تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

روایات بسیاری در مورد شباهت حضرت مهدی(عج) به پیامبر گرامی اسلام و آخرین فرستاده خداوند، حضرت محمد (ص) وارد شده است. باتوجه به اینکه حضرت مهدی(عج) از نوادگان پیامبر (ص)است، طبیعی است که شباهت های بسیاری میان این دو وجود مقدس وجود داشته باشد. از نظر نام و کنیه. نیز پیراهن پیامبر (ص)که در روز جنگ احد بر تن داشتند و عمامه سحاب و زره سابغه و شمشیر پیامبر (ص)همراه اوست. شاید بتوان گفت جامع سخن در این زمینه، همان حدیث رسول خدا (ص)است که فرمود: «مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من و کنیه اش کنیه من، و از نظر خَلق و خُلق، شبیه ترین مردم به من است.»(1)

ویژگی های مشترک این دو بزرگوار عبارتند از:

رحمت

خداوند متعال در قرآن کریم دربارة پیامبر اکرم (ص)می فرماید:

وَ ما اَرسَلناکَ الاّ رَحمَةً للعالَمینَ.(انبیاء/107)

ما تو را جز مایه رحمت برای جهانیان نفرستادیم.

و در حدیث قدسی راجع به حضرت مهدی(عج) آمده است:

(2)... و أکمل ذلک بابنه م ح م د رحمة للعالمین علیه کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب.

و آن را با فرزندش م ح م د که مایه رحمت برای جهانیان و دارای کمال موسی و شکوه عیسی و صبر ایوب است ،کامل نمود.

ودر زیارت آل یاسین می گوییم:

سلام بر تو ای پرچم برافراشته ... و رحمت گسترده الهی.

اخلاق نیکو و با عظمت

خداوند خطاب به حضرت محمد (ص) می فرماید: وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ(سوره قلم/4)

یعنی تو، به اخلاق عظیم و نیکو آراسته ای

پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم نیز فرموده اند: « الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی أَشْبَهُ النَّاسِ بِی خَلْقاً وَ خُلْقا(3) 

 مهدی از فرزندان من است، اسم او اسم من و کنیة او کنیه من است و او از لحاظ جسمی و روحی و اخلاقی، شبیه ترین مردم به من است.

نور خدایی

پیامبر (ص)و سلم نور خدایی است. چنان که در زیارت آن حضرت می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یُسْتَضَاءُ بِه » سلام بر تو، ای نور روشنایی بخش خداوند.

در زیارت روز جمعه نیز خطاب به امام زمان (عج) این گونه می گوییم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یا نُورَاللهِ الّذِی یَهْتَدی بِه المُهْتَدُون»؛ سلام بر تو ای نور خداوند که هدایت جویان به وسیله او هدایت می شوند.

امنیت بخشی

وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ(سوره انفال/33)

(ای پیامبر!) تا تو در میان آن ها هستی، خداوند آن ها را مجازات نخواهد کرد.

امام زمان نیز در وصف وجودی خویش می فرمایند: «إِنِّی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ»(4)

 به درستی که من امنیت بخش اهل زمین هستم، همانگونه که ستارگان امنیت بخش اهل آسمانند.

طریف، یکی از خادمان حضرت مهدی(عج)، در مدتی که حضرت در گهواره بودند به خدمت ایشان می رود . پس از آنکه به درخواست حضرت برای ایشان صندل سرخی می برد. حضرت از او می پرسند: آیا مرا می شناسی. می گوید: بلی شما آقای من و فرزند آقایم هستید. حضرت می گویند: منظورم این نبود. خادم عرضه می دارد: خودتان بفرمایید. حضرت می فرمایند:

أنا خاتم الأوصیاء؛ بی یدفع اللَّه البلاء عن أهلی و شیعتی.

من خاتم اوصیاء و جانشینان [پیامبر(ص)] هستم. به وسیله [و به برکت] من خداوند بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف می کند.(5)

دعوت کننده به سوی خداوند متعال

خداوند در قرآن خطاب به رسول مکرمش می فرماید:

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً وَ داعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیرا (احزاب/46و45)

 ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذار کننده، و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی روشنی بخش قرار دادیم.

در مورد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز آمده است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللَّه»

 سلام بر تو ای دعوت کننده خلق به سوی خدا

خاتمیت

حضرت محمد(ص) خاتم پیامبران و انبیا هستند. خداوند متعال در قرآن می فرماید:

ما کان محمّدٌ أبا أحدٍ من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النّبیّین و کان الله بکلّ شیءٍ علیماً(احزاب/40)

محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر همه چیز داناست.

همان حضرت (ص)و سلم در خطبه روز غدیر دربارة خاتمیت حضرت مهدی(عج) می فرمایند:

آگاه باشید خاتم امامان ما قائم مهدی است؛ بدانید که او برگزیده و مختار خداوند متعال است. آگاه باشید که او وارث [علم] همه علما و محیط بر تمام علوم است.(6)

عالم، محضر دو خاتم

قرآن کریم درباره حضرت ختمی مرتبت(ص) می فرماید:

فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن کُلِّ أمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَی هَـؤُلاء شَهِیدًا (نساء/41)

پس [حالشان] چگونه است وقتی از هر امتی شاهد و گواهی بگیریم و تو را بر آنان گواه بیاوریم؟

و حضرت صاحب الزمان(ع) ضمن توقیعی به شیخ مفید می فرمایند

فإنّا یحیط علمنا بانبائکم ولا یعزب عنا شیئاً من أخبارکم(7)

همانا از همه امور مربوط به شما مطلعیم و ذره ای از اخبار شما از ما پنهان نمی ماند [و همه چیز را درباره شما می دانیم و می بینیم.]

برپا کننده عدل

هدف از رسالت پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله و سلم اجرای عدالت و مساوات بوده است. چنانچه خداوند در قرآن می فرماید:

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ و أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ(حدید/25)

ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها، کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم عدالت را بپا دارند.

هدف از قیام حضرت مهدی (عج) نیز برپایی عدالت است.

یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما(8)

زمین را آکنده از عدل و داد می کند همان گونه که از جور و ستم پر شده است.

« أَمَا وَ اللَّهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقَرُّ »

امام زمان عجل الله تعالی فرجه عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها می شود، وارد خانه های مردمان کند.(9)

اهداف و روش واحد

امام مهدی (عج)عصاره نبوّت و احیا کننده سنت پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم است.

پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله و سلم می فرمایند: «سُنَّتُهُ سُنَّتِی یُقِیمُ النَّاسَ عَلَی مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یَدْعُوهُمْ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل (10)

 سنت او (مهدی عجل الله تعالی فرجه) همان سنت من است و مردم را به دین و شریعت من به پا می دارد، و آنان را به کتاب خدا فرا می خواند.»

راه و روش پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله و سلم سرلوحه برنامه های امام زمان (عج)است و این آخرین وصی پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم و آخرین حجت خدا، تمام برنامه های محقق نشدة انبیاء الهی را تحقق می بخشد و اسلام ناب محمدی را آنگونه که جد بزرگوارشان عرضه کردند، در آخرالزمان اجرا می کند.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «چون مهدی عجل الله تعالی فرجه قیام کند، به مسجد الحرام رود و رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد و دو رکعت نماز گذارد، آنگاه ندا می دهد «ای مردمان، منم، یادگار آدم، و یادگار ابراهیم، یادگار اسماعیل، و یادگار محمد صلی الله و علیه و آله و سلم.(11)

پی نوشت:

1- مجله:گلبرگ-مهر 1384، شماره 67

2- محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص 527؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص196

3- بحارالانوار، ج36، ص309

4- بحارالأنوار، ج75، ص380

 5- همان، ج 52، ص30

6- الاحتجاج طبرسی، ج1، ص63

7- بحار الانوار، ج53، ص174

8- الغیبة، النعمانی، ص58

9-همان، ص296

10- کمال الدین، ج2، ص411

11- مجله:امان-بهمن و اسفند 1385، شماره3

منبع:مهر

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

قال الباقر علیه السلام: أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ الصِّدْقُ وَ الْحَيَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الشُّكْر.

امام باقرعلیه السلام فرمودند: اگر كسى داراى چهار خصلت باشد هر چند از سر تا قدمش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آن گناهان را به نيكى تبديل مى‌كند: راستگويى، شرم و حيا، نيك خلقى، روحيه شكرگزارى.


پی نوشت:

کافی ج 2 ، ص 107

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أَحَبُّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَى اللَّهِ أَنْفَعُهُمْ لِعِبَادِه‏.

پیامبر اسلام فرمودند: بنده ای پيش خدا  از همه محبوبتر است كه براي بندگان سودمندتر است.


پی نوشت:

تحف العقول ص

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ حدید/20

«و زندگانى اين جهان جز كالاى فريبندگى نيست»

آینه:

حکایت؛ یکی از بزرگان حوزه نقل می‌کرد: شخصی از تجّار خیّر در رابطه با تهیه مسکن برای علامه طباطبایی(ره) مبلغ دویست هزار تومان توسط من برای ایشان فرستاد. آن پول را بردم، حضرت علامه فرمود: آدم خوبی است، خدا جزای خیرش دهد ولی فعلاً مبلغی ارث پدری به من رسیده و از سهم امام مصرف نمی‌کنم، پول را برگرداندم ولی تاجر گفت: بگو هدیه است نه سهم امام، برگشتم دوباره فرمودند: فعلاً نیازی ندارم. بار سوم صاحب پول گفت: بگو این مبلغ خدمت شما باشد به هر که می‌خواهید بدهید و به هر جا صلاح می‌دانید صرف کنید. برای بار سوم خدمت علامه رفتم و سخن صاحب پول را خدمتشان عرض کردم،  فرمودند: من نمی‌توانم این کار را انجام دهم، خودت می‌دانی و پول را برگرداندند.
با توجه به این که حضرت علامه سال‌ها منزل نداشتند و مستأجر بودند، آن پول را نپذیرفتند! یکی از فرزندان ایشان می‌گفت: مناعت طبع عجیبی داشتند، از خدا می‌خواستیم چیزی از ما قبول کنند، گاهی بسته اسکناس را خدمت ایشان می‌گذاشتم، با اصرار حتی پنج ریال هم برنمی‌داشتند. 1

جهانا سراسر فسوسی و باد                                        به تو نیست مرد خردمند شاد 2

پی نوشت:
1.با اقتباس و ویراست از کتاب آن مرد آسمانی
2.فردوسی
منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام والمسلمین رضا رمضانی، مدیر مرکز اسلامی هامبورگ در ادامه سلسله مباحث خود با موضوع «ویژگی های صاحبان خرد ناب در قرآن» به تشریح «مقام صبر» پرداخت. متن خطبه های نماز جمعه هامبورگ به این شرح است:

مطابق آیات نورانی قرآن کریم کسانی که از ایمان واقعی برخوردارند و معتقد به مبدأ و معادند، و پیامبران را به عنوان حجت ها و راهنمایان الهی پذیرفته­ اند و به آنچه که به عنوان وحی از سوی خدای تعالی و توسط نبی مکرم اسلام(ص) آورده شده ایمان دارند، و بدان ملتزم هستند. که البته ایمان آنها ظاهری نیست، بلکه در مقام عمل آن­را بکار بسته و انجام می دهند. لذا در سوره­ مبارکه «رعد» که خدای متعال در بخشی از آیات آن، به توصیف «اولوا الالباب» یعنی صاحبان مغز و خرد ناب پرداخته است؛ در ادامه­ اوصاف آنان ـ پس از وفای به عهد آنان، حفظ پیوندها از جانب آنها، خشیت از پروردگار، و ترس از محکمه الهی در محاسبه­ اعمال ـ به­ عنوان صفت پنجم به «صبور بودن» آنان اشاره کرده و می فرماید: «وَالَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ؛ و آنها كه بخاطر ذات (پاک) پروردگارشان شكيبايى مى‏كنند».[1][1] که در مباحث پیشین به­ صورت اختصار بدان اشاره گردید. لکن آنچه مهم است، این است که دانسته شود واژه­ «صبر» در معنای وسیع­تری به­ کار می رود و در هر عملی که برای رسیدن به رشد و کمال انجام گیرد، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

صاحبان خرد ناب از صابرانند

قبل از اینکه این وصف از اوصاف «اولوا الأباب» مورد تبین قرار گیرد، باید دانست که اهل صبر به کسی که در سکون و انزوا و گوشه­ گیری و توقف و رکود باشد اطلاق نمی شود، بلکه «صبر» نوعی حرکت و مقاومت و استقامت است در برابر هر آنچه که مانع رشد و کمال می­شود. از این رو گاهی صبر در طاعت و بندگی خدا مصداق پیدا می کند، زیرا انجام برخی از واجبات الهی مانند: «نماز، روزه، حج، امر به معروف و نهی از منکر»، باید به­ صورت جدی و به بهترین شکل انجام گیرد. لذا در برخی موارد افرادی مغرض، مؤمنین و متدینین را به شکلهای گوناگونی وسوسه و به­ شک و شبهه می­ اندازند که خداوند هیچ نیازی به­ انجام نماز و روزه­ توسط بندگانش ندارد!!! و برای ایجاد ارتباط با خدای تعالی پاکی دل، کافی است! و گاهی هم مؤمنان با وسوسه شدید شیطان مواجه می شوند که واجبات الهی را با توجیهات غیر منطقی و غیر عقلی ترک کنند. که در این موارد می­بایست انسان خردمند و مؤمن، از خود مقاومت نشان دهد؛ و به وظیفه شرعی خود عمل کند. همچنانکه اگر با معصیت و نافرمانی خدای تعالی مواجه شود، و عده ای او را وسوسه به انجام افعال ناپسند می­ کنند، باید مقاومت و استقامت نماید.[2][2] و همچنین انسان خردمند و مؤمن هنگامی که با مصیبتی برخورد می کند، باید نسبت به آن مصیبت صبر بورزد و از خود ضعف نشان ندهد، تا برخی درصدد سست کردن ایمان او نشوند.
 

مقام صبر، فضیلت و انواع آن از منظر روایات

با توجه به مطالبی که در سطور گذشته عنوان شد، در همه­ی این موارد «صبر» به­حکم عقل و دین لازم و واجب شمرده شده است. به همین جهت در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است: «الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَة؛ شكيبايى سه نوع است: شكيبايى در مصيبت، شكيبايى در انجام دادن طاعت، و شكيبايى در ترك معصيت».[3][3] و در ادامه­ی همین روایت رسول خدا(ص) فرموده است: «فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمُصِيبَةِ حَتَّى يَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَنْ‏ صَبَرَ عَلَى‏ الطَّاعَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ‏ إِلَى الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِيَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ؛ کسی که به هنگام پیش آمد مصیبت آن را به نیکویی تحمل کند، خداوند سیصد درجه از درجات بهشتی برای او می نویسد که فاصله ی هر درجه با درجه­ی بالاتر مانند فاصله­ی زمین تا آسمان است. و کسی که برای اطاعت از فرمان خدا از خود صبر نشان دهد خداوند ششصد درجه از درجات بهشتی برای او می­نویسد، که فاصله­ هر دو درجه مانند فاصله­ ای از طبقات زیرین زمین تا پای عرش خداست. و کسی که صبر بر خودداری از معصیت کند، خداوند نهصد درجه از درجات بهشتی برای او می نویسد که فاصله ی بین هر دو درجه مانند فاصله­ ای از اعماق زمین تا مرتبه ی اعلای عرش خداست».[4][4]

صبر به­ جهت اینکه نقش مهمی در رسیدن به­ کمال دارد، از همین رو امیرالمؤمنین(ع) در تبیین آن فرموده است: «فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا خَيْرَ فِي‏ جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ وَ لَا خَيْرَ فِي إِيمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَه‏؛ موقعیت صبر برای ایمان بسان موقعیت سر برای بدن است بدن بی سر فاقد هرگونه خیر است. ایمان بی صبر هم فاقد هرگونه خیر است».[5][5] لذا در حقیقت صبر به عنوان یک صفت نفسانی و به منزله­ی یک نگهبان برای حفظ و مراقبت از انسان است تا آدمی بتواند در مسیر کمال قرار بگیرد.

صبر برای رضایت خداوند

با توجه به معنایی که از واژه­ «صبر» ارائه گردید، آنچه که مهم به­ نظر می رسد این است که این مقاومت ها و استقامت ها برای رضایت الهی باشد؛ که در آیه«وَ الَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ» به آن اشاره شد. زیرا بعضی از انسان­ها  مقاومتشان برای رضایت الهی نیست، بلکه برای این است که به او گفته شود چه آدم با استقامتی است! یا به­ جهت این­که می­ترسد به او گفته شود چقدر این فرد کم ظرفیت است! و یا به خاطر اینکه دشمنان و مخالفان او را شماتت نکنند!. و یا سخنان دیگری که ممکن است افراد مختلف نسبت به این­گونه انسان­ها به زبان آورند. به همین جهت از خود مقاومت، صبر و بردباری نشان می دهد، که بدون تردید این نوع از صبر و استقامت ارزش واقعی و الهی ندارند. بلکه زمانی اینها ارزش پیدا می کند که فقط رضایت الهی در آن باشد.

