع شهر نام گرفت. پهلوانی از لشکر نجف اشرف که به نام شهید احمد کاظمی» پیوند خورده است. پنجم آبان ماه سال گذشته بود که فضای اصفهان دوباره معطر به شمیم عطر دل‌انگیز شهید شد آن هم تنها چندروز پس از تشییع شهدای غواص . شهدایی که وقتی آمدند ، گفتیم «دست بسته امدند تا دست ما را بگیرند. دیدند داریم غرق می شویم ، خودشان را رساندند.» و گویا این شهدای مدافع حرم که یکی پس از دیگری میهمان بال‌های فرشتگان می‌شدند، مزد خود را از شهدای غواص گرفته بودند.

و دیروز گلستان شهدای اصفهان ، در سالروز شهادت این دو شهید بزرگوار، میزبان مردم قدرشناسی شد که آمده بودند تا باز هم تجدید بیعتی دوباره با شهدا داشته باشند. تا بگویند «شهدا شرمنده ایم. دست ما را هم بگیرید...»

حجت‌الاسلام حمیدرضا مهدوی ارفع سخنران این مراسم بود. وی با اشاره به آیه کریمه «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبدیلًا»[1] گفت: امیدوارم همه مصداق این آیه شریفه قرار بگیریم و خداوند ما را از استوارترین یاران انقلاب اسلامی قرار دهد.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود :  اگرچه دنیا سرای فریب است و خیلی‌ها درگذر زمان فریب این دنیا را می‌خورند اما آنچه باعث تکریم و بزرگداشت همه دل‌های پاک و جان‌های آزاده می‌شود استوار بودن بر ارزش‌ها است که شهدا مصداق ایستادگی پای ارزش‌ها بوده‌اند.تاریخ انبیا الهی به‌ویژه تاریخ اسلام نشان داده است فقط کسانی در حافظه بشر محترم باقی می‌مانند که با تغییر زمانه تغییر نکرده باشند بلکه بر عهد خود باخدا پایبند بوده‌اند و رنگ عوض نکنند.

حجت‌الاسلام مهدوی ارفع بابیان اینکه شهدا با استفاده از موقعیت انقلاب اسلامی خود را به اوج رساندند، گفت: فاصله گرفتن از ارزش‌ها و چسبیدن به مال دنیا و حقوق‌های نجومی مانع دستیابی به این ارزش‌ها می‌شود، مردم هم هرگز از کسانی که بر سر سفره انقلاب اسلامی ناسپاسی بکنند با  نام نیکو یاد نخواهند کرد.

حجت الاسلام مهدوی ارفع از خاطرات جبهه و رزمندگان نوجوان و جوان سال های دفاع مقدس گفت. از سبک زندگی شیربچه هایی که با سن کم ، «فهمیده» شدند و بعد یادمان آورد که ما تعهداتی نسبت به دین، نظام و خون شهدا داریم و تاکید کرد: وای بر حال آن انقلابی دیروز که به‌جای اینکه بال رهبری باشد وبال رهبری شده است.

سخنران این مراسم از شایعات رواج یافته سال های اخیر درباره شهدای مدافع حرم سخن گفت . وی کسانی که مدعی هستند مدافعان حرم به دلیل دریافت میلیون‌ها تومان حقوق به دفاع از حریم اهل‌بیت (ع) می‌روند را یک‌مشت انسان یاوه‌گوی پَست بی‌دین معرفی کرد و گفت: آن‌ها به دنبال این هستند که دل خانواده شهدا را آتش بزنند، فکر می‌کنند مدافعان حرم عشق و محبت را درک نمی‌کنند که از فرزند خردسال یا نوزاد خود برای دفاع از حریم آل الله دل می‌کنند.

حجت‌الاسلام مهدوی ارفع بابیان اینکه بیایید از شهید خیزاب‌ها، دایی تقی‌ها و شهدای مدافع حرم درس دهن‌کجی به دنیای پرزرق‌وبرق را یاد بگیرید، تصریح کرد: برای دست‌یابی به مقامی که بقیه به آن غبطه بخورند نیاز نیست که حتماً به سوریه بروید اما لازم هست انقلابی در تراز انقلابی مدنظر امام علی بشویم و بمانیم.

 

در ادامه این مراسم ، «کربلایی سیدرضا نریمانی» به نوحه سرایی در وصف شهدای مدافع حرم پرداخت و شور و حال خاصی به جلسه داد. در پایان مراسم هم از کتاب‌های «پاکی و پایداری» که به شرح خاطراتی از زندگی شهید مسلم خیزاب و  «موجی که آرام گرفت» که به شرح خاطراتی از زندگی شهید حمیدرضا دایی تقی می‌پرداخت با حضور خانواده های معزز آنان، رونمایی شد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 103 صفحه بعد