ملاک و معیارهای صبر با فضیلت

صابران واقعی در مصیبت­ها بردباری می­کنند، به­ جهت اینکه در آن حکمتی از سوی ذات اقدس ربوبی نهفته است. و چون در انجام دادن واجبات و ترک محرمات مصلحتی حکیمانه است، که از خود صبر و مقاومت نشان می دهند. لذا در چنین موقعیتی است که صبر ارزش و جایگاه بلندی پیدا می کند. به همین منظور عباداتی که در اسلام قرار داده شده است که می توان در انجام آن­ها صبر و مقاومت را تمرین نمود. مانند: روزه گرفتن که انسان روزه­دار هم از جهت جسمی و هم از جهت فکری از خود مقاومت نشان می دهد، و با انجام صحیح آن اهل صبر می شود. به­ همین دلیل صبر در آیه­ شریفه: «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ؛ از صبر و نماز يارى جوييد».[6][6] را به روزه تطبیق نموده­ اند.[7][7] البته همه عبادات می توانند به­ نوعی تمرینی برای تقویت صبر به عنوان یک صفت مهم نفسانی، داشته باشند. چراکه بسیار روشن و واضح است اگر انسان مؤمن در چنین میدانهایی قرار گیرد، خدای تعالی نیز عنایت خود را به بنده اش نشان داده، و قدرت مقابله با فحشاء و منکر را به او می دهد. چراکه خداوند عزوجل در قرآن کریم می­فرماید: «أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ؛ و نماز را برپا دار، كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمى‏دارد، و ياد خدا بزرگتر است».[8][8]

لذا در پی این تمرین ها و مقاومت­ها، نزدیک شدن به خدای تعالی و آرامشی است؛ که انسان مؤمن و معتقد آن را دست می آورد.

 

[1][1]پی نوشت:

. الرعد/22.

[2][2]. «إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ؛ هر كس تقوا پيشه كند، و شكيبايى و استقامت نمايد، (سرانجام پيروز مى‏شود؛) چرا كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كند!». (یوسف/90).

[3][3]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص91، ح15، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق.

[4][4]. همان.

[5][5]. نهج البلاغة، الحکمة/82.

[6][6]. البقرة/45.

[7][7]. عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)‏ [فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏] «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ» قَالَ: الصَّبْرُ هُوَ الصَّوْمُ‏. (عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العياشي، ج1، ص43، ح40، تهران، مكتبة العلمية الاسلامية، چ اول، 1380ق).

[8][8]. العنکبوت/45.

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: یکی از نقشه‌های کفار این است که پسرها و دخترها از پدرها و مادرها جدا شوند، و مردم را از روحانیون جدا و به آنها بدبین کنند، و لو به این صورت که افرادی به لباس روحانیت ملبس کنند تا در ملا عام و مجامع عمومی کارهای خلاف انجام دهند و مردم از روحانیون بیزار شوند، هم چنین قرآن به دست مردم داده نشود، بلکه ترجمه آن به مردم داده شود - ترجمه قرآن که قرآن نیست ! و نیز می‌خواهند روحانیون و اهل علم را از منابع اصلی و کتاب و سنت و معنویات و مدارک دینی جدا کنند و به خیال خودشان اتصالات و اسنادها را پاک سازی و تهذیب کنند کتاب و سنت را که سلاح آنهاست از دست آنها بگیرند و لو به این صورت که کسانی را برای اداره کشور و مردم در رأس قرار دهند تا با مراجع و علمای دین مخالفت و در نتیجه آنان را منزوی کنند و یا بکشند. ما در نجف شنیدیم که می‌خواهند کتاب‌ها را جمع کنند و بین اهل علم و علم جدایی افکنند.
ای کاش می‌فهمیدیم که گرگ‌ها بر ما هجوم آورده‌اند و دارند ما را می‌خورند! ما باید به کفار سوءظن داشته باشیم و با آنها اوداء و اخلاء نباشیم، و از حقشان بترسیم چه برسد به باطلشان؛ زیرا آنان حق را تور و وسیله صید و شکار ما قرار می‌دهند. خدا کند بفهمیم که صلاح دین و دنیای ما تمسک به انبیا و اولیا (علیهم السلام) است، و جدایی از آنها به صلاح دین و دنیای ما نیست، و این که کفار بعد از گرفتن دین ما، دنیای ما را هم از دست ما می‌گیرند.


پی نوشت:

کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص 147
محمد حسین رخشاد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : یک شنبه 7 آذر 1395 | | نویسنده : گمنام

کتاب «انسان 250 ساله» سلسله مباحثی از مقام معظم رهبری که در زمینه تاریخ اهل‎بیت(ع) صورت گرفته است. رهبر معظم انقلاب، زندگی سیاسی ائمه اطهار(ع) را خط ممتدی می‌دانند که در طول 250 سال (از زمان رحلت پیامبر اسلام تا آغاز غیبت صغری) ادامه داشته است. ایشان می‏‎فرماید «زندگى ائمه(ع) را که 250 سال طول کشیده، زندگى یک انسان به حساب بیاوریم، یک انسان 250 ساله؛ از هم جدا نیستند «کلّهم نورٌ واحد» هر کدام از اینها که یک حرفى زدند این حرف در حقیقت از زبان آن دیگران هم هست. هر کدام از اینها که یک کارى انجام داده‌اند، این در حقیقت کار آن دیگران هم هست. یک انسانى که 250 سال گویى عمر کرده است. تمام کارهاى ائمه در طول این 250 سال، کار یک انسان با یک هدف، با یک نیت، و با تاکتیک‌هاى مختلف است  (64/3/21)

به مناسبت ایام شهادت امام حسن مجتبی(ع) بخشهایی از سخنان مقام معظم رهبری از کتاب «انسان 250 ساله» درباره زندگی حضرت منتشر می‎شود.

در مورد کار امام حسن ما هیچ درصدد نمی‌آییم از موضع دفاع حرف بزنیم که چرا صلح کرد و چه موجباتی داشت، امام حسن اگر صلح نمی‌کرد یقیناً اسلام ضربه می‌دید؛ برای خاطر اینکه آن چهره افشا نشده بود، مردم هنوز حقایق را نمی‌دانستند، آن قدر نمی‌دانستند که هزاران نفر یا صدها هزار نفر از سربازان امام حسن حاضر شدند با آن طرفی که با امیرالمؤمنین جنگیده بود دیگر نجنگند. تبلیغات و پول و کارهای گوناگون سیاسی آنچنان جوّ بدی به وجود آورده بود که امام حسن اگر آن روز خود را و جان خود را و جان اصحاب نزدیک و معدود خود را از دست می‌داد چیزی از اسلام باقی نمی‌ماند. بعد از چند سالی نام علی و نام حسن و نام حسین و نام افتخارات صدر اسلام و نام آن همه حوادث آموزنده اگر در لابلای کتابها می‌ماند هم برای مدت زیادی نمی‌ماند و به درستی و تحریف نشده نمی‌ماند؛ این کار امام حسن بود. وقتی شما جمع‌بندی می‌کنید، می‌بینید کار امام حسن با کار امیرالمؤمنین، با کار امام حسین، با کار همه‌ ائمه دارای یک مضمون و یک معنا است. آگاهانه مقاومت کردن، تکلیف را فهمیدن و ایستادن، و من به شما بگویم برادران و خواهران من، (امام حسین‌) امام حسن یکی از شجاعانه‌ترین اقدامها را برای انجام این تکلیف انجام داد، چرا؟ برای خاطر این‌که به دیگران، به پیغمبران، به پیغمبر اسلام، به امیرالمؤمنین، به همه‌ ائمه فقط دشمنان بودند که طعن می‌زدند، اما پیچیدگی کار امام حسن و ظرافت آن موضع آنچنان بود که حتی دوستان او هم به او طعن می‌زدند. حجربن‌عدیها هم نمی‌دانستند و به او «یا مذلّ المؤمنین» می‌گفتند اما صبر کرد.

امام حسن بعد از حادثه‌ متارکه‌ جنگ، بنا کرد تشکیلات‎دهی و سازماندهی، آن کاری که آن زمان انجام نشده بود لزومی هم نداشت، امکان هم نداشت، یک سازماندهی عظیم شیعی را به وجود آوردند، این همان سازماندهی است که شما در کوفه، در مدینه، در یمن، در خراسان، در مناطق دور دست حتی نشانه‌های او را می‌بینید زمان امام حسین و بعد از ماجرای شهادت امام حسین همان سازماندهی بود که ماجرای توابین را به وجود آورد، ماجرای مختار را به وجود آورد، ماجراهای فراوانی را در دنیای اسلام ایجاد کرد که تا آخر هم نگذاشت آب خوش از گلوی خلفای بنی امیه پایین بیاید. این تشکیلات زمان امام حسین بود که امام حسین وقتی شهید می‌شد می‌دانست که دنبال خودش یک تشکیلاتی را دارد باقی می‌گذارد که اینها پرچم را بالا نگه خواهند داشت و نمی‌گذارند که قضیه لوث بشود و حقیقت مکتوم بماند (1365/03/04)

جنگ نظامی را امام حسن با آن دشمنی که قبلا باید افشا بشود و سپس با آن مبارزه بشود متوقف کرد تا جنگ سیاسی، جنگ فرهنگی، جنگ تبلیغاتی و جنگ اسلامی خود را با او شروع بکند. نتیجه این شد، که بعد از آنی که امام حسن از دنیا رفت و امام حسین علیهماالسلام هم 10 سال دیگر همان راه امام حسن را ادامه داد، وضعیت دنیای اسلام به آن جایی رسید که دیگر می‌توانست فرزند پیغمبر - یعنی فرزندی از فرزندان پیغمبر - آنچنان شهادتی را بپذیرد که تا آخر تاریخ دنیا آن شهادت بماند همچنانی که ماند، و منشأ آثار مقاومت‌آمیز و بزرگ بشود همچنان که شد، و اسلام را زنده نگه بدارد همچنان که زنده نگه داشت؛ این کار امام حسن.(1364/03/17)

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم هفتگی قرائت دعای کمیل با حضور جمعی از شب زنده داران و زائرین در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) برگزار شد.

در ادامه گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی در این مراسم را بخوانید:


ویژگی‌های ماه صفر و اندرزهای نهفته در آن

ماه صفر ماه حزن و اندوه است که برای رفع حزن و اندوه آن دستور به پرداخت صدقه فراوان آمده است – البته به غیر از دوری از حزن مربوط به مصائب اهل بیت علیهم السلام – از دیگر نشانه‌های سختی در این ماه وجود مطالبی در دعای مخصوص این ماه است مثل"یا شَدیدَ الْقُوی وَیا شَدیدَالْمِحالِ " ( دعای مخصوص ماه صفر) اى سخت نیرو، و سخت کیفر. اگر خوب توجه کنیم به دو نکته در این فراز اشاره می‌شود یکی برداشتن چشم طمع به کمک دیگر خلایق و دوم همه یاری و کمک را از خدا بخواهیم و خدارا سرمنشاء همه کمکها و یاریها بدانیم.

برای مومنین مصائب ماه محرم عامل نزدیکی و تقرب به خداوند می‌شود

ویژگی دیگر دعای ماه صفر مشخص کردن مشکلات زندگی برای مومنین است که گویی آن را زندان برای مومنین می‌داند مانند همان ماهی ذوالنون در ماجرای حضرت یونس که به آن اشاره می‌شود نشان دهنده این است که همه مومنان با سختی این ماه را می‌گذرانند هرکس هم به یک شکل، البته اویی که مشغول مصائب اهل بیت باشد مشغول به خدا باشد بارش را به درستی به امانت گذاشته است. شما سیر دعا را هم نگاه کنی این موضوع را متوجه می‌شوی" ... یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ... " …اى عزیز، همه آفریدگانت در برابر عظمت خوار گشته، مرا از شهر آفریدگانت کفایت کن... باران ، برف ، سنگ و کوه همه مخلوق خدا هستند باور میکنید که خیلی از مومنین این دعا را نخوانند؟! باید در روز این دعا را ده مرتبه  بخوانیم، می‌توان در چند وعده خواند ولی توجهی به این امر نداریم و بیشتر در مصائب و مشکلات فرو می‌رویم. گاهی وقتها گرفتاری ما اهانت به نظام آفرینش و یا خود خدا است ولی به این موضوع کم توجه هستیم.

در ماه صفر خود را در آغوش ائمه و خدا بیندازیم همانگونه که حضرت یونس این کار را کرد

و در ادامه دعا می‌فرماید"یَا لا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ..." اى که معبودى جز تو نیست، منزّهى تو، من از ستمکارانم، پس دعایش را مستجاب کردیم... که هم دعا و هم آیه قرآن است. معلوم می‌شود ماه صفر بسیار ماه سنگینی است که قسمتی از مصائب آن را می‌توان با صدقه رفع کرد اما با گریه کردن بر ائمه مخصوصاً حسنین علیهما السلام نجات دهنده ما است، همانطور که می‌فرمایند"نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ" و او را از اندوه نجات دادیم، و این چنین مؤمنان را نجات میدهیم، درود خدا بر محمّد و خاندان پاک و پاکیزه اش.در ابتدای دعا اعتراف به درد سرها می‌کنیم و سپس می‌گوییم این خداوند است که ما را از مشکلات نجات میدهد همانند مومنین و متقربین درگاهش. البته با این دیدگاه خیلی کم مأنوس هستیم و کمتر به آن توجه میکنیم اول از همه من خودم را می‌گویم.

حالا که به اواخر ماه صفر رسیدیم می‌خواهم بگویم چه چیزی را از دست دادیم در این ماه ، اگر این بلاها و نعمات نبود حضرات ائمه چگونه به ما بندگی می‌آموختند؟ مثل زمانی که باران می‌آمد حضرت علی امیرالمومنین علیه السلام سر خود را برهنه می‌نمودند و بعد از دعا باآرامش استراحت میکردند ولی وقتی برف می‌آمد نگران بودند، به جای آموزش این نکات به این توجه میکنیم که مگر در شبه جزیره برف هم می‌آمده؟! خب درتاریخ این مطلب وارد شده است، حالا در کوفه یا مدینه یا در مکه محل بحث ما نیست الان که دیگر سرما همه جا هست و آنچه باید بیاموزیم این اخلاق و رفتار امیرالمومنین علی علیه السلام است.

ماه صفر به ما اسطوره‌های حق را معرفی میکند

نکته بعدی ماه صفراین سه بزرگواری که به شهادت تاریخ در این ماه به شهادت رسیده اندیعمی امام حسن علیه السلام، امام رضا علیه السلام و پیامبر صل الله علیه و آله اینها برترین اسطوره‌های حق برای مخلوقات خدا بودند. می‌خواهم بگویم مردم در همین ماه صفررا عاشورا را گم کرده اند چون این ماه سخت است ، خوب که نگاه کنی من سریع می‌گویم و می‌روم ولی تا به این موضوعات فکر کن جا داره ساعتها به آن فکر شود. درمورد امام حسن علیه السلام بد فکر کردند، دوستانی که دم از حب و شیعه گری می‌زدند مثل جابر که به حضرت گفت"مذل المومنین" برای اولین بار به امام حسن علیه السلام این حرف ناشایست را زد، این جابر همان کسی است که قرار بود سلام پیامبر علیه السلام را به 5 امام بعد برساند، همان جابری که برای اربعین به زیارت کربلا می‌آید و شایدهم آن روضه قتلگاه حضرت زینب سلام الله علیها را روایت میکند و نابینا هم شده بود.

جهالت در مورد پیامبر اکرم صل الله علیه و آله که همه گیر شده بودو جمله ای که دل انسان را به درد می‌آورد جمله آن دو نفر است " الرجل فإنه لِیَهجُر")سرّ العالمین وکشف ما فی الدارین( کار به جایی رسید پیامبر صل الله علیه و آله فرمودند قلم و دوات بیاورید ولی... هروقت مریض می‌شوید ویا تب میکنید، اتهام زنندگان به پیامبر صل الله علیه و آله را لعن کنید.

در مورد امام رضا علیه السلام هم جهالت کار خود را کرد، با اینکه تا بیست وچهارهزار نفر راوی حدیث "سلسله الذهب " اعلام کردند که بیست هزار نفر از این روات قلمدان طلا داشتندو البته همه اهل تسنّ بودند و پای قافله امام رضا علیه السلام امدند و عامل رسیدن این روایت به ما شدند، اما بازهم به امام رضا علیه السلام نسبت ناروای درباری و ولیعهدی زدند. و با این کار اطراف امام رضا علیه السلام را از شیعیان تخلیه کردند. یعنی هم مغز، و هم قلب و هم وجودشان را از امام رضا علیه السلام دور ساختند. در همین زمان هم همین کار را میکنند می‌روی برای زیارت به مشهد شروع میکنی از کوه سنگی و خواجه‌های اطراف مشهد را زیارت میکنی آخر هم می‌رسی به استخر آبی و شهر بازی مشهد یعنی در سفرزیارت امام رضا علیه السلام گیج می‌شویم. یعنی سیرشان مشهدی نیست بلکه مشتی دنیایی هستند، به جای این همه ذکر و مناجات و زیارت مشغول  چه کارهایی می‌شوند؟!

ماه صفر را ماه برائت از خرافات قرار دهیم

ماه صفر نیز برای عده ای همین حالات را ایجاد کرده یعنی به جایی اینکه در این ماه به اذکار و مناجات وارده شده برای این ماه بپردازند به سراغ سنتی خود ساخته مثل دق الباب کردن مسجد در شب اول ربیع و یا باشمع روشن کردن درکنار در بسته مسجد خود را مشغول می‌سازند. وقت خود را نیمه شب می‌گذارند درِ این مسجد و آن مسجد را می‌زنند.

یعنی به جنبهای بندگی و امتحان الهی روزگار توجه ندارند . کار را به جایی می‌رسانند که مثل زمان پیامبر و شهادت بسیاری از امامان شیعه این روایت مشهور تکرار شود"اِرْتَدَّ النّاسُ بَعْدَ نَبی..." مگر سه یا چهار و تا هفت نفر هم روایت شده است. برای امام حسن علیه السلام نیز همین اتفاق افتادایشان بهترین فرماندهان را تربیت می‌نمود و به بهترین شکل مردم را بسیج می‌کردند،اصلاً فرمانده اصلی بسیج مردمی امام حسن علیه السلام بودند.

بی بصیرتی خواص دامگیر حکومت امام حسن علیه السلام شد

شب فرمانده همراه نیروها خریداری می‌شدند و خود را از صحنه جنگ دور می‌کردند و به سوی دشمن متمایل می‌شدندو این درد بزرگی است، که می‌گویند

" خواستم از قربتت گویم زبانم لال شد"

به این نکته توجه کنید امام حسن علیه السلام بچه‌های خود را خرج کربلا میکندو اگر می‌توانست خود را نیز فدای راه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا می‌نمود اما امام حسن پشتوانه عظیمی برای این نهضت بود. توجه کردید این جرثقیلهای بزرگ را که برای جابجایی اجسام بزرگ به کار می‌روند حتماً در پشت سر خود وزنه‌ها و ثقلهای سنگینی قرار می‌دهند تا جرثقیل بتواند اجسام را درست جابجا کند، امام حسن علیه السلام هم این پشتوانه عظیم برای نهضت عاشورا بودند.توجه کنید جلوی ایشان به امیرالمومنین علی علیه السلام ناسزا می‌گفتند ولی ایشان صبر می‌نموده، گریه میکرد،اما بصیرت به خرج می‌داد. خلاصه ما امام حسن علیه السلام را در کرامت و بخشش مالیش می‌بینیم ولی آنچه که ایشان بخشیدند و کرامت داشتند خرج نمودن ثروت نبود بلکه خرج نمودن خودش برای امام حسین علیه السلام بود، پس هیچ وقت فکر نکنید امام حسین علیه السلام از امام حسن علیه السلام بالاتر و یا برتر است.

شهادت زوار امام حسین علیه السلام راه بقیع را باز خواهد کرد

می خواهم بگویم آنچه که آنها (ائمه معصوم) اراده میکنند بالاتر از فکر ماست، چه کسی فکر میکرد بعد از اربعین ، در مسیربازگشت ولی نزدیک کربلا و در جاده حلّه در مسیری که همه می‌دانند مسیر بازگشت زوار ایرانی است عده ای به شهادت برسند!؟ هر چند که اگر ملیونها نفر هم به شهادت برسند مردم بیشتری می‌آیند!

اگر اراده امام حسن علیه السلام بر این بود که همین الان آل سعود نابود شود و مردم در این مسیر قدم بردارند باز هم می‌دیدیم که این مسیر سخت را مردم با هر وسیله ای که شده طی می‌نمودند تابه آنجا برسند حداقل این آرزو که از مکه به مدینه را پیاده بروند آنها را به آنجا می‌کشاند. خدا و اهل بیت می‌دانند که اگر این راه باز شود مردم برای امام حسن چه کارها که نمی‌کنند. ارادت الله بودن یعنی امام مردم بودن.

نیت ما در این دوماه عزاداری چه بود؟

ما که خود را نمی‌توانیم عزادار واقعی و اصلی امام حسین علیه السلام بدانیم ، نمی‌توانیم خود را محق در عزاداری امام حسن علیه السلام بدانیم ، فقط می‌خواستیم بگوییم خدایا هر چه بوده، ما یاغی نسبت به عاشورا نبودیم، خدایا بهره ای از عزاداری این سه بزرگوار نصیب ما بفرما، خدایا این رسم بوده که هرکس در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها را می‌زده خود حضرت فاطمه پاسخ می‌دادند، پاسخ این دق الباب ما را ایشان بدهند

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

عقیق: حاج سید مجید بنی فاطمه در گفت وگوی اختصاصی با عقیق، به تجلیل از پیرغلام اهل بیت، حاج سلیم موذن زاده پرداخت و این پیر غلام سیدالشهدا را یک «مداح تکرار نشدنی» توصیف کرد. به بهانه درگذشت این نوکر با اخلاص اهل بیت، با حاج سید مجید بنی فاطمه که خودش ریشه آذری دارد و از قدیم الایام علاقه مند مرحوم موذن زاده بوده، گفت و گویی ترتیب دادیم که می توانید در ادامه بخوانید.

 

 

خیلی ها دوست دارند بدانند که شما برای نخستین بار چطور با مرحوم سلیم موذن زاده اردبیلی آشنا شدید. اگر موافق باشید با همین سوال آغاز کنیم.

 

بسم الله الرحمن الرحیم، ابتدا لازم است عرض تسلیت داشته باشم به مناسبت ایام پایانی ماه صفر. ان شاءالله عزاداری های همه ارادتمندان اهل بیت مورد قبول حضرت ارباب قرار گرفته باشد. اجازه دهید با یک خاطره پاسخ شما را بدهم. ریشه خانوادگی بنده آذری است و از کودکی با نوحه ها و روضه های آذری مانوس بودم. یادم می آید در همان دوران کودکی در تمام خانواده های آذری زبان یک رسم زیبا و هماهنگ وجود داشت. صبح های جمعه اکثر قریب به اتفاق خانواده ها، نوارهای استاد مرحوم سلیم موذن زاده را می گذاشتند و کوچک و بزرگ با صدای مسحور کننده او، جمعه را به ظهر می رسانند. این اتفاق مثل یک رسم فراگیر شده بود، حتی آنهایی که نوار مناسب حاج سلیم را نداشتند در طول هفته اقدام به تهیه نوار می کردند تا صبح جمعه‌ی خانواده با صدای این ذاکر با اخلاص اهل بیت آغاز شود. به نظر من در تاریخ مداحی این اتفاق بی نظیر است که مردم تا این اندازه با صدای یک مداح مانوس و عجین شوند، آنقدر که صدای او را نغمه ثابت صبح های جمعه خود کنند. در خانواده ما هم این رسم زیبا وجود داشت و من از همان دوران کودکی با صدای ایشان مانوس شدم و این ارادت و علاقه آنقدر زیاد بود که حدود 6 سال پیش، واحدی را خواندم که به اسم ایشان هم اشاره می شد:«باز صدای سلیم میاد، اکبر باخ اکبر باخ«

 

در این سال ها، ارتباط مستقیم هم با ایشان داشتید؟

با تمام ارادتم به این استاد بزرگ، تا همین چند سال قبل توفیق دیدار مستقیم را نداشتم تا آنکه روزی همراه با دوست عزیزم، حاج امین مقدم که از مداحان آذری شناخته شده و کاربلد کشور هستند، خدمت حاج سلیم رسیدم. خدا می داند که هیچ چیز جر پاکی و زلالی و صمیمت در وجودشان ندیدم. یادم است در آن دیدار به مناسبتی فیلمی از دوران دفاع مقدس نشانشان دادند، این پیرمرد با صفا دستمالش را از جیبش در آورد و شروع کرد به اشک ریختن و مدام می گفت یاد آن روزهای نورانی بخیر. در همان دیدار بسیار از ایشان آموختم، توصیه هایی برای مداحی داشت که بسیار برای اهل فن قابل استفاده است و به من منتقل کردند. خلاصه اینکه صفایی که از ایشان دیدم، کم نظیر بود.

 

گویا قرار بود به جلسه شما هم بیایند.

 

 

بله، حاج سلیم بسیار مایل بود که به جلسات رفقای تهران بیاید. مجلس برخی از عزیزان هم رفتند، اما دیگر سنشان بالا رفته بود و طبیعی است که مجال رفت و آمد زیاد نداشته باشند. به هر حال این توفیق نصیب ما نشد.

 

فکر می کنید علت محبوبیت مرحوم سلیم موذن زاده چه بود که تا این اندازه در قلب مردم جا داشت؟ 

 

این محبوبیت که می گویید قابل انکار نیست و در همین یکی دو روز اخیر به همه ثابت شد. شما ببینید فردای روز ارتحال حاج سلیم چند روزنامه سراسری کشور در صفحه اول و تیتر یکشان به این موضوع پرداختند. دلیلش این است که مرحوم سلیم در قلب همه مردم جا داشت. البته محبوبیت دلایل بسیاری دارد که باید مفصل درباره اش حرف بزنیم. اما چند نکته را فهرست وار عرض می کنم. در اردبیل معروف بود که درب خانه حاج سلیم به روی همه باز است. یعنی مداحی بود که با همه مردم رابطه صمیمانه داشت و هیچ کس از خانه اش دست خالی بیرون نمی آمد. شاید خیلی ها ندانند که جهیزیه بسیاری از دختران را این پیرغلام اهل بیت می داد و به بسیاری از افراد محروم کمک های قابل توجه می کرد. وقتی الگوی یک ذاکر سیدالشهدا، ذوات مقدسه اهل بیت علیهم الاسلام باشد، طبیعی است که این اتفاقات رخ می دهد. درباره اخلاق نیکو و دست به خیر بودن ایشان می توانیم بسیار صحبت کنیم که مجالش نیست.

 

 

دومین نکته ای که درباره ایشان حائز اهمیت است، تسلط به تمام دستگاه های موسیقی و آوازی است. کمتر کسی را می توانید مانند مرحوم سلیم موذن زاده پیدا کنید که کاملا علمی و طبق دستگاه های موسیقایی مثل ماهور و بیات ترک و ... می خواند. با همین تسلطش به علم آواز بود که مثلا حدود 50 سال پیش در ماه محرم بیش از 25 سبک و نوحه ساخت که همه آنها در اوج بود. حقیقتا در سبک سازی یک اعجوبه بود و با نوآوری های هوشمندانه، باعث برکات بسیاری در عزاداری اهل بیت شد.

 

جنس صدای ایشان چگونه بود؟

 

بدون تعارف صدای حاج سلیم آدم را سحر می کرد و بسیاری از بزرگان موسیقی شرقی به او لقب «سلطان صدا» می دادند. هنر او از مرزهای ایران عبور کرد و به جایی رسید که وقتی «حیدر علی اف» رئیس جمهور سابق آذربایجان از دنیا رفت، حاج سلیم را برای مداحی دعوت کردند. 

در کشور آذربایجان و در شهر باکو اساسا همه مردم اهل آوازند و خیلی ها به صورت علمی هنر آواز را دنبال می کنند، در بین چنین مردمی حاج سلیم غوغا کرد و باعث تحیر اهل فن شد.

 البته نباید فراموش کنیم که در خانواده ای هنرمند رشد پیدا کرده و پدرش اولین موذن رادیوی کشور بود. نکته دیگر اینکه حاج سلیم حقیقتا انقلابی بود و بر جایگاه ولایت فقیه تاکید داشت، اما برای یک جریان یا جناح سیاسی خاص نبود. خودش را وقف اهل بیت کرده بود و به همین دلیل همه مردم از همه جریان های سیاسی دوستش داشتند و دارند.

 

 

و در نهایت در چه ایام خوبی میهمان اربابش شد.

 

 

حقیقتا همین طور است. او که با نغمه ماندگار «زینب زینب» جادوانه شد، در ایام اربعین که اوج مصیبت عمه سادات است میهمان ارباب شد. من یک تعبیر دلی و احساسی دارم، آغاز محرم برای روضه خوان ها آغاز نوکری است، حاج سلیم از ابتدای محرم همراه قافله سیدالشهدا شد و در روزهایی که کاروان به کربلا برگشت و حضرت زینب تنها شد، حاج سلیم خودش را به قافله عمه سادات رساند تا آنجا نغمه جاودان «زینب زینب» را سر دهد. خدا کند همه ما مثل این نوکر با صفای اهل بیت، حسینی بمانیم و حسینی بمیریم. زندگی این مداح تکرار نشدنی، نشان می دهد که اگر ما بلد باشیم خوب نوکری کنیم، امام حسین بلد است خوب اربابی کند و نوکرش را میهمان خودش کند. به قول جناب حافظ: تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن، که خواجه خود روش بنده پروری داند.

 

 

ممنون از وقتی که در اختیار «عقیق» گذاشتید.

من هم لازم می دانم از شما و همکاران خوب سایت عقیق تشکر کنم که انصافا مانند اسمتان «عقیق» هستید،یعنی سنگی که در میان تمام نگین ها می درخشد. امیدوارم با این قدمی که در فضای مجازی و با هدف ترویج معارف اهل بیت علیهم السلام برداشتند، بتوانید خدمتگذار دستگاه سیدالشهدا باشید و در اهدافی که پیش رو دارید، مثل نامتان عقیقِ فضای مجازی باشید. همین جا هم به شما و مخاطبان عزیز سایت وعده می دهم که در فرصتی مناسب با حضور در دفتر عقیق، به صورت مفصل پاسخگوی سوالات شما و مخاطبانتان باشم

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

چندروزی از ورود کاروان شهدای غواص به اصفهان نگذشته بود که خبر رسید اولین شهید مدافع حرم لشکر امام حسین (ع) اصفهان شهید «مسلم خیزاب» وارد شهر شهیدان شد. شهیدی که فرمانده گردان «یازهرا» ی این لشگر بود. همان گردانی که شهید «محمدرضا تورجی زاده» در سال های دفاع مقدس فرماندهی آن را برعهده داشت و یکی از محبوب ترین گردان های لشگر امام حسین اصفهان بود.

یک هفته پس از شهادت شهید خیزاب، خبر پرواز دلاورمرد دیگری این بار از لشگر هشت نجف اشرف به شهرمان رسید. شهری که امام خمینی (ره) در وصف شهیدپروری آن فرمودند: «کجای دنیا می توانید شهری همانند اصفهان پیدا کنید؟ » و این جمله را وقتی گفتند که مردم نصف جهان در یک روز پیکرپاک بیش از 300 شهید خود را به روی شانه های خود تا مزار شهدا بدرقه کردند. تابوت های روانی که بر روی شانه های اشک یکی یکی رفتند و در بهشت این شهر آرام گرفتند. سال ها گذشت و تاریخ دوباره تکرار شد. این بار پهلوانانی نه از نسل قدیم که از همین نسل جدید به میدان آمدند. دلاورانی که در خون خفتند تا نخل زینبی خم نشود . «حمیدرضا دایی تقی» دومین شهید مدافع شهر نام گرفت. پهلوانی از لشکر نجف اشرف که به نام شهید احمد کاظمی» پیوند خورده است. پنجم آبان ماه سال گذشته بود که فضای اصفهان دوباره معطر به شمیم عطر دل‌انگیز شهید شد آن هم تنها چندروز پس از تشییع شهدای غواص . شهدایی که وقتی آمدند ، گفتیم «دست بسته امدند تا دست ما را بگیرند. دیدند داریم غرق می شویم ، خودشان را رساندند.» و گویا این شهدای مدافع حرم که یکی پس از دیگری میهمان بال‌های فرشتگان می‌شدند، مزد خود را از شهدای غواص گرفته بودند.

و دیروز گلستان شهدای اصفهان ، در سالروز شهادت این دو شهید بزرگوار، میزبان مردم قدرشناسی شد که آمده بودند تا باز هم تجدید بیعتی دوباره با شهدا داشته باشند. تا بگویند «شهدا شرمنده ایم. دست ما را هم بگیرید...»

حجت‌الاسلام حمیدرضا مهدوی ارفع سخنران این مراسم بود. وی با اشاره به آیه کریمه «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبدیلًا»[1] گفت: امیدوارم همه مصداق این آیه شریفه قرار بگیریم و خداوند ما را از استوارترین یاران انقلاب اسلامی قرار دهد.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود :  اگرچه دنیا سرای فریب است و خیلی‌ها درگذر زمان فریب این دنیا را می‌خورند اما آنچه باعث تکریم و بزرگداشت همه دل‌های پاک و جان‌های آزاده می‌شود استوار بودن بر ارزش‌ها است که شهدا مصداق ایستادگی پای ارزش‌ها بوده‌اند.تاریخ انبیا الهی به‌ویژه تاریخ اسلام نشان داده است فقط کسانی در حافظه بشر محترم باقی می‌مانند که با تغییر زمانه تغییر نکرده باشند بلکه بر عهد خود باخدا پایبند بوده‌اند و رنگ عوض نکنند.

حجت‌الاسلام مهدوی ارفع بابیان اینکه شهدا با استفاده از موقعیت انقلاب اسلامی خود را به اوج رساندند، گفت: فاصله گرفتن از ارزش‌ها و چسبیدن به مال دنیا و حقوق‌های نجومی مانع دستیابی به این ارزش‌ها می‌شود، مردم هم هرگز از کسانی که بر سر سفره انقلاب اسلامی ناسپاسی بکنند با  نام نیکو یاد نخواهند کرد.

حجت الاسلام مهدوی ارفع از خاطرات جبهه و رزمندگان نوجوان و جوان سال های دفاع مقدس گفت. از سبک زندگی شیربچه هایی که با سن کم ، «فهمیده» شدند و بعد یادمان آورد که ما تعهداتی نسبت به دین، نظام و خون شهدا داریم و تاکید کرد: وای بر حال آن انقلابی دیروز که به‌جای اینکه بال رهبری باشد وبال رهبری شده است.

سخنران این مراسم از شایعات رواج یافته سال های اخیر درباره شهدای مدافع حرم سخن گفت . وی کسانی که مدعی هستند مدافعان حرم به دلیل دریافت میلیون‌ها تومان حقوق به دفاع از حریم اهل‌بیت (ع) می‌روند را یک‌مشت انسان یاوه‌گوی پَست بی‌دین معرفی کرد و گفت: آن‌ها به دنبال این هستند که دل خانواده شهدا را آتش بزنند، فکر می‌کنند مدافعان حرم عشق و محبت را درک نمی‌کنند که از فرزند خردسال یا نوزاد خود برای دفاع از حریم آل الله دل می‌کنند.

حجت‌الاسلام مهدوی ارفع بابیان اینکه بیایید از شهید خیزاب‌ها، دایی تقی‌ها و شهدای مدافع حرم درس دهن‌کجی به دنیای پرزرق‌وبرق را یاد بگیرید، تصریح کرد: برای دست‌یابی به مقامی که بقیه به آن غبطه بخورند نیاز نیست که حتماً به سوریه بروید اما لازم هست انقلابی در تراز انقلابی مدنظر امام علی بشویم و بمانیم.

 

در ادامه این مراسم ، «کربلایی سیدرضا نریمانی» به نوحه سرایی در وصف شهدای مدافع حرم پرداخت و شور و حال خاصی به جلسه داد. در پایان مراسم هم از کتاب‌های «پاکی و پایداری» که به شرح خاطراتی از زندگی شهید مسلم خیزاب و  «موجی که آرام گرفت» که به شرح خاطراتی از زندگی شهید حمیدرضا دایی تقی می‌پرداخت با حضور خانواده های معزز آنان، رونمایی شد

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

یادواره شهدای یگان ویژه فاتحین بسیج عصر جمعه (سی‌ام مهر) با حضور سرلشکر «عزیز جعفری» فرمانده کل‌سپاه، «محمد‌باقر قالیباف» شهردار تهران و سردار کاظمینی، فرمانده سپاه محمد رسول الله در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد.

سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این مراسم ضمن تسلیت ایام سوگواری اباعبدالله‌الحسین، گفت: یاد شهیدان انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و کسانی که پس از آن در جبهه‌های مختلف استقامت و پایداری در دفاع از انقلاب اسلامی در داخل و خارج کشور جان خود را تقدیم اسلام و انقلاب اسلامی کرده‌اند را گرامی می‌دارم.

وی ادامه داد: انصافا جمله‌ای که مقام معظم رهبری درباره شهدای مدافع حرم فرمودند به درستی صدق می‌کند. این شهدا متفاوت هستند و در حیات خودشان اولیای الهی هستند. 

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: به شما خانواده‌های مدافع حرم از جنس فاتحین تهران تبریک عرض می‌کنم، به خاطر توفیق الهی که شامل حال خانواده شما شده و جزو اولیای الهی هستید. 

سرلشکر جعفری با برشمردن صفات مدافعین حرم گفت: جمع شدن صفاتی همچون بصیرت عمیق دینی و انقلابی و شجاعت فردی باعث می‌شود وی مدافع حرم شود که جان خود را در دفاع از حریم ولایت و انقلاب اسلامی فدا می‌کند.

وی با بیان اینکه به همکاران خودر در فاتحین که به خاطر توفیقی که شامل حال آنها شده تبریک عرض می‌کنم، گفت: فاتحین افرادی هستند که با کمترین توقع و سرمایه‌گذاری جانی و دفاع از حریم ولایت آمادگی خود را همه‌جانبه اعلام کردند و سال‌هاست که آمادگی خود را حفظ کرده‌اند و به حدی رسیدند که در دفاع از حریم ولایت آماده جانبازی و جهاد هستند.

 

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تصریح کرد: به همسران و فرزندان شهدای مدافع حرم نیز تبریک عرض می‌کنم به خاطر همسران و والدینی که دارند. 

سرلشکر جعفری خطاب به مدافعین حرم، گفت: باید گسترش این جبهه را از تکالیف خود بدانیم و برای تحقق اهداف انقلاب که همان دفاع مسلحانه است که شما در آن مسیر قرار گرفته‌اید را ادامه بدهید. 

وی افزود: دفاع مسلحانه از انقلاب اسلامی در خارج از مرزهای ایران توفیق بسیار بزرگی است که نصیب هر فردی نمی‌شود و این توفیقی الهی است. 

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: در تهران بنای خوبی با ایجاد گردان فاتحین برای گسترش این جبهه ایجاد شد که در کل کشور نیز در حال گسترش آن هستیم.

سرلشکر جعفری تصریح کرد:‌ در گزارشی که به مقام معظم رهبری از این ماموریت خطیری که فاتحین ارائه کردند، بنده دادم نکته‌ای که به آن اشاره کردم این بود که یگان فاتحین افتخارش این است که هر تلاش و امکاناتش داوطلبانه است و این چیز گم شده‌ای است که در دفاع مقدس هم نداشتیم. 

وی تصریح کرد: اینکه یک جوانی از وقتش و سرمایه‌اش و از زندگی‌اش بدون اینکه توقعی داشته باشد و آماده این است که چنین ماموریتی را بپذیرد، توفیق بزرگی است که در دفاع مقدس نداشتیم.

فرمانده کل سپاه پاسداران با بیان اینکه حوادث گسترده در منطقه نشان می‌دهد اگر دفاع مقدس نبود امروز ما شاهد وضعیت دیگری در منطقه غرب آسیا بودیم، افزود: امروز شاید اسرائیل چند برابر مساحت کوچک خودش گسترش یافته بود که انقلاب اسلامی و مقاومت اسلامی نگذاشت این کار انجام شود. 

سرلشکر جعفری تصریح کرد: اگر مروری بر سیاست‌های دشمنان انقلاب اسلامی در راس آنها آمریکا و رژیم‌صهیونیستی داشته باشیم مشخص می‌شود تمامی برنامه‌های آنها با شکست مواجه شده و به ضرر خودشان تبدیل شده است. 

وی اظهار کرد: وضعیت ایران اسلامی امروز به گونه‌ای است که حتی کشورهای دیگر برای تعیین سرنوشت کشورهای منطقه از جمله سوریه اقرار می‌کنند که باید با ایران مذاکره کنند. 

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پایان تصریح کرد: این توانمندی ایران همگی مدیون خون شهدا و آمادگی‌هایی است که شما ایجاد کرده‌اید.

قالیباف: به خاطر حمایت شهرداری از مدافعان حرم زخم زبان‌ها شنیده‌ام

 محمدباقر قالیباف شهردار تهران عصر امروز در یادواره شهدای مدافع حرم فاتحین که در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد، با بیان اینکه فرهنگ انقلاب اسلامی ریشه در فرهنگ عاشورا دارد، گفت: شهدای مدافع حرم فرهنگ عاشورا را مجددا احیا کردند و باعث عزت و اقتدار برای میهن شدند. امروز تنها راه پیشروی ما برای موفقیت چه در بعد مادی و چه در بعد معنوی راه فرهنگ شهادت است و این  حرکت در مسیر فرهنگ عاشورا و شهادت است. 

وی ادامه داد: پیشرفت ما امروز نیز در گرو همین روحیه فرهنگ و شهادت است. فرهنگ عاشورا و حسینی این را به ما یاد داد که بتوانیم با شناخت به موقع در تکلیف و عمل آن را اجرایی کنیم.

شهردار تهران با اشاره به شهدای مدافع حرم اظهار کرد: بدون شک شهدای مدافع حرم به درستی فرهنگ حسینی را برای عمل به تکلیف اجرا کردند. 

قالیباف شهدای مدافع حرم را شهدای مظلوم و غریب عنوان کرد و گفت: ما فراموش نکرده‌ایم که کمتر از یک دهه قبل عده‌ای در خیابان‌های تهران شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" سر می‌دادند؛ آنها نه انقلاب را می‌شناختند و نه حتی به فرهنگ انسانی اعتقاد داشتند و حتی شعار جانم فدای ایران آنها هم کذب بود. 

وی افزود: در همان روزها فرزندان این مملکت برای دفاع از حرم و حفظ فرهنگ حسینی و همچنین تامین امنیت کشورمان در حال مجاهدت بودند و سال‌ها این شهدا مظلومانه در شهرهای مختلف کشور تشییع شدند و دلیل این موضوع نیز آن بود که فضای حاکم فضایی نبود که بتوان آن را علنی کرد.

شهردار تهران تصریح کرد: در آن زمان برخی رسانه‌ها که بعضا نیز امروز در حال فعالیت هستند این‌گونه القاء کردند که چرا پول ما باید در جای دیگری هزینه شود، چرا فرزندان ما باید در جبهه دیگری مجاهدت کنند. بنده به صراحت می‌گویم که آ‌نها انقلاب اسلامی و فرهنگ اسلامی را نشناخته بودند و به فرهنگ اسلامی نیز اعتقاد نداشتند. 

قالیباف خاطرنشان کرد: امروز جوانان دهه 70 در میدانی ورود کردند که این جنگ از 8 سال دفاع مقدس نیز سخت‌تر است، اما آنها با شجاعت و دلیری خود در مقابل دشمنان ایستاده‌اند. آنها امروز نقش حضرت زینب را ایفا می‌کنند که در هر شرایط سختی در کنار ولی خود قرار گرفته و ذره‌ای نیز تردید نخواهند کرد.

وی افزود:امروز مدافعان حرم در واقع با سربازان استکبار می‌جنگند و از فرهنگ انقلاب اسلامی و فرهنگ عاشورا دفاع می‌کنند.

شهردار تهران خدمت به مردم و پیشرفت کشور را از اولویت‌های امروز دانست و  گفت: باید با مشکلات اقتصادی مبارزه کرد. 

قالیباف با تاکید بر اینکه تکفیری‌ها سرباز و ایادی مستقیم استکبارجهانی در سوریه و عراق هستند، گفت: اگر امروز بنده این توفیق را ندارم که در جمع مدافعان حرم و در کنار دوست عزیزم حاج قاسم سلیمانی در میدان مبارزه بجنگم، اما در شهرداری تهران خود و همکارانم را موظف و مکلف به پشتیبانی همه‌جانبه از مجاهدت مدافعان حرم کرده‌ایم، در حالی که در این زمینه نیز زخم زبان‌های زیادی شنیده‌ام

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 1 آبان 1395 | | نویسنده : گمنام

امسال در حالی خیمه های ماتم شهادت فرزند رسول الله در سراسر جهان برپا گردید؛ که امت پیامبر اسلام در نقاط مختلف به خاک و خون کشیده شده و در آتش جنگ های برافروخته شده از سوی دشمنان اسلام و نیز جهل حاکمان شان می سوختند.

در چنین شرایطی وظیفه شرعی و عقلی هیئات حسینی است که از کنار چنین حوادثی بی تفاوت عبور نکرده و به تعبیری در تاریخ متوقف نشوند.
موضوعی که به صورت عام تر ولی امر مسلمین جهان در دیدار با مداحان به آن اشاره کردند و ضمن تاکید بر توجه به مسائل روز در اشعار و مداحی‌ها، فرمودند:
«هیئت ها نمی توانند سکولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم! هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنی علاقه‌‌مند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معنای اعتقاد به امام حسین این است. اینکه آدم در یک مجلس روضه یا هیئت عزاداری مراقب باشد که نبادا وارد مباحث اسلام سیاسی بشود، این غلط است...»
بحمدلله در سال های اخیر توجه به مسائل جهان اسلام و انعکاس آن در منابر و مراثی رشد قابل توجهی پیدا کرده است و هیئات مذهبی روزآمدتر شده اند؛ اما در این میان هیئت میثاق با شهدا دانشگاه امام صادق (ع) با مداحی حاج میثم مطیعی جایگاه ویژه ای دارد.
پرداختن به موضوعات روز جهان اسلام و جنایات صورت گرفته در عراق، سوریه، یمن و بحرین و پیوند زدن آن به حوادث کربلا از موضوعات تقریباً ثابت در مداحی های میثم مطیعی است؛ خصوصاً که بسیاری از آنها به زبان عربی خوانده شده و در میان عرب زبان ها بازتاب قابل توجهی دارد. تا آنجا که اثر «یا تکفیری صبرک صبرک» که به دو زبان فارسی و عربی و علیه جنایات داعش خوانده شده در میان عرب زبان ها بسیار محبوب بوده و بارها توسط مادحین عرب در عراق و سوریه و لبنان بازخوانی شده است.
اما اخیراً اثری دیگری از این مداح صدای شبکه تلویزیونی «العربیه» وابسته به دربار آل سعود را هم در آورده است.
مداحی که در شب هشتم محرم و با نام  «صَبْرٌ و نَصر» به زبان عربی خوانده شد و در آن آل سعود را دانش آموزان یهود نامیده که لشکر عمربن سعد هستند. وی وهابیت را چون افعی خطرناک و خزنده دانسته و در ادامه هم با برشمردن جنایت آل سعود علیه مردم یمن و شبیه سازی آن با حوادث عاشورا ملت یمن را «حسینی و فدائی حسین» می خواند که صبورانه مقاومت می کنند و پیروزی نهایی از آن آنهاست.
بازتاب گسترده این مداحی در رسانه های داخلی و برون مرزی باعث شد تا شبکه العربیه که در میان بسیاری از مردم منطقه بدلیل نزدیکی به رژیم صهیونیستی شبکه «العبریه» خوانده می شود، سه شنبه گذشته ضمن اختصاص یک قسمت از برنامه «مرایا» که به صورت روزانه از این شبکه پخش شده و به مسائل روز منطقه و جهان می پردازد، از اینکه مجالس عزای فرزند رسول الله به جای «یادآوری مصائب این حضرت و گریه بر ایشان» به «موضوعات روز و بهره گیری از قیام کربلا در مسائل جهان اسلام» روی آورده اند، احساس نگرانی کند!!
«مشاری الذایدی» تحلیل گر ثابت این برنامه که سابقه همکاری با روزنامه های الوطن و شرق الاوسط را در کارنامه خود دارد، در ابتدای این برنامه با اشاره به برخی سخنان چهره های مذهبی ایران از اینکه هیئات کارکرد سیاسی پیدا کرده و به حوادث جهانی و مسائل منطقه واکنش نشان می دهند، نگران شده و با بیان گوشه هایی از مداحی میثم مطیعی، از اینکه آل سعود به شاگردان یهود تشبیه شده اند، عصبانی می شود.

 
 
عصبانیت"العربیه" از مداحی حاج میثم مطیعی


وی در ادامه ضمن تمسخر ملت یمن که در این شعر فدائی حسین خوانده شده اند، به وعده پیروزی آنها پوزخند می زند.

این عقده گشایی رسانه سعودی علیه یک مداحی نشان دهنده هدف گذاری درست و رویکرد صحیح هیئات انقلابی و به تعبیری به هدف خوردن دقیق تیرهاست.

در این میان موضوع دیگر شباهت ابراز نگرانی رسانه وهابی ها با رویکرد جماعتی است که به شیعه انگلیسی شهرت دارند، هر دوی آنها از پرداختن هیئات و منابر مذهبی به موضوعات روز و از جمله حوادث جهان اسلام نگرانند و آنرا خطرناک می دانند!

پیش از این همه موارد دیگری از شباهت رویکرد رسانه های حامی وهابیت و رسانه های طیف شیعه انگلیسی که ادعای مقابله با وهابیت را دارند، بروز کرده بود و اکنون بار دیگر دم خروس از شبکه العربیه بیرون زده است.



صَبرً و نصر (مداحی حماسی عربی علیه آل سعود و در حمایت از ملت مظلوم یمن)




 متن شعر:
 
آَيَا آلَ سُعُودْ، تَلامِيذَ اليَهُودْ
(ای‌آل‌سعوددانش‌آموزان‌یهود)
 
لَأَنتُم جَيْشُ عُمَرَ اِبنِ سَعدْ
(به‌راستی‌شما‌لشکرعمربن‌سعد‌هستید)
 
قَصَفتُمْ بِالغَدْرِ، فَأَنْتُمْ كَالشِّمْرِ
(باعهدشکنی‌تان"یمن‌را"بمباران‌کردید‌شما چون‌شمر‌هستید)
 
و أَحْرَقْتُمْ قَتَلْتُمْ دُوْنَ حَدْ
(سوزاندیدوبی‌حد‌و‌حصرکشتید)
 
حُسينيٌّ ... فِدَائيُّ
هُوَ الشَّعْبُ اليَمَانيُّ
(ملت‌یمن‌حسینی‌و‌فدایی‌حسین‌است)
 
               ***   ***   ***   ***
 
آَيَا جَارةَ السُّوءْ ... بِحِقْدِكِ المَمْلُوُءْ
(ای‌همسایه‌شرکه‌با‌کینه‌سرشارت)
 
أَعَدْتِ كَربلاءَ فِي صَنْعَا
(کربلا‌را‌در‌صنعاتکرارکردی)
 
بِاِسمِ المُسلمين... قَتَلتُمْ أَصْلَ الدِّين
(به‌نام‌اسلام‌اصل‌دین‌را‌ازبین‌بردید)
 
وَهَابِيَّتُكُمْ أَفْعَىً تَسْعَى
(وهابیت‌شما،چون‌افعی‌خزنده‌است)
 
حُسينيٌّ ... فِدَائيُّ
هُوَ الشَّعْبُ اليَمَانيُّ
(ملت‌یمن‌حسینی‌و‌فدای‌حسین‌است)
 
               ***   ***   ***   ***
 
حُكُومَةٌ بَلهَاءْ ... بِمَالِها عَميَاءْ
(شما‌حکومتی‌بی‌خرد‌هستیدکه‌پول‌چشمانش را‌کور‌کرده‌است)
 
لآِثَارِ الدِّينِ تَرجُو طَمْسَا
(حکومتی‌که‌میخواهدآثاردین‌را‌از‌بین‌ببرد)
 
إِلَى الغَربِ تَرْكَعْ ... لِقَولِهِمْ تَسمَعْ
(حکومتی‌که‌در‌برابرغرب‌خم‌می‌شودو‌گوش به‌فرمان‌اوست)
 
لأِسرَائِيَلَ أَهْدَتِ القُدْسَا
(حکومتی‌که‌قدس‌را‌به‌رژیم‌صهیونیستی تقدیم‌کرد)
 
حُسينيٌّ ... فِدَائيُّ
هُوَ الشَّعْبُ اليَمَانيُّ
(ملت‌یمن‌حسینی‌و‌فدای‌حسین‌است)
 
               ***   ***   ***   ***
 
آَيَاَ شَعْبَ اليَمنْ .... تَحَدَّيْتَ المِحَنْ
(ای‌مردم‌یمن‌شما‌مصیبت‌ها‌را‌به‌چالش‌کشیدید )
 
لَقَدْ صَنَعْتَ كَربلاءَ العَصرْ
(کربلای‌امروز‌را‌ساختید)
 
و أَنْتَ عَلَى الحَقْ ... عَدُوَّكَ فَاسْحَقْ
(شما‌بر‌حق‌هستیددشمنانتان‌را‌زیر‌پا‌له‌کنید)
 
و صَبْراً فَالصَّبْرُ مِفْتَاحُ النَّصرْ
(و‌صبر‌کنید‌که‌صبر‌کلید‌پیروزی‌است)
 
حُسينيٌّ ... فِدَائيُّ
هُوَ الشَّعْبُ اليَمَانيُّ
(ملت‌یمن‌حسینی‌و‌فدای‌حسین‌است)
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : دو شنبه 26 مهر 1395 | | نویسنده : گمنام

استاد پناهیان  با اشاره به انواع روابط انسانی و دسته بندی‌های آن به یک نوع از رابطه فردی خاص گفت: در روابط اجتماعی و فردی و دسته بندی‌های دیگرش مانند حقیقی و حقوقی یا دسته بندی دیگر، به یک دسته بندی خاص می‌رسیم. این رابطه؛ رابطه فردی خود فرد و خداست. در این دسته بندی فرد همه رابطه‌اش را با خود خدا تنظیم می‌کند. در روایت داریم که می‌فرماید کسی که رابطه‌اش را با خدا اصلاح کند، خدا رابطه‌اش را با دیگران اصلاح می‌کند.

 

استاد پناهیان با اشاره به تعدد ارتباط‌ها و دسته بندی‌های ارتباطی گفت:‌ بدیهی است که تعدد ارتباط با دسته بندی‌های مختلف باعث ایجاد مشکل می‌شود و شخص در رابطه‌اش به هدفش نمی‌رسد. در ارتباط‌ها و رفتارها هَمِّتان را در یک موضوع واحد قرار دهید. اینکه کسی به چند وجه بپردازد نمی‌تواند در مسیر رسیدن به هدف کاری کند. بدیهی است که شاخه‌های مختلف را نمی‌توان همه‌اش را همزمان و با هم مدیریت کرد. باید روابط اجتماعی را بر اساس یک رابطه فردی با خدا تنظیم کنیم.

 

وی با اشاره به استحکام رابطه خلق با خدا گفت: اگر کسی رابطه‌اش را با خدا تنظیم کند دیگر از مردم انتظار ندارد و بد و خوب بودن مردم برایش فرق نمی‌کند، او در اصل به منبع اصلی وصل شده است. این یک حساب و کتاب منطقی است.

 

مثلاً یک جمله معروفی داریم که می‌گوید:‌ «مرنج و مرنجان» این اتفاق در جایی می‌افتد که خدا باشد و طرف رابطه‌اش را با خدا تنظیم کرده باشد

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 17 شهريور 1395 | | نویسنده : گمنام

شیعه علوم را می‌شکافد، معلومات را می‌شکافد و  اوراق می‌کند. هر چه معلوم در دنیا هست آنها را می‌شکافد، شخم می‌زند،  می‌ریزد کنار، مردم راحت می‌شوند. باقر یعنی شکافنده علم، شکافنده همه ریزه کاری‌ها. امام باقر(ع) علم را شخم زد، شکافت و در عالم پخش کرد. امام  باقر(ع) قرآن را که مخفی بود آشکار کرد. حدیث را آشکار کرد. بعد از کربلا،  همه علوم را در صندوق گذاشته بودند، درش را بسته بودند. آن صندوق امام  زین‌العابدین(ع) بود که در خیمه بود. امام را پُر کردند و پنهان کردند. امام زین‌العابدین(ع) شاهد بود. آن وقت زمانی که امام باقر(ع) آمد، چیزهایی را که در پدرش بود آشکار کرد. علم را باز کرد، طوری باز کرد که در دوران  حضرت صادق(ع) آن حضرت معلّم تمام روی زمین بود. این کار را امام باقر(ع) کرد. حضرت باقر(ع) علوم را شکافت.

جابر در کربلا کنار قبر نشسته بود، حضرت باقر(ع) آمد، بچه بود، پنج ساله بود، پیغمبر خدا به او فرموده  بود که جابر، تو پنج امام را می‌بینی. کنار قبر مطهر که نشسته بود دید صدا  می‌آید. صدای قافله کربلا بود، از شام بر می‌گشتند. جابر به غلامش گفت: برو ببین چه خبر است؟ گفت: قافله کربلا از سفر شام برگشته‌اند. جابر حدیث  پیامبر(ص) یادش آمد. پرسید آیا باقر در بین شماست؟ همراهانش گفتند: بله! و  حضرت را زیارت کرد.

کربلا که رفتی داخل حرم توی صحن‌های اطراف،  در مسجد بالاسر، هر جا که توانستی تنها بنشین، زانویت را بغل بگیر. نمی‌خواهد روضه بخوانی، نمی‌خواهد گریه کنی، نمی‌خواهد زیارت‌نامه بخوانی. زائر که زیارت‌نامه نمی‌خواهد، سر تا پای خودش زیارت‌نامه است. می‌روی آنجا می‌نشینی زانویت را که بغل گرفتی، آقا می‌بیند،‌ آقا می‌داند این زائر  اوست، دست به سرش می‌کشد، خوابش می‌کند. برو آنجا اگر خوابت نبرد، بنشین. دفعه اول که رسیدی، اگر پنج دقیقه بنشینی خوابت می‌برد، حضرت(ع) خوابت  می‌کند، می‌گوید از راه آمده‌ای یک چرت بخواب خستگی‌ات در برود. از راه  رسیده‌ای. داشت می‌خوابید، نشسته بود، سرش رفت پایین، داشت فکر می‌کرد که  حضرت فرمود: اِرفَع رَأسَک سرت را بالا کن. جمال آقا را که دید همه چیز  کنار رفت. هر چه این ده روز اذیّت شده بود، اذیّت کرده بود، هر کاری کرده  بود، همه کنار رفت. پرونده‌اش را انداختند دور، یک پرونده نو به او دادند.

 

پی نوشت:

کتاب طوبای محبّت جلد دوم– ص 167 مجالس حاج محمّد اسماعیل دولابی

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 17 شهريور 1395 | | نویسنده : گمنام

قَالَ الصَّادِقُ (ع) لَا يَصِيرُ الْعَبْدُ عَبْداً خَالِصاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى يَصِيرَ الْمَدْحُ وَ الذَّمُّ عِنْدَهُ  سَوَاءً.

امام صادق عليه السلام فرمود: آدمى بنده خالص خدا نمى شود تا آن گاه كه «مدح و ذمّ» دیگران نزد او يكسان شود.

 

پی نوشت:

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏70، ص: 294.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

عقیق:"وطن امروز" از قول مدیر داخلی آستان مقدس امامزادگان آقاعلی عباس (ع) نوشت:
حضور بدون هماهنگی رهبر انقلاب در آستان امامزادگان بادرود و کاشان
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 17 شهريور 1395 | | نویسنده : گمنام

نویسنده: مریم کمالی.

 

شناختی؟ جبرئیل  آمده بود تا به ابراهیم(ع) مناسک حج را بیاموزد. وقتی به عرفه رسیدند از او پرسید: «عرفت؟» ـ شناختی؟ـ و ابراهیم پاسخ گفت: آری! این شد که این روز و  این مکان به عرفه و عرفات نامگذاری شد.

«عرف» معنای دیگری هم دارد و آن صبر و شکیبایی است و برخی معتقدند که علت  نامگذاری عرفه به دلیل صبر و رنجی است که برای رسیدن به آن متحمل می‌شوند.

قول دیگری هم هست که آدم(ع) و حوا، همدیگر را در این سرزمین شناختند.

ابن عباس نیز می‌گوید که: حضرت ابراهیم(ع) شبی خواب دید که اسماعیل ـ پسرش ـ  را در راه خدا قربانی می‌کند. تمام روز به این مسئله فکر کرد و تردید داشت  که آیا این خواب از جانب خدا بوده یا نه. شب بعد دوباره همین خواب را دید و صبح که از خواب برخاست مطمئن شد که این دستور از جانب خداست، آن روز، روز  عرفه بود.

چه روزی؟ چه جایی

روز نهم ذی‌الحجه را «عرفه» می‌گویند. درست زمانی که حجاج اعمال و مناسک حج را آغاز کرده‌اند و از شهر مکه به صحرای عرفات رسیده‌اند. عمده‌ی اعمال مربوط به روز عرفه در صحرای عرفات «دعا» کردن است. به همین دلیل این روز را روز  مخصوص دعا و مناجات و راز و نیاز می‌دانند. انسان هر زمان که بخواهد  می‌تواند دعا کند و با معبودش به راز و نیاز بپردازد. راه دعا کردن و صحبت  با معشوق نه بسته است و نه نیاز به زمان و مکان خاصی دارد، اما برخی  زمان‌ها و زمین‌ها آمادگی بیشتری برای دعا کردن دارند. عرفه جزء این  زمان‌هاست  سرزمین عرفات از جمله‌ی این زمین‌ها. حجاج پس از نماز ظهر در  کنار کوه جبل‌الرحمه به خواندن دعای عرفه می‌پردازند و سپس به سمت  مشعرالحرام حرکت می‌کنند تا در روز عید قربان که روز دهم ذی‌الحجه است در «منا» باشند.

عرفات زمینی  است بیابانی که به وسیله‌ی کوه‌های نیم‌دایره‌ای محصور شده، مساحتش هجده  کیلومتر مربع است و در شرق مکه و بر سر راه طائف قرار دارد.

چه کنیم؟

از جمله کارهایی که خوب است در روز عرفه انجام دهیم اول غسل کردن است و سپس  زیارت حضرت سیدالشهدا(ع)! اگر کسی بتواند حضرت را در سرزمین کربلا زیارت  کند که توفیق فوق‌العاده‌ای نصیبش شده، در غیر این‌صورت می‌توان در هر جای  کره زمین با خواندن زیارت عاشورا و سلام دادن به آن حضرت(ع) این عمل را به  جا آورد.

عمل سومی که خوب است در این روز به جا آورده شود، خوانده دو رکعت نماز، قبل از شروع دعای عرفه و در زیر آسمان است.

روزه گرفتن هم در این روز مستحب است، اما یک شرط دارد و آن هم اینکه کسالتی و  ضعفی به فرد غالب نشود که نتواند دعای این روز را بخواند.

دعای عرفه

همانطور که گفته شد، عرفه، روز مخصوص دعا و نیایش است. پیشوایان دینی ما با  دعاهای‌شان، نحوه‌ی دعا کردن و راز و نیاز و مناجات را به ما آموختند. حضرت سیدالشهدا(ع) زمانی که برای رسیدن به مردم کوفه از مدینه خارج شده بودند  به مکه رسیدند و اعمال حج. ایشان در کنار کوه جبل الرحمه به همراه  خانواده‌ی خود به خواندن دعایی پرداختند که امروز ما آن را به عنوان دعای  عرفه می‌شناسیم. این دعا سرشار از مضامین ناب است، از انسان‌شناسی و اقرار  به ضعف‌های انسانی گرفته تا خداشناسی و ستایش بزرگی خداوند و ذکر الطاف  الهی، همان‌ها که وجودشان آنقدر برایمان عادی شده که ازشان غافل شدیم و  تنها زمانی به یادشان می‌آوریم که از دست‌شان بدهیم. آیت‌الله جوادی آملی  درباره‌ی دعای عرفه می‌گویند: «آن حضرت در  این دعای پرمحتوا و شیوا که در عصر روز عرفه و مناسب ترین وقت دعا عرضه شده است، عالی ترین مضامین توحیدی را در قالب کلماتی دلنشین بیان می کند. امام حسین (ع) این مناجات عاشقانه را در فضائی معنوی و در کنار کعبه، مقدس ترین جایگاه مسلمانان و با دلی پرسوز و چشمانی اشکبار قرائت کرده و به عنوان  منشور جاویدان توحید برای اهل ایمان به یادگار گذاشته است. مهمترین نیایشی  که جنبه سیاسی، عبادی حج و زیارت را به خوبی تبیین می کند دعای عرفه عارف  معروف در بین اهل معرفت و سیر شاهدان کوی شهود و شهادت، سالار جانبازان  میدان نبرد توحید علیه طاغوت، و سرور پاکان و آزادگان، در ساحت فضیلت حضرت  حسین بن علی (ع) است. این دعا هم دستور کفرستیزی و راه طاغوت زدایی و رسم  سلحشوری و سنت سرکوبی جنایتکاران را ارائه می کند و ظهور ولایت الهی را  نشان می دهد و هم تجلی هستی و ذات اقدس خداوند و ظهور گسترده و همه جانبه  آن ذات مقدس و خفای هرچه غیر اوست در پرتو نور او و پی بردن به او از خود  او به غیر او بها ندادن و غیر او را به او شناختن و ذاتش را عین شهود و  مستغنی از استشهاد دانستن را تفهیم می کند.»

دعای عرفه را همین که بشنوید و به کلمات عربی آن نگاه کنید هم خوب است و اثر  خود را دارد، اما بهتر است که ترجمه‌ی فارسی را هم برای درک بهتر آن  بخوانید. اغلب کتاب‌های دعای موجود، ترجمه‌ی دعا را هم آورده‌اند اما  پیشنهاد ما کتاب «شکوای سبز1» اثر سیدمهدی شجاعی است که می‌توانید سه دعای  عرفه، ندبه و شعبانیه را در آن بخوانید. آنچه در شکوای سبز آمده را  نمی‌تواند ترجمه‌ی لفظ به لفظ دانست، بلکه دریافتی است لطیف و دل‌نشین و  عاشقانه از دعا...

در خوبی عرفه

احادیث و روایات زیادی درباره فضیلت و خوبی روز عرفه ذکر شده است. مثل این حدیث  از پیامبراکرم(ص) که می‌فرمایند: «بعضی از گناهان فقط در عرفه بخشیده  می‌شوند» همچنین ایشان در جای دیگری عنوان می‌کنند که: «خداوند در هیچ روزی به اندازه روز عرفه، بندگان خود را از آتش جهنم آزاد نمی‌کند»

درباره‌ی استجابت دعا در روز عرفه نیز سخنان بسیاری روایات بسیاری وجود دارد؛ امام  سجاد(ع) در روز عرفه، مردی را  در حال گدایی‌کردن دیدند، در حالی که آن  مردم نیازش را از مردم درخواست می‌کرد، حضرت به او گفت: وای بر تو! در روز  عرفه از غیر خدا، حاجت می‌خواهی؟ روز عرفه آنقدر عظمت دارد که امید است حتی جنین‌های در شکم مادر نیز از برکت این روز به سعادت برسند.

امام صادق(ع) نیز درباره‌ی روز عرفه می‌فرمایند: اگر کسی در ماه رمضان بخشیده  نشود، تا سال آینده بخشیده نمی‌شود مگر اینکه روز عرفه را درک کند.

منبع:فرهنگ

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 17 شهريور 1395 | | نویسنده : گمنام

در خاطره ای درباره شهید علیرضا موحد دانش آمده است:

در همان شب  بعد از عملیات، در اثر پاتکی که دشمن کرده بود، برخی سنگرهای رزمندگان  اسلام به تصرف آن‌ها درآمده بود، علیرضا این را نمی‌دانست. علیرضا صبح  که برای بیدار کردن بچه‌ها به داخل سنگرها می‌رود، ناگهان خود را داخل  سنگری می‌بیند که عراقی‌ها شب قبل آن را تصرف کرده بودند. در این لحظه  عراقی‌ها که متوجه علیرضا می‌شوند، نارنجکی را به سوی ایشان پرتاب می‌کنند  که نارنجک به گیجگاه شهید می‌خورد اما منفجر نمی‌شود. علیرضا به خودش  می‌آید و می‌خواهد نارنجک را به سوی دشمن بیاندازد که نارنجک در دستش منفجر می‌شود و دست راستش قطع می‌شود. بچه‌ها که متوجه سر و صدا می‌شوند، به کمک می‌آیند. اما در وهله‌ اول متوجه دست زخمی علیرضا نمی‌شوند. علیرضا هم  برای حفظ روحیه بچه‌ها در کمال آرامش دستش را داخل اورکت می‌کند تا بچه‌ها  متوجه نشوند. اما بعد از مدتی بچه‌ها متوجه می‌شوند از داخل اورکت  علیرضا خون می‌چکد که در این جا قضیه را می‌فهمند. قبل از انتقال به  بیمارستان، عراقی‌ها توسط رزمندگان اسلام اسیر شده و در جایی جمع می‌شوند. همرزمان علیرضا تعریف می‌کنند که دیدم در بین اسرا یکی دارد به شدت به خود  می‌پیچد و نگران است. علیرضا از بچه‌ها می‌خواهد که از وی دلیل نگرانیش را  بپرسند. وقتی علت را می‌پرسند آن عراقی اعتراف می‌کند که نارنجک را او به  سمت علیرضا پرت کرده و می‌گوید: «آن گاه که برخورد خوب شما را با خود دیدم، از این کار پشیمان شدم.» وقتی علیرضا قضیه را می‌شنود به سراغ اسیر می‌رود. قمقمه‌ آبش را به او می‌دهد، می‌گوید: «بخور تا آرامش خود را بیابی»

پی نوشت:

کتاب اسطوره‌ها، صص 10-100

 

 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 17 شهريور 1395 | | نویسنده : گمنام

به نقل از پایگاه عراقی براثا، پدر یکی از شهدای عراقی پس از  دیدار با آیت الله العظمی سیستانی ضمن تشرف به زیارت حرم امام حسین(ع) و  دیدار با شیخ عبدالمهدی کربلایی تولیت آستان مقدس حسینی درباره دیدار خود  با آیت الله سیستانی چنین گفت: هنگامی که به ملاقات سید سیستانی رفتم، سید  مرا مقابل خود نشاند و گفت: شما مایه افخار این امت هستید و اگر فرزندان  شما نبودند، منطقه در آتش می سوخت و این فرزندان شما بودند که در مقابل  توطئه های داعش ایستادند.

این پدر شهید در ادامه سخنان خود به شیخ کربلایی گفت: سید  سیستانی از ما خواست به فرزندان خود افتخار کنیم و سلام ایشان را به تمام  خانواده های شهدا برسانیم و افزود: خداوند خانه های شما را از میان سایر  خانه ها برگزید تا شهدا از این خانه ها باشد.

وی افزود: سخنان سید سیستانی بسیار تاثیرگذار و بود و من در  حالی که گریه می کردم به سخنان و همدردی ایشان گوش می دادم و با خودم فکر  می کردم در قیامت از زبان ائمه(ع) چه چیزی خواهم شنید؟

پدر شهید در ادامه سخنان خود خاطره ای از فرزند خود نقل کرد و گفت: روزی به او گقتم اگر به جبهه نروی و پیش خودم بمانی برایت خودرو می  خرم، اما پاسخ او این بود که: باور نمی کنم تو پدر من هستی! از من می خواهی بهشت را با یک آهن پاره عوض کنم؟

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 17 شهريور 1395 | | نویسنده : گمنام

 از جمله خصلتهای نیکویی که باعث اصلاح روابط می‎شود و نیز سدی در مقابل شیطان و آتش‌افروزی او ایجاد می‌کند و از سوی دیگر موجب جذب محبت الهی  می‎شود، ابراز محبت به اطرافیان در مسیر خداوند است.

پیامبر اکرم(ص) در این باره فرمودند: «أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِشَیْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ فَعَلْتُمُوهُ‏ تَبَاعَدَ  الشَّیْطَانُ‏ مِنْکُمْ‏ کَمَا تَبَاعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ الْمَغْرِب؛ آیا به شما خبر ندهم از چیزى که اگر عمل کنید شیطان به اندازه مشرق تا مغرب از شما دور شود؟» تا آنجا که فرمودند: «وَ الْحُبُّ فِی اللَّه‏؛ ابراز محبت در راه خدا». در این روایت چند نکته حائز اهمیت است، از جمله  اینکه عامل اصلی ایجاد اختلاف، دسیسه و مکر شیطان است و دیگر اینکه ابراز  محبت در مسیر خداوند باعث دوری شیطان از مؤمنین می‎شود؛ بنابراین ابراز  محبت سنگری در مقابل اختلاف‎افکنی شیطان در روابط متقابل ( با اطرافیان) است.

اما خداوند متعال در آیات قرآن راه ایجاد محبت در دلهای مؤمنین را ایمان و عمل صالح معرفی کرده است طوری که هر اندازه ایمان و عمل صالح در فرد  قوی‌تر باشد، خداوند نهال محبت وی را در دل اطرافیانش قرار می‌دهد؛ در  آیه19 سوره مریم(س) خداوند می‌فرماید  «إِنَ‏ الَّذِینَ‏ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‏ سَیَجْعَلُ‏ لَهُمُ‏ الرَّحْمنُ‏ وُدًّا؛ آنانکه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، به زودى خداوند رحمان براى  ایشان «در دلهاى مؤمنین» محبّت و دوستى قرار می‌دهد». امام حسین(ع) در  روایتی ذیل این آیه فرمودند: «فَذَلِکَ لِعَلِیٍّ وَ شِیعَتِهِ؛ خداوند اینچنین محبت را برای علی و شیعیان او (در قلوب) قرار داد»‏؛‌  بنابراین اوج محبت‎ورزی مؤمنین نسبت به اهل‎بیت عصمت و طهارت(ع) است که با  تقید نسبت به این حب الهی، نمود آن در اطرافیان بروز خواهد کرد، زیرا «چون  که صد آید، نود هم پیش ماست».

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : پنج شنبه 7 مرداد 1395 | | نویسنده : گمنام

تقديم به ساحت مقدس حضرت ولي عصر(عج)

وقتی حضورِسبزِ تو كمرنگ مي شود
دستِ خودم كه نيست دلم تنگ مي شود...

آهنگ دلم گرفته با صدای میلاد حیدری

ترانه سرا: پویا بیاتی

آهنگ و تنظیم : نور موزیک

دانلود

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: مدافعان حرم , آهنگ مدافعان حرم , آهنگ مدافعان حرم میلاد حیدری , میلاد حیدری , آهنگ مدافعان حرم , دانلود اهنگ میلاد حیدری , آهنگ حماسی , اهنگ مدافعان حرم با صدای میلاد حیدری , میلاد حیدری, دلم گرفته , میلاد حیدری دلم گرفته , اهنگ دلم گرفته با صدای میلاد حیدری,

تاريخ : شنبه 5 تير 1395 | | نویسنده : گمنام
تاريخ : دو شنبه 31 خرداد 1395 | | نویسنده : گمنام

پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند: در هر روز فرشته­‌ای در قبرستان به مرده‎­ها خطاب می­‌کند، غبطه چه کسانى را می‌­خورید؟ آنها می­‌گویند: غبطه اهل مساجد می­ خوریم، آنها نماز می­‌خوانند و ما توان انجام آن را نداریم و روزه می­‌گیرند و ما توان انجام آن را نداریم.متن حدیث:مَا مِنْ یَوْمٍ إِلَّا وَ مَلَكٌ یُنَادِى فِى‌الْمَقَابِرِ مَنْ تَغْبِطُونَ، فَیَقُولُونَ أَهْلَ الْمَسَاجِدِ یُصَلُّونَ وَ لَا نَقْدِرُ وَ یَصُومُونَ وَ لَا نَقْدِر.

 

پی نوشت:

«مستدرک الوسائل، ج3، ص363، روایت 18»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ حسین انصاریان استاد اخلاق و مفسر قرآن کریم در دوازدهمین روز ماه مبارک رمضان در مسجد حضرت امیرالمؤمنین(ع) تهران طی سخنانی اظهار داشت: وجود مبارک رسول خدا(ص) ده خصلت اخلاقی برای اهل درک و فهم بیان فرموده‌اند؛ یکی از موفقیت‌های مهم این دسته از افراد، جواب دادن به نبوت پیغمبر اکرم(ص) است.

 

وی گفت: شیعه و غیر شیعه در مهم‌ترین کتاب‌های خود نقل کرده‌اند که رسول خدا(ص) فرمودند «علت مبعوث شدن من به رسالت این است که ارزش‌های اخلاقی را در مرد و زن به کمال برسانم»؛ چراکه اخلاق مایه ایمان و عمل صالح و انجام خیر است.

 

استاد انصاریان ابراز داشت: مرحوم کلینی(ره) در کتاب کافی از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند که: در ترازوی عمل انسان در قیامت، عملی سنگین‌تر و پر وزن‌تر از اخلاق خوب نیست؛ همان‌طور که وجود مبارک حضرت محمد(ص) بر بلندای ارزش‌های اخلاقی عظیم قرار داشتند.

 

وی خاطرنشان کرد: بر اساس آیات قرآن کریم اگر پیامبر اکرم(ص) سلم فردی خشن یا سنگ‌دل بودند، احدی بر دین اسلام باقی نمی‌ماند؛ بنابراین وجود ارزش‌های اخلاقی در انسان می‌تواند مؤثرترین درس دین و اخلاق برای دیگران باشد.

 

استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: امیرمؤمنان حضرت علی(ع) در روایتی می‌فرمایند: «هر انسانی به واسطه فهم و درکش، اهل پند گرفتن و عبرت گرفتن می‌شود»؛ کسی که درک و فهم داشته باشد، می‌داند اگر کار خوب یا بدی در این دنیا انجام دهد، روزی به خودش باز می‌گردد.

 

وی یادآور شد: خداوند متعال تمامی احکام واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح را از روی محبت به بندگان وضع کرده است؛ انسانی که فهم داشته باشد، بی چون و چرا تمامی احکام دینی را می‌پذیرد حتی اگر فلسفه آنان را نداند؛ اهل عقل و فهم، از گرفتار شدن در امان هستند زیرا رعایت احکام شرعی، گرفتاری‌های دنیوی و اخروی را از انسان دور می‌کنند.

 

استاد انصاریان با اشاره به ادامه روایت حضرت رسول(ص) در بیان خصلت‌های انسان‌های فهمیده، ادامه داد: انسان فهمیده اهل تواضع و فروتنی است، برای خودش جایگاه خاصی در برابر دیگران قائل نیست و هیچ‌گاه احدی را از خود پایین‌تر نمی‌بیند.

 

وی در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: اهل فهم هرچه بالاتر می‌روند و عالم‌تر و صاحب منصب‌تر شوند، متواضع‌تر می‌شوند؛ همان‌طور که اهل‌بیت معصومین علیهم‌السلام با تمام عظمتی که داشتند، هیچ‌گاه برای خود جایگاهی قائل نبودند و با فقرا هم سفره می‌شدند.

 

استاد اخلاق حوزه علمیه قم تصریح کرد: حضرت موسی بن جعفر می‌فرمایند: «هر چیزی در این عالم مرکبی دارد؛ مرکب عقل تواضع است»؛ کسی که تواضع ندارد، عقلش معطل است و فایده‌ای برایش ندارد.

 

وی عنوان کرد: امام صادق(ع) در روایتی می‌فرمایند که خدا دو فرشته موکل بر بندگان کرده است؛ این دو فرشته هر مرد و زنی را دارای فروتنی ببینند، مرکب قیامتی او را بالا ببرند و در میان مردم عزیزش کنند؛ اما اگر انسانی را مغرور و متکبر ببینند، او را به خاک می‌کشند.

 

استاد انصاریان گفت: با توجه به مطالعه کتاب‌های عالمان بزرگ شیعه از قرن ششم تا کنون، همگی از دختر سه ساله حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در خرابه شام نام برده‌اند؛ توهین منکرین به این دختر سه ساله حرام است، چراکه ایشان تمام کتاب‌های شیعه را ندیده‌اند.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : چهار شنبه 29 ارديبهشت 1395 | | نویسنده : گمنام

پیغمبر اکرم، محمّد مصطفی(صلّي اللّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «إن‏ من‏ تعظيم‏ جلال اللّه، کرامة ذي الشيبة في الإسلام و حامل القرآن و الإمام العادل‏»، از بزرگداشت آن جلال و شکوه و عظمت پروردگار عالم، این است: احترام نهادن به ریش‌سفیدان؛ یعنی آن کسانی که در کبر سن هستند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مراسم هفتگی جلسه درس اخلاق آیت الله جاودان در حسینیه شیخ مرتضی زاهد برگزار شد.

در ادامه متن سخنان آین استاد اخلاق را بخوانید:

أعوذ باللهِ من الشَّیطانِ الرَّجیم. بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم. الحَمدُ للهِ رَبِّ العالمین وَ لا حَولَ وَ لا قوَة إلا بالله العَلیِّ العَظیم وَ الصَّلاة وَ السَّلام عَلی سَیِّدِنا وَ نبیِّنا خاتم الأنبیاء وَ المُرسَلین أبِی القاسِم مُحمَّد وَ عَلی آلِهِ الطیِبینَ الطاهِرینَ المَعصومین سِیَّما بَقیة اللهِ فِی الأرَضین أرواحُنا وَ أرواحُ العالمینَ لِترابِ مَقدَمِهِ الفِداء وَ لعنة الله عَلی أعدائِهم أجمَعین من الانِ إلی قیام یَوم الدّین

آیا این این غیبت است؟

مساله. یک کسی یک کار خلافی، خلاف شرعی، خلاف اخلاقی انجام داده. خودش برای من گفته. خب من از این مطلع شده ام دیگر. حالا مثال می زنیم. معمولا سیگار کشیدن را به عنوان مثال کار بد می گوییم. من می گویم آقا من می دانم فلانی سیگار می کشد. این غیبت است. من اطلاعی را که از طریق خود او نسبت به کارش یافته ام [به کسی می گویم.] یک وقت دیده ام و می گویم. یک وقت شنیده ام و می گویم. نه شنیدن مردمی که ممکن است پایه نداشته باشد. نه. خودش گفت. خودش گفت من سیگار کشیدم. خب اگر این را گفتم غیبت است. یک وقت می گویم آقا فلانی گفت فلانی خودش گفت. نقل می کنم. یک وقت مطلب می گویم. دارم از خودم می گویم که فلانی فلان کار بد را کرده. این غیبت است. یک وقت من نقل می کنم. نه نقل مردم ها. نه خودش گفت. خودش گفت من این کار را کردم. اینکه خودش گفت من این کار را کردم یک وقت سر بود. خب جایز نیست من سر را فاش کنم. یک مجلس خصوصی بود. من و او بودیم. گفت این پیشت بماند. اگر گفت این پیشت بماند این سر است و امانت است. من به امانت خیانت کردم. از مسلمانی به دور است. یک وقت نه. بنده علنی در این مجلس یک چیزی را گفتم. شما یک جای دیگر از قول من نقل می کنی. یک وقت می گویی فلانی این کار را کرد. این غیبت است. یک وقت نه. می گویی فلانی گفت که من این کار را کردم. این دیگر غیبت نیست. من یک وقت اینجا یک چیزی عرض کردم که یکی از دوستان اعتراض کرد. مساله اش این است. مسائل غیبت یک ذره بیشتر از این است که ما می دانیم. که الحمدلله ما هیچ چیز از مسائل غیبت را نمی دانیم. در هیچ رساله ای هم ننوشته. در کتاب های اخلاقی نوشته. یک وقتی یکی از دوستان ما یک رساله نوشت. بنابر احتیاط. احتیاط همه آقایان را در نظر گرفت و نوشت. همه رساله بر اساس احتیاط بود. یعنی سخت ترین نظر و فتوا. آنجا یک چهارتا مساله از مسائل غیبت را گفته بود. من جای دیگر ندیدم. یک رساله کوچکی احتمالا شهید ثانی نوشته بود. به زبان عربی بود. کشف الریبة فی احکام الغیبة. اصلش عربی بود و به زبان فارسی ترجمه شده بود. آن هم باز مقداری از مسائل غیبت را داشت. مقداری را داشت. مثلا این مساله ای که بنده عرض می کنم قاعدتا در آن کتاب نبود. حالا اگر آدم می خواهد از زبان خودش محافظت کند، باید یک کمی مساله بداند. از این بگذریم.

ذهن آدم مثل حوضی است که پنج راه ورود آب دارد

آقایان علمای اخلاق یک مثال زده اند. ذهن آدمی را به یک حوض آب [تشبیه کردند]. قدیم ها خانه ها حوض داشت. مثلا می خواستند وضو بگیرند، می خواستند دست شان را آب بکشند، میخواستند رخت بشورند، در حوض می شستند. یعنی وقتی می خواستند آب بکشند. رخت را جدا می شستند و تمیزش می کردند که رنگ نداشته باشد و در حوض آب می کشیدند. الان دیگر از خانه ها رفته. ما اصلا نمی توانستیم سر شیر وضو بگیریم و صورت مان را بشوییم. حتما باید در حوض باشد. اما خب بعد عوض شد و شد. این حوضی که ذهن آدمی را به آن مثال می زنند، دقت کنید؛ حوضی که ذهن آدمی را به آن مثال می زنند حوضی است که پنج تا راه ورود آب دارد. حوض های قدیم یک دانه راه ورود آب داشت. راه خروج آب هم نداشت. لذا یک کسانی بودند که آب حوض کش بودند و می آمدند آب حوض را خالی می کردند و بعد تمیز می کردند و برای آب جدیدی که بخواهند درونش بریزند آماده می شد. ذهن آدمی پنج تا راه آب دارد. آن حوض قدیمی ها یک راه آب داشت. این پنج تا راه ورود آب، یکی چشم است. یکی گوش است. یکی زبان است. با اینکه ما با زبان حرف می زنیم. اما همین که داری حرف می زنی، یک آبی دارد به آن حوض وارد می شود. پنج حس. یکی هم حس لامسه است. باز از این هم یک پیامی دارد به اندرون آدمی می رود. آن پیام در اندرون ثبت می شود و می ماند. در این مثال در آن حوض. خب اگر از این پنج راه، آب آلوده وارد آن حوض شود، اگر از این پنج راه، آب آلوده به آن حوض وارد شود چه می شود؟ همه سرمایه آدم آلوده می شود. همه واردات آلوده است. همه واردات. پس همه آنچه که در آن حوض یعنی در ذهن شما موجود است، آلوده است. حالا دوستانی مکرر آمدند که مثلا توبه کردند و گذشته شان را کنار گذاشتند. اما می گوید رها نمی کند. عکس ها. خاطرات. خیالات بد. این آن چیزهایی است که در آن حوض مانده. خب اگر آدم بخواهند این حوض را، یعنی ذهن خودش را [پاک کند].

چطور آلودگی های ذهن را پاک کنیم؟

ببینید ذهن محل ورود این عالم به آن عالم است. آن عالم ما که روح ماست از طریق حواس پنجگانه به محل ورودی که آن ذهن ماست وارد می شود و در روح و جان ما می مانند. حالا بعد عرض می کنم. خب. اگر شما بخواهی این حوض پاک شود باید چکار کنی؟ مثلا من به زیارت امام حسین می روم. عمره می روم که دیگر نمی شود رفت. عرضم به حضور شما زیارت حضرت رضا علیه السلام می روم. نماز جماعت می خوانم. زیارت عاشورا می خوانم. نماز هایم را اول وقت می خوانم. دعا می خوانم. قرآن می خوانم. روضه می روم. گریه می کنم. گاهی هم به نامحرم نگاه می کنم. آنها آب های پاکیزه ای بود که به آن حوض وارد شد. از چشم من دارد یک آب آلوده وارد می شود. حرف هم می زنم. آدم حرف بزند... آن چه کسی است که می تواند نیم ساعت حرف بزند و هیچی حرف مردم را نزند. در حرفش غیبت و تهمت در نیاید. حرف هم می زنم. از این حرف ها هم باز یک مجموعه آلوده ای به آن حوض که ذهن من است وارد می شود. از طریق گوشم یک چیزهایی می شنوم. مثلا غیبت می شنوم. یا موسیقی می شنوم. باز یک آب آلوده ای از طریق گوش. با یک کسی که نباید دست داد دست می دهم. خب نباید دست داد. با بعضی ها نباید دست داد. حداقل با نامحرم. حالا فروض دیگرش را عرض نمی کنیم. خب این یک آب آلوده است که به آن ذهن من وارد می شود. اینها باید بسته شود. من می خواهم ذهنم را پاک کنم. باید فقط آب پاک از راه های ورودی به این حوض وارد کنم. این دودوتا چهارتا است ها. فقط باید آب پاک به این ذهن وارد شود تا به نتایجش برسیم. پس اگر گاهی آب آلوده وارد می شود، نمی شود. ببینید فقط یک مثال ها. یک حوض بزرگ است. از پنج راه آب می آید درونش. چهار راهش آب های تمیز می آید و یک راهش آب آلوده می آید. این حوض پاک و پاکیزه نخواهد بود. یک حوض بزرگ آب تمیز، با اندکی آب آلوده، آلوده می شود. نمی شود. آدم باید به طور جدی کنترل کند. ببینید عرض می کنم جدی. اگر جدی نکنید، همین است که تا حالا بوده و بعد هم همینجور خواهد بود و شاید هم بدتر بشود. وضع ما همینجور که تا حالا بوده خواهد بود، بلکه بدتر هم می شود. چرا؟ چون راه های ورودی به ذهن مان را مراقبت کامل نکردیم. بفرمایید ورود به شخصیت من. من دارم شخصیت خودم را با این می سازم. با واردات دارم شخصیت خودم را می سازم. من که روزی ده تا غیبت می شنوم، نمی شود. از نظر چشم، گوش، زبان، نمی شود.

باید انقدر آب پاک بیاید تا آن قبلی ها برود و دیگر هیچ چیزش نماند

اگر شما توانستی این آب های آلوده را ببندی و فقط آب پاکیزه بیاید، که این یک راهی است که جز آن هیچ چاره ای نیست، هیچ چاره ای نیست. جز این راه هیچ فرض دیگری وجود ندارد. اگر آدم بخواهد یک ذره خوب شود، هیچ فرض دیگری وجود ندارد. باید این گوشش غیبت نشنود. زبانش غیبت نکند. چشمش به نامحرم نگاه نکند. من کاسب هستم. مغازه دارم. زن مراجعه می کند. فرق نمی کند. باید حلش کنم. باید مشکلش را حل کنم. نمی شود. با نگاه به نامحرم درست نمی شود.  آن چیزی که آدم می خواهد انجام نمی شود. حالا اگر بستیم و فقط آب پاک به ذهن من وارد شد، بفرمایید اطلاعات پاک، واردات پاک به ذهن من وارد شد؛ باید انقدر آب پاک بیاید تا آن قبلی ها برود و دیگر هیچ چیزش نماند. و این به این زودی ها نمی شود. همه آنچه که به عنوان توبه می گویند، آن کوششی است که من برای تخلیه آن آب های آلوده از ذهنم می کنم. ببینید وقتی ذهن آلوده است، در نماز قابل جمع نیست. من نمی توانم ذهنم را جمع کنم. الان در این جمعیتی که اینجا نشسته اند، از بنده گوینده تا همه آقایان شنونده [چه کسی] می تواند در نماز ذهنش را جمع کند و در اختیار بگیرد؟ آنچه که می شنود، بشنود. یعنی سخن امام جماعت و قرائت امام جماعت را از اول تا آخر بشنود. هرچه خودش می گوید، می فهمد دارد چه می گوید. چیزی از دستش نمی رود. مثلا وقتی سبحان ربی الاعلی می گوید، سبحانش رفت و ربی الاعلی اش ماند. نه. اینطور نمی شود. این ثمره آن بی بند و باری واردات آدم است. اگر بی بند و باری واردات نباشد، ذهن آدم جمع می شود. آقا اگر ذهن آدم جمع نشود، بعد گرفتار می شود. گرفتار ذهن پراکنده. اگر آدم بتواند ذهنش را جمع کند و در اختیار بگیرد، در اختیار بگیرد. آقا این اختیار گرفتن ذهن یک روزه نمی شود. یک روزه نمی شود. من باید ادامه بدهم. یک روز، دو روز، یک سال، دو سال، ده سال، پاکی واردات. اگر واردات به ذهن پاک باشد، یک روز، دو روز، دو سال، ده سال، شاید، شاید آدم بتواند. حالا ما این را به یک لفظ دیگر می گوییم. اگر شما توانایی حفظ چشمت را به طور دقیق داشته باشی. دقیق ها. همه اینها را دقیقش را می گوییم. اگر به طور دقیق داشتی، می توانی ذهنت را حفظ کنی. اگر شما توانایی حفظ چشمت که عرض کردیم را، زبانت را، گوشت را، و سایر حواس را داشتی، اگر داشتی می توانی. باز یک روزه نه ها. یک روزه نمی شود. یک روز هم خوب است. اما یک روزه نمی شود. آدم می خواهد ذهن خودش را در اختیار داشته باشد. کسی که ذهن خودش را در اختیار داشته، معجزه کرده. معجزه کرده که ذهنش را در اختیار دارد و ذهن بی بند و بار نیست. شاید قدیم ها هم برایتان عرض کردم. ذهن آدمی از هر دزدی دزدتر است. من نشسته ام برای شما صحبت می کنم، در جیب شما هستم. دارم خیالات می کنم. می گویم بله ایشان اینجوری چک کشیده و فلان کار را کرده. آقا به تو چه؟ ذهن در اختیار من نیست. فضولی می کند. دارم با شما صحبت می کنم. ذهنم کجاست. حالا قاعدتا خودتان هم نمونه هایش را تجربه کرده اید. هرچه چشم من بی بند و بارتر باشد، ذهن من بی بند و بارتر و دزدتر است. هرچه گوش، هرچه زبان، هرچه دست. خب چشم سال ها باید پاک دامنی کند. چشم سال ها باید پاک دامنی کند. گوش و زبان هم همینطور تا ذهن آدمی بتواند پاک شود. اگر ذهن پاک شد در اختیار شماست. اگر می بینی نیست، یک عیبی دارد. عیب دارد. خب دوتا فرض دارد. یا چشم و گوش و زبان و اینها بی بند و بار است و ناگزیر آنچه که به ذهن من وارد می شود، آلوده است. ثمر می دهد. اینها یک درخت هایی را در آن حوض آب می رویاند. درخت حسادت از اینجا می روید. درخت تکبر از اینجا می روید. از گناهانی که آدم پیوسته انجام داده است. درخت بخل. همه صفات بد از این اعمال بدی که من انجام داده ام و واردات بد، واردات بد. این واردات بد، مثلا می گوییم ها؛ در ابتدا مثل اینکه فقط یک کاسه آب به حوض ذهن من وارد شد که آلوده بود. این کاسه آب آلوده می ماند. یک حرفی می زند. قرآن فرمایش دارد. اگر بلافاصله توبه کردی، اصلا نمی رسد. به آن مخزن وارد نمی شود. گناه را برای شما نمی نویسند. اگر طول کشید، که اصطلاحا می گویند بعد از هفت ساعت. اگر بعد از هفت ساعت توبه کرد، بخشیده شده. این مهم است ها. اگر آدم زود توبه کند. اگر بماند، آن وقت ثبت می شود. وقتی ثبت می شود به مخزن می رود.

گریه بر سیدالشهدا(ع) موثر است

حالا می خواهیم از مخزن درش بیاوریم. مگر به این زودی می شود؟ برای اینکه آدم بتواند این مخزن ذهن خودش را از آلودگی ها پاک کند، یک راه هایی گفته اند. یک چیز خیلی گردن کلفتش گریه برای حضرت اباعبدالله است. این خیلی مهم است. زیارت حضرت اباعبدالله است و این نمونه کارها. مثلا روایت دارد که اگر کسی به زیارت حضرت رضا علیه السلام برود و باران ببارد و یک قطره ی باران بر او ببارد، گناهانش بخشیده می شود. مثلا. اینها. اما باید بگیردها. باید آن یک قطره باران بگیرد. مشهد خیلی باران می آید. باید بگیرد. حالا اینکه چگونه بشود بگیرد، یک داستان دیگری است. در هرصورت اینها عوامل پاک شدن ذهن آدمی است. حالا من یک جلسه برای امام حسین گریه می کنم. خب یک جلسه مثلا عرض می کنیم مثل این است که ده تا پیاله آب آلوده از این حوض خارج کردی. اما یک دقیقه بعد هم نشستی آنجا و با هم گعده کردیم و گفتیم و خندیدیم. در مجلس امام حسین. شما آمده ای اینجا دعا بخوانی. آمده ای قرآن بخوانی. آمده ای نماز بخوانی. نشستیم خندیدیم و با هم صحبت کردیم. حرف خودمان را زدیم. دومرتبه برگرداندیم. آن پیاله هایی که از ذهن خارج کرده بودیم را برگرداندیم. داشتم این را عرض می کردم. اگر آن آب های آلوده به ذهن آدمی بیاید، اینها یک ثمر می دهد. پاک نشود و بماند، ثمر می دهد. ثمرش یک درخت های قطور مستحکمی است که می روید. اسمش می شود بخل. اسمش می شود حسادت. اسمش می شود... برسید تا یک روزی به نفاق می رسد. آدم منافق می شود. گناه، گناه زیاد و پشت سر هم به نفاق می کشاند. خب. بالعکس اگر من جز آب پاک و پاکیزه، جز واردات پاکیزه و پسندیده، در جان خودم وارد نکردم. واردات. این همه واردات به جان من می رسد. اعمالی که انجام می دهم، وارداتی است برای جان من. این واردات به جان من همه اش پاکیزه است. اگر همه اش پاکیزه است، ثمر می دهد. مثل آن آب های آلوده که ثمر می دهد اینجا هم ثمر می دهد. اینجا یک درخت هایی از پاکیزگی می روید. قرآن دارد که شجره طیبه می روید. شجره طیبه سخاوت. شجره طیبه ترس از خدا. شجره طیبه شجاعت. شجره طیبه همه صفات خوب. صفات خوب در اثر اعمال خوب در آدم می روید. این صفات خوب اگر رشد کافی بکند، حالا همه اش مثال است ها؛ این درخت ها گل می دهد. یک درخت هایی هست که پر از گل است. اصلا درخت پر از گل است. غیر از گل چیزی ندارد. به آنجا می رسد. اگر به آنجا برسد آن وقتی است که در خاطر آدمی یاد خدا جای می گیرد. لذتش را نچشیدید. لذتش را نچشیدید. وقتی یاد خدا در ذهن آدمی جای بگیرد. قرار بگیرد. قرار. قرار بگیرد. یاد امام حسین قرار بگیرد. یاد امام زمان قرار بگیرد. این ثمره آن روئیدنی های پاک و پاکیزه است. شجره های طیبه صفات خوب است. شجره طیبه صفات خوب ثمر می دهد. گل می روید. چه عرض کنم که من باید آن را چشیده باشم تا بفهمم. اگر این گل رویید و این یاد امام زمان قرار گرفت.

 

آیت الله مصباح فرمودند که من خدمت آقای حاج میرزا عبدالعلی تهرانی رسیدم. آقای حاج میرزا عبدالعلی تهرانی از علمای بزرگ و محترم تهران بود و از علمای اخلاق تهران بود. شاگرد مرحوم آقا شیخ مرتضی زاهد بود. ایشان فرموده بودند که وقتی من قم بودم به نماز آقای حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی می رفتم. آن وقت ایشان بود و من به نماز آقای ملکی می رفتم. من هفته ای یک بار بیشتر به این نماز نمی رفتم چون اگر بیشتر می رفتم من را از زندگی می انداخت. ببین این نماز چقدر قوی بود و ایشان هم چقدر آماده بود. من را از زندگی می انداخت. اصلا دیگر دستم به کار نمی رفت. مثلا طلبه ام دیگر. باید برای خودم غذا درست کنم. دستم نمی رفت که برای خودم غذا درست کنم. کارم می ماند. لذا بیشتر از یک بار به نماز ایشان نمی رفتم. بعد خب به تهران آمدم. حالا ایشان فرموده بودند. من به تهران آمدم و خدمت آقای آقا شیخ مرتضی رسیدم و به نظرم آمد که ایشان از آقای میرزا جواد آقا برتر هستند. حالا این تشخیص ایشان است. البته خودش عالم و اهل فن بود. گفته بودند برای اینکه ایشان همیشه در محضر امام زمان است. این محضر امام زمان مگر می شود؟ آن شعر در خاطرتان هست که می گفت رو پاک شو، دیده بر آن پاک انداز. ببین آدم باید چقدر پاک شود که دائماها. اینها که دائما در محضرند یعنی در خواب هم هستند. خواب شان زنده است. خواب مرده نیست. خواب ما مرده است. نه خواب می بیند ها. البته خواب هم می بیند. اما این خواب نیست. زنده است. در خواب زنده است. این تنش خوابیده. خودش بیدار است. اصحاب پیغمبر منتظر بودند ایشان بخوابد و به سر و کول هم بزنند. از این بازی هایی که ما هم گاهی [می کنیم]. مثلا از این کارها کردند. صدای ایشان برخاست که شما فکر می کنید من خوابم. شما فکر می کنید من خوابم. قلبم بیدار است. اگر قلب شما به حیات برسد، دیگر نمی خوابد. هیچ وقت خواب بر او غلبه نمی کند. تن خوابیده ها. مثال عرض می کنم مثلا آنها هم می دیدند که پیغمبر دارد خر خر می کند. حالا ایشان خر خر نمی کرده. حالا. پس خواب است دیگر. من خواب نیستم. قلبم بیدار است. این ثمره آن زخماتی است که آدم در پاکدامنی کشیده. هیچ چیز بدون پاکدامنی نمی شود. پاکدامنی از کجا شروع می شود؟ باید ذهنت را پاک کنی. چگونه ذهنم را پاک کنم؟ گناه نکنی. هیچ گناه نکنی. اگر هیچ گناه نکنی، و بکوشی، بکوشی. این هم هست. یادتان باشد قبلا هم به صور دیگر عرض کردم که بکوشی گذشته را جبران کنی. این لفظ گذشته را جبران کنی، برایتان عرض کرده ام. گذشته باید جبران شود. من پشت سر شما غیبت کردم. آبروی شما را بردم. در جمع. باید بروم تک تک آنها را پیدا کنم و بگویم آقا من بودم که گفتم. من تهمت زدم. من غلط زیادی کردم. من بیخود گفتم. دروغ گفتم. آنچه که گفتم نادرست بود. بعد نفر بعد. بعد هم از آن آدم رضایت بطلبم. این جبران است. خب اگر نکنم باز عرض می کنم همین می شود که ما هستیم. ما چه هستیم؟ همین هستیم که هستیم. بعد فرق می کند؟ بعد فرق نمی کند. کارت عوض شد؟ کارهایت عوض شد، سرنوشتت عوض می شود. نشد، همین است که هست. من یک عمر نماز می خوانم. همین نماز. پرت و پلا. یک ذره اش هستم. یک ذره اش نیستم. بیشترش نیستم. کمترش هستم. هرچه هم زمان می گذرد، بیشتر از نماز بیرون می روم. اگر یادتان باشد برایتان عرض کردیم. امام فرمودند الصَّلاه میزانٌ نماز میزان است. من اخلاقم خوب است یا نه؟ در نمازت معلوم می شود. اگر حواست در نماز جمع بود، بدان اخلاقت خوب است. بدان اعمالت درست است. اگر نیست، خب نیست دیگر چکارش کنیم؟ الصَّلاه میزانٌ. خب اگر آن گل هایی که بر این درخت های صفات خوب، گل هایی که بر درخت های صفات خوب می روید، بر این بوته های پاک و پاکیزه، اگر این گل ها توانست همه قلب شما را پر کند، آن مقصد آن وقت به دست می آید. شما در یاد خدا غرق شوی. داستانش را مدام برایتان عرض کردم. در یاد خدا غرق شوی. غرق. عرض کردم یک وقت ما مشهد بودیم حاج آقای حق شناس را دعوت کردیم منزل مان. مثلا پنج شش نفر از شاگردان ایشان بودیم. حالا ما که شاگرد نبودیم. حالا خدمت شان می رفتیم. ناهار دعوت شان کردیم و ایشان تشریف آوردند. بعد از ناهار ایشان از من سوال کردند که مثلا این غذا را چگونه پختید؟ مثلاها. یادم نیست چه سوالی کردند. من شروع کردم به توضیح دادن. من در چشم ایشان نگاه کردم دیدم نیست. حرف من را نمی شنود. مثلا من باید ده دقیقه صحبت می کردم. سه چهار دقیقه صحبت کردم و رها کردم. ایشان هم هیچ چیز نگفت. نبود. این اواخر هم باز دوستان نقل می کردند که ایشان نماز صبح را می خواند و قرآن را جلویش باز می کرد. بعد می دیدیم نیست. صورتش شده سفید. نیست. همینطور دارد به دیوار روبه رو نگاه می کند. این ثمره اش است. بهشت چیست؟ برای این آدمی که این حالت هست، بهشت چیست؟ می گویند یاران حضرت حسین، آنها که در راه ایشان شهید شدند؛ امیدواریم که این شهدای خوب ما که به عنوان مدافعان حرم هستند، یا قدیمی هایشان، آن شهدای قدیم دفاع، اینها هم جزء همان ها باشند. بسیاری شان، بسیاری شان یا شاید هم همه شان به عشق امام حسین بودند. حالا خوشا به حال شان. اینها روز قیامت دور هم نشسته اند. آقا بهشت منتظر شما هستند. حالش را ندارند. من می گویم حالش را ندارندها. حالش را ندارم را هم نمی گویند. می گویند ما فقط می خواهیم امام حسین را ببینیم. فقط. بهشت می خواهیم چکار. واقعا می گوید بهشت می خواهم چکار. زیبایی های بهشت را چندین و چند بار برایتان عرض کرده ام. گفتیم یک دانه برگ از بهشت، یک برگ از یک درخت بهشتی، بکنند و به این کره زمین بیاورند، کل کره زمین بهشت می شود. یک برگش. انقدر خرم است. خرمی یک برگ بهشتی. حالا اصلا این را نمی بیند. اصلا نمی بیند. آنها انقدر اندک است. مثلا آنها که برای امام حسین شهید شدند. شهادتی که در این راه بهشان می رسد را انقدر اندک حساب می کنند. انقدر اندک حساب می کنند. می گفت آقا هزار بار. مگر هزار بار شوخی است. من زنده شوم و در راه تو شهید شوم. بعد مثلا من را بسوزانند و خاکستر من را به باد بدهند. انقدر کوچک می شود. اگر آدم به این مقدمات عمل کند. مقدمات را عمل کند. چشمش را مواظبت کند. گوشش را مواظبت کند. چه عرض می کردم؟ مسائل غیبت را بلد باشد. مسائل غیبت را بلد باشد. فقط آقایان طلاب وقتی که مکاسب محرمه می خوانند، در مکاسب محرمه مسائل غیبت جزء گناهانی که آنجا گفته می شود، یکی از کسب های حرام غیبت است. بحث غیبت آنجا می شود. وگرنه جای دیگری نیست. می شود من مساله دان هم هستم اما این مساله را بلد نباشم. ندانسته غیبت کنم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 

مراسم گرامیداشت مدافع حرم اهل بیت (س) پاسدار شهید محمد کامران از طرف آیت الله جاودان با سخنرانی حجت الاسلام پناهیان و مداحی حاج امیر عباسی در حسینیه مرحوم شیخ مرتضی زاهد (ره) برگزار شد.

_ بحث امروز را با یک مثال ساده شروع می کنم . بازیگر خوب کسی است که بتواند هر نقش خوب را ایفا کند و در یک تیپ مخصوصی در ذهن مخاطب جا نگیرد و مردم او را هم فن حریف بدانند. بازیگر باید آماده باشد نقش های مختلفی که کارگردان از او می خواهد ارائه دهد. بازیگر خوب بازیگری است که بتواند با گفته های کارگردان خودش را تطابق دهد. یعنی خودش نباشد آنی باشد که کارگردان از او می خواهد و الا اسمش به عنوان بازیگر خط می خورد. من البته فکر می کنم هر اتفاقی در عالم می افتد می تواند به انسان در فهم یک سلسله معانی بالای دینی کمک کند. اینکه در روایت فرموده اند در هر صحنه ای برای مومن عبرت و درسی است همین است.

_بازیگر کسی است که اگر کارگردان نقشی از او خواست بتواند ایفا کند. نقش را خوب باید بازی کند نباید خودش باشد. نگوید من امروز خسته ام و نمی توانم این نقش را انجام دهم . در ارتباط با پروردگار عالم ما باید چنان حالتی را داشته باشیم. حالا اولین باری که این بحث مطرح شد زمانی بود که ابلیس تمرد کرد بر سجده بر آدم. گفت من نمی توانم این کار را بکنم. من جایش 6 هزار سال عبادت کردم. بعد یک لحظه تکبر کرد. تکبرش را چطور توجیه می کرد. می گفت اگر بحث عبادت شماست من اینطور که تو می گیی نمی توانم عبادت کنم. ولی آنطور که خودم بلدم دو هزار سال جای این سجده ای که تو می گویی عبادت می کنم. خدا در پاسخش گفت: برو گمشو. تمام شد. هبط عمل یعنی همین . یعنی 6 هزار سال عبادت به خاطر یک لحظه تکبر هیچ شد .

_امیرالمومنین (ع) در خطبه قاصعه می فرماید که احکام خدا در آسمان و زمین یکی است.خدا یک ملکی را اینطور ساقط کرد ، آیا به یک بشر که آن هم این پشتوانه عبادت را ندارد رحم خواهد کرد. آنجا خداوند بحث بازیگر را وسط کشید. فرمود : من می خواهم بندگی کنی هرجور که من می خواهم نه هرجور که تو می خواهی و دلت می خواهد. من دلم می خواهد یک جور دیگر بندگی کنی.

 

 

_در وصیت نامه این شهید بزرگ در کنار بسیاری از کلمات عرشی دیدم مضمون این بحث را هم صریحا آورده است. که خدایا دوست دارم به شکلی پیش شما بیایم که شما دوست دارید.

_یکی از شهدای تفحص از رفقای قدیم ما بود. کسی هم زیاد نمیشناختش . بعد از شهادتشان من فهمیدم یک بچه فلج دارد. رفته بود امام رضا(ع) و گفته بود من می روم شفای بچه ام را می گیرم. بعد در خواب دیده بود امام رضا(ع) به او گفته بود که بگذار باشد و او هم گفته بود چشم . بله آدم به اینجا می رسد.اهمیت این بحث به این است که معمولا نوع آدم ها نقطه مقابل این تصور هستند. فکر می کنند ما باید برای یک سلسله رفتارهایی آماده بشویم و بعد آن رفتار را انجام بدهیم ولی نه. ما باید ببینیم بعدا به ما چه ماموریتی می دهند.. معمولا خدا به یک رفتار خوب آدم را عادت می دهد بعد می گوید نمی خواهد بیا این کار را انجام بدهی و اینجاست که آدم کم می آورد. مثل ابلیس که کم آورد. خدا می فرماید: تو باید به دستورات من گوش بدهی و انجام بدهی و بعد می گوید که این کار را انجام نده. اینجاها خیلی ها گیر می کنند.اصلا از بد بود بودن به خوب شدن انگار فرع ماجراست.

_آقاجان گناه نکن ، بچه خوبی باش ! این مقدمه است. اینکه کاری ندارد اصلا. این اول ماجراست. حالا می گویند که اینجوری خوب باش این کفر آدم را در می آورد. یعنی کسی که هر دستوری دادند انجام بدهد و آماده برای نقشی که خدا ازش خواسته است بشود . کسی که صادقانه این را بخواهد شهید می شود و شهید هم نشود مثل شهداست.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

مسجد ارک تهران نقش ویژه ای در تاریخ انقلاب دارد. بخش عظیمی از تاریخ مبارزات انقلاب در این مسجد رقم خورده است. سخنرانی و حضور بسیاری از علمای برجسته و انقلابی چون آیت الله حائری به عنوان امام جماعت مسجد، مرحوم فلسفی، آیت الله بروجردی، آیت الله مکارم شیرازی، شهید مطهری ، شهید بهشتی و شهید مصطفی چمران بخشی از برگ های درخشان این مسجد است. در سال های اخیر نیز این مسجد نقطه ثقل هیئت های تهران محسوب می شود. برنامه های عزاداری ایام محرم و فاطمیه و مناجات های پرشکوه شب های ماه مبارک رمضان با مداحی حاج منصور ارضی اهمیت این پایگاه مردمی را دوچندان کرده است. به بهانه افتتاح پایگاه بسیج شهدای مسجد ارک در هفته جاری گفت و گوی کوتاهی با حاج منصور ارضی ذاکر با اخلاص اهل بیت(ع) داشته ایم که در ادامه می خوانید: * به تازگی شاهد افتتاح پایگاه بسیج شهدای مسجد ارک بودیم . شما در سخنان خود در مراسم افتتاحیه بر پرورش یاران با اخلاق و ولایتمدار بسیجی تأکید کردید؛ چگونه می‌توان به این موفقیت رسید؟ نوع انتخاب بسیجی بر چند پایه استوار است؛ در قدم اول می‌بایست با تقوا باشد. دوم، با درد مردم آشنا باشد. البته من در سخنان خودم به ملاک‌ها و معیارهای بسیجی اشاره کردم که در این‌جا لازم است اشاره کنم ملاک با مصداق فرق دارد. نماینده باید دارای ملاک باشد؛ پس باید بسیج احساس تکلیف کند و هوشیار باشد که این ملاک‌ها را مدنظر قرار بدهد. چرا‌که این ملاک‌ها همچون پلاک‌هایی هستند که روزی در جبهه‌های نبرد سند شناسایی رزمنده‌ها بودند و امروز همین ملاک‌های گفته‌شده می‌تواند سند شناسایی یک نماینده بسیجی در خانه ملت باشد که تشخیص افراد دارای این ملاک‌ها با یک دید الهی میسر است. *جنابعالی در قالب تبیین رسالت بسیج ، به انتخابات و حضور نمایندگان با شناسنامه و هویت یک بسیجی اشاره کردید؛ در این باره بیشتر توضیح می دهید؟ ملیت نماینده پیش از ایرانی بودن، باید اسلامی باشد. یعنی ببینید آیا مومن واقعی است و یا خیر؟! مردم ما باید در این میدان فریب شعارها و گفتارها را نخورند. تحت تأثیر جوسازی و تعصبات نباشند! کارها را ببینند؛ کار یک نماینده خدایی است و نه جناحی! «تخلّقوا باخلاق الله...»- یکی از راه‌های تخلّق به اخلاق الهی، جهاد با نفس است. البته در این مسیر داشتن استاد و شرکت در مجالس مذهبی و حضور در گروه‌های سالم نیز لازم است. *فلسفه تشکیل پایگاه بسیج و تقویت این جبهه در مقابل میدان‌های سخت جنگ نرم دشمن چیست؟ بگذارید این‌گونه پاسخ بدهم که بسیجیان ابتدای انقلاب این رسم را داشتند که با روزه‌داری(دو روز در هفته یا بیشتر) و یا اهتمام به سایر اعمال عبادی اقدام به پاکسازی و خودسازی می‌کردند. زیرا بسیجی‌بودن فقط به لباس نیست؛ یک بسیجی باید دستورالعمل هایی را که برای طلاب علوم دینی گفته شده، انجام دهد.

 

* گفتگو از مجتبی برزگر

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

گزیده ای از سخنان حجت الاسلام مومنی را بخوانید:

 

_ بالاترین سرمایه ای که خدا به ما انسان ها ارزانی داشته نعمت عقل است که وجه تمایزما انسان ها با حیوان همین عقل و ادراک انسان است. از رهگذر عقل که اسمش پیغمبر درون و یا حجت درون است،بنا به گفته نورانی امام کاظم انسان می تواند مسیر صحیح را از مسیر ناصحیح تشخیص دهد. _ نعمت عقل انسان را به سمت بندگی و عبودیت سوق می دهد. به سمت یکتا پرستی که ای انسان سرمایه های وجودی خود را جایی بگذار که صددرصد سود نصیب تو شود. کارهایی که از انسان ها سرمی زند و آنها را به سمت غیر خدا سوق می دهد جهل است. جهل انسان را از ولایت خدا خارج می کند و تحت ولایت ابلیس و شیطان قرار می دهد. اما عقل انسان ها را از ولایت های مختلف خارج می کند و تحت ولایت خدا قرار می گیرد. _ انسان عاقل اجازه نمی دهد که سرمایه هایش هرز برود و از بین برود. انسان عاقل سرمایه هایش را در محضر دزد و راهزن قرار نمی دهد. انسان عاقل کسی است که استفاده حداکثری از سرمایه ها می برد و جایی سرمایه گذاری می کند که ذره ای احتمال ضرر ندهد. _ در وجود انسان یک سری سرمایه هایی مانند عمر و زندگی و جوانی و عدم گرفتاری و سلامتی وجود دارد. این سرمایه ها را باید جایی هزینه کرد که انسان را به سمت بندگی خدا سوق دهد.جوان می تواند از جوانی خود لذت ببرد. جوانی که از همه تعلقات می گذرد و به دفاع از حرم می پردازد. چه اتفاقی می افتد که چنین می شود. این افراد در دوران جوانی به اوج عقل رسیده اند. _ کسی که سرمایه خود را برای خدا هزینه کند اولین کسی که خریدارش می شود خود خداست. روایت است کسی که در محبت خدا سماجت قرار دهد و محب خدا شود ، عاشق خدا می شود و کسی که عاشق خدا شود خدا عاشق او می شود و کسی که خدا عاشق او شود نزد خدا می رود. خدا دیه عاشق خود را می دهد. این دیه خود خدا می شود. این ها زنده هستند. این ها عند ربهم یرزقون هستند.این جوانان از چیزی که خدا به آنها داده شاد هستند. این جوانان با رسیدن به اوج عقل در مقابل تعلقات قرار می گیرند و عقل را در مسیر خدا قرار می دهند. _ دو نکته بسیار مهم است که باید به آن توجه کرد و می توان آنها را انجام داد که با انجام آن یک عمر انسان ارتزاق کند. اول این که به آنچه که خدا به گردن ما قرار داده است کوتاهی نباید کنیم. رأس این نماز است. از رهگذر نماز در وادی خدا می توان قرار گرفت که با سرعت بسیار زیاد انسان به رشد و درجه ای می رسد که باور کردنی نیست. _ دومین مورد هر چیزی که احساس می کنید انسان را از خدا دور می کند کنار بگذارید. اجازه ندهید هیچ چیز جای خدا را در قلب انسان بگیرد. گناه قلب انسان را آزده و خدشه دار می کند. گناه لکه ای است که بر لوح صاف و پاک قلب قرار می گیرد. فکر خود را در بندگی خدا و اتصال به سیدالشهدا آرام کنید. _ جوانی دوران آزمون و خطا نیست و راحت از دست انسان می رود. حداکثر استفاده را باید از عمر کرد.با انجام واجبات و ترک محرمات می توان از عمر استفاده حداکثری کرد. اگر محبت امام حسین(ع) را در دل دارید بدانید خدا به شما نگاه کرده است. _ نشانه عقل و انسان عاقل چهار ویژگی است. اولین نشانه دل نبستن به دنیاست ، دوم روی آوردن به آخرت و سومین مورد توشه برداشتن برای شب اول قبر و چهارمین مورد آماده بودن برای روز قیامت است.

 

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 102 صفحه بعد